رفتن به مطلب

✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

چرا غم میخوری از بهر مردن ؟

مگر ان ها که غم خوردن ؛ نمردن ؟

  • Like 13
ارسال شده در

من نمی فهمم چرا فکر می کنین تا بهتون آزادی میدن باید بدترین استفاده رو ازش بکنین و یه کاری کنین که یه جماعتی از داشتن آزادی محروم بشن...

خب حالا این کارو کردین...باشه باشه...چرا وقتی دلیل منطقی ندارین راجع بهش بحث می کنین...خب آخه لامصب بحث کردن مستلزم داشتن یه تواناییه...داریییییییییییییی؟

  • Like 10
ارسال شده در

من آرومم......نشون به اون نشون که پروانه ای به روی انگشتانمه......نه مصتوعی.......

آسمان امشبم خاکستریه.....نشون به اون نشون که ستاره هاش چشمک نمی زنن....تو دامن شب....

نه...غمگین نیستم....نشون به نشون که تصویر لبخندم منعکسه تو قابه مانیتور....

اومدم سر بزنم بهت.....چون وعده ی هر شبم بود....که حسم رو بزارم رو یک صفحه...پیشکش کنم بهت.....نشون به اون نشون....که این متن الان تقدیمه نگاهته....

  • Like 10
ارسال شده در

نمیدونم چرا اینقدر دلم حوس اینارو کرد یهوووو.....:lol:

piyazojafari.jpg250px-Absolut_Vodka_%283_Bottles%29.jpgimages?q=tbn:ANd9GcRJ0xVKPxA21TXPc_7QMkvEt5lmMGj3j188STnj3lwVaKEFFIgCKC8AwtMk2w

  • Like 9
ارسال شده در

72 ساعت زندگی و تنها 9 ساعت خواب ......

 

به دنبال چه هستیم در این گهواره دوار، شاید تلاش میکنم گوشتم برای مورچه های زیر خاک شیرین تر باشد.

  • Like 16
ارسال شده در

 

:4chsmu1:

 

 

55v05r0qsfj6lwk8eji.jpg

  • Like 6
ارسال شده در

آخ جوووووووون فردا میخوابیم :shad:

  • Like 12
ارسال شده در

بازم این وسواس قدیمی:sigh:

یعنی من حساسم؟!

 

کاش اینه ای بود که خود حقیقیمو بهم نشون میداد

  • Like 9
ارسال شده در

لعنت به این بغض شبونه

لعنت به مرد بودن که باید سنگ صبوره همه باشی ولی خودت حرفات باید تو دلت بپوسه

  • Like 12
ارسال شده در

وقتی که با شرم "بله" گفت و ناخودآگاه دستش به سمت گوشه چادرسفید رفت و تکانی همچون مرتب کردن حجاب به آن داد مواظب بود تا انگشت سبابه آبی شده دست راستش چادر را لکه دار نکند.

"زینب" دختر پنجم "محمد" متولد سال ۱۳۷۲ به عقد یکی از بستگانش درآمد. او تمام بندهای دفتر ثبت بزرگ معروف دفترخانه و تمام بندهای سند ازدواج خود را با انگشت سبابه دست راستش تایید کرد.

 

زینب در سال ۱۳۹۰ برابر با ۱۴۳۲ و ۲۰۱۱ با ۱۸ سال سن سواد نداشت.......

  • Like 15
ارسال شده در

نمی دونم چرا ولی یه سری آدم هستن که همیشه می گن: اگه دوستی برات خیلی مهمه...تو اول سلام کن...مطمئن باش جواب می شنوی...بعد سلام می کنم و هفته ها منتظر جواب می مونم....اما می بینم آدمها رو حرف خودشونم نمی مونن :sigh:

  • Like 16
ارسال شده در

نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیست

تصور کن یه مرد و با چشمای خیس

نمیخوام، نباید تو شعرم به تو جسارت کنم

نباید حس عشق رو تعبیر به اسارت کنم

شکسته میرم امشب بانو خدا نگهدارت

اگرچه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت

واسه من که پنجره یک آرزوی مبهم بود

ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت

شکسته میرم و خاطرات سبز تو

به یادگار میبرم امشب، خدانگهدارت

  • Like 9
ارسال شده در

هوا بس ناجوانمردانه سرد است:184:

  • Like 10
ارسال شده در

ای بابا این همه مخترع گرامی تو این مملکت و همین نواندیشان ریخته!:whistle:

یکی یه اختراع بکنه به نام تخت خواب گرم کن!

هر سری می خوام برم بخوابم تبدیل یه یخمک دریایی می شم خوب..706919_freezinsmile1.gif706919_freezinsmile1.gif

  • Like 16
ارسال شده در

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییزه قلبم ساکت و سرده

دل که می گفتن محرم با من

کاشکی می دیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیره این دردام من

 

:5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 9
ارسال شده در

همه گوشاشونو بگیرن میخوام از دسته این درسا جیغ بکشم با اجازه:texc5lhcbtrocnmvtp8

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی

اخیش راحت شدم:texc5lhcbtrocnmvtp8:girl_blush2:

  • Like 7
ارسال شده در
همه گوشاشونو بگیرن میخوام از دسته این درسا جیغ بکشم با اجازه:texc5lhcbtrocnmvtp8

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی

اخیش راحت شدم:texc5lhcbtrocnmvtp8:girl_blush2:

 

چجوری با نوشتنش راحت میشی؟؟

 

من دقیقا یه جایی میخوام بتونم با بلندترین صدام فریاد بزنم....

  • Like 4
ارسال شده در
چجوری با نوشتنش راحت میشی؟؟

 

من دقیقا یه جایی میخوام بتونم با بلندترین صدام فریاد بزنم....

اخه همزمان که به شما گفتم گوشاتونو بگیرین به اهل منزل هم گفتم و خلاص:texc5lhcbtrocnmvtp8

  • Like 2
ارسال شده در

ترجیح میدهم در نواندیشان باشم و به درس خواندن فکر کنم . . .

 

تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به نواندیشان فکر کنم. :ws44:

  • Like 15
ارسال شده در

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووی چقد دفترچه ارشد زیاده خوب سخته خوندنش:sad0:

  • Like 4
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...