رفتن به مطلب

SH E I KH

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2028
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

1 دنبال کننده

درباره SH E I KH

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    مهدی شیخ الاسلامی
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    فارس
  • تخصص ها
    شهرسازی
  • علاقه مندی ها
    آرامش
  • توضیحات داخل پروفایل
    شهرساز پایه یک

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شهرسازی
  • گرایش
    شهرسازی
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه تهران ، پردیس هنرهای زیبا
  • شغل
    مدیر دفتر خدمات نوسازی و تسهیلگری فخرآباد شیراز

آخرین بازدید کنندگان نمایه

13891 بازدید کننده نمایه

دستاورد های SH E I KH

همکار

همکار (8/14)

  • یک هفته ورود روزانه نادر
  • مشارکت کننده نادر
  • ماشین ارسال پست نادر
  • 3 روز عضو نادر
  • یک ماه عضو نادر

نشان‌های اخیر

18.8k

اعتبار در سایت

  1. میشه این حالت را با مصرف تریاک مقایسه کرد؟ فردا بجای درمان اصلی از مسکن قوی استفاده میکند و احساس بسیار خوبی دارد اما بالاخره بیماری و به جایی می‌رسی که درمان نکردی و مسکن اثری ندارد زندگی کردن مهم است اما در چه حالت و شرایطی؟ افرادی بهت ظلم کنند و تحت استبداد باشی و هر بلایی دوست دارن سرت بیارن و تو به امید عدالت دنیا دست روی دست بزاری و فقط مشاهده‌گر باشی
  2. سلام به کارمایی معتقدم که من را اصلاح کند عمل خوب انجام دهم که نتیجه خوب ببینم اما کارمایی که موجب عدم تلاش برای گرفتن حق شود و مدام تو را در مقام مظلوم قراردهد و تلاشی برای احقاق حق نکنی و راضی باشی و آستانه تحملت را بالا ببرد و همون‌طور که گفتی منفعل قانع راضی آرام بشویم را شدیداً مخالفم چون این حالت نهایتا به تسلط ظالم و گسترش استبداد منجر خواهد شد
  3. اگر دموکراسی واقعی حاکم بود باید سالها قبل در مورد برخی موارد همه‌پرسی میشد و تکلیف جامعه روشن میشد که از اکثریت پیروی کند اما الان تفکرات و نظرات مختلفی در خصوص عقاید اصلی حاکمیت وجود دارد و هرکدام خود را اکثریت میداند که موجب درگیری در جامعه است و عامل اصلی بلاتکلیفی در قبال آمریکا و سایرین
  4. باید با ایدئولوژی تعیین تکلیف شود آمریکا و اسرائیل نهایت شرارت، اما آیا ما منافع آنها را به خاطر انداخته‌ایم؟ منافعی از آنها که محل منافع ملی ما نیست باید برسیم به دیانت و سیاست حتی اگر بپذیریم سیاست عین دیانت باشد اما الان دیانت تحریف شده است و دیانت عین سیاست شده است
  5. دوستان عنایت بفرمایید بعد از انقلاب تفکراتی در برخی شکل گرفت که باید انقلاب را صادر کنیم غیرمسلمانان را مسلمان کنیم و سنی‌ها را شیعه کنیم بسیار در مورد حکومت اسلامی صحبت شده و مردم را قادر به تصمیم‌گیری در همه امور نمی‌دانند و رای غیرمستقیم که در موارد حیاتی در قانون اساسی آمده تقریبا نشانه همین است با این موارد آیا خود ما استقلال خود را خدشه‌دار نکردیم؟ استقلال دیگران را به خاطر نینداخته‌ایم؟ صراحتا اعلام جنگ صدام با همین موارد بود چون باید مسلمان را یاری کنیم باید به مسلمانی در هر کشوری که باشد کمک و یاری کنیم؟ البته مسلمانان برخی کشورها مثل چین را لازم نیست کمک کنیم اما فلان کشور لازم است!!! من نمیتونم خرج لازم خانوادم را بدم و میرم به بچه دیگری کمک میکنم تا افکار من را گسترش بدهید و بچه خودم از من و افکارم متنفر می‌شود!
  6. از اول انقلاب هم رجزخوانی‌هایی کردند که شده باورشون حالا چجوری بفهمونی که داغ بودین یه حرفی زدین دیگه ول کنین حرفهایی که گفتن و سالها تکرار کردند جوری در باورشون رخنه کرده که براشون وحی منزل شده احتمالا جبرئیل هم نازل بشه و خلاف حرفشون بزنه فایده نداره
  7. آقای علی نیکزاد نایب رئیس مجلس می‌گوید در برخی سفرها دچار تردید می‌شویم که آیا مقصد پرواز همان‌جایی است که اعلام شده است یا خیر؛ چرا که با دیدن وضعیت ظاهری افراد شک می‌کنیم.
  8. درسته من خودم از دوران دانشگاه که در اواخر دوران اصلاحات بود خیلی افکارم تغییر کرد و باز شد البته دسترسیم به اینترنت از حدود سال ۷۵ و مطالعه افکار و نظرات متفاوت، شروع تغییر از افکار خشک به منعطف بود و همیشه عقیده داشتم بمونم و افراد اطرافم را آگاه کنم اما در مورد برخی نزدیکانم نتونستم و همچنان اگر موقعیتی باشه تلاش میکنم البته که روز بروز بیشتر احتیاط میکنم اما تلاشم برای بچه‌هام اینه که بتونن در خارج از ایران تحصیلات دانشگاهی داشته باشند و بعداً خودشون انتخاب کنند کجا زندگی کنند علتش هم اینه که بعید می‌دونم در شرایط فعلی حاکم بر جامعه بتوانند آزادانه افکار مختلف را ببینند و مطالعه کنند و تصمیم بگیرند قطعا بخش بالایی از جامعه فعال کشور که متولد دهه ۶۰ هستند اگر مهاجرت نکرده باشند در وضعیت من هستند و این برای جامعه آیندمون می‌تونه بسیار خطرناک باشه حالا یجوری دیگه فکر کنیم اصلا مسئول آینده جامعه هستیم؟ جامعه ایران در دوران قاجار چه گلی سر ما زده که ما سر آیندگان بزنیم؟ این افرادی که سالیان گذشته از ایران مهاجرت کردند و در زمینه های علمی و اقتصادی دستاوردهای بسیاری داشتند برای الان جامعه کشور چکار میکنند؟ اصلا آیا مسئولیت بر اجتماع ایران دارند یا الان در جامعه‌ای زندگی میکنند مسئول هستند؟
  9. شاید جامعه با تجربه کردن رشد می‌کند نه با نصیحت کردن با توجه به گسترش رسانه و بازیهای رسانه‌ای شاید جامعه سخن را باور نمی‌کند شاید باید ظرفیت دموکراتیک خود را از دست بدهد و نتایج آن را در طی سالیان ببیند و نهایتا متوجه شود
  10. اما نگاهی دیگر میشه اینطور باشه وقتی غالب جامعه با تفکرات فرد همراه نیست چه الزامی به ماندن در آن جامع است چه ضمانتی هست که تفکرات اون فرد درسته؟ شاید جامعه درست فکر می‌کنه اصلا آیا درستی یا غلطی اعتقاد نسبی نیست؟ شاید اعتقاد جامعه‌ای آخر‌الزمانی باشد شاید اعتقاد جامعه‌ای آزادی در غالب عدم تعرض به دیگران باشد شاید دموکراسی یا پادشاهی چطور میشود به قطعیت گفت کدام درست است؟ وقتی نمی‌دانیم درست کدام است پس فردی نباید فکر کند درست فکر میکند و بقیه جامعه اشتباه و لازم نیست در جهت اصلاح آنها اقدامی کند بهتر است برود در جامعه که با افکارش همسو است زندگی کند
  11. کار اجتماعی بسیار زمان بر هست و صبر و تحمل زیادی لازم داره ممکنه فردی توانایی این را داشته باشه و فردی نداشته باشه از طرفی اثر گذاری بر جامعه باید به گونه‌ای انجام بشه که منجر به حذف اون شخص از جامعه توسط حاکمان نشه همچنین ممکن است فردی اولویتهایی بالاتری چون حفاظت از خانواده‌اش داشته باشه اگر با جمیع موارد بتواند در کشور بماند و رشد آگاهی جامعه کمک کند بهتر است بماند
  12. بخوام واضحتر بگم منظورم این بود که جامعه همچنان عقایدی دارد که حتی اگر در ظاهر کمتر از قبل بروز می‌دهد اما همچنان باورهایی است که در تصمیمات جامعه نقش اصلی دارد مثلاً: ۱. نگاه ارباب و رعیتی، بالا و پایین، مسئول و مردم، نگاهی که مردم ناتوان و هیچ کاره و عده‌ای همه‌چیز دان و همه کاره نگاهی که میگه مردم صلاحیت ندارند برای آینده‌شان تصمیم بگیرند نگاهی که مردم‌سالاری را فقط برای قشنگی و مقبولیت میخواهد این نگاه نتها در حاکمان بلکه در عموم جامعه هم وجود دارد هرچند در ظاهر مردم خود را همه چیزدان نشان می‌دهند و در مورد همه چیز صحبت میکنند و نظر و راهکار می‌دهند اما در باور اصلی در درون خود همچنان نظام ارباب رعیتی را قبول دارند ۲. نگاه به زنان در جامعه نهایتا همچنان مثل گذشته‌ای است که صلاحیت زنان را کمتر از مردان میدانند هر چند از عدم تحصیل زنان رسیدیم به وزیر زن اما همچنان قاضی و رئیس جمهور زن نمی‌توانیم داشته باشیم و این باعث شده بسیاری از پستهای مدیریتی و تصمیم‌گیری به زنان نرسد و از توانایی‌های این بخش از جامعه استفاده‌ای نشود حتی اگر وزیر زن انتخاب میکنند هدف اول تبلیغ انتخاب وزیر زن است نه اینکه جدا از جنسیت، بهترین گزینه برای این وزارتخانه چیست نگاهی که میگوید موتورسیکلت وسیله خطرناکی است و با روحیه لطیف زن سازگار نیست پس چرا زنان متور سوار بشن!!!! ۳. استفاده ابزاری از دین که با سوء استفاده از باورهای دینی شکل می‌گیرد گرفتن حق را به آخرت می‌سپارند و در این دنیا از مظلوم بودن لذت می‌برند تقدسی که مانع از نقد و پیشنهاد میشود ۴. تفکراتی که خود را برتر از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند میداند و نمی‌فهمد لطمه به این جامعه نهایتا لطمه به خود است دقیقا همین لاشه گوشت که گفتین نمی‌نفهمیم که اگر عده‌ای سیر و عده‌ای گرسنه باشند همان گرسنگان ناامنی ایجاد می‌کنند اگر در شهری قدم زدی که حال همه خوب، نهایتا حال تو نیز خوب خواهد بود ۵. چقدر جامعه به نظام مدنی و حزبی باور دارد علت عدم وجود احزاب به معنای واقعی با عملکرد دائمی و پاسخگویی و ... ناشی از عدم اعتقاد جامعه به حزب است شور لازم در ایام انتخابات ایجاد میشود و جامعه جوگیر می‌شود و رای می‌دهد و مدتی بعد شروع به بدگویی از منتخب خود می‌کند واقعا جامعه چقدر باور دارد که منتخبینش توانایی انجام کاری دارند؟!!! چقدر امیدوار است منتخبینش به حرفهایشان عمل کنند و چقدر امکان عمل کردند دارند؟!!! ۶. جامعه چقدر بر مدیریت جوانان متخصص باور دارد هرقدر از مدیران پیرتر استفاده میشود عقاید کهنه آنها بیشتر بر جامعه حاکم می‌شود و انگار جامعه همین را میخواهد نه تغییر و آگاهی و رسیدن به باورهای برتر و باورهای دیگری که نشان میدهد هنوز جامعه به بلوغ لازم نرسیده لازمه انسان و جامعه انسانی رشد است چه در جسم چه در علم و عقل و باور و آگاهی جمعی زمانی قبیله رئیسی داشت که زورگوتر بود زمانی رئیسی داشت که داناتر بود زمانی رئیس مهربان‌تر زمانی زیرک‌تر زمانی مکارتر زمانی مقدس‌تر زمانی خیرخواه تر زمانی پولدارتر زمانی دلسوزتر .....
  13. ترسی که راهکاری برای رهایی از آن نیست از درون تهی میشوی پله پله از آنچه انسانیت نام دارد دلار ۲۰۰ تومنی را هم رد کنی دلار ۳۵۰ را چه کنیم؟
  14. بنظرم جامعه ایران آنقدر آگاه نشده که بتواند مشکلاتش را حل کند عدم بلوغ باعث می‌شود نداند چه میخواهد و چه کار باید بکند ایرانیان نه تنها تکلیفشان را با آمریکا نمی‌دانند بلکه تکلیفشان را با چین و روسیه و همسایگان هم دینشان هم نمی‌دانند حتی تکلیفشان را با فساد حاکم بر جامعه نمی‌دانند تا جایی که بجای مقابله با فساد، خود نیز به آن ملحق میشوند
  15. سلام از نگاهی آمریکا بخاطر اسرائیل با ایران مسأله داره از نگاهی دیگه اسرائیل را بهانه می‌کنه از طرفی ممکنه اعتقادات آخر تازمانی بین اسلام و یهودیت(مسیحیت یهودی!!!) جنگ اعتقادی راه انداخته که هریک آمادگی شرایط برای منجی خود را می‌گرفته‌اند از طرفی احتمالا اعتقادات وسیله است برخی وقتها احساس می‌کنی لابی‌هایی نشستن پشت مانیتور و دسته بازی دست گرفتن و در واقعیت بازی میکنند چه بین روسیه و اوکراین چه اسرائیل و فلسطین و لبنان ... چه ایران و آمریکا و اسرائیل و اعراب به هرحال هرچه هست مهم نیست مهم مردمی عادی هستند که تنها چیزی مهمی است که برای هیچکس مهم نیست
×
×
  • اضافه کردن...