moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند 2
niaz 9807 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی 2
niaz 9807 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 ياري از كس نمي بينيم ياران را چه شد دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد 2
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 یارب گر به او افتد نظرم چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم خود را نکته به نکته مو به مو 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 1
niaz 9807 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 شاهنشهی که شیشه جانها به دست اوست گر بشکند به سنگ فقط مزد شست اوست 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی بار پیری شکند پشت شکیبائی را 1
niaz 9807 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 یک تار موی او به دو عالم نمیدهند با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 تو میرسی به عزیزان سلام من برسان که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست 3
Afsaneh.M 19633 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود ،حاصل تسبیح ملک 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را 2
Afsaneh.M 19633 ارسال شده در 26 بهمن، 2010 اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را حافظ 3
ارسالهای توصیه شده