رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
آرش جان فکر نمیکنی مشاعره جای اسپم نیست با اینکه شعر تون شبیه شعر نیست ولی من ادامه میدم

ژاله چو بارید بر دلم

بستر سردم اجاق شد

از گذر ابر خوشگلم

باغ پر از اتفاق شد

یار برون آمد از خیال

وصل رقیب فراق شد

 

 

ممنون مسي جون ولي دير تونستي پيدا كني ايشاالله دفعه بعد

ناراحت نباش وقت زياده............... اينم بگم بايد الان با ش مينوشتي

بازم خراب كردي تو ......... ولي من ادامه ميدم تا درست شه

 

 

 

در زواياي طربخانه جمشيد فلك

ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع

  • Like 1
ارسال شده در
آرش جان فکر نمیکنی مشاعره جای اسپم نیست با اینکه شعر تون شبیه شعر نیست ولی من ادامه میدم

ژاله چو بارید بر دلم

بستر سردم اجاق شد

از گذر ابر خوشگلم

باغ پر از اتفاق شد

یار برون آمد از خیال

وصل رقیب فراق شد

 

 

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

 

 

خرقه جایی گرو و باده ودفتر جایی

 

 

میروی و گریه میگیرد مرا

 

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 2
ارسال شده در

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

 

 

خرقه جایی گرو و باده ودفتر جایی

 

 

میروی و گریه میگیرد مرا

 

ساعتی بنشین که باران بگذرد

یک نظر بیش ندیده است تو رانرگس و باز

چشم حیرت زده اش محو تماشاست هنوز

  • Like 2
ارسال شده در

ز كوي يار بيار اي نسيم صبح غباري

كه بوي خون دل ريش از آن تراب شنيدم

  • Like 3
ارسال شده در

ما لعبتگانيم و فلک لعبت باز

از روی حقیقتی نه از روی مجاز

  • Like 1
ارسال شده در
یک نظر بیش ندیده است تو رانرگس و باز

چشم حیرت زده اش محو تماشاست هنوز

 

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 1
ارسال شده در

یه سلام از بی کسی تقدیم تو

از درون کوچه های عاشقی تقدیم تو

هستی من گرچه ناقابل ولی تقدیم تو

27 سال عمر من تقدیم تو

  • Like 1
ارسال شده در

وانكه گيسوي تو را رسم تطاول آموخت

هم تواند كرمش داد من غمگين داد

  • Like 1
ارسال شده در

وانكه گيسوي تو را رسم تطاول آموخت

 

 

هم تواند كرمش داد من غمگين داد

 

در قلب بی فروغم شمع شبانه بودی

هر دم طواف این شمع پروانه وارکردم

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

ارسال شده در

دلم خزانه اسرار بود و دست قضا

درش ببست و كليدش به دلستاني داد

  • Like 2
ارسال شده در

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيد

  • Like 2
ارسال شده در

ديد كه يار جز سر جور و ستم نداشت

بشكست عهد و از غم ما هيچ غم نداشت

  • Like 2
ارسال شده در

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان

بگشود نافه ای و در آرزو ببست

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 1
ارسال شده در

تنی از استخوان و پوست دارم دل درو ظاهر

چو فانوسی که باشد آتش پنهان درو پیدا

  • Like 3
ارسال شده در

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير

.....

ای ديده نگه کن که به دام که درافتاد

  • Like 3
ارسال شده در

دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست

هر که با من دوست باشد دشمن جان من اوست

  • Like 1
ارسال شده در

تا چند همچو شمع زبان آوري كني

پروانه مراد رسيد اي محب خموش

  • Like 2
ارسال شده در

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم

به جلد رهگذر اما در انتظار توبودم

  • Like 3
ارسال شده در

مرحبا طاير فرخ پي فرخنده پيام

خيرمقدم خبر يار كجا راه كدام

  • Like 1
ارسال شده در

من خود از عشق تو مجنون کهن سلسله‌ام

که ز نو شهر بهم برزده دیوانه توست

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...