رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تو رسیدی شب سفر کرد

 

شب چشماتدر بدر کرد

 

تو رسیدی چو گــــل صبح

 

عشق تو قلب من اثرکرد

  • Like 1
ارسال شده در

در ساغر ما گل شرابی نشکفت

در این شب تیره ماهتابی نشکفت

گفتم به ستاره خانه صبح کجاست

افسوس که بر لبش جوابی نشکفت

  • Like 1
ارسال شده در

تا شدي ز من غافل سر زدم به هر محفل

بي تو ميكشد كارم عاقبت به رسوايي

  • Like 1
ارسال شده در

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

باز آید و برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

  • Like 1
ارسال شده در

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد توبس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

  • Like 1
ارسال شده در

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می کند هر دم،فریب چشم جادویت

پس از چندین شکیبایی،شبی یا رب توان دید

که شمع دیده افروزیم،در محراب ابرویت

  • Like 2
ارسال شده در

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

تو كيستي كه با هر تبسم تو

مثال قايق شكسته روي گردابم

  • Like 3
ارسال شده در

من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم

بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم

 

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی

وگر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم

  • Like 2
ارسال شده در

ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است

دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند

شرح خزان دل به زبان نگاهش است

  • Like 2
ارسال شده در

تا كي به تمناي وصال تو يگانه

اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه

خواهد به سر آيد غم هجران تويانه

اي تير غمت را دل عشاق نشانه

جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

  • Like 2
ارسال شده در

هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین

نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد

  • Like 2
ارسال شده در

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتندو به میخانه زدند

  • Like 2
ارسال شده در

دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

اسير نفس شيطاني چه حاصل

  • Like 1
ارسال شده در

لکه های خون

در آب

حل نخواهد شد

امروز

چه روزیست

که تن ها و پیر هن ها

زخم ها و

وصله ها را

معاوضه می کنند

  • Like 5
ارسال شده در

دامی تو یا کمند ندانم براستی

دانم همی که آفت جان و دل منی

  • Like 3
ارسال شده در

یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام

  • Like 4
ارسال شده در

ما را رها کنید در این رنج بی حساب

با سینه ای شرحه شرحه و با دلی کباب

  • Like 2
ارسال شده در

بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم...:sad0:

  • Like 2
ارسال شده در

محقّق، این، به چشم تیز بیند

دو عالم را، بکل، یک چیز بیند

  • Like 2
ارسال شده در

دل سپردن از براي زندگي كردن چه زيباست

گاه تلخ و گاه شيرين ، گاه چشم انداز روياست

دل سپردن ها چه آسان ، دل بريدن ها چه سخت است

عاشقي و بي قراري ، دل بريدن ها چه سخت است

نازنينم در پناهت ، در وجود پر زآهت

در ميان دست گرمت ، پاكي قلب چو ماهت

برگ ريزان خزانم را به فراموشي سپردم

فصل سرد غصه هايم به فراموشي سپردم

پس چه شد آن مهرباني ، آن بهار زندگاني

آن همه مهر و محبت ، آن بهار جاوداني

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...