پژمان مهرپویا 1121 ارسال شده در 4 بهمن، 2010 فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت اما تو ... 3
Salar.Mehr 509 ارسال شده در 4 بهمن، 2010 دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعاها بردن همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه حالا من یه ارزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعاها بردن همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه 4
PinkGirl 1453 ارسال شده در 4 بهمن، 2010 و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟ اینجا که ساعت و آیینه و هوا به تو معتادند!!! 3
PinkGirl 1453 ارسال شده در 4 بهمن، 2010 و من به دیدن تو چنان در آینه ات مشغولم که جهان از کنارم می گذرد بی آنکه سر برگردانم 6
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 5 بهمن، 2010 عشق تنها يک قصه است در سطر اول آن ، تو از راه ميرسي و خاک بوي باران ميگيرد در سطر دوم ، آفتاب ميشود و تو از درخت سبز سيب سرخ ميچيني در سطر سوم ، زمين ميچرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره ميبارد در سطر چهارم ، تو دستهايت را به سوي مغرب دراز ميکني در سطر پنجم ، همه چيز از ياد ميرود و من به نقطهي پايان قصه خيره ميمانم . . . و عشق آغاز ميشود ... 6
Salar.Mehr 509 ارسال شده در 8 بهمن، 2010 داره میرقصه و قر میده چشاش دل ما رو دریده چیه اسمت ور پریده؟ -به تو چه دختر ندیده خانوم شما چقدر دلبری بگو هات داره خاله بندری بذار فدات بشم بگن زن ذلیل بده دستتو نکن تنبلی آها لاله همه دارن میگن بابایه شما پولداره یه دوماد خوشگل و خوش تیپ مثل من دوست داره لاله مال منی تو بیا هوادار داری تو زیاد همشون خوب میدونن مال منی پس جایی نریا میدونی دل بیقراره -لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهاره -لاله لاله لاله لاله همیشه در حال فراره دل و کرده پاره پاره زندگیم بی تو بهاره -لاله لاله لاله لاله حرف نداره ووی نداره دل ما واسه تو بی قراره ووی وو لاله ووی وو لاله ووی چشات چقدر زلاله میرقصه واسم مثل هندیا پیشم یکم نزدیکتر بیا نگی منو خیلی جدیا بریم تو فاز سلندیا فیلم درست کنیم مثل بالیوود کات، عالی بود حالا اونو ببین تا صبح زود شاید ازت سیر شم لاله جون لاله لاله دوباره دل ما هوادار شما شده بیچاره شبا دیگه نمی تونه بخوابه بدون تو سالار بیداره لاله دلم مثل لوله کج و کوله میشه وقتی رد میشی نکنه توام مثل بقیه میخوای بری و با ما بد بشی میدونی دل بیقراره -لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهاره -لاله لاله لاله لاله همیشه در حال فراره دل و کرده پاره پاره زندگیم بی تو بهاره -لاله لاله لاله لاله حرف نداره ووی نداره دل ما واسه تو بی قراره ووی وو لاله ووی وو لاله ووی چشات چقدر زلاله حرف نداره ووی نداره دل ما واسه تو بی قراره ووی وو لاله ووی وو لاله ووی چشات چقدر زلاله لاله منو ول کردی همش میری ول گردی لاله باز پیچوندی و رفتی مارو دک کردی لاله از دست تو من چیکار کنم دلمو اگه میخوای مجانی من فدات کنم میدونی دل بیقراره -لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهاره -لاله لاله لاله لاله همیشه در حال فراره دل و کرده پاره پاره زندگیم بی تو بهاره -لاله لاله لاله لاله حرف نداره ووی نداره دل ما واسه تو بی قراره ووی وو لاله ووی وو لاله ووی چشات چقدر زلاله حرف نداره ووی نداره دل ما واسه تو بی قراره ووی وو لاله ووی وو لاله ووی چشات چقدر زلاله 5
zx1 1752 ارسال شده در 8 بهمن، 2010 گفت باران چیست! گفتم دوستت دارم! خندید! گریستم! گفت : دیگه حق نداری دوستش داشته باشی! چون اون دیگه دوست دختر منه! .... 4
MEMOLI 8954 ارسال شده در 10 بهمن، 2010 بیا بیا خودت بگو بیا به تمام این آدمهایی که سوال پیچم می کنند بگو به آنها که با هر حرفشان بر تن دخترکان شهر مهر بدنامی می زنند بگو بگو من دخترکی هرزه نبودم بگو خودت رفتی آنها سکوتم را گناه تفسیر کردند ... نه ! اصلا چه فرقی می کند که من با یک کلمه هرزه باشم و با کلمه ی دیگر هرزه نباشم ... مهم این است که تو دیگر نیستی که من دیگر نیستم ... که من دیگر دوستت ندارم ....... 4
گـنـجـشـک 24371 ارسال شده در 11 بهمن، 2010 من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم پیدا نمی شدی تو ،شاید که مرده بودم 4
Spento data_3j 675 ارسال شده در 11 بهمن، 2010 هه چی بگم که تا زمانی ما لب نگشوده ایم و زبان بین ما سکوت است و نگاه و نگاه و نگاه راز ما فاش نخواهد شد 2
آرماندیس 4786 سازنده ارسال شده در 11 بهمن، 2010 آفتاب نگاهت روشنای کهکشان تنهایی من است شک ، در من پایان می گیرد آنگاه که لبخند می زنی به رویم امید، در من جان می دمد آنگاه که گوشی صبورمی شوی برای گفته ها و ناگفته هایم همپای دردها و دریغ هایم می شوی تا مباد از خود واپس بمانم همتای من اگر تو تا ابد چله نشین شادی های بی پایان خواهم بود با تو به هر چه آفتاب اقتدا می کنم این همه نجابت دریغ است که در حصار حسادت من اسیر بماند تابنده باش آنچنانکه که بوده و هستی نه برای من برای همه کسانی که برای رسیدن به امیدهاشان به آفتابی چون تو نیاز دارند ؛ صادق و صمیمی و پاک 3
آرماندیس 4786 سازنده ارسال شده در 11 بهمن، 2010 حالا بیا کنار سهمی از دل تنگی من بنشین می خواهم رنگ چشم هایت سکوت کنم می خواهم تا آخر دنیا تا آخر ایینه ببوسمت ... 6
zx1 1752 ارسال شده در 11 بهمن، 2010 هنوز اینجایم! هنوز بادی سرد تمام تن عریانم رو نوازش میکند! هنوز آفتاب طلوع نکرده! هنوز ... اما کنارم رو تخت ... تو نیستی! . . . . . zx1 5
آرماندیس 4786 سازنده ارسال شده در 11 بهمن، 2010 تـــــو ٬ خوشبختی منی... با تمام غصه ها با تمام رنج های دوری ات ٬ همه چیز را تحمـــل می کنم! به خاطر رسیدن به تو همه چیز را تحمــــل می کنم! به خاطر روزی که همه ی اینها را فراموش خواهــــم کرد... 5
آرماندیس 4786 سازنده ارسال شده در 11 بهمن، 2010 نازنین من! زندگی آن نیست که تو میپنداریش زندگی آن لحظه ایست که دل من ابری میشود وچشمان من به شفق می نشینند زندگی آن لحظه ایست که تو مرا نگاه میکنی ومن معنا میشوم سکوت میکنم ولبریز از صدای تو میشوم زندگی آن لحظه ایست که تو می خندی من تهی از دلیل میشوم وهمه تو می شوم 3
ارسالهای توصیه شده