رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانی ام

هرچه کنی بکن بُتا،زانکه خطا نمی کنی

  • Like 1
!ala مهمان
ارسال شده در

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

ارسال شده در

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سر چشمه هنر :ws3:

  • Like 1
!ala مهمان
ارسال شده در

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس

تا به خاک در آصف نرسد فریادم

 

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که در بند توام آزادم

ارسال شده در
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس

تا به خاک در آصف نرسد فریادم

 

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که در بند توام آزادم

 

 

محراب ابرويت بنما تا سحرگهي

دست دعا برآرم و در گردن آرمت

  • Like 3
ارسال شده در

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

  • Like 3
ارسال شده در
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

 

تا دل هرزه گرو من رفت به چنين زُلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمي كند

  • Like 2
ارسال شده در

دلم رميده شدو غافلم منه درويش

كه آن شكاري سرگشته را چه آمد پيش

  • Like 2
ارسال شده در
دلم رميده شدو غافلم منه درويش

كه آن شكاري سرگشته را چه آمد پيش

 

شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد

بنده ي طلعت آن باش كه آني دارد

  • Like 2
ارسال شده در

در غیاب تو غریبانه فراغت می کشم

 

بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاغت می کشم

  • Like 2
!ala مهمان
ارسال شده در

می​آیدم به چشم همین لحظه نقش تو

والله خجسته آمد و حقا مبارکست

ارسال شده در

تا كي به تمناي وصال تو يگانه

 

اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه

  • Like 1
ارسال شده در

تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک

باران صبحگاه ندارد صفای اشک

 

گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست

روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟

  • Like 1
ارسال شده در

کس نخوارد پشته من

جز ناخنه انگشته من

  • Like 4
ارسال شده در
کس نخوارد پشته من

جز ناخنه انگشته من

 

نتوان دل شاد را به غم فرسودن

وقت خوش خود به سنگ محنت سودن

  • Like 3
ارسال شده در

نیمشب همدم من دیده گریان من است

ناله مرغ شب از حال پریشان من است

خنده ها برلب من بود و کس آگاه نشد

زین همه درد خموشانه که بر جان منست

  • Like 4
ارسال شده در
نیمشب همدم من دیده گریان من است

ناله مرغ شب از حال پریشان من است

خنده ها برلب من بود و کس آگاه نشد

زین همه درد خموشانه که بر جان منست

 

 

تا دل هرزه گرو من رفت به چنين زُلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمي كند

  • Like 2
ارسال شده در

دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم

تا خود چه باشد حاصلی از گریه بی حاصلم؟

 

چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو

چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم... :sigh:

  • Like 1
ارسال شده در

من وضو با تپش پنجره ها میگیرم

در نمازم جریان دارد آب

  • Like 2
ارسال شده در
من وضو با تپش پنجره ها میگیرم

در نمازم جریان دارد آب

 

 

البته قرار شد شعر نو نباشه هااا:ws52:

 

 

باقي همه رايگان نيرزد هشدار

تا عمر گرانبها بدان نفروشي

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...