رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تا فصل قرار منتظر خواهم ماند

تا دیدن یار منتظر خواهم ماند

در غیبت تو اگر مرا دار زنند

بر چوبه دار منتظر خواهم ماند

  • Like 2
ارسال شده در

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است

هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل است

  • Like 1
ارسال شده در

تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی

یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

  • Like 1
ارسال شده در

یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان

وان سهی سرو روان را به چمن بازرسان

  • Like 2
ارسال شده در

نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

  • Like 1
ارسال شده در

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

  • Like 2
ارسال شده در

اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری

تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

  • Like 1
ارسال شده در

من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم

بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پا یابم

  • Like 3
ارسال شده در

مرا مي‌بينی و هر دم زيادت می‌كنی دردم

تو را ميیبينم و ميلم زيادت می‌شود هر دم

  • Like 1
ارسال شده در

من آن آواره بشکسته حالم

زهجرانت بُتا رو به زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

  • Like 1
ارسال شده در

مرد این بازی دگر من نیستم

این تو و لیلای تو من نیستم

  • Like 1
ارسال شده در

من از دلبستگی های تو باآیینه، دانستم

که بر دیدار طاقت سوز خود، عاشق تر از مایی

  • Like 2
ارسال شده در

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

  • Like 2
ارسال شده در

تو قد بینی و مجنون جلوه ناز.

تو چشم و او نگاه ناوک انداز.

  • Like 3
ارسال شده در

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها

مستم از ساغر خون جگر آشامیها

  • Like 3
ارسال شده در

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته در خاک

یه روزی عاشق دیوانه ام بود:ws44:

  • Like 3
ارسال شده در

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

  • Like 2
ارسال شده در

ای دوست از من چه دیدی که چنین مسروری

گفت : از دوست همین بس که زما یاد کند

  • Like 3
ارسال شده در

درونم از غصه و ماتم

مثال روح بی خوا ب است

دلم غمگین

تنم سنگین

سرابی در چشم رنگین

خودم شرمگین

از این ننگی که در خواب است

  • Like 1
ارسال شده در

تو دوری زمن وزدوریت میسوزم

نزدیک منی از آتشت میسوزم

آخر چه کنم چه خاک برسر ریزم

از دیدنو از ندیدنت میسوزم

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...