رفتن به مطلب

Gizmo

متخصص انجمن
  • تعداد ارسال ها

    895
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

5,887 Excellent

درباره Gizmo

  • درجه
    متخصص اسکیس طراحی شهری
  • تاریخ تولد 18 شهریور 757

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    سارا
  • جنسیت
    مذکر

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی معماری
  • گرایش
    طراحی شهری
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    شهید بهشتی

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. حالا دیگه مثل شاه عباس با لباس مبدل میای از نزدیک به امورات نظارت کنی؟ آخ آخ آره....یادته؟....حقا که اساتید خوب حقمو کف دستم گذاشتن :lol:
  2. Gizmo

    اصول میدان های بزرگ شهری

    متاسفانه این پست خیلی قدیمیه و من به آرشیو اون زمان دسترسی ندارم و نمیتونم فایلو دوباره آپلود کنم...:5c6ipag2mnshmsf5ju3
  3. پستام شبیه عصبانیهاست؟!. کندوکاوی در تعریف طراحی شهری-گلکار آفرینش مکان پایدار- گلکار زیبایی شناسی در معماری-گروتر تاریخ جهان-پاکزاد از شار تا شهر-حبیبی کتابای مبانی و تاریخ واسه شروع مناسبن؛ سه تای اول مبانی و دوتای بعدی تاریخن
  4. Gizmo

    کار یا ادمه تحصیل! مسئله اینست

    پروسه ی خنده داریه...الان اتوماتیک همه دانشجوهای کارشناسی از ترم های اول بطرز خنده داری دغدغه فوق لیسانس دارن...تبریک قبولی فوق لیسانس عموما جمله ی کذایی"ایشالا دکترا" ست...درس خوندن اینجا ژسته، ژست همه گیر...به لطف انواع و اقسام دانشگاه ها و موسسات همه مدرک دارن...وارد بحث سطح پایین آموزش نشیم بهتره....اما وقتی بحث کار می شه، شرط اول نه رزومه تحصیلیه و نه حتا اونقدرا رزومه کاری، پارتی و دیگر هیچ... کار، به معنای اموری برای کسب درآمد؛با حذف آیتم رضایت شغلی که اصلن تو این مملکت موضوعیت نداره؛ حتا اگه مرتبط با رشته تحصیلی باشه بازهم از وادی آموخته های دوران تحصیل خیلی فاصله داره، وقتی لیسانسمو گرفتم حس بد هیچ چیزی بلد نبودن وادارم کرد اینبار با آگاهی بخوام درس بخونم تا یاد بگیرم، و بعد از اتمام تحصیلم آماده کار باشم،اما حالا میبینم تحصیل برا من تنها خاصیتش این بود که الان دنبال کارم ولی درعین حال حاضر نیستم کار کنم...چون برام زور داره بعد از اون همه زحمت برم پای کاری که با لیسانسم میتونستم انجام بدم و تازه حقوقمو به جای هرماه، هرچند ماه یکبار دریافت کنم...یا برم سر کارهای پروژه ای بدون ذره ای امنیت شغلی...درحال حاضر ترجیحم بقال شدنه که اونم سرمایه میخواد... جالبتر کسایین که دنبال دکترا گرفتنن با اهداف عالیه...دکترا با اون ذات پژوهشیش الان برا خیلیا یه وسیلست واسه هیئت علمی شدن تو یه دانشگاه داخلی و کسب حقوق ثابت و مزایا...و البته پرستیژ بالای اجتماعی...اینجا همه چی وارونست
  5. راستش من ندیده میگم انقدر دنبال تلگرافی درس خوندن نباشین...این کتابا و جزوه ها وقتی خوبن که شما به اصل منابع مسلط باشین...بعد با این جور کتابا میتونید مرور کنید یا بصورت زنجیره ای اطلاعات از پیش به ذهن سپرده رو بازیابی و یادآوری کنین، ولی قبلش بهتره حتمن منابع رو خونده باشین...ازونجایی که کنکور یه پدیده ی سنجش چرت و غیر استاندارده ممکنه کسی با اینجور کتابا هم به رتبه ی خوب برسه ها...ولی هم شانسش کمتره و هم اطلاعاتش خیلی کم عمق و سطحیه...کتابای طراحی شهری انقدر شیرینن که حیفه آدم وقتی فرصتشو داره وقتشو بذاره پای جزوه های نچسب خانه شهرسازان و مدرسان شریف و پارسه و کیمیا فکر و ... فایلتونم دیدم و همچنان نظرم همونه....
  6. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Trance danny boyle فیلم مثلن سایکولوژیکال مزخرف...بسیار وابسته به تکنیک های فیلم برداری و جلوه های ویژه ...سعی ماجرا بر پیچیدگی بود، اما داستان زیادی پیچ خورد و در نهایت بالاجبار یکی از کرکترا سیر تا پیازو برات تعریف میکنه ......بد بود خلاصه One Hour Photo Mark Romanek سای یه عکاس تنهاست که در طول سالهای کارش از طریق عکسها با خانواده ی یکی از مشتریاش آشنا میشه و اونقدر براش جالب میشن که دوست داره عضوی از اون خانواده باشه...اما طی یه سری اتفاقات از پدر خانواده بیزار میشه و .... داستان لوسی بود...بازیگرا لوس بودن...دیالوگای آخر سای خیلی چرند و بی ربط بود Coffee and Cigarettes جیم جارموش از آقای اسپو بابت معرفی این فیلم ممنونم...این اپیزودها رو دوست داشتم؛ دختر عموها...که بازی بلانشت تو دو نقش خیلی خوب بود...پسر عموها؛No Problem؛ Those Things'll Kill Ya؛ Delirium The Great Beauty Paolo Sorrentino اواسط فیلم مخصوصن تو سکانسای مهمونی و عیاشی ها و دورهمی های روشن فکری و اشاره به خرافه پرستی، عجیب یاد La Dolce Vita فلینی افتادم...کلن فیلم پرادعا و به نظر من ضعیفی بود... بعدن تو نقدایی که ازش یافتم همم به شباهت این فیلم با 8.5 و زندگی شیرین اشاره شده بود...نمی دونم سورنتینو خاسته فلینی زمان باشه...چرا با کپی برداری آخه!!! Blue Is the Warmest Colour Abdellatif Kechiche فیلم نسبتا خوبی بود...همین The Cousins Claude Chabrol محض آشنایی با شابرول فیلم خوبی بود...اوایلش خیلی گیرا نیست..نه تصاویر، نه دیالوگها، نه داستان...اما کم کم سیر داستان جالب میشه و بنظرم پایان خوبی هم داشت Vera Drake Mike Leigh ورا دریک زن دوست داشتنی و مهربونی از طبقه محروم جامعه انگلیسه که در کنار همه مشغله های روزانش برای گذران زندگی دغدغه انسانی دیگه ای هم داره...یکی میگفت نمیشه شخصیت های فیلم های لی رو دوست نداشت...موافقم...اصلن نمیشه فیلم های لی رو دوست نداشت...خیلی خوب بود Umberto D Vittorio De Sica امبرتو دومینیک فراری پیرمرد بازنشسته ی تنهاییه که تو پرداخت اجاره اتاقش دچار مشکل شده و برای تامین این پول به هر دری که میزنه نتیجه نمی گیره..فلایک سگ قشنگ و کوچولوی امبرتو تنها دلبستگی اون به زندگیه...این سگ نقش مهمی تو داستان داره...رابطه امبرتو و فلایک واسه من تداعی کننده رابطه آنتونیو و برونو-پدر و پسر تو فیلم دزد دوچرخه- بود...همونقدر حیاتی و عاطفی The Killing Stanley Kubrick ماجرای نقشه ی حساب شده و دقیقی برای دستبرد زدن به خزانه ی یه باشگاه شرطبندی روی اسب...جالب بود Spellbound Alfred Hitchkock یه زن روانکاو به رئیس جدید درمانگاه علاقمند میشه ولی میفهمه که این اونی نیست که میگه هست...از فیلمهای خیلی خوب هیچکاک بود...صحنه خوابی که سالوادور دالی طراحی کرده بود بهترین تصویرسازی ای بود که تابحال از دنیای خواب تو فیلما دیدم
  7. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلمهای خیلی خوب و عالی که تو این مدت دیدم El ángel exterminador یا همون The Exterminating Angel یا بقول ما ملک الموت از لوئیس بونوئل از وقتی تو فیلم نیمه شب در پاریس وودی آلن از قول مسلن بونوئل ماجرا شنیدم قصد داره فیلمی بسازه که یه عده برای مهمونی شام وارد یه اتاق میشن و دیگه نمی تونن ازون خارج شن دربدر این فیلم بودم...امتناع عجیب مهمونا و میزبان و حتا پیشخدمت تو خروج از آستانه ی وسیع طاقی شکل اتاق یه خوف عجیبی داره...مهمونایی که اوایل فیلم حتا در اوردن کت رو نشونه ی بی ادبی می دونستن حالا خسته،تشنه و گرسنه ان و کم کم اخلاقیات و آداب پوشالی بورژوازی رو کنار می ذارن و خوی وحشی واقعیشونو نشون میدن...عالی بود...خیلی عالی...فکر نمی کنم تابحال کسی تونسته باشه به زیبایی بونوئل بورژوازی رو به سخره بگیره That Obscure Object of Desire لوئیس بونوئل پیرمرد مرفه و تنهایی شیفته ی دختر جوون و زیبایی به نام کنچیتا که بعنوان پیشخدمت تو خونش مشغول بکار شده میشه و در طول فیلم با رنج ها و آزارهای زیادی از طرف اون مواجه میشه...داستان فیلم خیلی سرراسته اما با یه ایده ظریف و ساده فیلم مخاطبو به چالش می کشه...نمی گم تا خودتون ببینید و مثل ما غافلگیر بشید...فیلم عالی بود سه گانه مدرنیته آنتونیونی L'Avventura آنا دختر جوونی که تو روابط عاطفیش با ساندرو به بن بست خورده به همراه اون و کلودیا دوستش و چند نفر دیگه با قایق تفریحی به سفر میرن...تو یه جزیره کوچیک آنا ناپدید میشه و ساندرو در خلال جست و جوی آنا به سمت کلودیا گرایش پیدا می کنه که با امتناع کلودیا مواجه میشه...با اصرار ساندرو کلودیا کم کم رام میشه و علاقه ای بین این دو نفر شکل میگیره...و به مرور جست و جوی آنا اهمیت خودشو از دست میده و حتا پیدا شدنش به کابوس کلودیا تبدیل میشه...خوب بود...حتا تا حدودی کشش داستانی هم داشت...البته تاکید و تمرکز آنتونیونی رو افراد،حالات و رفتارها، و مناظر خودبخود تحسین برانگیز و جذابه...اما خب گاهی آدمو میخوابونه...مثل صحرای سرخ که از وسطش دیگه خیلی شیرین خوابم برد! La Notte یک روز از زندگی نویسنده مشهوری با بازی ماسترویانی و همسرش که دچار روزمرگی و تکرار شدن...این دو نفر با هم به عیادت دوستی تو بیمارستان میرن که ساعات پایانی عمرشو میگزرونه...مریض توجه خاصی به زن نشون میده ...تشویش زن، آزمایش اینکه آیا دیگه جذاب نیست یا فقط برای همسرش تکراری شده تو خیابون ...مرد که با روزمرگی کنار اومده و به ظاهر مشکلی باهاش نداره و تا حدودی بی پروا به زنای دیگه توجه نشون میده...مهمونی مجلل تو فیلم که آدمو یاد اپیزود آخر زندگی شیرین فلینی میندازه...دیالوگهای پایانی زن و مرد و نامه ای که زن برای مرد می خونه و واکنش مرد به نامه خیلی جالبه...از ماجرا و کسوف قشنگتر دیدمش... L'Eclisse فیلم با پایان رابطه ویتوریا و ریکاردو شروع میشه...ویتوریا علیرغم پافشاری ریکاردو دیگه میلی به ادامه رابطه نداره...به مرور رابطه ی جدیدی با فردی به نام پیرو برای ویتوریا اتفاق میفته که در طول اون ما ویتوریا رو سرگردون بین دو قطب تمایل و زدگی میبینیم...زبان تصویر معروف کارگردان تو این گان از سه گانه به اوج میرسه در مجموع شاید بشه این سه فیلمو فارغ از جزئیات، نمود سه فصل از ارتباط زن و مرد ببینیم : آشنایی، روزمرگی، زدگی و جدایی ...حتا سه زن، مارتا زنی که بدون حضور همسرش خوابش نمی بره،آنیتا زنی که در نبود همسرش راحت تر می خوابه و خود ویتوریا که شب قبل اوقات بدیو بخاطر اتمام رابطه گذرونده با هم اشل کوچیکی از این روند رو نشون میدن...اینا برداشتهای قشنگی از قول یه دوسته که زبون آنتونیونی رو خیلی خوب میفهمه L'Argent رابرت برسون اسکناس تقلبی که توسط دو نوجوون جعل شده دست بدست میگرده تا زندگی یه کارگرو به هم بریزه ...ایو سر از زندان در میاره و ... فیلم خیلی خوبی بود... Twin Peaks: Fire Walk With Me دیوید لینچ فیلم با پیدا شدن جسد یه دختر به نام ترزا بنکس شروع میشه...شخص لینچ بعنوان مامور اف بی آی دو نفر از کاراگاه های خبره رو خبر می کنه تا بیان و راز پرونده رو کشف کنن و در بدو ورود بعنوان سورپرایز دخترکیو نشون اون دو نفر میده...دخترک نمایش عجیب کوتاهی براشون بازی میکنه که بعدن دو کاراگاه تو مکالماتشون اونو رمز گشایی میکنن...این فصل از فیلم درواقع حکم کتابچه ی راهنماییو برای درک ماجرای زندگی لورا پالمر که بعد از ناپدید شدن دو کاراگاه واردش میشیم داره...فیلمای لینچو نمیشه تعریف کرد...تو بهترین حالت میشه دو نفر که هردو فیلمو دیدن بشینن و راجع بش پراکنده گویی کنن تا کشف رمز و راز کنن...من که باید فیلمو دوباره ببینم...بنظرم فیلم خیلی خوبی بود...البته نه به خوبی جاده مالهالند ...ولی باز هم خیلی خوب بود...
  8. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم های نسبتا خوب و خوب و معمولی که تو این مدت دیدم: [TABLE=width: 495] [TR] [TD]Inside Llewyn Davis[/TD] [/TR] [/TABLE] به کارگردانی کوئن ها...یک هفته از زندگی پر مشقت خواننده و آهنگساز بد اقبال فولک...خوب بود Cat on a Hot Tin Roof به کارگردانی ریچارد بروکس...داستان یه خانواده ثروتمنده که دو پسر دارن...پسر بزرگتر و همسرش در تلاشن تو جلب نظر بیگ ددی! برای تصاحب اموالش از برادر کوچیکتر و همسر جذابش که بیشتر مورد توجه پدر هستن پیشی بگیرن...پسر کوچیکتر تو زندگی شخصی و حرفه ایش(فوتبال) با بحران و شکست مواجهه و اوضاع خوبی نداره...فیلم بد شروع نشد ولی بنظرم مزخرف تموم شد...افاده های الیزابت تیلور خارج از تحمل بود...از بازی ایشون و مریلین مونرو بیزارم ینی! The Sting به کارگردانی جرج روی هیل ماجرای جانی هوکر جوونک جیب بر خرده پاییه که همراه دوست سیاه پوست حرفه ایش اتفاقی مقدار قابل توجهی از پولهای لانگن سرمایه دار خطرناک و بانفوذیو می دزدن و کار به جایی می کشه که هوکر در صدد انتقام از لانگن برمیاد و به همین خاطر سراغ بهترین و دوست داشتنی ترین کرکتر فیلم یعنی هنری گاندورف میره و با کمک اون نمایش تر و تمیز و بی نقصی رو راه میندازن تا لانگن طمعکارو واردش کنن...دقایق پایانی فیلم خیلی خوب و غافلگیر کنندست..در مجموع فیلم خوبی بود...بازی نیومن در نقش گاندروف عالی بود Everybody's Fine جوزپه تورناتوره پیرمرد تنهایی که تمام سال رو در انتظار تابستون و اومدن بچه هاش می گذرونه وقتی از اومدنشون نا امید میشه سیسیل رو برای دیدنشون ترک میکنه...اون قلبا به فرزندانش افتخار می کنه...ولی تو این سفر با وقایعی رودررو میشه که... نسبتا خوب بود..بازی ماسترویانی در نقش پیرمرد خوب بود... La luna برناردو برتولوچی جو، فرزند یک خواننده مشهور اپراست....با مرگ پدرش بحران های نهفته روحی پسر نوجوان اشکار میشه... مادر که تماما غرق نمایشها و توجهات طرفداراشه ناگهان با اعتیاد و افسردگی و پوچی پسرش مواجه میشه و برای نجات اون از بحران همه تلاششو می کنه...تو این مسیر حتا گاهی رابطه این دو نفر از وادی مادر و فرزندی خارج شده و شکل عاشق و معشوق بخودش میگیره...شیفتگی پسر نسبت به مادر یه جاهایی خیلی غم انگیز میشه...بد نبود...البته میونم خیلی با برتولوچی خوب نیست Marnie هیچکاک زن جوون و زیبایی که بواسطه هوش و زیباییش موفق به چند مورد کلاه برداری های کلان از شرکت های معتبر شده بعنوان کارمند وارد یک شرکت معتبر دیگه میشه...ولی اونجا با مردی آشنا میشه که به سادگی بقیه قربانیانش نیست... خوب بود Belle de jour لوئیس بونوئل سورین، زن زیبا و نجیب و ثروتمندی که در زندگی زناشویی و روابط جنسی با همسرش دچار مشکله با خبر میشه یکی از دوستانش با وجود زندگی خوب و رفاه مالی روزهاشو در فاحشه خونه ای کار می کنه...این موضوع که باعث جلب نظر سورین شده پاشو به یکی ازین خونه ها باز می کنه... فیلم خوبی بود...رویا و خیالات سورین خوب از کار درومده بود... A man scaped رابرت برسون ماجرای تلاش های فونتین، که در زندان نازی ها اسیره برای فرار...ما خود فونتین بودیم...مثل پیانیست که ما خود اشپیلمن بودیم...خوب بود...و برسون کشف شد About Schmidt الکساندر پین اشمیت تازه بازنشسته که هنوز با دوران فراغت زندگیش ارتباط برقرار نکرده ناگهان همسرشو از دست میده...بد نبود...حداقل جک نیکلسونش مثل همیشه خوب بود My left foot جیم شریدان داستان زندگی پسرک معلول کریستی براون که فقط پای چپش سالمه...خیلی بریده بریده و هول هولکی بود...گاهی احساس می کردم تو نمایش نبوغ کریستی زیادی باد به غبغب انداخته شده و اغراق شده...یجوری بود...
  9. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Antoine and Colette یکی از اپیزودهای فیلم Love at Twenty به کارگردانی فرانسیس تروفو داستان اولین-شاید البته- عشق انتوان پسرک چهارصد ضربه به دختری هم سن و سال خودش و دغدغه هاش برای جلب نظر دخترک و سرخوردگی... Stolen Kisses گان سوم زندگی آنتوان به کارگردانی همون تروفو...آنتوان بیست و چند ساله و درگیری های شغلی و عاشقانه و تا حدودی سردرگمی و بی هدفی مختص سن و سال خودش... فضاش برخلاف دو گان قبلی کمی کمدی شده...خوب بود
  10. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Hiroshima mon amour Alain Resnais یک زن بازیگر فرانسوی که بسیار زیباست برای شرکت تو فیلمی درباره ی صلح به هیروشیما رفته و در اونجا با یه مرد ژاپنی آشنا شده...رابطه جالبی بین این دو نفر شکل میگیره...تاکید فیلم در ابتدا روی هیروشیماست... شهری که رنج عظیمی از گذشته به یادگار داره ...رنجی که به ظاهر بعد از 14 سال تا حدی فراموش شده...کم کم رابطه و مکالمات مرد و زن معطوف به گذشته ی زن و رنجهای اون میشه...زن برای مرد از اولین عشق دوران جوونیش،یه افسر آلمانی میگه...دوستی عزیز راجع به این فیلم حرف قشنگی زد، زن نماینده انسان رنج کشیده در کنار هیروشیما بعنوان شهر رنج کشیده قرار گرفته...رنجهایی که به ناچار فراموش میشن....پیام صلح وقتی تحقق یافتنیه که انسانها فراتر از ملیت و نژاد رنجهای همو بفهمن و عاشق باشن...تعبیرشو خیلی دوست داشتم
  11. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    The Passenger Michelangelo Antonioni با بازی یکی از بهترین مردان سینمای جهان،جک نیکلسون...لاک خبرنگار مشهوری که برای تهیه یه سری مستند و گزارش به آفریقا سفر کرده و در اونجا با مردی به اسم رابرتسن که تا حدودی از نظر ظاهری به خودش شباهت داره آشنا میشه...رابرتسن ادعا میکنه توریست و تاجره...یه روز لاک بعد از برگشتن به هتل خیلی اتفاقی متوجه میشه رابرتسن تو اتاقش در اثر سکته قلبی مرده و در همون لحظه تصمیمی میگیره که بقیه فیلم حول اون تصمیم و درگیری های بعدی لاک با این مسئله شکل می گیره...همه چیز فیلم خوب بود....بازی ها، فلاش بک ها، روابط...نما های خاص و زیبای آنتونیونی از همه چیز بهتر بود...یه وقتایی آدم دلش میخواد فیلمو استپ کنه و فقط به منظره زیبایی که آنتونیونی با زاویه دید بینظیرش خلق کرده نگاه کنه و لذت ببره...
  12. درمورد اهمیت کتابها بازم ارجاعتون میدم به لیستی که با الویت بندی از منابع تهیه کردم...از بین عناوینی که نام بردین عنوان اول و سوم رو سیر اندیشه ها بقدر کفایت پوشش داده...دو تا عنوان آخر اهمیت چندانی ندارن...کتابای سبز تو اکثر منابع جمع بندی شده ی مباحث عمومی پوشش داده شده...بقیه عنوانام اگه خونده بشن بد نیست....به ترتیب اهمیت اگه بخواین بخونین به نظر من اینطور پیش برین: آفرینش مراکز...،فضای شهری کریر، معماری جهان زارعی، شهرسازی تخیلات، زیر ساخت.....در کل اگه وقتتون زیاده مثلن دارین از الان برا کنکور سال بعد میخونین میتونین خیلی از کتابا رو بخونین...اگه وقتتون کمه مجبورین یه سری کتاب کم اهمیت تر یا وقت گیر ترو با خلاصه هاش پیش برین...تا مجبور نشدین اینکارو نکنین...اصلو بر کتاب بذارید و از خلاصه ها برای مرور استفاده کنین...انتشارات عصر کنکاش خلاصه های خوبی بر حسب مواد امتحانی منتشر کرده لنگ دو تا کتاب منتشر شده تو ایران داره....طراحی شهری شو بخون ...آفرینش نظریه ترجمه افتضاحی داره...مدنی پور هم من بشخصه بجز یه مقاله چیزی ازش نخوندم...اونم با ترجمه بد...نظری راجع بش ندارم...کلن هرچی بیشتر کتاب بخونی بهتره ولی دچار وسواس نشو
  13. امروز یه سری به لیست فیلمهایی که تا امروز دیدم زدم تا ببینم بالاترین امتیازاتو به چه فیلمهایی دادم: Viridiana لوئیس بونوئل Spider Dead Ringers دیوید کراننبرگ خیلی از فیلمهای رومن پولانسکی مثل: سه گانه ی آپارتمانی: Repulsion, Rosemary's baby, The tenant China town Death and the maiden Carnage Cul-de-sac A pure formality Cinema paradiso جوزپه تورناتوره The verdict 12 angry man سیدنی لومت Amores perros ایناریتو The Weeping Meadow آنجلوپلوس All or nothing Naked مایک لی Alphaville گدار و همه فیلمهای دیوید لینچ
  14. Gizmo

    فیلمهایی که دوست دارید ببینید

    Belle de jour The exterminating angel از بونوئل... Breathless Vivre Sa Vie از گدار Variety Lights از فلینی Shoeshine Umberto D Two Women از دسیکا Stolen Kisses Bed and Board Love on the Run Love at Twenty از فرانسیس تروفو قصد داشتم تو تعطیلات خودمو با فیلم دیدن خفه کنم، دیدن این فیلمها تو برنامم بود که نشد...کاش منم میتونستم دانلود کنم و معطل این ممد دی وی دی جماعت نشم:5c6ipag2mnshmsf5ju3 بلا تار،آلن رنه، ژان رنوار،آندری تارکوفسکی و لارس فون تریه و الکساندر سوکوروف کارگردانهایی هستن که تابحال فیلمی ازشون ندیدم و خیلی دوست دارم ببینم
×
×
  • جدید...