کتایون 15177 ارسال شده در 18 آذر، 2011 یه چند روزه هر کی بهم میرسه میگه کتایون چی شد بالاخره؟ بعد من مجبورم قیافه مو این جوری کنم و بگم هیچی فعلا معلوم نیست... اون ادمم بگه درست میشه غصه نخور حالا نشدم یه عالمه آپشن دیگه هست... منم دوباره بگم مرسی امیدوارم اما چه فایده ازین همه تلاش... بعد اون بره و من بمونم و این احساس مزخرف تعلیق بین زمین و آسمون... 11
pianist 31130 ارسال شده در 18 آذر، 2011 همیشه افرادی که از لحاظ فکری مستقل هستن برای من قابل احترام اند. اونهایی که بیخود دنبال یه طرز فکری راه نمیفتن و بگن هرچی فلان گروه و یا فلان شخص گفت درسته! بدون اینکه در موردش حتی فکری بکنن بنظرم محکومند به اینکه همیشه زیر دست باشن!!! از نظر من ریشه ی خیلی از دیکتاتوریها از همین قضیه برمیگرده 12
- Nahal - 47858 ارسال شده در 18 آذر، 2011 پينوكيو.... چوبي بمان.......... آدم ها سنگي اند دنيايشان قشنگ نيست........ 10
alimec 23104 ارسال شده در 18 آذر، 2011 همیشه افرادی که از لحاظ فکری مستقل هستن برای من قابل احترام اند. اونهایی که بیخود دنبال یه طرز فکری راه نمیفتن و بگن هرچی فلان گروه و یا فلان شخص گفت درسته! بدون اینکه در موردش حتی فکری بکنن بنظرم محکومند به اینکه همیشه زیر دست باشن!!! از نظر من ریشه ی خیلی از دیکتاتوریها از همین قضیه برمیگرده حرف دل من در حال حاضر 3
*sepid* 9772 ارسال شده در 18 آذر، 2011 میترسم .. . نه از تاریکی نه از روح نه از مرگ ... ! بلکه از آدمها میترسم ؟؟ آدمها .. آدمها .. آدمها و .... از آنها که مرا میبینند و سلام میکنند .. از آنها با من مینشینند و مرا دوست و برادر خطاب میکنند ... از آنان که مرا میبوسند و در ذهن طناب دار مرا میبافند. 17
سارا-افشار 36440 ارسال شده در 18 آذر، 2011 میترسم .. . نه از تاریکی نه از روح نه از مرگ ... ! بلکه از آدمها میترسم ؟؟ آدمها .. آدمها .. آدمها و .... از آنها که مرا میبینند و سلام میکنند .. از آنها با من مینشینند و مرا دوست و برادر خطاب میکنند ... از آنان که مرا میبوسند و در ذهن طناب دار مرا میبافند. مرا از شر دوستانم در امان نگه دار, خود با دشمنانم میدانم چه کنم 14
*sepid* 9772 ارسال شده در 18 آذر، 2011 ای روزگــــــــار.... مــــن راه هــــای نـــرفتــــه ، بسیـــــــــار دارم . امــــا بـــا تـــو یـکـی زیـــادی راه آمــــده ام .... 16
aseman70 790 ارسال شده در 18 آذر، 2011 همه ی کسانی که با تو میخندد دوستان تو نیستند....:flowerysmile: 6
sam arch 55881 ارسال شده در 18 آذر، 2011 گاه گاهی دل من تک ورقی می خواهد برای خط خطی کردنه لحظه ها....بی دلیل..بی بهانه.....گاهی دلم می خواهد اثری بگذارم بر دل زندگی ولی جز خط خطی کردن کاری دیگر نمیدانم.....بر من خورده نگیر......من فقط کودک درونم نمایان است.... 10
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 18 آذر، 2011 سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد افتاد . بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد! 12
سـارا 20071 ارسال شده در 18 آذر، 2011 سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد افتاد . بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد! من عرضه این کارو ندارم :icon_pf (34): 3
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 18 آذر، 2011 من عرضه این کارو ندارم :icon_pf (34): ولی من از اینکه دیر بشه میترسم..سعی میکنم بگم.... 3
سـارا 20071 ارسال شده در 18 آذر، 2011 ولی من از اینکه دیر بشه میترسم..سعی میکنم بگم.... فکر کنم در این مورد خیلی حسرت به دلم بمونه!! 2
ارسالهای توصیه شده