پیرهاید 10193 ارسال شده در 2 خرداد، 2014 اگر پیامبر بودم ، حتما در کتاب مومنانم می نوشتم: آدم ها تا وقتی با تو کاری دارند با تو هستند هائد 12
nasim184 12256 ارسال شده در 2 خرداد، 2014 ولی خواهش میکنم زیاد عجله نکن برای اومدن به دنیا اینجا سر موقع هم که بیای بازم هیچ خبری نیست... امشب با کلی ذوق و شوق اتاق کوچولومونو چیدم:hapydancsmil:!!همه تلاشمو کردم خیلی خوب بچینم!امیدوارم خوشت بیاد کوچولووو زمان ما کی از این چیزا بود...میزاشتنمون لابه لای لهاف و تموم...این چیزا چیه مد شده...کرم قبل حمام...بعد حمام...وسط حمام یه جورایی احساس حقارت کردم...من تا سن الانم نمیدونسم کرم چیه!!!یعنی میگی من بچه سر راهی بودممسیولین رسیدگی کننن خدایا شکرت مراقب همه مامانا با بچه هاشون باش هیچ پدر و مادری هم شرمنده بچه هاش نکن 13
ara engineer 1866 ارسال شده در 3 خرداد، 2014 یه وقتایی تو زندگیت هست که باید بزنی کنار فرمون بدی دستش بگی این یه تیکرو خودت واسم رد کن. 11
dahe 60i 241 ارسال شده در 3 خرداد، 2014 یادته خواستیم از خدامون ..... بمونیم پای هم دوتامون ؟؟؟؟ میدونم بهم دروغ گفتی عزیزم .... اون نیومده نازنین .... تو خیلی وقت پیش ردش کردی ولی منو دیگه چرا ؟؟؟؟ منو چرا آخه ؟؟؟؟ نگو به خاطر خودم بوده که قبول نمیکنم پشت گوشی ازم پرسیدی دوست داری اومده باشه یا نه ... اگه نمیخواستی به حرفم گوش کنی چرا پرسیدی ؟؟؟؟ میدونم هنوز مینارو دوست داری ... مثل همیشه ... مینا این بارم میبخشتت ... بیا پیشش 6
sahar 91 9480 ارسال شده در 3 خرداد، 2014 تجربه من نشون داده جمله "الان نمیدونم چی بگم" معنی درستش اینه که الان میدونم چی میخوام و میدونم چی باید بگم اما توی مخاطب باعث میشی که -حالا بخاطر هر چیزی ممکنه باشه- باهات راحت نباشم و حرف دلمو نزنم ! 11
ara engineer 1866 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 گاهی اوقات یک حرف ناگفته یک بغض یک نگاه سنگین کافیه برای از پا دراوردنت 6
One gear 7070 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 با اینکه اکثر روزای زندگیم خیلی کند میگذره و خسته کننده ست اما یه سال دیگه هم عین آب خوردن گذشت و هیچی ازش نفهمیدم!!! خداجونم آلیست تو این دنیای عجیب غریبت حسابی کلافه شده ... اگه میشه بیدارم کن...! 14
Valentina 13664 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 میگه سخت نگیر..هیچ کس بی عیب نیست!! آخه آدم، اگه سخت میگرفتم که اینجوری نمیشد!!! 11
wat 1607 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 خدایا من اگه کوزت هم بودم بازم کم میاوردم........ چه برسه که نیستم و صبر ایوب هم ندارم.......:5c6ipag2mnshmsf5ju3 میشه کمکم کنی دیگه حوصله اینکه دور خودم بچرخم رو ندارم........:icon_pf (34): 11
ایلین1366 5544 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 سلام به همه دوستای گلم تصمیم داشتم برای همیشه ازاینجا برم اما ازهمتون ممنونم که یادم بودید ونگرانم شده بودید پیامهاتون روخوندم ببخشید ناراحتتون کرده بودم ازهمتون معذرت میخوام وهمیشه دوستتون دارم وکنارتون هستم 10
nasim184 12256 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 احساسم بهم میگه برای اولین بار دارم از سرو کله زدن با یه نفر کم میارم! نمیدونم چه بر خورد و رفتاری درست تره کم میارم از هر دری وارد میشم ...جواب نمیده بازم میگم شاید مشکل منم! روی خودم کار میکنم ولی اصلا دوس ندارم شخصیتمو به خاطر یه نفر که توی یه زمان خاص تو زندگیمه از دست بدم یه جورایی خسته شدم! ... خدایا شکرت فردا منتظر یه روز خوبه دیگه هستم:hapydancsmil: 9
Mr.Dexigner 743 ارسال شده در 4 خرداد، 2014 شما یادتون نمیاد یه زمانی اینجا محل تیکه انداختن کاربرا به هم دیگه بود :)) 13
Ali.Fatemi4 22826 ارسال شده در 5 خرداد، 2014 خدایا کمکم کن خدایا میدونم خیلی پر رو أم که بعضی وقتا جلوی تو وایمیسم و منو هم ببخش ولی خودتم میدونی همه چی دست خودته خدایا یه نگاه؟ ما آدما همیشه پر رو ایم 15
hasti1988 22046 ارسال شده در 5 خرداد، 2014 گاهی یه چیزهایی باعث میشه که کاری رو انجام بدی که خوشایندت نیست ....نه این که اصل اون کار بد بوده باشه ،نه ...مثلا شاید دیدار از کسی که قبلتر فکر میکردی دوستت هست ولی .... بگذریم .... ولی وقتی اتفاقی چیزی رو ببینی که تو هم دوستش داری و اون فرد هم اون رو داره شاید یک آهنگ ،شاید یک عکس ،شاید هر چیز دیگه ....قدمهات برای زودتر رفتن سست میشه ،البته فقط برای اینه که اون دلیل(عکس ،آهنگ یا....) برات خوشاینده ،همین.... و باید رفت ..... 10
bahar91 939 ارسال شده در 5 خرداد، 2014 دلم میخواد سرم رو بزار روی دیوار و های های گریه کنم اما حیف که گریه هم دیگر دوای من نیست. 3
دختر باران 18625 ارسال شده در 5 خرداد، 2014 من نمیدونم چرا ادما اینقد دیدشون بده و منفی فکر میکنن مگه همه عالم و ادم دروغ میگن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته بعضی ها هم حق دارن.وقتی از عالم و ادم دروغ شنیدن دیگه به هر چیزی شک میکنن... به هر چیزی 12
bahar91 939 ارسال شده در 6 خرداد، 2014 مرغکی افتاده ام در دام تو یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن خداااااااااااا... 12
Ali.Fatemi4 22826 ارسال شده در 6 خرداد، 2014 خدایا من بنده ی تو أم... اما میدونم که شاید بارها و بار ها برات بندگی نکردم بنده ی پول بودم بنده ی دنیا بودم و خیلی چیزای دیگه اما اینو میدونم من کوچکم و تو بزرگی به کوچکی من رحم کن و به بزرگی خودت ببخش و کمک و راهنماییم کن 16
پیرهاید 10193 ارسال شده در 6 خرداد، 2014 دست نوشته ی سال 92 این سال ها که میگذرد ، لاجرم مرا به دیدن سه دهه از زندگانیم راهنمایی می کنند ، قول داده بود روزها از خاطرات نگوید از کودکی نگوید از زندان بی روزن نگوید اما زندگی ، حراف ِ روزهای ِ بی کسی توست و همیشه به تو می گوید. نوسان تن و روح می شکفد در روزگار ِ پسینم ، وجین میکند آمال مرا ، چون باغبانان نازدانه های بهاری را به مسلخ سفره ی سکه سرازیر می کنند امسال گلی به پیشانی سال گذشته هم نزد ، تنها دوندگی را برای آسایش ، از دست دادن را برای تفهیم ، زنگ خطر را برای تعجیل زد. امسال بی نبود برخی که باید باشند گذشت ، امسال هم با حضور برخی که حضور ندارند طی شد ، امسال هم به چاه خلوت ما یکسال اضافه شد. مترسکان صبورترین خلایقند وقتی که مجرم به سکونند ، محکوم به زشتیند و مجبور به صدای گوش دادن کلاغ ها ، راستی مترسک ها میفهمند سال چیست ماه چیست ؟ همیشه در کارند و از خود بی کار ، من و مترسک هم کیش همیم هائد 11
ارسال های توصیه شده