منم همیشه همین حس رو دارم... اما نه محدود به انجمن خاصی ... به کل محیط نت (واقعا قدیما اینترنت بیشتر حال میداد...) و بطور کلی به دنیا (حقیقی و مجازی)
دیگر از سقف زمانه آفتابی برنمیتابد مرا
کلبه جانم دگر با روشنایی نیست
در کنار پنجره دیگر گل اندامم نمیماند
شهر خالی مانده بی او آشنایی نیست
کوچه باغان گذشته خالی از فریاد شبگرد و غزل گشته
باغ سر سبز جوانیها خزانی شد
سالها بی بودنت بودم تن به هر بیهوده فرسودم
جمع این مطلب زدم من زندگانی شد...
اصلا قشنگ نیست... مکعبی و ساده هم هست...
اون قسمتی که میره بالا (اندازه عرض در) معنیش چیه؟...
بانک ملی من هرچی توجه کردم معماری شعبه ها شبیه همه ... خیلی هم قشنگ و ساده است... البته نمیدونم همه جای ایران یا همه جای شهرمون... !
بهترین بانکم هست ... همه جا هم هست... من بانک ملی دوس دارم
آیا مردم شناخت و آگاهی کافی دارند؟ بر چه اساسی رای میخوان بدند؟
صرف نظر از این که رای مردم در این کشور اهمیتی نداره ، بنظر من یک تیم متشکل از افراد مرتبط با مسایل شهری که سواد و حرفه شون اینه باید حق انتخاب داشته باشند نه همه مردم عادی...
سلام.
دختر مودب و محجوب
مهربون و خوش اخلاق
تا حدودی کم رو
غمگین و دپرس (به دلایل اجتماعی ؛ از جامعه و مردم دلخوری...)
سلیقه خاصی داری و چیزایی رو که عوام میپسندند رو نمیپسندی
با اینکه آروم و سر براه هستی اما دوست داری متفاوت باشی و کمی یاغی و سرکش باشی بنوعی!
تمایلی به این نداری که از پس خودت بربیای ، دوست داری یک تکیه گاه مطمئن داشته باشی ... !
حس میکنم توی دنیای واقعی منزوی هستی و توی دنیای مجازی غیر منزوی و خوب و راحت اراتباط برقرار میکنی با افراد ...
دوست داری بیشتر از زندگیت لذت ببری و آزادی و شادی بیشتری داشته باشی...
دیگه همینا... امیدوارم حرف ناراحت کننده ای نباشه بین حرفام ...
گردید وطن غرقه اندوه و مَحـَن
وای وطن، وای وطن وای
سرخند از این غصه سپیدان چمن
وای وطن، وای وطن وای
خیزید رَوید از پی تابوت و کفن
وای وطن، وای وطن وای
خیزید رَوید از پی تابوت و کفن
وای وطن، وای وطن وای
ای غرقه در هزار غم بیدوا وطن
ای طعمه گرگ اجل مبتلا وطن
قربانیان تو همه گلگون قبا وطن
عزیز وطن غریب وطن بینوا وطن
بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن
مادر ببین عروس وطن بیجهاز شد
مادر ببین دست اجانب دراز شد
هر شقهاش نصیب پلنگ و گراز شد
عزیز وطن غریب وطن بینوا وطن
بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن
در هیچکس همت و دین و ثبات نیست
جان کندن است زندگی ما حیات نیست
از هیچ سمت راه گریز و نجات نیست
ای خاک تو جواهر و لعل و طلا وطن
تهرانیان، تهرانیان همه گرفتار مصیبتند
گیلانیان، گیلانیان همه بر زوال و وحشتند
تبریزیان، تبریزیان گرفتار محنتند
از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
عزیز وطن غریب وطن بینوا وطن
آن عقربی که بر وطن افتاد حاضر است
آن خائنین ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر و اسناد حاضراست
کردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن
عزیز وطن غریب وطن بینوا وطن