رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

بعضی وقتا حس بچه ای رو پیدا میکنم که انگار تو یه خیابون شلوغ دست مامانشو ول کرده و گم شده, خیابونی که آدماش همه شون لباس مشکی تنشونه ساختمونای بلند که جلوی خورشید و نور و گرفتن وحس ترسی که تو وجود یه کودک ایجاد میشه ...

بین این همه غلط میترسم گم بشم درستو گم کنم بین آدمایی که میگن به پوچی رسیدیم میترسم اشتباهی دست خدارو ول کنم و گم بشم, کسی حس ترسمو درک نمیکنه جز خدا ,کم کم دارم از آدما میترسم از افکارشون میترسم تو این زمون درست بودن و درست ماندن سخت شده,

 

میترسم بزرگ مرد کوچیک( به تفسیر مامانم )تو این زمون اشتباهی بشه........خدایا کمکم کن اشتباهی نشم.....

 

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

یه جا بودم یه خانومه بینی اش رو عمل کرده بود و بعد از یک ماه اومده بود پیش دکترش و از ظاهر بینی جدیدش ناراضی بود و میگفت دکتر من تا حالا نذاشتم شوهرم بینی ام رو تو این یک ماهه بدون چسب ببینه. من خیلی برام جالب بود چی میشه یه زن و شوهر انقدر برای هم غریبه میشن که زن یه نگرانی بزرگ مثل این رو از هم+سرش پنهان میکنه؟ خب شریک زندگیت مواقع ناراحتی و مشکل و استرس هم شریک زندگیته دیگه. قبول با وجود مخالفت همسرت و اصرار زیادت رفتی عمل کردی ولی شد دیگه. اتفاقاْ باید بهش بگی و اون تو ای

عاشق نسیمم با این پست گذاشتنش :ws28:

...................................................

 

هر چی بزرگتر میشم سخت تر میشه ، شناخت ادمها و ... چقدر راحت دوستی رو کنار میزارن و دل میکشنن ، چقد راحت دو تا چهره پیدا میکنن ، چقد راحت بد میشن .

لینک ارسال

دوستم خوابه

چراغا خاموش ــه اما پنجره بازه

اتاق تاریک اما بنجره بازه

فقط آسمونُ میبینم الان

ابری ــه :)

چقد دوست داشتم همین الان دو تا بال داشته باشم ازین تاریکی ــه برم تو آسمونِ ابری

بچلونم این ابرها رو که خیلی وقت ــه فقط بغض دارنُ نمیبارن

لینک ارسال

به نظرم خیلی خوبه که وقتی آدم تو سن میانسالیه بتونه خودشو در حد یک بچه ده ساله کوچیک کنه شاید یکی از دلایلی با بچه های حتی 5 ساله میتونم کنار بیام سرگرمشون کنم همین باشه اما این فقط زمانی خوبه که در اختیار خودت باشه اما وای به روزی که کسی سی سالش باشه و واقعا در دنیای کودکی سیر کنه چنین شخصیت هایی واقعا برام مهوع هستن و وای به روزی که همچین شخصیتی بخواد خودشو بهت بچسبونه تا حدودی میتونی مدارا کنی احترام بذاری زمانی میرسه که واقعا باید خوردش کنی تا شاید به خودش بیاد

لینک ارسال

... اینجا که میام عملا هیچ کار مفیدی انجام نمیدم.البته بقیه مواقع (دنیای واقعی)هم همینطور شدم

 

یه عالمه کار واسه انجام دادن دارم.اما هیچکدومشون رو انجام نمیدم...

 

واقعا نمیدونم چرا؟:icon_redface:

 

اصلا من چمه:4564:

امیدوارم خوب بشم.مثل قبل......

لینک ارسال

نوشتن کی بود مانند .......

ولش کن حرفهای قلنبه نزنیم امشب

میدونین الان دارم فکر میکنم ماسکهای صورت اینروزها خیلی طرف دار پیدا کرده (البته ماسک ارایشی منظورم نیست اشتباه نشه) ماسکهای پوشش شخصیتی رو میگم حرف از ریا نیست حرف از قایم کردن هستش دوستان خوبه ها ولی دیگه شورشو دراوردیم شایدم دلیلش ترس باشه و یا غرور کاذب چه میدونم ولی خوب نیست نباید زیاد انجامش بدیم دوستان این میشه که صداقت کم کم میره و پشت سرشم نگاه نمی کنه....

لینک ارسال

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود.آدم آورد در این دیر خراب آبادم...خطاب به آدم:whistles:نمیبخشمت:ws3:والا به خدا

 

اما ازون فردوس برین چیزی یادم نمیاد:ws52:اما کاش یادمون بود اونوقت برای خوب بودن تلاش میکردم که دوباره بریم همونجا...

لینک ارسال

فضای 3 بعدی با 2 محور عمود برهم در یک صفحه و یک محور عمود بر آن دو که خارج از صفحه آنها قرار دارد نمایش داده میشود. نیرو در فضا 3 مولفه عمود بر هم خواهد داشت.نیرو در فضا به 3 راه نمایش داده میشه.

:whistles::4564::whistles::banel_smiley_4::icon_pf (34):

لینک ارسال

تا حالا نشده بود واسه دیدن صحنه فیلم گریه کنم ، امشب با دیدن صحنه ی فیلم فاطما گل گریه کردم:sad0: :4564: صحنه خداحافظی کریم از باباش ، خیلیاحساسی بود :4564:

همه ی ریملامم ریخت :4564:

لینک ارسال

به دوستم میگم من مُردم، شماره ــمُ از تو گوشیت پاک میکنی؟

میگه نه میذارم تا دو سه سال

میگم نه راضیه اصلا پاکش نکن : (

زُل میزنه تو چشمام میگه تو بمیر، من قول میدم هیچ وقت پاکِش نکنم : |

لینک ارسال

دارم یه تست که مشاور بهم داده پر میکنم اینقدر رفتارها تصمیمات و احساسات متناقض از خودم سراغ دارم که قطع به یقین میگه این طرف دیوانست ببرین تیمارستان

لینک ارسال

"بی تفاوتی" ِ به مسائل رو همیشه برابر با "مرگ" خودم میدونستم ...

و الان...

یادگرفتم که نسبت به بعضی [خیلی]چیزها باید مُرد[بی تفاوت بود.]:ws37:

لینک ارسال

میکن تنهایی خوب نیست اما من میگم بد نیست .

گاهی کسایی کنارت هستن ، کسایی بهت نزدیکن که نباشن بهتره . ارامشت بیشتره. از بودنشون خوشحال نیستی ، خیلی نزدیکن اما همون اندازه هم بی احساس :ws37:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...