دل مانده 7714 ارسال شده در 2 آبان، 2013 امشب فهمیدم خیلی چیزا رو نمیشه تغییر داد...اونایی که میگن میشه دارن الکی شعار میدن و خودشونم خبر ندارن. 8
EOS 14529 ارسال شده در 3 آبان، 2013 امشب باز بعد از مدت ها اومدم نواندیشان یه زمانی بود که اسم تک تک بچه ها رو می دونستم و از 24ساعت 48 ساعتش رو این جا بودم !!! اما الان دو ساعت تمومه که دارم فکر می کنم پس فلانی کو ؟ این یکی کیه ؟ ...... واقعا سرعت تغییرات اینجا از سرعت تغییرات بازار سکه و ارز ایران هم بیشتره ؟!!!!!!! پ.ن : 4-5 سالی بود که dial up کانکت نشده بودم 8
M_O_R_T_E_Z_A 708 ارسال شده در 7 آبان، 2013 امشب که بر منی تو ای مایهٔ ناز یارب تو کلید صبح در چاه انداز 4
Gandom.E 17805 ارسال شده در 11 آبان، 2013 امشب شب خوبی بود..خیلی کارمفیدکردم..از همشونم مفیدتر تحویل ترجمه هام بود 4
آقای دکتر 319 ارسال شده در 16 آبان، 2013 خدايا امشب دست مادرمو بوسيدم ممنونم كه اين لياقت رو بهم دادي 5
behe 2545 ارسال شده در 17 آبان، 2013 26/ مرداد / 1392 الان شب نیست ... ولی پیرو روز شماری دوستمون ؛ چرا هنوز جواب اکسپت مقاله م نیومده ... قرار بود 26 مرداد بزنن . از ساعت 12 تا حالا پلک نزدم . خدایا دیشب واسم یه عمر گذشت 5
JU JU 7193 ارسال شده در 18 آبان، 2013 امشب 1:45 دقیقه به تمام معنا احساس پوچی و بیهودگی میکنم مثل هرزهای، در کنار خیابون که این مردم، بجای کمک، تف میادازن به یکی مثل خود که شاید، روزی، دقایقی، احساس برتری کنند، احساس کنند، هیچ گناهی تا به کنون، مرتکب نشدند لعنت، بر 24 ساعتهای مانده 10
JU JU 7193 ارسال شده در 19 آبان، 2013 توی تاکسی نشسته آروم، شیشه رو تا ته میکشم پایین و آروم، سرم رو میبرم بیرون باد خنکی نیست، کمی گرم، ولی بازم لذت بخش حداقل، یه حسی، حس لعنتی من رو همراهی میکنه حداقل، باد، چه خوشایند چه ناخوشایند، نوازشم میکرد .... 12
.Apameh 25173 ارسال شده در 19 آبان، 2013 امشب تقویم 1 غم بـــــزرگ رو برام یادآوری کردی؛ 1 غم خیــــــــــلی بزرگ... اما در کنارش همین امشب خواهرم منو از ته دلم خندوند خیلی وقت بود از شدت خنده احساس دل درد بهم دست نداده بود... مرســــــــــی خواهرم 11
آریودخت 43941 ارسال شده در 20 آبان، 2013 دیشب عزیزترینم بهم یه چیزی گفت که فکر نمیکردم بگه ، ذوق مرگــــــــــــ شدم خیــــــــــــلی دوستت دارم ، خیــــــــــــلی :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v 10
!BARAN 4888 ارسال شده در 20 آبان، 2013 امشب حوصله هیچ کس و هیچ چیزو ندارم.......حتی خودم از ادمایی ک درکت نمیکنن متنفرم...... از اینایی ک واست مشغله فکری بیخود درست میکنن هم همینطور..... از ادمای لوس.....اونایی ک واست ارزش قائل نیستن بیشتر تر...... و از خودم ک همیشه میبخشم..... میگذرم..... و ب روم نمیارم..... +چرا همچین دوست بی منطق و بی فکری من دارم.....واقعا چرا؟؟؟؟ 10
ارسال های توصیه شده