رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تو را ناديدن ما غم نباشد

كه در كويت به از ما كم نباشد

  • Like 2
ارسال شده در

در اين دنيا كسي بي غم نباشد

اگر باشد بني آدم نباشد

  • Like 2
ارسال شده در

دلم تنهاست ماتم دارم امشب

دلی سرشار از غم دارم امشب

  • Like 2
ارسال شده در

بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم

وز جان و دل يارم شوي تاعاشق زارت شوم

  • Like 3
ارسال شده در

مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم

هوا دارن كويش را چو جان خويش تن دانم

  • Like 2
ارسال شده در

مرا مهر سیه چشمان زسر بیرون نخواهد شد

 

 

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

 

 

 

میروی و گریه میگیرد مرا

 

 

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 3
ارسال شده در

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

  • Like 2
ارسال شده در

تو بیایی یا نیایی

تا قیامت انتظارت میکشم

منت عشق از نگاه پر شرارت میکشم

ناز چندین ساله چشم خمارت میکشم

تا نفس باقیست اینجا انتظارت میکشم

  • Like 3
ارسال شده در

من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندم

که هرگل کز غمش بشکفت محنت بار می آورد

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 2
ارسال شده در

دو چشمت طرحی از باغ بهشته

جدا از تو دنیا برام چه زشته

تو اونجا بی منو من بی تو اینجا

چه باید کرد این کار سر نوشته

  • Like 1
ارسال شده در

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

  • Like 2
ارسال شده در

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور!!!

  • Like 2
ارسال شده در

روا بود كه گريبان ز هجر پاره كنم

دلم هواي تو كرده بگو چه چاره كنم

  • Like 1
ارسال شده در

مرا به باده در انظار خلق دعوت کن

من از تخلف پنهان خوشم نمی آید

  • Like 4
ارسال شده در
مرا به باده در انظار خلق دعوت کن

من از تخلف پنهان خوشم نمی آید

 

دنیا بر روی سینه من دست رد گذاشت

بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت

  • Like 4
ارسال شده در

تو گرگی تیز دندان بودی و دل گله ای نادان

من غافل اگر گرگی شبان کردم پشیمانم

  • Like 4
ارسال شده در
تو گرگی تیز دندان بودی و دل گله ای نادان

من غافل اگر گرگی شبان کردم پشیمانم

مردان عشق را به هیاهو چه حاجت است

رندان روزگار خموشی گزیده اند

  • Like 3
ارسال شده در

در انتهای کوچه ی بن بست اختناق

با رنگ نور شکل دری را کشیده ام

  • Like 2
ارسال شده در

مارا براه خویش درنگی اگر نبود

یا پیش پای ما سنگی اگر نبود

اکنون گیاه رسته امید میشدیم

کرسی نشین معبد خورشید میشدیم

لعنت به هرچه سنگ

نفرین به هر درنگ

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 2
ارسال شده در

گاهی امید از دل من محو میشود

گاهی دلم برای خدا تنگ میشود

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...