رفتن به مطلب

شعـری بـرای تـو...


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

سنگ زد عاقل اگر بر دل ديوانه ما

سنگ از او عاقل از او اين دل ديوانه از او

  • Like 3
ارسال شده در

مرا دليست كه هرگز به دلبري نسپردم

در اين خرابه ندانم چگونه لانه تو كردي

  • Like 3
ارسال شده در

گاه می اندیشم...خبر مرگ مرا... با تو... چه کس می گوید!!؟؟

آن زمان که خبر مرگ مرا...از کسی می شنوی ... , روی تو را...کاشکی می دیدم...

شانه بالا زدنت را... بی قید... و تکان دادن دستت , که :" مهم نیست زیـــــــــاد "...

و تکان دادن سر را که : " عجـــــــــــــب...عاقبت مــــــــرد...؟؟ "

افســــوس ... کاشکــــی می دیدم !

  • Like 6
ارسال شده در

شب عاشقان بي دل چه شب دراز باشد

  • Like 3
ارسال شده در

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

 

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

 

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

 

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

 

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

 

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

  • Like 6
ارسال شده در

زندگی شاید همین باشد یك فریب ساده و كوچك آن هم از دست كسی كه تو دنیا را جز با او وجز برای او نمی خواهی

  • Like 8
ارسال شده در

عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی. دوستت خواهم داشت ................بی آنكه بگویم . درد دل خواهم گفت............بی هیچ كلامی . گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست.......بی آنكه حس كنی . در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد

  • Like 6
ارسال شده در

من همان قاب تهی٬خسته و بی تصویرم که برای تو و تصویر دلت میمیرم

  • Like 5
ارسال شده در

هر چه تلخي بود امتحان كردم ولي ديدم هيچي تلخ تر از نديدنت نيست

  • Like 4
ارسال شده در

الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی...............

  • Like 4
ارسال شده در
الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی...............

 

 

عجب دعايي .................

عجب علاقه اي...............

عجب ياري ....................

  • Like 2
ارسال شده در

حواست نیست

هوامُ کام می‌گیری،

حواست نیست

حواسم هست و می‌میرم،

حواست نیست

کنارت اوج می‌گیرم،

حواست نیست …

  • Like 5
ارسال شده در

به تو تبریک میگم که به تو باختمو

زیر پا له کردم دل خود ساختمو

به تو تبریک می گم که دلم پیش تو بود

که تموم زندگیم توی آتیش تو بود

مگه چی خواستم ازت به جز عاشق بودن

که چشام برای تو آینه ی دق بودن

بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم

به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم...

به تو تبریک می گم که بی خودی

توی زرق و برق دنیا گم شدی

به تو تبریک می گم گم شدنو

گل گلخونه ی مردم شدنو

دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست

تو نشونمن بده دل غمگین اگه هست

تو صدای قلبمو نشنیدی ای وای

مردم از چشمای تو دیگه از من چی میخوای

به تو تبریک می گم به تسلای دلم

که دل سنگیتو بذاری جای دلم

این منم از دنیا مونده و وامونده

این منم که هر چی داشت پای تو سوزونده...

  • Like 3
ارسال شده در

من دیدم تـو را

كه لبخند می زدی به احساس های من !

من شنیدم كه

هزار بار می گفتی : " دوستـت دارم " !

من احساس كردم

كاملا احساس كـردم كه

دست های لرزانـم را گرفتی

و ...

تابستان شدم !

من دیدم ، شنیدم و كاملا احساس كـردم ...

من ...

.

.

.

این فلسفه ی بیدار شدن از خواب ،

عجیـب مرا اذیت می كند !!؟

  • Like 9
ارسال شده در

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست

یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست

در خلوتی چنان که نگنجد کسی در آن

یکبار خلوت خوش جانانم آرزوست

من رفته از میانه و او در کنار من

با آن نگار عیش بدینسانم آرزوست

جانا ز آرزوی تو جانم به لب رسید

بنمای رخ که قوت دل و جانم آرزوست

گر بوسه‌ای از آن لب شیرین طلب کنم

طیره مشو که چشمه حیوانم آرزوست

یک بار بوسه‌ای ز لب تو ربوده‌ام

یک بار دیگر آن شکرستانم آرزوست

ور لحظه‌ای به کوی تو ناگاه بگذرم

عیبم مکن که روضه رضوانم آرزوست

وز روی آن که رونق خوبان ز روی توست

دایم نظاره رخ خوبانم آرزوست

بر بوی آن که بوی تو دارد نسیم گل

پیوسته بوی باغ و گلستانم آرزوست

سودای تو خوش است و وصال تو خوشتر است

خوشتر ازین و آن چه بود آنم آرزوست

ایمان و کفر من همه رخسار و زلف توست

در بند کفر مانده و ایمانم آرزوست

  • Like 6
ارسال شده در

پاییز باشد …

 

باران باشد …

 

تو باشی و خیابانی نامنتهی …

 

به دنیا خواهم گفت خداحافظ !

  • Like 9
ارسال شده در

در خالصانه ترین گوشه قلبم أنجا که خبر از تاریکی است تنها یاد تو می درخشد

  • Like 5
ارسال شده در

لازم نيست دنياديده باشد

همين که تو را خوب ببيند

دنيايي را ديده است

  • Like 8
ارسال شده در

نه پایی میخواهم برای رفتن...

نه دلی برای خواستن...

نه چشمی برای دیدن...

نه حنجره ای برای گفتن...

نه سینه ای برای نفس کشیدن...

تو فقط دو بال شکسته به من بده تا به جایی بگریزم که خدا هم دل نگرانم شود،با همان دو بال شکسته چنان دور خواهم شد که سایه ام را زمین که هیچ،ملکوت هم به خود نبیند!

دو بال شکسته!

فقط!

  • Like 5
ارسال شده در

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

بلبل از فضل گل آموخت سخن ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری

بر حذر باش که سر میشکند دیوارش

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا بسلامت دارش

.

.

.

  • Like 5
×
×
  • اضافه کردن...