رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

این گفته که مریض چشمش به در هستش تا به عیادتش برن ، در این چند وقته کاملا حس کردیم.

در این دوهفته ای که گذشت مادرم به طور مداوم درحال رفت و آمد به بیمارستان بود. لحظات خوبی نبود ، اما زندگی مدام درحال تغییراته، تغییراتی که گــاهی خوب و گــاهی بد هستند.

 

در این چند وقت سعی کردم هیچ وقت ناراحت نباشم بلکه در روحیه پدرم تاثیر بدی ایجاد بشه .

اما مسائله جالب این دوهفته آبمیوه ها و کمپوت هایی بودند که هیچکدوم از اون ها رو پدرم به دلیل شرایطی که داشتند نمیتونستن بخورن...،آب میوهایی با طعم هـای مختلف ...به قول داداشم : بریم بفروشم همرو ،کارو کاسبی راه بندازیم:ws28:

 

به پدرم گفتم :بابا خودت قند داری ، در معرض دو هفته فکر کنم ماروهم به این مرض دچار کنی :ws3: پـس زود خوب بشو که دیگه نه جای آب میوه داریم و نه حس خوردن آب میوه :ws3:

 

 

......................

 

توصیه میکنم برای عیادت ، میوه ببرین که از هرچی آبمیوه و کمپوت بسته بندی شده بهتر هستش.

و در آخر اینکه قدر سلامتتون رو بدونین که خیلی ارزشمنده :icon_gol::icon_gol:

 

 

92.11.30

  • Like 28
ارسال شده در

چقدر دردناكه يه ساعت با حوصله و ذوق يه مطلب آموزشي رو تايپ كني، بعدش كه دكمه ارسال رو ميزني همه نوشته هات بپره! :w58::icon_pf (34)::5c6ipag2mnshmsf5ju3 :sad0: :4564:

واي يني اون لحظه دوست داشتم بووووووووووووووووق :icon_pf (34)::vahidrk:

هي يه صدايي در درونم ميگفت اينو قبل از ارسال يه جا ذخيره كن! هي بهش محل نذاشتم! هي گفت...هي گفت...:hanghead:

يني هرچي حس و حال داشتم برا آموزشش، به فنا رفت! :banel_smiley_4:

فردا دوباره مينويسم:banel_smiley_4:...امشب ديگه حسش نيست :banel_smiley_4:

  • Like 13
ارسال شده در

ﺯﻧﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺍﺭﻥ ,

ﺍﻭﻧﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ

ﻣﯿﭽﺴﺒﻦ ﺑﻬﺶ, ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺶ,

ﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﺪﺳﺘﺶ ﻣﯿﺎﺭﻥ ....

ﺯﻧﺎ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ , ﭼﯿﺰﯼ ﺟﻠﻮ

ﺩﺍﺭﺷﻮﻥ ﻧﯿﺲ, ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﯿﺴﺎﺯﻥ ....

ﺑﺎ ﺑﯽ ﭘﻮﻟﯿﺶ, ﻣﺜﻠﻪ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺑﺎ

ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭘﯿﺮ ﺷﺪ ...

یا

ﺑﺎ ﺧﻄﺎﻫﺎﺵ,

ﭘﯿﺮ ﺷﺪ ...

ﺍﻭﻧﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯿﻮ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ, ﭘﺎ ﻣﯿﮑﻮﺑﻦ ﺑﻪ

ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺪﺍ, ﺍﻭﻧﺎ ﻋﺸﻘﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ , ﺳﺨﺘﯿﺎﺭﻭ

ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻦ ...

ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺩﺷﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﻭ ﺗﺎﭼﺎﺭﺗﺎ ﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ

ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﻫﯽ

ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻋﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﻣﯿﺴﺎﺯﻥ ...

ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺷــــــــــــــــــــﺘﻪ ﻣﯿﺸﻦ ....

ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﯾﻦ !

ﺯﻧﺎ ﺍﮔﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ،ﻭﺍﺳﺶ

ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻦ ...

ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﯾﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻥ ..

 

  • Like 14
ارسال شده در

و . چه شبها تو را به خواب دیده ام

 

 

تو را درون قصه ی شبانه ها به چشمان بسته شنیده ام

 

 

به احساس دلتنگی از خود دل بریده ام ...

 

 

و من فقط سکوت کرده ام این ترنم شبانه را ....

 

 

به روشنایی ستارگان قسم خورده ام ..

 

 

به شب و دفتر ترانه های عاشقانه ام قسم که من ...

 

 

تو را بهانه خوابهای عاشقانه کرده ام ....

 

 

شب است و تاریکی .......نگاهی .سکوتی که شمیم تمام ترانه هایم کرده ام ...

 

 

تو را بهانه کرده ام ....تو را ...

مانی

  • Like 5
ارسال شده در

ستاره عزیز امیدوارم سلامتی به کل افراد خانواده گرامیتون برگرده:icon_gol:

  • Like 12
ارسال شده در

دلم برایت تنگ است ....یار من ...

 

دوست دارم .....تکیه کردن بر شانه هایت را .....زیرا تکیه گاه من تو هستی ....عشق من ...

 

یاد هست ؟؟

 

این منظره جزئی از خاطراطمان است .....فصلی از نگاهمان ....که ما را عاشقتر از همیشه کرد ...

 

نگاه خوشید ....دلمان را از همیشه گرم تر کرده بود ...

 

ترنم باد ....موسیقی عاشقی را مینواخت .....

 

باد دلدادگیمان را به همه ی عاشقان خبر میداد ...

 

بیا ....همراه من ....این خاطره را از دوباره تکرار کنیم ...

 

ای عشق ....دفتر خاطرات من و تو را همه ی عاشقان میدانند ....

 

مانی

  • Like 9
ارسال شده در

به خیالم بیخیالم اما نیستم

  • Like 16
ارسال شده در

احساسی دارم .....احساسی پر از تعلق .....

 

احساسی که در من دمیده شده است ........احساسی از تعهد .........

 

احساسی از قلب ........ از هوای نفس هایم ......

 

و اکنون من این جاهستم ........پس کجاست شاهزاده شبهای من .......که او را در پیچک اغوشم غرق کنم .....

 

این احساس من ...........از نفسهای گرمی است که مرا خوانده است ........

 

من ......ستاره ی شبهای شاهزاده ام .......عاشقانه هایم را همراه خود اورده ام ......مرا در اغوش بکش .......

 

مانی

 

2_Blog-Duna-Casual-Escolhas-Favoritas-N%C3%83O-DESCARTE-AS-EMO%C3%87%C3%95ES-SENTIDAS.jpg

  • Like 9
ارسال شده در

اندکی درددل...

 

دهانم پر از حرف است...

حیف با دهان پر نباید حرف زد...

 

  • :icon_gol:
     

  • Like 5
ارسال شده در

این همه اختیار خدا داده چی میشد میزان زندگی کردن هم انتخابی بود که اگه بود من تو این چند روز انتخاب کرده بودمش

  • Like 7
ارسال شده در

امروز صبح قرار بود با سه گروه مختلف سه جا برم (یعنی یکی از این سه جا رو برم مسلما:ws3:) به اولی گفتم گفت بذار هفته بعد:ws37: دومی خود به خود کنسل شد :sigh:سومی هم گفت سرما خوردم بات نمیام:icon_razz: و این گونه بود که من الان تو خونه در حال تایپ کردنم:banel_smiley_4::banel_smiley_4::banel_smiley_4:

  • Like 9
ارسال شده در

بعضی اتفاقا تو زندگی مثل یه سیلی محکم میمونه تو گوش آدم

اونقدر محکم که گوشت زنگ بزنه

 

سالی سه بار این حال بهم دست میده

دوتا شو خوردم

یازده روز دیگه آخرین سیلی امسالمم زمونه بهم میزنه

 

شاید ایندفه اثر کرد...

  • Like 13
ارسال شده در

دلم خیلی گرفته

هر جای کارو درست میکنم یه جای دیگه خراب میشه

همه برام آرزوی صبر میکنن

فکر کنم خیلی اوضاع خرابه که همه دلشون میسوزه

فکر میکنم محکمم اما نمیدونم تا کی میتونم ادامه بدم:sigh:

  • Like 10
ارسال شده در

و مرگ داشته های آدمی را می رباید ، چونان راهزنان

و زندگی گاهی که رشته اش از دست آدم می گریزد ، آن زندگی زندگی نیست ، سیاه مشق از روی دست مرگ است

پس میتوان در زیستن مرد و در مرگ زندگی کرد

. . . .

  • Like 8
ارسال شده در

چند روزه حسابی کارامون زیاد شده از صبح تا شب یکسره سر کاریم وقتایی هم که شب میرسم خونه کارای خونه و آشپزی و.. شبا دیر میخوابم صبحا زود بیدار میشم واقعا از کتو کول!افتادم امروز دیگه بریدم موندم خونه استراحت کنم عصر برم سر کار

از 8 ام اوج اوج کارامونه غرفه ها رو تحویل میدن!

دیشب دیگه احساس کردم سنم رفته بالا سالای قبل تا این حد خسته نمیشدم دلم دوپینگ میخواد!

  • Like 9
ارسال شده در

فکر کنم بعد از 4-5 ماهه که برگشتم نو اندیشاااان :ws37:

بیاید خوش امد گویی کنید :ws3:

  • Like 11
ارسال شده در

گاهی دلت میخواهد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن......... میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری.......

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل : چیزی شده؟

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی

 

وبا لبخندی سرد میگی: نه . هیچی.........

  • Like 8
ارسال شده در

خدایا میدونم اگه خودت دست منو بگیری

دیگه کسی منو دست کم نمیگیره :sigh:

  • Like 8
ارسال شده در

یه بار جستی ملخک دو بار جستی ملخک آخر تو دستی ملخک:5c6ipag2mnshmsf5ju3اینم حکایت ماها هستش:5c6ipag2mnshmsf5ju3

دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره آخرش همونه:5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 16
ارسال شده در

ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯿــﺎ ﺑﻮﺩﻡ... ﺍﻵﻥ ﺑـﺎ ﺧﯿﻠﯿـــــــﺎ ﺑــــﻮﺩﻡ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﻻﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺭﺯﻭﺷﻮﻧﻪ !!!ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭﻧـﺎﺷﻴــﻢ ﮐـﻪ ﺍﮔــﺮﻡ ﻇـﺎﻫــﺮﻣـﻮﻥ ﺑــﻪ ﻗـﺸﻨـﮕــﻲ ِ ﺧـﯿـﻠﻴــﺎ ﻧﻴــﺴﺖ, ﭘﻴـﺶ ﺧــــﻮﺩﻣﻮﻥ ﺧــﻮﺷﺤــﺎﻟﻴـــــــﻢ ﮐـﻪ ﺑــﺎﻃـﻨﻤـــﻮﻥ ﺍﺯ ﺧـﯿـﻠـﻴـﺎ ﻗـﺸﻨـــﮕﺘـــــﺮﻩ ﺻــــﺎﺩﻗـــﺎﻧــﻩ ﺑـــﺪ ﺑــــﺎﺵ ﺍﻣــــــــﺎ ﻟــﺎﺷــــﻳــﺎﻧـــﻪ ﺍﺩﺍﻯ ﺧــــﻮﺑــــﺎ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻧـــــﻴﺎﺭ

  • Like 13
×
×
  • اضافه کردن...