رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

  • Like 2
ارسال شده در

یله بر سکوت کردی که صدای من در آید

من و این دو دست تنها چه ز دست من براید

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 1
ارسال شده در

دشمن دانا بلندت ميكند

بر زمينت ميزند نادان دوست

  • Like 1
ارسال شده در

تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما

چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

  • Like 5
ارسال شده در

تويي آن آسمان صاف و روشن

من اين كنج قفس مرغي اسيرم

 

:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

منکران را هم از این می دو سه ساغربچشان

و گر ایشان نستانند روانی به من آر

  • Like 3
ارسال شده در

رو سر بنه ببالین تنها مرا رها کن

ترک من هزین شبگرد مبتلا کن

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 4
ارسال شده در
رو سر بنه ببالین تنها مرا رها کن

ترک من هزین شبگرد مبتلا کن

 

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

دلا زرنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد بخاطر امیدوار ما نرسد

  • Like 4
ارسال شده در
دلا زرنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد بخاطر امیدوار ما نرسد

 

با نون میبایست شروع میکردی......:icon_gol:

 

 

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

  • Like 5
ارسال شده در
با نون میبایست شروع میکردی......:icon_gol:

 

 

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

 

کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

 

 

 

اگر تو زخم زني به كه ديگير مرهم

وگر تو زهر دهي به كه ديگري ترياك

  • Like 5
ارسال شده در

كساني كه بر ما گواهي دهند

سزاي تباهي ، تباهي دهند

  • Like 5
ارسال شده در

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

  • Like 3
ارسال شده در

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

  • Like 4
ارسال شده در

من از بازوي خود دارم بسي شكر

كه زور مردم آزاري ندارد

  • Like 3
ارسال شده در

من از بازوي خود دارم بسي شكر

 

 

كه زور مردم آزاري ندارد

 

در این سرای بی کس کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

  • Like 3
ارسال شده در

دردا كه دوش طاعت سي سال خويش را

بردم به مي فروش و به يك جرعه برنداشت

  • Like 3
ارسال شده در

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جای گرو و باده و دفتر جایی

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

  • Like 3
ارسال شده در

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جای گرو و باده و دفتر جایی

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

 

یا من پاک تر از برگ گل است

یار من جاذبه لطف و وفاست

  • Like 4
ارسال شده در

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

  • Like 5
ارسال شده در
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

 

:ws44:

تا قفل قفس باز شد آن سوخته پر رفت

دلواپس ما بود ولیکن به سفر رفت

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...