رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

یکی از دلخوشی هام انجمن بود چون دوستای خیلی خوبی داشتم.خیلی گرم و صمیمی جوری که همدیگه رو ابجی صدا میکنیم

 

اما از اون طرف یه عده هم هستن عین بچه ها رفتار میکنن.چقدم من بدم میومد همیشه از بچه بازی :w000:

 

باید کم کم از اینجا برم اما دوستام چیییییییییییی.:4564: 5c6ipag2mnshmsf5ju3z.gif

 

 

لطفا در سخت ترین شرایط انسان بمانید

  • Like 18
ارسال شده در

الان تو شوکم میگن هر چاهی برا دیگران میکنی خودت توش میفتی راس میگن همیشه میرفتیم پروف دیگران شلوغی میکردیم الان اومدم دیدم 248تا پیغام بازدید کننده دارم با خودم گفتم باز انجمن قاطی کرده(بیچاره انجمن)بعد دیدم نهههههههههههههههههه افتادم تو چاه:ws28:

  • Like 18
ارسال شده در

عید داره میرسه و اصلا" بوی عید رو با خودش ندارهhanghead.gif

  • Like 17
ارسال شده در

میگن به متکدی‌ها کمک نکنید... اما وقتی شب عید پیرمرد تکیده و خسته‌ای رو میبینم که فال دستشه نشسته روی پله‌های ورودی مترو، سرش زیر انداخته، با خودم میگم یعنی این آدم ثروت داره و اینجاست؟! مگه یه کاغذ فال چه ارزشی داره!

 

میگن از دست فروش‌ها خرید نکنید.... اما وقتی شب عیدی میبینم تو شلوغ‌ترین میدون این شهر یک زن با یه بچه یک ساله و یه دختر 4،5 ساله نشسته گوشه خیابون، و در عین حال که داره دست محبت به سر فرزندش میکشه آروم و زیر چشمی نگاهش به کبریت‌هایی‌ه که جلوی پاش ریخته تا بفروشه، با خودم میگم یعنی این مادر پول داره و این جا نشسته کنار خیابون تا یکی پیدا شه یه بسته کبریت بخره؟! مگه یه بسته کبریت چه ارزشی داره!

میگن خیلی از دست فروشا و گداها ادای معلولین رو در میارند.... اما اون مرد فلج و عقب مونده ای که 4 تا ظرف دوغ گذاشته بود جلوش و با صدایی گرفته که به سختی شنیده می‌شد میگفت دوغ.... اون چی؟! مگه یه دوغ چه ارزشی داره.

 

 

دیدن این صحنه‌ها وحشتناک‌ه.... خیلی وحشتناک.... کاش اگه همشون فیلم بازی میکنن دست بردارن... کاش میشد باور کرد اینا فیلم‌ه... اما متاسفانه زیادی حقیقی میزنن:hanghead:

  • Like 22
ارسال شده در

یه وقتا هست که نه دلنوشته ای داری نه گاه نوشته ای . . .

 

اصلا حس نوشتن یه خط کوتاه هم نداری . . .

 

زندگیت خوبه ها . . . شاید هم انقدر خوب که باورش برات سخته . . . .

 

شاید قبلش فکر نمیکردی انقدر راحت عوض شی . . . .

 

بعد با خودت میگی من همون آدم قبلیم ؟؟؟!!!! چم شده ؟!!!

 

اون زمان با رویاهات میشی بیگانه . . .

 

رویا ؟!!! اصلا رویا چی هست ؟!!!!

 

آرزوهات یه رنگ دیگه میشه . . .

 

یه رنگی از رنگ واقعیت . . . از همین رنگا که دیده میشن . . .

  • Like 21
ارسال شده در

سال 92 اتفاق خاصی نیوفتاد اما کلی تجربه کسب کردم

 

از شناخت آدمای اطرافم گرفته تا چگونگی پیشرفت در رشته تخصصی م

 

پیدا کردن دوستای با محبت که اینجان اما منبع انرژی منن(خدایا مواظبشون باش)

دیدن زندگی از یه زاویه ی دیگه..نمیدونم چی بگم

 

دیروز روز خیلی سختی بود برام..حتی تحمل خودمم نداشتم اما باز یه نفر مثل همیشه تنهام نذاشت تا منم مثل همیشه نق زدنامو غر زدنامو دردامو فقط به اون گفتم

حتی به مامانمم نگفتم که اذیت نشه ولی اون بیچاره رو خیلی حرص دادم..(خیلی اذیتت کردم..ممنون به خاطر همه چی):icon_redface:

 

بعضی دوستان من علاقه ای به اعداد فرد ندارن..سالهای فرد هم دوس ندارن

هی میگن 93 سال روتینی هست

اما من عاق اعداد فردم...شدیدا هم منتظر شروع سال93 مباشم:ws37:

  • Like 15
ارسال شده در

امروز همه داشتن میگفتن سال 92 سال خوبی نبود منم بدون اینکه فک کنم تاییدشون میکردم...

حالا اومدم تو تنهایی خودم فک کردم...فکر ...وای خدا من چرا تایید کردم

امسال خیلی سال خوبی بود !یعنی وزنه اتفاقای خوب در مقابل بد سنگینی میکرد

پس چرا نیمه پر ندیدم من.....!حالا خواستم بگم خدایا ممنونم ازت

حالا دنبال یه برنامه خوبم تا سال جدید سال بهتری باشه چون خودمم که لحظه های بدی برای خودم میسازم نه تو

حواست به ماها باشه

تنهامون نزار اگه گاهی...فقط گاهی فراموشت میکنیم

چقد این روزای اخر دلتنگ شدم برای روزهای خوبی که گذشت و قدر ندونستم

ولی شکر برای همه چیز:hapydancsmil:

  • Like 10
ارسال شده در

کاشکی میشد وقتی بهار میاد اول خونه دلمون رو بتکونیم بعد خونه تکونی کنیم...بعد که دلمون رو تکوندیم بریم زیارتش که جایگاه خدا شده و بعد از اون بریم دید و بازدید اقوام...کاش میشد تو سفره هفت سین سادگی و ساده زیستی بذاریم...کاش سال جدید رنگ خدائی به خودمون بگیریم نه رنگ طبیعت...

  • Like 17
ارسال شده در

عادت دارم همیشه آخر سال کل پیام های گوشیم رو چه خوب و بد حذف میکنم

به سلامتی امسال ذهنم رو هم حذف میکنم و میرم به سوی سالی خوب.

:ws3::icon_gol::hapydancsmil::ws37:!

  • Like 18
ارسال شده در

سال نو رو پیشا پیش به همه دوستای عزیزم تبریک میگم...ایشاالله سالی پر از خنده و سلامتی و ارامش در کنار خونوادتون داشته باشید:ws37:

  • Like 19
ارسال شده در

نقش بازی کردن اونم واسه خودت خیلی چرتِ !

سعی میکنی نشون بدی خیلی خوبی ،خوشحالی ،هیچی و هیچ کس واست مهم نیست ولی اونی که میپوکه خودتی و خودت :|

------

پ ن پ: پیشاپیش سال نو همگی مبارک : )

  • Like 19
ارسال شده در

امیدوارم هر کی تاوانِ اشتباه ش رو داده...از طرف ما هدیه ی بخشش بگیره...

 

که این بخشش از یک طرفه ما رو نجات بده از از یک زخمی که تو دوره ی زمانی م تونسته بشه سیاه زخم...

 

اون یکی رو نجات بده از موندن تو تاوانِ گذشته...

 

تا وقتی کمک نکردیم که یکی زندگی جدید شروع کنه با امید...

 

چه طور انتظار داریم خودمون با امید زندگی رو شروع کنیم؟!

.

.

.

از سین تا میم...اگر 12 بار قِل بخوری...

 

همه این میون..

 

شین...صاد...ضاد..طا..ظا...عین...غین..

 

فِ..قاف..کاف..گاف...لامِ محتویات سال رو دور می زنی...

 

هم از سینِ سال نو...به میمِ محبت می رسی...که سال نو و قدیم نمی شناسه...

 

 

 

امیدوارم در سال نو لایق بخشش باشین و بخشیدن:icon_gol::icon_redface:

  • Like 23
ارسال شده در

سال نو رو پیشاپیش به همه دوستان تبریک میگم....و سالی پر از از خوشی و موفقیت آرزو دارم....

 

امسالم که رو به پایانِ خیلیارو از خودم رنجوندم....امیدوارم به بزرگی خودشون ببخشن...

 

:icon_gol:

  • Like 16
ارسال شده در

کجا گُـــمِـت کردم تو این شبِ جاری ...

 

هنوز خوشبینیم

به ســـبــــزی فـــردا...

 

کجا گُــمِــت کردم کجای این دنیا ...

 

کجا گُــمِــت کردم کجای این کابوس...

 

:ws37:

 

  • Like 15
ارسال شده در

از ماه رمضان به بعد هرچی خواب میبینم که رفتم حرم آقا امام رضا یه اتفاقایی میوفته که تو عالم خواب هم نمیتونم وارد حرم بشم

اما آقا انگار من رو طلبیده و فردا عازم مشهدم

میترسم از اینکه آقا توی بیداری هم این دفعه من رو نطلبه

آقاجونم من رو ببخش و این دفعه اذن دخولم بده آقا......

  • Like 9
ارسال شده در

یه سال دیگه هم گذشت باز هم همه چی خاطره شد خنده ، گریه ، مهربونی و دل شکستن....

پس مهم اینه که هستی، میتونی نفس بکشی، رشد کنی، بخندونی...

و من برات سالی پر از شادی و پیشرفت ارزومندم هر کجا که هستی .:a030:

  • Like 8
ارسال شده در

نوشته بودم سال 92 اتفاقای عجیبی افتاد

انگار این عجایب تا آخرین لحظه ها هم ادامه داره

این یکی دیگه عجیب رو رد کرده بود و غیر منتظره بود

شاید هم آخرین حدسی بود که میشد زد

  • Like 9
ارسال شده در

کارمون شده ورق زدن عمری که مثل باد میگذره...کاش دفتر عمرمون رو پر کنیم از نوشته های خوب که هر وقت بهشون نگاه کنیم لذت ببریم...

  • Like 12
ارسال شده در

پیشاپیش آغاز مانور جنگ جهانی سوم

و شبیه سازی انفجار های قاره ای

و آزمایش بمب های اتمی

بر تو مسئول ویژه برگزاری مراسم مبارک ! :w42::vi7qxn1yjxc2bnqyf8v

  • Like 8
ارسال شده در

از اینکه سال جدید داره از راه میرسه خوشحالم

ولی دلم گرفته از خودم

از سالی که داره تموم میشه

از عمری که گذشت

از کارهایی که ...

 

ولی هنوز هم مثل همیشه امیدم به خداست

که ببخشه

که کمک کنه ببخشیم

که بهترین هارو برای همه مقدر کنه

 

الهی حول حالنا الی احسن الحال

  • Like 10
×
×
  • اضافه کردن...