رفتن به مطلب

✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دستانت چه سرد است

اهل کدام گذرگاه قطبی هستی ؟

بیا تا ترا به اعماق دهلیز های قلبی ببرم

که هرگز

بی نام تو خالی و پر نشد

انجا گویی خانه ی خورشید است

بیا اگر میخواهی .

  • Like 10
ارسال شده در

یک بار تو هم کوتاه بیا....موقعی که داریم داد میزنیم سرهم....

یک بارم به جای من که بین رودرواسی این و اون....میگم چشم.....تو هم بگو چشم.....

یک بار واسه لطیفه ای که من می خندم....الکی واسه شادیش......تو هم بخند....

یک بار نگاه کن بهم....وقتی که داری می گی سلام....

یک بار تو هم واسه آدم بودن من...با اینکه ..کوچیک ترم ازت تو نظرت.....احترام قائل شو....

.

.

.

کاش یکبار...یکی از اینارو....ببینم دفعه بعد که باهات رو به رو شدم....

چه دنیای فابل تحمل تری می شه...اگه ما هم یک بار....به خودمون نگاه نکنیم...

حال الان تقدیم تو....چه حرفم برات محترم باشه.....چه غیر قابل قبول...

  • Like 14
ارسال شده در

خدا رو شکر که دو سال پیش یکی بی هیچ جرمی چنان با باطوم زد تو کمرم تا چشمام روشن بشه و بفهمم تو چه گردابی دست و پا میزنم.

گردابی پر از دروغ و نیرنگ و کلاهبرداری، که تا سیلی محکمی ازش نخوری به گل های زیبای روی این مرداب لبخند میزنی.

  • Like 9
ارسال شده در

من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هشیار است .........................

  • Like 4
ارسال شده در

کاش یاد بگیریم

سیاست مال سیاست مداراس

سیاست پدر و مادر نداره

ما مردمیم

ما پدر و مادر داریم

ما باید پشت هم باشیم

واسه قدرت بقیه ما به جون هم نیفتیم

 

کاش یاد بگیریم مملکت ماله همس چه موافق چه مخالف

کاش بدونیم فقط ما واسه هم میمونیم

هیچکدوم از کسایی که میان سر قدرت کاری برای ما نمیکنن

ما خودمون باید بریم جلو

 

کاش به خاطر ادمایی که کاری برامون نمیکنن گوشت و استخوون همدیگرو نخوریم

 

کاش یاد بگیریم به هم احترم بذاریم

چه سبز چه زرد چه بسیجی

همه مردمیم

ما همه هموطنیم

 

کاش یادمون بیاد ایران مهد تمدن و صلح بوده

ما با دنیا تو صلح بودیم

چه جوریه که تو خودمون میجنگیم ؟

  • Like 7
ارسال شده در

تو رو بخشیدم ...

 

 

واقعا بخشیدمت ...

 

 

خداحافظ خاطرات ... :icon_pf (44): ...

  • Like 17
ارسال شده در

[h=6]سکوتِ من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود ...

من اگر راضی باشم با شادی میخندم !

سکوت نمی کنم...[/h]

  • Like 20
ارسال شده در

مسعود امروز 8 ساعت درس خووونده

 

 

روی منو کم کرد :icon_pf (34):

  • Like 8
ارسال شده در

وایکینگ گه 10 ساعت خونده ! :a030:

یه رقابت سالم :yes: منم تلاشمو بیشتر میکنم :53tnkbetm2eof1u84pj

چه حالی میده با هرکسی میحرفم میبینم هرچی تلاش کنم بازم کمه :ws38:

پس بازم بیشتر تلاش میکنم :icon_redface:

  • Like 9
ارسال شده در

آخ جون فردا آخرین روزه :shad:

  • Like 8
ارسال شده در

خودسانسوری آرامشی برات به ارمغان می آورد که مپرس!

اما این آرامش زجری به همراه دارد که باز هم مپرس!

از کودکی به من آموختند دورغ بگو!

نگو که هستی!

نگو چه هستی!

هیسسسسسسس!

فکر می کنی پنهانش کن!

و هر روز که به گذشته می نگرم می بینم چقدر گذشته عذاب آور بود!

هرگز حتی برای یک لحظه آرزو نمی کنم به عقب برگردم!

  • Like 10
ارسال شده در

نرسیده به بعضی خاطره ها ...

 

باید بنویسند :

آهسته به یاد بیاورید ...

 

خطر ِ ریزش ِ اشک ...

  • Like 12
ارسال شده در

بسمه تعالی

راست است

فقط یاد تو ارامش می اورد

الا بذكر الله تطمئن القلوب

 

مرسی جناب خدا !

  • Like 11
ارسال شده در

وای خدا با این همه هیجان تو قلبم الان سکته می کنم 538419_flirtysmile3.gif

بعد از مدتها دوباره ترس هامو شکستم و رفتم سراغ آهنگ سیاوش

و وقتی به این تیکه آهنگ رسیدم فریادم رو با صدای ضبط بلند کردم و چقدر داد زدم که چرا صدای ضبط دیگه بلند تر از این نمیشه که من رو کر کنه....

 

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بد جوری دل تنگ شده

...

..

.

حرف عشق تو رو من با کی بگم؟

همه حرفا که آخه گفتنی نیست....

  • Like 9
ارسال شده در

وای خدا چقدر خستم:icon_razz:

چقدر استرس دارم:w58:

  • Like 7
ارسال شده در

خیلی خوبه که یه نفر باشه از یه راهه خیلی دور بفهمه احتیاج داری با یکی حرف بزنی و واست وقت بذاره...فقط حس کرده حتی خودت بهش نگفتی

 

خیلی دوستت دارم...نمیدونی که چقدر!:icon_redface:

خدا شششاهده

  • Like 12
ارسال شده در

از آن زمـان که کمرنگ شده ام در قلبت

 

برای خودم مردی شده ام!

 

هر روز، بسته بسته سیگـار می کشم

 

و خاطراتت را دود می کنم...!

  • Like 12
ارسال شده در

در یادل

ازوقتی تو را شناختم

راهها همه ابی شدند

  • Like 3
ارسال شده در

آآآآآآآآآآآآی نمیدونی دل آدم رو چه میشکونی ، خودت بهتر از هرکی میدونی که

بــــــــــارون پایـــــیــــز میسوزنه دل آدما رو...:ws37:

  • Like 7
ارسال شده در

مریم ها بی پروا سرکشی کردند بر دلم، تا غرور بند زده ام را هم بشکنند.

زرها آشفته خط خطی کردند بر دلم، تا چرکی ذاتم را حجامت کنند.

یاس ها پیچیدند بر دلم، تا فشارشان سنگ محک توان شود.

ولی لاله که سر خم کرد ... ادب شدم.

خدا یا سپاس.

  • Like 11
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...