رفتن به مطلب

✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دنیا چه رنگی شده؟ . . . :hanghead:

  • Like 11
ارسال شده در

وقتی بچه بودم و میرفتیم خونه ی عمو اینا یکی از بازی های مورد علاقه مون سگا بود دیگه...

من و پسر عموم با هم بازی می کردیم.دختر عموم کوچکتر بود و راحت گول می خورد!:whistle: در کمال پررویی دسته ی خراب رو می دادیم بهش تا سرگرم بشه! :ws44:

همه ش تقصیر برادر بدش بود. :ws44:

از همون بچگی یاد گرفتیم سر هم رو شیره بمالیم و از اعتماد هم سواستفاده کنیم.:icon_pf (34):

  • Like 12
ارسال شده در

لطفا لبخند! :a030:

 

1319431431.gif

  • Like 10
ارسال شده در

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد !

  • Like 8
ارسال شده در

[h=6]اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل می شی!!

 

حالا به یه میلیونر قهقه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته :ws37:[/h]

  • Like 18
ارسال شده در

هرکاری کردم که بهش بگم نشد...:sigh:

میترسم...

میترسم بگم ...

میترسم نگم و دیر شه...:sad0:

  • Like 12
ارسال شده در

چرا بارون نمیاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

:JC_thinking:

  • Like 7
ارسال شده در

:hanghead:معرفتا کم شده......دوستیا نا پدید شده.....:sigh:

تقصیر من چیه...خو دلم برات تنگ شده:hanghead::hanghead::hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

بهانه های کوچک زندگی برای شادی چه سست و بی معرفتند.....

 

دلم بغضی میخواد که بی ترس و تعارف بشکنه

 

بدم میاد از این حس خلا، گیجی و بی تفاوتی....

 

 

خسته ام....

  • Like 13
ارسال شده در

دلم عید نوروز می خواد ...

 

پس کی عید میشه؟

(2344).gif

  • Like 11
ارسال شده در

وقتی در دسترس نباشی، مشـترک مورد نظر میشوی ...

:ws37:

  • Like 11
ارسال شده در

دل نوشته....شروع بارش یک احساس....یا بهانه واسه بارش احساس....یا حتی دست انداختن احساس....

دل نوشته وصل شده به احساس....حتی اگه به تمسخر کردنش باشه....

ناخودآگاه شد...واژه هام...واج آرایی احساس....

دل نوشته است دیگر...وصل شده به....به......

 

  • Like 12
ارسال شده در

شكایتی نمی كنم، اما آیا واقعاً نشد كه لحظه ای دلواپس تنهایی دست های من شوی؟!

 

به اندازه یک دیدار کوتاه دو نفـره...

 

واقعاً نشد؟!

 

دلم را که می شناسی؟! خوب می دانی دلواپس نبودن ها می شود...!

  • Like 15
ارسال شده در

یادم باشه یادت باشه دیگه دلم برای کسی نتپد و تنگ کسی نشود........

فهمیدم واقعا هیچ بنی بشری ارزش عشق و دوست داشتن رو نداره..........

 

 

اگر فقط دستم به آدم برسه حسابشو میرسم که برای تنهایی خودش حوارو ملعبه خودش کرد.............:vahidrk:

اگر یکم تحمل تنهایی رو میکرد الان ماها هم نبودیم تا این همه زجر بکشیم.........

  • Like 11
ارسال شده در

به زیر سقف این خونه...منم مثل تو مهمونم...منم مثل تو می دونم...تو این خونه...نمی مونم :sigh:

  • Like 12
ارسال شده در

قبلا دوستم یه کتاب ممنوعه داد بهم..نخونده بودم تا دیروز.. سرچ کردم نقدشو پیدا کردم و خوندم(نقدش خودش یه کتابه) نقد رو خواستم بدم به دوستم بخونه. گفت: نمی خونم ممکنه رو ذهنم تاثیر بذاره:ws44: البته گریه برای دوستم بود..

  • Like 4
ارسال شده در

گاهی وقـتا دلـم فـقـط سـنـگـیـنـی نـگـاهـت رو مـیـخـواد

که زُل بـزنـي بـهـم

و مـ ـن بـه روی خـودم نـیـارم . . .

  • Like 13
ارسال شده در

حسرت یکبار قدم زدن در خیابان های خلوت تهران بدون مزاحمت آدم های مریض به دلم مونده. :sigh:

  • Like 13
ارسال شده در

خیلی ساده بگم

دلم گرفته

همین

  • Like 8
ارسال شده در

در باغ سیب....یک نهال کاشتم....در بهار شکوفه زد.....در تابستان به بار نشست.....اما میوه اش سیب نبود....

من در باغ سیب.....نهال ای کاشتم که با دیگران فرق داشت....

تبر در دست دارم.....

نمی دانم...آن یک درخت که خود کاشتم بر تنه اش تبر زنم....یا به خاطر او همه درختان سیب را تبر زنم....

.

.

.

کاش می شد....همه در کنار هم....با هر تفاوتی....بمانند....

  • Like 13
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...