Ehsan 112349 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 توصیه به پدران و مادران گرامی: وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود آدامس هم میجوید ... هیچوقت ازش نپرسین : “سیگار کشیدی!؟” مستقیم بزنین زیر گوشش ..... 17
goddess_s 16415 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 توصیه به پدران و مادران گرامی: وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود آدامس هم میجوید ... هیچوقت ازش نپرسین : “سیگار کشیدی!؟” مستقیم بزنین زیر گوشش ..... نوچ نوچ نوچ! اسی دودی شدی رفت؟؟؟؟ 7
Ehsan 112349 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 نوچ نوچ نوچ!اسی دودی شدی رفت؟؟؟؟ من دودی نشدم. دخترم با رفقای ناباب گشته و معتاد شده. 4
goddess_s 16415 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 من دودی نشدم.دخترم با رفقای ناباب گشته و معتاد شده. حتما خیلی زندگی رو واسش سخت کردی دیگه!! یا حواست به دوستاش نبوده!! وگرنه دخترا به این راحتی ها به این کار تن نمیدن... 6
sinister89 4246 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 دنیا کوچکتر از آن است که گم شده ای را در آن یافته باشی هیچ کس اینجا گم نمی شود آدمها به همان خونسردی که آمده اند چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند یکی در مه یکی در غبار یکی در باد و بی رحم ترینشان در برف. آنچه بر جای می ماند رد پایی است و خاطره ای که هر از گاه پس می زند مثل نسیم سحر پرده های اتاقت را 11
- Nahal - 47858 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 اس ام اسی که بین منو Valentina رد و بدل میشه. سارا : فرانه رفتی نت ببین پیام عمومی جدید چی دارم.برق رفته :( روز بعد . فرانه : نتم وصل نمیشه ببین پیام عمومی جدید چی دارم. هرکی ندونه فک میکنه چه خبره نواندیشان حسابی معتاد شدیم :icon_pf (34): 13
Alireza Hashemi 33393 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 هی لوتی سه راه بیشتر نداری: ۱ـ با من باشی ۲- با تو باشم ۳- توافق کنیم که با هم باشیم! 12
felorans666 12046 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 هی لوتی سه راه بیشتر نداری:۱ـ با من باشی ۲- با تو باشم ۳- توافق کنیم که با هم باشیم! چقدر نواندیشان بی روح شده ... یا من سرد و بی روح شدم ... چند روزه سکوتی توی قلبم نشسته ... صدایی تو جهانم نیست ... فقط تصویر می بینم 9
Alireza Hashemi 33393 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 چقدر نواندیشان بی روح شده ... یا من سرد و بی روح شدم ... چند روزه سکوتی توی قلبم نشسته ... صدایی تو جهانم نیست ... فقط تصویر می بینم دختر با مرام چپیده بودیم توی صف. زیر باران. منتظر تاکسیهای هفت تیر به پارک وی. دختر کنار دستیام از همان اولی که پشت سرم ایستاد چترش را گرفت سمت من که: شما قدتان بلندتر است آقا، چتر را بگیرید دستتان من هم بیایم زیرش. لبخند هم زد. از آن جنس لبخندهای قشنگ. مهربان و ملیح. دخترانه و دلبر. چطور میتوانستم عاشقش نشوم؟ او لبخند زده بود و هوا بارانی بود. دیگر اختیار و انتخابی وجود نداشت. عاشق شدن یک ضرورت بود. یک باید.... اما من..تنها نظاره کردم تا مبادا انگ بی وفایی به یار به ما زده شود و با آمدن تاکسی نفر بعد از خود را به بهانه اینکه خانم است بهمراه دختر فرستادم، و زیر باران با دلی شاد ایستادم... اما او.. نگاهش را تا سر پیچ از من بر نداشت و با نگاهی پرسش گر مجبور به رفتن شد... 8
pari daryayi 22938 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 من دلم می خواد چیزایی که دوست دارم رو به دست بیارم نه اینکه اینقدر بشینم تا مجبور بشم چیزایی که به دست اومده رو دوست داشته باشم 14
sam arch 55881 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 گاه و بی گاه ترانه می گویم....بی قالب....بی وزن....بی قافیه.... شاید به دنبال ریتمی....واژه ها می آیند..... آن ها را می نویسم در دفتر یادگاری های روزانه....جمع می کنم در جعبه ی محفوظ در گوشه ی کمد.... تا شاید بعد ها...در نبودم....آن بودنم را فریاد زنند.... آن موقع که نبودنم......یاد دیگران آید.... این است رسم ما و روزگار.... 13
sinister89 4246 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 به چشمانم نگاه نکن هیچ چیز در چشمان من متلاطم نیست ! باور کن من دیگر هیچ چیز را در چشمانم جا نمیگذارم تا کسی آن را بدزدد .. 9
poor!a 15131 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 خیلی حس بدی دارم گنگم میبینم اما با چشم سر خودم نمیدونم حواسم کجاست خدایا داری چی کار میکنی باز ؟ بازیم نده من عروسک تو نیستم 12
partow 25305 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 این چند وقته حس خوبی دارم ... حتی وقتی ناراحتم ، دلواپسم ، گیجم ... پس کِی اون روزی که منتظرشم ، میرسه؟:girl_in_dreams: 13
Ehsan 112349 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 یادش به خیر..... اولین روزی که عضو باشگاه مهندسان شدم خیلی جوگیر بودم. ستاره ها و امتیازات فراوان یکسری از کاربرها را که میدیدم خوشم میومد، بهشون درخواست دوستی میفرستادم. اکثرشون من تازه وارد را رد میکردند و بعضی میگفتند تو که هستی که برای ما چنین چیزی میفرستی. امروز میبینم خودم جای اونها نشستم و نسبت به خیلی تازه وارد ها اینجوریم. دیکتاتوری در ضمیر همه ما هست، لعنت بر هر چه قدرت و شهرت و.... است. 18
Himmler 22171 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 بسمه تعالی چشمهایت تفرجگاه معصومیت همه کودکان این شهر! اینست که میخواهم تمام بچه های این دیار را یک دل سیر ببوسم پ.ن یادش بخیر یه زمانی چه چیز هایی مینوشتیم ×! 6
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 حال الانم یکی از اون حال هاییه که اصن دوسش ندارم...فقط زودتر تموم شه ببینم کجای کارم 12
تینا 15116 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 حال الانم یکی از اون حال هاییه که اصن دوسش ندارم...فقط زودتر تموم شه ببینم کجای کارم منم الان حالم خوب نیست دلم میخواد گریه کنم 6
felorans666 12046 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 توپم و توپ توپم .... بیا بده لوپو ... وگرنه به زور می گیرم ... 5
تینا 15116 ارسال شده در 7 بهمن، 2011 نمیتونی پنهون کنی داغونی نمیتونی یادش نباشی به این اسونی...................... 14
ارسالهای توصیه شده