رفتن به مطلب

ارسال های توصیه شده

Fury

 

فیلم جالبی بود. کلن به ژانر تاریخی علاقه‌ی خاصی دارم مخصوصن جنگ جهانی دوم. فیلمش یه سری اقتباس‌های خیلی واضحی از Saving Private Rayan کرده بود. اما رویکردش به استقامت تو شرایطی که بود یکم روتین بود. بازیگراش کاملن باتوجه به موقعیتشون توی همون جوخه تناسب داشتن. فیلمش هم همراه با یه سری پالس‌های اعتقادی-سیاسی بود که بنظرم کمی ناشیانه داده شده بود.

 

برد پیت: «ایده‌آل‌ها صلح طلبن، اما تاریخ خشن‌ئه!»

Fury_2014_poster1.jpg

لینک به دیدگاه

TheInterview.jpg

The Interview (مصاحبه)

کارگردانان : Evan Goldberg, Seth Rogen

نویسنده : Dan Sterling

بازیگران : Seth Rogen, James Franco, Randall Park

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

2014

 

خلاصه داستان :

ديو اسکايلارک، و تهيه کننده، آرون راپاپورت، برنامه­ای با محوريت مصاحبه با افراد مشهور، به نام «امشب با اسکايلارک»، را اداره می­کنند. وقتی که نوبت به مصاحبه با ديکتاتور کره شمالی کيم جونگ اون می­رسد آن­ها از طرف سازمان سيا مأمور می­شوند تا سفرشان به پيونگ يانگ را به مأموريت ترور تبديل کنند و...

 

این فیلم جنجالی ترین فیلم امسال بود. حتما در جریان حاشیه ها و جنجال های این فیلم هستید.... همین حواشی خیلی به بیشتر دیده شدن فیلم کمک کرد، طوری که هنوز اکران نشده تو همه ی سایتها اومد برای دانلود!

فیلم در بهترین حالت یه کمدیه متوسطه، فیلمنامه که همچین تعریفی نداره، در مورد طنزش هم برای شخص من بیشتر به لودگی میزد و خیلی جاها بی مزه بود، هر چند یکی دوتا صحنه برام خنده دار بود. :ws3:

اما در مورد موضوع اصلی باید بگم فیلم بشدت جسورانه ست و شوخی هاش توهین آمیزه، رسما رییس جمهور کره شمالی رو کردن تو جوب، خوب معلومه واکنش نشون میدن اونا هم.

اما نکته ی جالبی که فیلم داشت نقد ظریفش به رسانه های خود آمریکا و همینطور دولت آمریکا بود. به سلبریتی های خودشون هم رحم نکردن، متیو مک کانهی، امینم، الن د جنرس و ...

 

در کل فیلم خیلی متوسطیه، از نظر بار طنزش هم گفتم بیشتر به لودگی میزنه. مخصوصا بازی میشه گفت تصنعی جیمز فرانکو

لینک به دیدگاه

فیلم مستند شب و مه Night and Fog محصول 1955 ساخته الن رنه

درباره جنگ جهانی دوم و مسئله هولوکاست

یکی از اثار شاخص سینمای مستند به حساب میاد!

لینک به دیدگاه

فیلم معلم پیانو La Pianiste ساخته میشائیل هانکه محصول 2001

هانکه مثل هیچکس نیست و هیچکس در تاریخ سینما هم نمیتونه شبیه اون باشه!یا از هانکه متنفرید و یا دوستش دارید و از دستش عذاب میکشید!!

فیلم بسیار زیبایی بود چون به شخصه به موضوعات روانشناختی علاقه دارم و فیلم تمثیل کاملی از نمایش عقده ها ، تنهایی و چالش های ارتباط بود

-------------------------------------

سال تولید : ۲۰۰۱

کشور تولیدکننده : لهستان، آلمان، فرانسه و اتریش

محصول : فایت هایدوشکا

کارگردان : میشائیل هانکه

فیلمنامه‌نویس : میشائیل هانکه، بر مبنای رمانی نوشتهٔ الفریته یلینک

فیلمبردار : کریسیان برگر

آهنگساز(موسیقی متن) : فرانسیس هاینز

هنرپیشگان : ایزابل هوپر، آنی ژیراردو، بنوا ماژیمل، سوزان لوتار، اودو زامل، ویلیام مانگ و گئورگ فردیریش

نوع فیلم : رنگی، ۱۳۰ دقیقه

 

 

̎اریکا̎ (هوپر) استاد کهنه‌کار پیانو، در یکی از کنسرواتوارهای معروف وین تدریس می‌کند. ̎اریکا̎ به خاطر استعداد درخشان و ضوابط و مقررات آموزشی سفت و سختش، بسیار مورد احترام است؛ ولی ضمناً همین مقرراتی بودن، شهرت خاصی برایش دست و پا کرده، چون هیچ شاگردی راحت از زیر دستش نمرهٔ قبولی نمی‌گیرد. کلاس ̎اریکا̎ به‌عنوان چالشی بزرگ نگریسته می‌شود که موفقیت در آن، برا هر شاگردی اعتبار می‌آورد ولی هرچه هست، راحت به‌دست نمی‌آید. ̎اریکا̎ ظاهراً روحیهٔ جدّی و غیرقابل انعطاف خود را از مادرش (ژیراردو) به ارث برده که هنوز هم در کنار او زندگی می‌کند. ̎اریکا̎ شوهر نکرده، و نامزدی هم ندارد. اما روزی پی می‌برد یکی از دانشجوهای بااستعدادش، ̎والتر̎ (ماژیمل) به او علاقه‌مند شده و شخصیت سرد و خشکش، اصلاً آن جوان را پس نزده است. وقتی ̎والتر̎ موقع اجرای یک رسیتال به دفاع از یکی از دانشجوها برمی‌خیزد، خشم ̎اریکا̎ را برمی‌انگیزد. ̎اریکا̎ می‌خواهد کنترل رابطه‌شان در دست خودش باشد و ̎والتر̎ که ابتدا به این امر تن نمی‌داد، در نهایت به خواسته‌های او گردن می‌گذارد.

● هانکه در ویدئوی بنی (۱۹۹۲) و بازی‌های مضحک (۱۹۹۷) اذیت و آزار را هم نشان داد و هم به‌عنوان روش، به کار برد و به شهرت رسید. رمز ناشناخته (۲۰۰۱) حرکتی بود به‌سوی ارتباط‌ها و بی‌ارتباطی‌های جهانی و تجربه‌ای در سبک آزاد (که بعداً در قالب متمرکزتری در پنهان، ۲۰۰۵، به کار رفت). معلم پیانو هانکه را در مقام کارگردان و کنترل‌کنندهٔ وضعیت آزارنده و میزانسن آن در اوج نشان می‌دهد و هم‌راهی این با یک اوج دیگر برای هوپر، باعث می‌شود این تنها فیلم او باشد که یک بازیگر/ شخصیت را دارای ارزش تمرکز و رسوخ می‌بیند. ارزشی ساختاری که در حضور ۱۳۰ دقیقه‌ای هوپر روی پرده مجسم شده است. نقش، خود، چنان بیمار و دهشت‌آور است که پذیرفتنش بی‌پروائی و بلندپروازی نادری می‌خواهد و هوپر با حرکت میان بی‌حالتی محض چهره و اندام و تشنج‌های ناگهانی برخاسته از آشوب درون، هم ‌کار دشوارش را انجام می‌دهد و هم بدون تعارف، تماشاگر را می‌ترساند. ̎اریکا̎ زنی است که استعدادش از شور سرکوفتهٔ او جدا نیست. شهرت موسیقی کلاسیک ـ در این‌جا فرانتس شوبرت ـ به‌عنوان محمل عالی بروز احساس و شور به‌جای خود، اما هانکه جسم سرخوردهٔ موسیقیدان را به میان می‌کشد و به تصور فرهنگ به‌عنوان پادزهر بدویت می‌خندد. فیلم، آشفتگی و عقدە‌مندی‌های پیچیدهٔ ̎اریکا̎ را در نماهای بلند هم دردناک‌تر و هم عادی‌تر و قابل درک‌تر می‌کند، تنش و ناآرامی قهرمانش را عالی قاب می‌گیرد و در یک صحنهٔ فوق‌العاده که شاگردِ عاشق ̎اریکا̎ دستورالعمل‌های طولانی و ̎ساد̎ گونهٔ او را بلند می‌خواند و ̎اریکا̎ بی‌تاب و از خودبی‌خود بدان گوش می‌دهد، نشان می‌دهد که دنیای درون تا چه حد می‌تواند ̎پنهان̎ و باورناپذیرتر از هر تصویری ـ حتی تصاویر هانکه ـ باشد.

لینک به دیدگاه

coraline_poster_large.jpg

 

انیمیشن Caroline محصول 2009

کار جالبیه، ژانر ترسناک تو انیمیشن ندیده بودم که دیدم :ws3:

علاوه بر داستان جذاب و گیرا، فضا سازی بسیار خوبی داره، من رو یاد بعضی از کارای تیم برتون انداخت.

تعلیق خوبی هم داره

 

 

 

StillAlice.jpg

 

Still Alice (هنوز هم آليس)

کارگردانان : Richard Glatzer, Wash Westmoreland

نویسندگان : Richard Glatzer, Wash Westmoreland

بازیگران : Kristen Stewart, Julianne Moore, Kate Bosworth

برگرفته از رمان "هنوز هم آلیس" به قلم: لیزا جنوا

خلاصه داستان :

آلیس یک استاد فوق‌ العاده زبان‌ شناسی است که در مبارزه با بیماری‌ ای که گریبان‌ گیر بیش از ۳۶ میلیون نفر در سراسر جهان است، به آرامی در حال زوال است و روی ازدواج‌ اش نیز تاثیر گذاشته، اما او را به جوان‌ ترین دخترش نزدیک‌ تر کرده است و…

 

درام ساده و خوش ساختیه، بیش از هر چیز بازی درخشان و تماشایی جولین مور خودنمایی میکنه در این فیلم. بازی ای که به هیچ عنوان اغراق نداره.

فکر میکنم این نقش یه نامزدی اسکار براش داشته باشه

:a030:

لینک به دیدگاه

فیلم مردی از لندن The Man from London ساخته بلا تار محصول سال 2007

مردی که دیگر فیلم نمیسازد و فیلم هایش جزو عجیب ترین تجربیات هر علاقمند سینماست

 

«بی فرمی، فرم است و فرم، بی فرمی است»

 

«مردی از لندن» نوآری بلا تاری است که مانند آن را در هیچ کجای تاریخ سینما نمی توان یافت. مهم ترین مشخصه «مردی از لندن» روند ساکن و سکوت کاراکترهای اوست که در هیچ کدام از فیلم های پیشین او تا بدین حد نرسیده است، و در اینجا حتی دوربین بلا تار بیش از پیش ساکن تر و کم تحرک تر می شود، گویا بلا تار با چنین روند پردازشی می خواهد به ما بگوید سینمای او در حکم انسانی است که به تدریج رنجورتر و ساکن تر می شود. سکوت آدم های فیلم بلا تار خاستگاهی کاملاً مبرهن و مشخص دارد. این سکوت ها نه در جهت روایت و نه در راستای فرم روایی است بلکه وجود و جوهره یی تاریخی دارد.

سکوت ناشی از خفقان تنها چیزی است که در تاریخچه زندگی هر فردی که در دوران سوسیالیسم و کمونیسم بلوک شرق زیسته است، بلااستثنا وجود داشته است. سکوت کاراکترهای بلا تار در واقع القای حس بزرگ ترین رنج آدم هایی است که هنوز در بیماری خناق ارعاب دوران سخت زندگی شان به سر می برند. در واقع بلا تار با چنین آدم هایی می خواهد به ما بگوید که جتی پس از فروپاشی نظامی که حنجره مردمانش را در چنگال خویش فشرده است، آن مردمان باز هم نمی توانند به درستی سخن بگویند، زیرا سکوت جزیی از شخصیت آنها شده است.

«مردی از لندن» فیلم وزین، میخکوب کننده و تقریباً تعزیت آمیز بلا تار- کارگردانی که شیوه تصویرسازی حسی را به اوج خود رسانیده است - شاید بیش از القای هر حسی، ترس از عظمت دشواری درک کردن آن، مخاطب را در صندلی اش منقبض می سازد. «مردی از لندن» ساعات پایان ناپذیر تصویرپردازی مرکب سیاه و سفید به شدت عودکننده یی است که دیدگان ما را تسخیر می کند و از این حیث از اسلاف بزرگ خود برگمان و آنتونیونی بسیار فراتر می رود و سمبلیسم خفیف فیلم به کشتی مردی که از لندن می آید غلظت عظمت کشتی تایتانیک را می دهد. بیننده لحظه به لحظه به بلا تار التماس می کند که خواهشاً ریتم را سریع تر کن، اما بلا تار بی هیچ تبعیتی از خواسته بینندگانش همچنان سوار بر آرامش کاتوره یی مولکول های هوا دوربین را حرکت می دهد و زبان سینماتک واقعیت سرایی خود را به جلو می برد. تجربه سبک گرایانه آن ما را به نفس نفس زدن وادار می کند اما این رخداد، برای ما بیرون از روند معمول قصه نیست و این زجرکشیدن هایمان روی صندلی، خود جزیی از تداوم داستان است. بلا تار با تمرکز بر چهره آدم ها و خصوصاً کنتراست روشنی و تاریکی پرتره و محیط پیرامون آنها، اقتداری واگنری به اثر داده است که هرگونه ادراک و دریافت عقلانی را به چالش می کشد.

نمای آغازین فیلم (12 دقیقه) بدنه یک کشتی را به ما نشان می دهد، بازی سایه و روشنایی، رسوخ سوسوهای نور چراغ در بارانداز نمناک، منظری از میان شبکه های مربع پنجره، و خطوط ریل راه آهن همگی عناصر قابل تامل این سکانس طولانی هستند و ما را بر آن می دارند که با نگریستن از این زوایای اریب و نورپردازی کم شدت، احساس ترس و وحشت کنیم. دوربین به عقب پن می کند تا دید بیشتر را از چشم انداز این اسکله حزین به ما بدهد و ما نه بر اساس هویت و ملیت بلا تار بلکه به واسطه محیط متروک و بی جان معرض در قاب، حدس می زنیم که جایی در اروپای شرقی است زیرا همچون فضای غمگین آثار نویسندگان مجار و چک، مکانی است که رطوبت متصاعد شده اتمسفر آن نفس را بر ما تنگ می کند و هر چیزی احساساتی نمناک را سرایت می دهد. ما از فراز شانه های مالوین (میروسلاو کروبوت) تمامی این صحنه ها را شاهد هستیم. مردانی با اورکت های مشکی بلند و کلاه های سیاه که فقط چهره هایشان به روشنی می زند، انتشار مداوم بخار از میان چرخ های قطار، توطئه چینی آرام و بی کلام برای یک کیف حاوی 60 هزار پوند، لمس وزش بادی سرد، فضایی آرام و بی حرارت مملو از وقوع امری تهدیدکننده، همگی مولفه های بارز نمای آغازینی است که از نمود ژانر نوآر بلا تاری خبر می دهد. در واقع مردی که از لندن می آید (مستر براون)، وارد قطعه یخی می شود که هیچ راهی برای ذوب شدن آن وجود ندارد، لذا او نیز در آرامشی عجیب با شخصیت ها برخورد می کند. این نحوه برخورد او موید این حقیقت است که برای آدم های قطعه یی که می بینید، هیچ راه گریزی وجود ندارد و حتی وقتی در صحنه یی از صاحب بار می خواهد زن را در آنجا نگه دارد، او هیچ تقلایی برای ممانعت از بیرون رفتن زن نمی کند زیرا خود آنها هم بدین انسداد اعتقاد دارند. در این لم یزرعی که خدا از آن چشم فرو پوشیده است، گریزی جز هلاکت وجود ندارد و طراوت دخترانگی به اشمئزاز عجوزگی بدل می شود.

در «مردی از لندن» - صد و هفتادمین فیلمی که بر اساس اقتباسی از اثر ژرژ سیمنون (1989-1903) ساخته می شود- مالوین سوزنبان شیفت شب راه آهن، ساک حاوی پولی را می یابد که طی درگیری دو فردی که آن را دزدیده اند، درون آب افتاده است. چندی بعد جسدی از آب بیرون آورده می شود. بازرسی از لندن برای یافتن آنها وارد شهر می شود. او به سراغ مالوین نیز می آید.

بازرس برای متهمان مجازاتی ناچیز را وعده می دهد، دزدی پول ها که در قلب داستان سیمنون واقع است، عملاً به بهانه یی ناچیز برای اعراض این «دوزخ نمناک» بدل می شود. قضاوت لغزواری که از جانب بازرس لندنی اقامه می شود ذهن ما را به معابری نامترقبه منحرف می سازد. امید، ناامیدی، رستگاری (و بدون هرگونه مفاهیم فرعی مصرح مذهبی)، عدالت و انسانیت. اما قدرت واقعی فیلم، «مردودسازی فرمالیستی انضمام سینماتیک» است. طرح وجود دارد اما هیچ گونه محرکه طرحی در کار نیست. چشم انداز- اتاق های برهنه از وسایل- همگی پروتاگونیست هایی هستند که مانند کاراکترهای انسانی فیلم عبوس، خاموش و فاقد هرگونه علامت برقراری ارتباط هستند.

کارکرد بصری توانمند و بی همتای «مردی از لندن»، در استفاده بی بدیل بلا تار از منابع روشنایی است (فیلمبردار؛ فرد کلمن)؛ کات های فیلم (به استثنای کات های تدوینگران جشنواره) در حکم تیشه تیزی است که یکدفعه آرامش تصویر و چشم انداز را به هم می زند و در جهت حفظ فرضیات فیلم عمل می کند. ما همسر مالوین (تیلدا سوینتون) را تقریباً به عنوان بخش پنهان پرسونای مرد می بینیم. دوربین به آرامی از پشت سر مالوین پن می کند و چهره همسر او را (که در فیلم ابداً به نام وی اشاره نمی شود) رودرروی او بر سر میز نشان می دهد. پس از مشاجره، در سکانسی که شاهکار بصری تاریخ سینما می تواند قلمداد شود، همسر مالوین با بستن شبکه چوبی پشتی پنجره، در یک لحظه انگار که نور را می بلعد و محیط پرنور خانه را تاریکی کند.

درون مالوین و وجود ملول او، چشم انتظار موقعیتی والاتر و چیزی بهتر است. اما بسیار نامحتمل به نظر می رسد که او بتواند به همین راحتی ها با این امر ممکن مواجه شود. نماهای به شدت فوکوس کرده فیلم بر جزئیات سیاه تکه تکه و ریز (با بهره گیری از تصاویری منطبق بر اسلوب نقاشی های سیاه قلمکاری) تاکید دارند. در صحنه یی طولانی از فیلم، همسر قاتل (کتی لازار) حین بازجویی اشک می ریزد و هیچ حرفی به سخن نمی آورد؛ تصویری که بیش از هرچیزی صحنه یی از فیلم «آزمون بازیگری 3» (1966) اندی وارهول را تداعی می کند. ظن مخاطب نسبت به چنین سینمایی، با به هم ریختگی فرضیات او راجع به سینما حادث می شود. برای او مطرح می شود که چه نوع زیباشناسی در این فرم هنری شگرف نهفته است. آیا استعاره در اینجا حضور دارد؟ اگر حضور دارد آیا با نمونه های پیشین آن قابل قیاس است؟ وقتی هنوز فیلم را ندیده ایم مطلع می شویم که داستان فیلم اقتباسی از یک نوول نوآر است، می دانیم که با قرائتی کاملاً شخصی مواجهیم ولی حتی نمی توانیم حدس بزنیم که چگونه می توان چنین ژانری را در سینمای بلا تار تصور کرد زیرا تنها بلا تار است که می تواند فیلمی بلا تاری بسازد ولاغیر.

در فیلم های دیگر بلا تار دوربین پابه پای بازیگران و کاراکترها حرکت می کند، درحالی که در «مردی از لندن» دوربین دائماً میان خود و ابژه هایی که آنها را نشان می دهد، گونه یی فاصله گذاری را دنبال می کند. دوربین مانند خود ما خسته می شود، تعجب می کند و حتی گاه می هراسد. حتی فیدها و سیاهی مابین برداشت ها، کارکردی متفاوت از آثار پیشین او دارد زیرا نقطه نظر روایت بلا تار- هرچند با همان خاستگاه های پیشین- به دنبال تثبیت حس و حالی متمایز است زیرا آنچنان که برناردو برتولوچی زمانی اذعان داشته است کارگردان همواره می بایست فیلمی بسازد و سپس در فیلمی دیگر فیلم پیشین را نقض کند، و همواره در جهت تضاد با آثار پیشین خود عمل کند. بلا تار با فیلم «مردی از لندن» روایت و فرم روایی آثار کلاسیک شخصی خود را به هم می ریزد و با اصرار بر این نگره که روایت شخصی از واقعیت، هیچ «کات» ندارد، رهیافت سینماتک خود را به داستان سیمنون، با ورسیونی مبتنی بر کمترین کلام به دست می آورد.

لینک به دیدگاه

School of Rock

 

کارگردان: لینکلیتر

بازیگران: جک بلک

 

من هر کی میاد خونمون میگه یه فیلم بذار ببین اینو میذارم. تا آخرشم میشینم نگاه می کنم

ادم حال میکنه اینو میبینه

لینک به دیدگاه

سه فیلم از روبر برسون

روابط عمومی Public Affairs محصول 1934 که بعدها در ارشیو سینمای ملی فرانسه پیدا شد و تا مدتها به عنوان فیلمی مفقود شده از ان یاد می شده است

خاطرات کشیش دهکده Diary of a Country Priest محصول 1951 و یکی از اثار شاخص برسون که در بحث های پدیدارشناسی هم مورد نظر واقع میشه

محاکمه ژاندارک The Trial of Joan of Arc محصول 1962 روایتی یک ساعته از محاکمه و اعدام ژاندارک به سبک برسون

سینما با برسون تعریف کاملا متفاوتی دارد

لینک به دیدگاه

مستند میراث البرتا 1و2

در کل مزخرفی بیش نبود با اون همه اصرار بر اسلامیزه نشون دادن و ماستمالیزاسیون

هرچند وسطش هم بند تنبونشون رو به اب میداد ولی حرمت امامزاده رو متولیش نگه میداره نه زائراش!

اگر ندیدید در مورد خروج مثلا نخبه ها یا در واقع اکثریت کسایی که میتونن پول اضافی خرج کنن در کنار معدود نخبه ها به هوای تحصیل در خارج از کشور

تنها حرف راستش هم اونجایی بود که تو کافه لبنانی ها در مورد نفت گفته شد...دولت نیازی به مردم نداره چون نفت داره

یه همچین حال و هوایی هم در کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی هست که کلی داستان مقدس سازی توش چپونده شده ولی به ریشه مشکل داشتن نفت و مدیریت نفتی پرداخته شده

لینک به دیدگاه

فیلم جیب بر Pickpocket ساخته روبر برسون محصول 1959

 

«جیب بر» نخستین فیلم مطرح برسون است. لویی مال درباره این فیلم می‌‌نویسد: «فیلم‌هایی كه او پیش از این ساخته صرفاً كلیاتی خام بوده‌اند... . نمایش این فیلم یكی از چهار، پنج اتفاق بزرگی است كه در تاریخ سینما رخ داده است». جیب‌بر اثری است غریزی، عمیقا برآمده از قریحه‌ای پرشور و البته ناتمام و نفس‌گیر. این فیلم تمامی سوء‌تفاهم‌ها را از میان می‌برد: «اگر این فیلم را پس بزنید، به این می‌ماند كه شك كرده‌اید در اینكه سینما می‌تواند به‌عنوان یك هنر مستقل مطرح باشد».

لینک به دیدگاه
خودم که نمیبینم تو این ژانر ، ولی از فیلمای امسال این دو تا تعریفشونو شنیدم:

The Babadook

The Conjuring

 

مرسی عزیزم کانجورینگ رو دیدم قشنگ بود خوشم اومد

ولی اون یکیو نه

لینک به دیدگاه

فیلم تام جونز Tom Jones ساخته تونی ریچاردسون محصول 1963

نامزد نه جایزه و برنده چهار جایزه اسکار

یعنی تو سال 1963 فیلمی از این بهتر ساخته نشد؟حداقل پرندگان هیچکاک حتی در اوج اتهام به سینمای تجاریش هم از این فیلم کیفیت بالاتری داره یا جن زده

بالاخره جایزه مال خودشونه با اون سلیقه هاشون

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...