دختر باران 18625 ارسال شده در 16 خرداد، 2014 یکی از دلخوشی هام انجمن بود چون دوستای خیلی خوبی داشتم.خیلی گرم و صمیمی جوری که همدیگه رو ابجی صدا میکنیم اما از اون طرف یه عده هم هستن عین بچه ها رفتار میکنن.چقدم من بدم میومد همیشه از بچه بازی باید کم کم از اینجا برم اما دوستام چیییییییییییی. لطفا در سخت ترین شرایط انسان بمانید 18
آرتاش 33340 ارسال شده در 16 خرداد، 2014 الان تو شوکم میگن هر چاهی برا دیگران میکنی خودت توش میفتی راس میگن همیشه میرفتیم پروف دیگران شلوغی میکردیم الان اومدم دیدم 248تا پیغام بازدید کننده دارم با خودم گفتم باز انجمن قاطی کرده(بیچاره انجمن)بعد دیدم نهههههههههههههههههه افتادم تو چاه 18
a.namdar 5908 ارسال شده در 16 خرداد، 2014 میگن به متکدیها کمک نکنید... اما وقتی شب عید پیرمرد تکیده و خستهای رو میبینم که فال دستشه نشسته روی پلههای ورودی مترو، سرش زیر انداخته، با خودم میگم یعنی این آدم ثروت داره و اینجاست؟! مگه یه کاغذ فال چه ارزشی داره! میگن از دست فروشها خرید نکنید.... اما وقتی شب عیدی میبینم تو شلوغترین میدون این شهر یک زن با یه بچه یک ساله و یه دختر 4،5 ساله نشسته گوشه خیابون، و در عین حال که داره دست محبت به سر فرزندش میکشه آروم و زیر چشمی نگاهش به کبریتهاییه که جلوی پاش ریخته تا بفروشه، با خودم میگم یعنی این مادر پول داره و این جا نشسته کنار خیابون تا یکی پیدا شه یه بسته کبریت بخره؟! مگه یه بسته کبریت چه ارزشی داره! میگن خیلی از دست فروشا و گداها ادای معلولین رو در میارند.... اما اون مرد فلج و عقب مونده ای که 4 تا ظرف دوغ گذاشته بود جلوش و با صدایی گرفته که به سختی شنیده میشد میگفت دوغ.... اون چی؟! مگه یه دوغ چه ارزشی داره. دیدن این صحنهها وحشتناکه.... خیلی وحشتناک.... کاش اگه همشون فیلم بازی میکنن دست بردارن... کاش میشد باور کرد اینا فیلمه... اما متاسفانه زیادی حقیقی میزنن 22
- Nahal - 47858 مالک ارسال شده در 16 خرداد، 2014 یه وقتا هست که نه دلنوشته ای داری نه گاه نوشته ای . . . اصلا حس نوشتن یه خط کوتاه هم نداری . . . زندگیت خوبه ها . . . شاید هم انقدر خوب که باورش برات سخته . . . . شاید قبلش فکر نمیکردی انقدر راحت عوض شی . . . . بعد با خودت میگی من همون آدم قبلیم ؟؟؟!!!! چم شده ؟!!! اون زمان با رویاهات میشی بیگانه . . . رویا ؟!!! اصلا رویا چی هست ؟!!!! آرزوهات یه رنگ دیگه میشه . . . یه رنگی از رنگ واقعیت . . . از همین رنگا که دیده میشن . . . 21
Gandom.E 17805 ارسال شده در 16 خرداد، 2014 سال 92 اتفاق خاصی نیوفتاد اما کلی تجربه کسب کردم از شناخت آدمای اطرافم گرفته تا چگونگی پیشرفت در رشته تخصصی م پیدا کردن دوستای با محبت که اینجان اما منبع انرژی منن(خدایا مواظبشون باش) دیدن زندگی از یه زاویه ی دیگه..نمیدونم چی بگم دیروز روز خیلی سختی بود برام..حتی تحمل خودمم نداشتم اما باز یه نفر مثل همیشه تنهام نذاشت تا منم مثل همیشه نق زدنامو غر زدنامو دردامو فقط به اون گفتم حتی به مامانمم نگفتم که اذیت نشه ولی اون بیچاره رو خیلی حرص دادم..(خیلی اذیتت کردم..ممنون به خاطر همه چی) بعضی دوستان من علاقه ای به اعداد فرد ندارن..سالهای فرد هم دوس ندارن هی میگن 93 سال روتینی هست اما من عاق اعداد فردم...شدیدا هم منتظر شروع سال93 مباشم 15
nasim184 12256 ارسال شده در 16 خرداد، 2014 امروز همه داشتن میگفتن سال 92 سال خوبی نبود منم بدون اینکه فک کنم تاییدشون میکردم... حالا اومدم تو تنهایی خودم فک کردم...فکر ...وای خدا من چرا تایید کردم امسال خیلی سال خوبی بود !یعنی وزنه اتفاقای خوب در مقابل بد سنگینی میکرد پس چرا نیمه پر ندیدم من.....!حالا خواستم بگم خدایا ممنونم ازت حالا دنبال یه برنامه خوبم تا سال جدید سال بهتری باشه چون خودمم که لحظه های بدی برای خودم میسازم نه تو حواست به ماها باشه تنهامون نزار اگه گاهی...فقط گاهی فراموشت میکنیم چقد این روزای اخر دلتنگ شدم برای روزهای خوبی که گذشت و قدر ندونستم ولی شکر برای همه چیز:hapydancsmil: 10
toghgrol 267 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 کاشکی میشد وقتی بهار میاد اول خونه دلمون رو بتکونیم بعد خونه تکونی کنیم...بعد که دلمون رو تکوندیم بریم زیارتش که جایگاه خدا شده و بعد از اون بریم دید و بازدید اقوام...کاش میشد تو سفره هفت سین سادگی و ساده زیستی بذاریم...کاش سال جدید رنگ خدائی به خودمون بگیریم نه رنگ طبیعت... 17
Ssara 14641 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 عادت دارم همیشه آخر سال کل پیام های گوشیم رو چه خوب و بد حذف میکنم به سلامتی امسال ذهنم رو هم حذف میکنم و میرم به سوی سالی خوب. :hapydancsmil:! 18
*mini* 37778 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 سال نو رو پیشا پیش به همه دوستای عزیزم تبریک میگم...ایشاالله سالی پر از خنده و سلامتی و ارامش در کنار خونوادتون داشته باشید 19
.Yaprak 15748 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 نقش بازی کردن اونم واسه خودت خیلی چرتِ ! سعی میکنی نشون بدی خیلی خوبی ،خوشحالی ،هیچی و هیچ کس واست مهم نیست ولی اونی که میپوکه خودتی و خودت :| ------ پ ن پ: پیشاپیش سال نو همگی مبارک : ) 19
sam arch 55879 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 امیدوارم هر کی تاوانِ اشتباه ش رو داده...از طرف ما هدیه ی بخشش بگیره... که این بخشش از یک طرفه ما رو نجات بده از از یک زخمی که تو دوره ی زمانی م تونسته بشه سیاه زخم... اون یکی رو نجات بده از موندن تو تاوانِ گذشته... تا وقتی کمک نکردیم که یکی زندگی جدید شروع کنه با امید... چه طور انتظار داریم خودمون با امید زندگی رو شروع کنیم؟! . . . از سین تا میم...اگر 12 بار قِل بخوری... همه این میون.. شین...صاد...ضاد..طا..ظا...عین...غین.. فِ..قاف..کاف..گاف...لامِ محتویات سال رو دور می زنی... هم از سینِ سال نو...به میمِ محبت می رسی...که سال نو و قدیم نمی شناسه... امیدوارم در سال نو لایق بخشش باشین و بخشیدن 23
seyed mehdi hoseyni 27119 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 سال نو رو پیشاپیش به همه دوستان تبریک میگم....و سالی پر از از خوشی و موفقیت آرزو دارم.... امسالم که رو به پایانِ خیلیارو از خودم رنجوندم....امیدوارم به بزرگی خودشون ببخشن... 16
Mina Yousefi 24161 ارسال شده در 17 خرداد، 2014 کجا گُـــمِـت کردم تو این شبِ جاری ... هنوز خوشبینیم به ســـبــــزی فـــردا... کجا گُــمِــت کردم کجای این دنیا ... کجا گُــمِــت کردم کجای این کابوس... 15
bahar91 939 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 از ماه رمضان به بعد هرچی خواب میبینم که رفتم حرم آقا امام رضا یه اتفاقایی میوفته که تو عالم خواب هم نمیتونم وارد حرم بشم اما آقا انگار من رو طلبیده و فردا عازم مشهدم میترسم از اینکه آقا توی بیداری هم این دفعه من رو نطلبه آقاجونم من رو ببخش و این دفعه اذن دخولم بده آقا...... 9
ara engineer 1866 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 یه سال دیگه هم گذشت باز هم همه چی خاطره شد خنده ، گریه ، مهربونی و دل شکستن.... پس مهم اینه که هستی، میتونی نفس بکشی، رشد کنی، بخندونی... و من برات سالی پر از شادی و پیشرفت ارزومندم هر کجا که هستی . 8
sahar 91 9480 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 نوشته بودم سال 92 اتفاقای عجیبی افتاد انگار این عجایب تا آخرین لحظه ها هم ادامه داره این یکی دیگه عجیب رو رد کرده بود و غیر منتظره بود شاید هم آخرین حدسی بود که میشد زد 9
toghgrol 267 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 کارمون شده ورق زدن عمری که مثل باد میگذره...کاش دفتر عمرمون رو پر کنیم از نوشته های خوب که هر وقت بهشون نگاه کنیم لذت ببریم... 12
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 پیشاپیش آغاز مانور جنگ جهانی سوم و شبیه سازی انفجار های قاره ای و آزمایش بمب های اتمی بر تو مسئول ویژه برگزاری مراسم مبارک ! :w42::vi7qxn1yjxc2bnqyf8v 8
a_ghadimi 4539 ارسال شده در 18 خرداد، 2014 از اینکه سال جدید داره از راه میرسه خوشحالم ولی دلم گرفته از خودم از سالی که داره تموم میشه از عمری که گذشت از کارهایی که ... ولی هنوز هم مثل همیشه امیدم به خداست که ببخشه که کمک کنه ببخشیم که بهترین هارو برای همه مقدر کنه الهی حول حالنا الی احسن الحال 10
ارسال های توصیه شده