رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

یاری اندر کس نمی بینیم ، یاران را چه شد ؟

 

دوستی کي آخر آمد ؟ دوستداران را چه شد ؟

  • Like 2
ارسال شده در

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند...

در را گشودم من همی دیدم غم است در می زند...

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا...

غم با همه بیگانگی هرشب به ما سر میزند...

  • Like 3
ارسال شده در

در دایره وجود موجود علیست

اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست

گرخانه اعتقاد ویران نشدی

من فاش بگفتمی که معبود علیست

 

 

 

مولانا

  • Like 2
ارسال شده در

تو تاکه پلک می زنی به سجده میرود دلم

 

به پیشگاه اعظم خدای چشم های تو

 

 

 

شبی خراب می شود حصارهای فاصله

 

و آب می شود دلم به پای چشم های تو...

  • Like 4
ارسال شده در

واي بر من، كه ديوانه بودم

من به خاك سياهش نشاندم

واي بر من، كه من كشتم او را

من به آغوش گورش كشاندم

  • Like 3
ارسال شده در

مرا یاری دل از گردون فرو مرد

ز بس کس کو بر آورد و فرو برد

  • Like 3
ارسال شده در

دامنم شمع را سرنگون كرد

چشم ها در سياهي فرو رفت

ناله كردم مرو، صبر كن، صبر

ليكن او رفت، بي گفتگو رفت

  • Like 3
ارسال شده در

تا كه پرواز كنم سوي تو با نغمه ي عشق

چه شود گر كه ببخشند مرا بال و پري

  • Like 2
ارسال شده در

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوجه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

  • Like 2
ارسال شده در

درین محنت سرا این است ماتم

که ما ره می بنگذارند با هم

  • Like 2
ارسال شده در

من گدا و تمنای وصل دوست هیهات

مگر بخواب ببینم خیال و منظر دوست

  • Like 1
ارسال شده در

تـا تـو زیـن پـرده روی بـنـمـایـی

مــنـتـظـر بـر در سـرای تـویـیـم

  • Like 3
ارسال شده در

مرده ئي چشم پرآتشش را

از دل گور بر چشم من دوخت

ناله كردم كه اي واي، اين اوست

در دلم از نگاهش، هراسي

خنده اي بر لبانش گذر كرد

كاي هوسران، مرا مي شناسي

  • Like 2
ارسال شده در

یک شب تو را ز مستی تشبیه ماه کردم

تو خوبتر ز ماهی من اشتباه کردم

  • Like 6
ارسال شده در

مبین به چشم حقارت به خون دیده ما

که آبروی صراحی به اشک خونین است

  • Like 6
ارسال شده در

تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش

من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد

  • Like 6
ارسال شده در

دریا

از آسمان روی سر

آبی نیست

از انعکاس پیرهنت

آبی ست

  • Like 7
ارسال شده در

تو به آیینه

نه

آیینه به تو ، خیره شده است

تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی

آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش

ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است

ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن

  • Like 5
ارسال شده در

نی قصه​ی آن شمع چه گل بتوان گفت

 

نی حال دل سوخته دل بتوان گفت

 

غم در دل تنگ من از آن است که نیست

 

یک دوست که با او غم دل بتوان گفت:icon_gol:

  • Like 6
ارسال شده در

توبا تمام آنچه بودی

تو با تمام خاطرات قشنگت

قشنگ تر از لحظه ای که ماه به زمین می خندید و نمی دانست زمین چقدر غمگین است!!!

و من و زمین هنوز منتظریم تا شاید همان خنده ها دوباره تکرار شود

من در این شهر غریب پی چیزی میگردم که نیست!!!

و هستند چیز هایی که فکر می کنیم نیست!!

پس در این سمت افق که کسی منتظر است

یا در آن لحظه که خورشید به زمین می رسد و به او سلام میکند

 

  • Like 4
×
×
  • اضافه کردن...