Javid Maleki 11670 ارسال شده در 27 مرداد، 2013 میخوام برم یه حموم دوش بگیرم نمیدونم چرا انقدر تنبلیم میاد لامصب معلوم نیست چه شبی امشب که من انقدر سنگین شدم 9
black banner 9103 ارسال شده در 28 مرداد، 2013 امشب که خیلی از زندگی سیر شدم رفتم تو گوگل عکس جسد و جنازه و اینا سرچ کردم .... یک سر نداشت / یکی لواشک شده بود روی آسفالت یک تیکه تیکه شده بود توی یک ساک یکی هم خواب روی سنگ غسال خونه ... دیدنش ترس نداشت فقط یک احساس پوچی محض بهم دست داد . . . هوس کردم ، مرده شور بشم ... نمیدونم طاقت میارم یا نه ... ولی خو .... امروز عجیب بودم ، شبش عجیب تر 5
Lean 56970 ارسال شده در 28 مرداد، 2013 چندین روز و شبه خیلی خوبه حالم تلقین واقعا معجزه میکنه و جذب انرژی ها مثبت و دوری از انرژی ها منفی:hapydancsmil: 8
.Apameh 25173 ارسال شده در 29 مرداد، 2013 امشب موهام درد میکنه از اول خط فرق سر ( آخر پیشونی) بگیر بروووووووووووووووووو تا وسط سر 5
black banner 9103 ارسال شده در 30 مرداد، 2013 امشب یک دوست دارم روی زبونم میچرخه ... اما مخاطبی نداره ... 11
viviyan 12437 ارسال شده در 30 مرداد، 2013 امشب یک دوست دارم روی زبونم میچرخه ...اما مخاطبی نداره ... من قبول میکنم مخاطبت بشم حالا بگو ... :biggrin: 8
.Yaprak 15749 ارسال شده در 31 مرداد، 2013 امشبم این نت من قاط زده همش قطع و وصل میشه ه :icon_pf (34): 4
ایلین1366 5544 ارسال شده در 1 شهریور، 2013 دیشب خیلی شب بدی بود انقدر یواشکی گریه کردم شکستم خورد شدم 3
edvin 456 ارسال شده در 1 شهریور، 2013 هدست میندازم روی گوشم و بی صدا گریه میکنم سرمو میبرم زیر پتو تا یوقت صدای آروم هق هق ام رو کسی نشنوه ، بالشتم خیس میشه از اشگام ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب چرا بیصدا شده لب قصه های خوب من که باور ندارم اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه 7
ارسالهای توصیه شده