رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دوش وقت سحر از قصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

  • Like 3
ارسال شده در

درون پیرهن داری تنی از آرزو خوشتر

چرا پنهان کنی ای جان ؟ بهشت آرزوهایی

گهی با من هم آغوشی ٬ گهی از ما گریزانی

بدین افسونگری ٬ در خاطرم چون نقش رویایی

  • Like 2
ارسال شده در

یا دل اندر زلف چون چوگان دلبندان مبند

یا چو مردان جان فدا کن گوی در میدان فگن

  • Like 1
ارسال شده در

نداد بوسه و این با که می توان گفتن

که تلخکامی ما زان دهان شیرین است

  • Like 4
ارسال شده در

تورا میبینم و هردم زیادت میشود میلم

مرا میبینی و هردم زیادت میشود دردت...

 

(یه همچین چیزایی...:ws3:)

  • Like 2
ارسال شده در

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

تو كيستي كه با هر تبسم تو

مثال قايق شكسته روي گردابم

  • Like 4
ارسال شده در

من آزرده ‌دل را کس گره از کار نگشاید

مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی

  • Like 4
ارسال شده در

يکي مي پرسد اندوه تو از چيست؟

سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟

برايش صادقانه مي نويسم

براي آنکه بايد باشد و نيست

  • Like 3
ارسال شده در

تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی؟

ندیده ای شب من تاب و تب چه می دانی؟

  • Like 2
ارسال شده در

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 

بی وضــو در کوچـــه ی لیلا نشست

  • Like 1
ارسال شده در

تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم

به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را

  • Like 1
ارسال شده در

ای ذره به باغ رفت خورشید

وی قطره به کوشک رفت دریا

  • Like 1
ارسال شده در

انان كه خاك را به نظر كيميا كنند

ايا بودكه گوشه چشمي نظر به ما كنند

  • Like 1
ارسال شده در

در کعبه تیمار اگر چند مقیم

 

ای یار چنان دان که به خمارم خمار

  • Like 4
ارسال شده در

رفتم ،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

  • Like 4
ارسال شده در

دل به او بستم ولی افسوس،او

حال و روزم را کمی فهمید و رفت

باورم شد رفتنش اما عجیب

بعد از او ایمان من لرزید و رفت

خواستم برگردم و عاشق شوم

عشق هم دیگر زمن ترسید و رفت..

 

  • Like 3
ارسال شده در

تو كمان كشيده و در كمين كه زني به تيرم و من غمين

همه غمم بود از همين كه خدا نكرده خطا كني

  • Like 2
ارسال شده در

تا خدا ...

یک رگ گردن باقی است

تا خدا مانده!

به غم وعده این خانه مده...

  • Like 2
ارسال شده در

هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

  • Like 2
ارسال شده در

کاش می شد که عوض شد . . .

نه به شکل نه به رنگ نه به پیراهن تن . . .

کاش می شد قصه ای را خط زد.

کاش می شد لحظه ها بر می گشت

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...