رفتن به مطلب

امشب


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

شکستم .................

فروریختم........................

داغون شدم.......................

همین امشب ........................

  • Like 11
  • پاسخ 3.5k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

امشب دندونم یه کمی درد میکنه بالاخره رفتم واز شرش راحت شدم ولی خیلی ترسناک بود :hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

با اینکه ناراحتم ولی یکم آروم شدم ....

خوبه......

  • Like 10
ارسال شده در

اه امشب پاهام خیلی درد می کنه... 8 سالعت رو پا بودم... دارم کلافه میشم...دیروز عصر هم 5 ساعت...شب هم اصن نخوابیدم از بس ترسیدم ساعت زنگ نزننه...

امشب خیلی بده :4564::4564:

  • Like 9
ارسال شده در

:4564:

امشب خیلی داغونم هم عصبی ام هم قلبم شکسته و هم کلافه نمیدونم باید چیکار کنم:4564:

  • Like 9
ارسال شده در

امشب خیلی ناراحتم....خیلی زیاد

 

چند تا حس باهم ....عصبانیم و احساس تنهایی میکنم

  • Like 12
ارسال شده در

غصه

عذاب

درد

رنج

بی حوصلگی

بغض

اشک

و ...

امشب مهمان منند

  • Like 12
ارسال شده در

امشب چه احساس داغونی دارم

خوش به حالشون

  • Like 6
ارسال شده در

امشب ....... :ws52:هیچی ؛ شب خوش !:sigh:

  • Like 6
ارسال شده در

امشب انجمن پراز کاربر عضو هست ولی دریخ از فعالیت :ws3:

 

امان از این پروف گردی و پ.خ :ws28:

 

شب 5 شنبه همگی خوش :icon_gol:

 

زیاد هم مزاحم این پدر مادرا نشین :w02:

  • Like 16
ارسال شده در

امشب به تاپیک شخصی گاهنوشتم رسیدم ، خیلی وقت بود خاک خورده بود . ( قابل توجه وحید خان ) :banel_smiley_4:

نمیدونم این متنا از کجای ذهنم شرو به فوران کردن :w58:

این ینی دلم خیلی پره که مهلت نفس کشیدنم نمیده ، داشتم با نوشته هام گاهنوشته هارو میترکوندم گفتم بهتره برم تاپیک شخصیم تا انفجار رخ نداده :ws37:

  • Like 15
ارسال شده در

امشب عروسی بودیم

مهموناشون همه خوش تیپ ، با کلاس ، پولدار

ما هم که درب و داغون ... حس حقارت و سرخوردگی داشتم :no:

  • Like 12
ارسال شده در

امشب تولدمه .

تولدم مبارک .

w330.gif

 

 

 

13 اردیبهشت

 

هر شب ما به رخت خواب میرویم ، اما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر میخیزیم با این حال ساعت را برای فردا کوک میکنیم .

این یعنی امید

:icon_gol:

و این داستان نیز ادامه دارد...

  • Like 14
ارسال شده در

سردرد...حستگی...حالت تهوع ... تکرار اعصاب خوردی خا.....

نمی دونم چقدر دووم میارم... کی میخوان دست از سرم بردارن؟

  • Like 13
ارسال شده در

شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو

شب از نياز من پر ، شب خالی از تن تو

  • Like 4
ارسال شده در

امشب شب کسل کننده ای شده

امان از اعصاب خوردی بعد از دعوا

نمی دونم چرا بعضی ها اینقدر بی منطقن

:4564:

  • Like 10
ارسال شده در

امشب .....

 

کلی تو انجمن تایپ کردم توی صندلی داغ ولی تا ارسال زدم همشون پرید :icon_pf (34)::vahidrk:

  • Like 12
ارسال شده در

امشب دوستم بد قولی کرد

من چیکارکنم پس؟:hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

امشــب از اتاقم بوی قرص آموکسی سیلین میاد دارم خفه می شم!:4564:

  • Like 9
ارسال شده در

خب من از امشب نمی گم و از دو شب پیش می گم :4chsmu1:

 

بلاخره روز موعود رسید و پنجشنبه رفتم نمایشگاه :dancegirl2:

خلاصه که از دیدن اون همه کتاب نزدیک بود ذوق مرگ بشم :w42:

تا جایی دست خودم و کوله ام و دست پچه ها اجازه می داد هم کتاب خریدم :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v(3 بار زنگ زدم بابام تا برام پول بریزه .... دفعه آخر دیگه نه خودم روم میشد :w02:و نه بچه ها گوشیم رو می دادن که زنگ بزنم :w000:)

اما نمی دونم امسال نمایشگاه چرا این قدر سوت و کور بود !!!!! ( قابل توجه اونایی که می گفتن روزای اول خیلی شلوغه :viannen_38:)

تازه غرفه کتابای دانشگاهی هم نمی دونم چرا این قدر بده امسال ! هیچ کدوم از کتابایی که می خواستیم رو پیدا نکردیم :banel_smiley_4:

اما تا همین امروز دارم می میرم از دست درد و شونه درد :sad0:

تازه سرما هم خوردم :ws44:

از اون بهتر که مسموم هم شدم و دیروز رو کلا رو به قبله بودم :hanghead: (توصیه های ایمنی : احتمالا ساندیچا آلارم خطر مرگ داره :w58:)

خلاصه با این که قرار بود دیگه نرم

ولی پنجشنبه اگه حتی تمام کلاسام رو هم کنسل کنم باز یه بار دیگه می رم :w12:

(فقط باید سعی کنم تا اون روز چندتا بازو قدرتمند یدک هم جور کنم :w02:)

  • Like 10
×
×
  • اضافه کردن...