moh@mad 5513 ارسال شده در 8 آذر، 2012 میروم دلکمردگیها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم 5
...YaSss 1393 ارسال شده در 8 آذر، 2012 در خواب هم گويا به سوي ما نظر داشت ماه از خلال ابرهاي پاره پاره 4
judyabott 8886 ارسال شده در 8 آذر، 2012 هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست بازش ز طره تو به مضراب میزدم روی نگار در نظرم جلوه مینمود وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم 4
...YaSss 1393 ارسال شده در 8 آذر، 2012 من که گشتم همه ی آنچه به او مکان می گفتند پس کجایی !!!؟ خوابهایی که میدیدیم یادت هست؟؟؟!!! از آنها هم سراغ تو را گرفتم! به امید اینکه شاید آنها تو را دیده باشند 4
*lotus* 20275 ارسال شده در 8 آذر، 2012 دیروز ها کسی را دوست می داشتی این روزها دلتنگی تنهاییی همه ی عمر ما به همین سادگی گذشت 3
judyabott 8886 ارسال شده در 8 آذر، 2012 تــو بــه رخــسـار آفـتـابـی و مـه مـا هـمـه ذره در هـوای تـویـیـم 5
moein.s 18985 ارسال شده در 8 آذر، 2012 من گلی بودم در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون در شبی تاریک روییدم تشنه لب بر ساحل کارون برتنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید یا لب سوزنده مردی که با چشمان خاموشش سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سر سبز غنچه نشکفته ای می چید پیکرم فریاد زیبایی در سکوتم نغمه خوان لبهای تنهایی دیدگانم خیره در رویای شمو سرزمینی دور و رویایی که نسیم رهگذر در گوش من میگفت آفتابش رنگ شادی دیگری دارد عاقبت من بی خبر از ساحل کارون رخت بر چیدم فروغ فرخزاد 5
judyabott 8886 ارسال شده در 8 آذر، 2012 من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 8 آذر، 2012 مفلسانيم و هوای می و مطرب داريم آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند 2
...YaSss 1393 ارسال شده در 8 آذر، 2012 می دانم هنوز مرا به خاطر داری می دانم اگر گاهی به آن چه بودیم فکر کنی می بینی هنوز شوق رسیدن را در چشمانم که همیشه چشم به راه تو بودند 1
آریودخت 43941 ارسال شده در 8 آذر، 2012 در دايره قسمت ما نقطه تسليميم لطف آنچه تو انديشي حكم انچه تو فرمايي 5
...YaSss 1393 ارسال شده در 8 آذر، 2012 یکشنبه وعده بود بیایی، چرا هنوز...؟ این هفته هم گذشت و ندیدم تو را، هنوز شــاید کنار غــــربت یک جاده مانده ای در ازدحـــــام فاجعه ی برف، یا هنوز... اینجا تمام خــــاطره هایم، کپـــک زذند من مانــده ام مگر که بیایی، بیـــا هنوز 5
آریودخت 43941 ارسال شده در 8 آذر، 2012 ز روزگار جوانی خبر چه میپرسی چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت 4
آریودخت 43941 ارسال شده در 8 آذر، 2012 یک نفر امد صدایم کرد و رفت در قفس بودم رهایم کرد و رفت:hapydancsmil: 3
judyabott 8886 ارسال شده در 8 آذر، 2012 تـا تـو زیـن پـرده روی بـنـمـایـی مــنـتـظـر بـر در سـرای تـویـیـم ... 4
آریودخت 43941 ارسال شده در 8 آذر، 2012 در اندیشه چنان مستِ خرابم که دیگر می نیاید نیز خوابم ... جودی جان ت اولش کو الان 2
ارسالهای توصیه شده