raz-raz 3612 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 زندگی واسه ما آدما مثل یه دفتره برگه اولش روخوش خط می نویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی ، بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری و حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی .... 12
pesare irani 41805 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 به خدا اون بیرون هیچ خبری نی همه چی همینجاست ، تو خونمون ، تو همین خاک سلامتی همه اونایی که تو همین خاک متولد شدن واسه همین خاک جنگیدن و جزوِ همین خاک شدن سلامتی شهیدا ، حاج حسینا ، تو دلی ها سلامتی ناصر حجازی ها ، ایرج قادری ها سلامتی استعدادایی که ، ستاره نشدن اما ، ایرونی موندن و اسطوره میشن سلامتی اسطوره هایی که با بی لطفی خدافظی کردن آقا مهدوی کیا ، علی آقا کریمی سلامتی داداشیای تو زندون دست فروشای تو میدون سلامتی پدر مادرا سلامتی دست تنگا سلامتی درد دیده ها ، داغ دارا ، بیمارا :sigh: 14
*Reyhaneh* 3812 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 احساس شکست میکنم . خدایا دوست ندارم این طوری بشه ! لطفا معجزه کن ... 20
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 امروز ساعت 6 صبح تو جاده بودم یه تصادف وحشتناک دیدم که دونفر کشته داشت دیدمشون و گفتم خدایا بخیر بگذرون روزم چطور شروع شده اما آخرش هم به بیمارستان ختم شد عزیزترین فرد زندگیم داشت جلو چشم میمرد و کاری ازم برنمی اومد فقط اینور و اونور میدویدمو کمک میخواستم خدا رو شکر بخیر گذشت خیلی روز سختی داشتم :4564: 17
Dark Shadow 290 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 ای دل در نظرت معجزه یعنی چه؟؟؟ چطور است مرور کنیم تمام اتفاقات عجیب را...عصای موسی؟؟؟ نه این کار ناچیز است.....شکافتن رود نیل؟؟؟ بس کن این افکار کودکانه را....شق القمر؟؟؟ بس کن زبان به دهان بگیر تا بگویم معجزه یعنی عشق مادر به فرزند که چگونه برایش فداکاری می کند....معجزه یعنی شب آسوده به بالین می روی درحالی که سلامت هستی و دیگری در بیمارستان در انتظار معجزه است....معجزه یعنی دستان زبر و خشن پدر که درحال نوازش فرزند خود است و یتیمی در انتظار معجزه ای نشسته است....معجزه یعنی چیزهای کوچکی که هر روز از جلوی چشمانت رد می شود و تو آنقدر به بودنشان عادت کرده ای که آن ها را نمی بینی....تو زمانی شکست خورده ای که این ها را فراموش کرده باشی...پــــــــــــــــــــــــس ای دل همیشه شکرگذار باش آری معجزه یعنی این... 9
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 21 مرداد، 2013 بازهم احساس گند سکوت سکوت شده و حرف زدن برای من شده مثل جن و بسم الله نمیدونم چه کنم که این چنین سرم نیاد خدا میدونم نیستی پس حرفی هم نمیمونه که بهت زده بشه... دلم پره از هیاهو و هزاران سوال بی جواب که کسی قادر به پاسخ گوئیش نیست هر کسی هم ادعاش میشه میدونه پاسخش چیه آخرش میمونه تو جواب دادنش ................. یه عمره خسته ام هرچی هم میگم گور پدر این معضلات هیچ سودی نداره انگاری قرار نیست این وضعیت درست بشه.... خسته ام به قد تمامی لحظات خوب و بد هستی 12
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 دیگه به این جمله ایمان آوردم: وقتی همه چیز روبه راهه باید بترسم 11
"nazanin" 3610 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 بی تو ، به اوج نخواهم رسید چون پیچکی که بی ستون تا همیشه سهمش خاک است و حسرتش آسمان 9
"nazanin" 3610 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 لبخند که می زنم پیدایم می کنی باران می بارد، تو از کنارم می گذری فریاد نمی کشم که بازگردی می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد لبخند می زنم، فراموش می کنم.. 11
seyed mehdi hoseyni 27119 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 خدایاااااااا جون مادرت بزن بکش منو......تو که قرار بری بزن همین الان ببر دیگه....اَه 14
پیرهاید 10193 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 مجری اخبار ص دا و سی ما جوری با شعف از سیل در آمریکا سخن می گوید ، گویی عروسی والده ی محترمشان است امان از این بی خردی 15
پیرهاید 10193 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 از کودکی تا به امروز از سه چیز متنفر بودم کلم پلو موی دماق و مجری های ص دا و سی ما و دیگر هیچ 18
Lean 56968 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 خدایا تا امروز اینقد مرگ کسی برام آرزو نبوده ، خدایا بکشش کمه کم یک روز تعطیلی نصیب میشه اگر هم وضع بهتر نشه 15
پیرهاید 10193 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 بقول عالیجناب بهرام بیضایی در یک نمایشنامه که نامش را فراموش کردم: آی دشمن بی خردم بمیر که میخواهم بر سنگ فرش گورت به سور بنشینم من باب پست های گذشته 16
Lean 56968 ارسال شده در 22 مرداد، 2013 وصف حال ما درین سرای بیکسی کسی به در نمیزند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند یکی ز شبگرفتگان چراغ بر نمیکند کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند نشستهام در انتظار این غبار بیسوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند گذرگهی است پر ستم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند دل خراب من دگر خرابتر نمی شود که خنجر غمت ازین خرابتر نمیزند چه چشم پاسخ است ازین دریچههای بستهات؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند 13
ارسال های توصیه شده