sanaz.goli 3471 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم 2
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 ای عشق من چه زيباست به خاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن پس ساده و بی تكلف می گويم دوستت دارم 2
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم 4
مونمونی 709 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 زمستان را حس کردم ، همین ساعتی پیش با نسیم سردی که تنم را لرزاند در گوشم زمزمه کرد که این بار تنها نیستم ... نمی دانم چه حسی بود اما این زمستان تنها نیستم !!!! تو میایی ! "مونمونی" 5
خاله 3004 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 این حکایت همه از آن سیب است که روزی به خاک افتاد و عشق را بیدار کرد اگر سیب نمی افتاد لابه لای شاخه ها ماه را نمیدیدم 6
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 27 بهمن، 2010 عشق اول در دل معشوق پيدا مي شود تا نباشد شمع کي پروانه پيدا مي شود 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 27 بهمن، 2010 عمری با غم عشقت نشستم..... به تو پیوستم و از خود گسستم..... ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود..... تو را دیدم،پرستیدم،شکستم..... 3
ارسالهای توصیه شده