خاله 3004 ارسال شده در 6 شهریور، 2010 پس بهتر است سکوت کنیم حرف زدن آزار می دهد آدم ها را حرف زدن آسیب می رساند به دوستی پس بهتر است یک دقیقه سکوت کنیم به احترام دوستی آدمها ! 4
lovestory 995 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 این روزها ..........این روزها دلم اصلا مراعات مرانمی کند ... دلم این روزها سخت بی قراری می کند ....کاش راه گریزی بود ازاین تب وتاب دل..... می دانم که بی تو دوام نمی آورم می دانم که بی توتمام شبهای من سیاه است تمام خاطرات من خاکستر نشینند می دانم که بی تو به معنای تام کلمه دوام نمی آورم .... بی توگم می شوم ... تو هنوز هم تمام دنیای منی 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 هر چه هستی، باش با توام ای لنگر تسکین! ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل! با توام ای نور! ای منشور! ای تمام طیفهای آفتابی! ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفشابی! با توام ای شور، ای دلشورهی شیرین! با توام ای شادی غمگین! با توام ای غم! غم مبهم! ای نمیدانم! هر چه هستی باش! اما کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش! 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 این بار هم نشد كه ببرم كمند را و ز پای عشق بگسلم این قید و بند را این بار هم نشد كه به آتش در افكنم با شعله ای ز چشم تو هر چون و چند را این بار هم نشد كه كنم خاك راه عشق در مفدم تو ،منطق اندیشمند را این بار هم نشد كه ز كنج دهان تو یغما كنم به بوسه ای آن نوشخند را تا كی زنم دوباره به گرداب دیگری در چشم های تو دل مشكل پسند را ؟ پروایم از گزند تعلق مده كه من همواره دوست داشته ام این گزند را من با تو از بلندی و پستی گذشته ام كوتاه گیر قصه ی پست و باند را 3
پری 173 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 بگو با من از اعماق دريا، از اوج آسمان ،از نهايت شب ، از انتهاي ظلمت ، حرف بزن با من با من بگو ، از زلالي آب ،از پاكي ابر ،از سياهي شب و از تباهي ظلمت بگو با من كه تنها نيستم ، بگو كه با تو هستم ، در بي كران دريا،در آبي آسمان ها در جاي جاي شب در گذر از ظلمت بگو با من ،همسفر من كه در گذر از جاده هاي انتظار ، احساست خواهم كرد و تو فراتر از انديشه من ، پاي بر كوير دلم خواهي گذاشت . 2
قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 گل نیست چنین سرکش و رعنا که توئی / مه نیست بدین گونه فریبا که توئی غم بر سر غم ریخته آنجا که منم / دل بر سر دل ریخته آنجا که توئی . . . 3
خاله 3004 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 فکر کردن به آفریقا را دوست دارم بخاطر حیات وحش! و تو که چقدر شبیه یک شیر گرسنه ای وقتی می خواهی ببوسی مرا ! 5
mahshad 2236 ارسال شده در 11 شهریور، 2010 ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم... 4
mamooshak 8194 ارسال شده در 11 شهریور، 2010 همه چی آرومه تو به من دل بستی این چه قدر خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه تو به احساس من همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم تو به من دل بستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه تشنه چشماتم منو سیر آبم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن بگو این آرامش تا ابد پا بر جاست حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم تو به من دل بستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه همه چی آرومه تو به من دل بستی 3
Mitra 1723 ارسال شده در 11 شهریور، 2010 برای بدست آوردنت نمی جنگم ! به تکّدی قلبت هم نمی آیم ! دوستت دارم ، فارغ از داشتنت .... از : فریبا عرب نیا 2
خاله 3004 ارسال شده در 11 شهریور، 2010 به هیچ پرنده ای آشنایی نده که درخت شدن مصیبتی نو می شود این زخم کهنه را 2
خاله 3004 ارسال شده در 11 شهریور، 2010 سیگاری نیستم اما به تو که فکر می کنم مزرعه ی بزرگی از توتون در سرم آتش می گیرد! 2
MEMOLI 8954 ارسال شده در 12 شهریور، 2010 میدانم خواهم باخت ... بازی می کنم ! بیتفاوت ... م ی ب ا ز م ...! 4
DCBA 8191 ارسال شده در 12 شهریور، 2010 مینویسم د ی د ا ر...... تو اگر دلتنگ منی فاصله ها را بردار.... 3
vergil 11695 ارسال شده در 12 شهریور، 2010 Huida inesperada De los brazos de nadie Solo… por la vías tristes Momentos vividos contigo Inmortalizados en mi alma La noche no te detuvo Que te arrebato de mí Inexperto amigo Precoz en el tiempo Eterno en mí...! 2
MEMOLI 8954 ارسال شده در 12 شهریور، 2010 دنگ... دنگ... لحظه ها می گذرد ! آنچه بگذشت نمی آید باز ... قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز ...! 4
ارسالهای توصیه شده