رفتن به مطلب

hilari

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    581
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

2413 Excellent

درباره hilari

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد 31 فروردین

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    اگه گفتی!
  • تخصص ها
    تنهایی رو دوست دارم , اما گاهی عذاب آور
  • علاقه مندی ها
    بی شمار
    ولش کن

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شیمی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    فردوسی مشهد
  • شغل
    دانشجو
  1. hilari

    موبایل و بچه دبستانی! ...

    تا قبل دبیرستان مخالفم دبیرستانم اگه بفهمم یاد گرفته موبایل فقط یه وسیله برای زنگ زدنو اس ام اس دادن نیست، و میشه استفاده های مفید تری ازش کرد مثل یادگیری زبان و... اونوقت براش میگیرم راستش اینو از مامانم یاد گرفتم، اونوقتا برام موبایل نمیخریدن، میگفتن با دوستات کار داری از تلفن خونه استفاده کن، آهنگ گوش بدی اینکارو کن و.... یه روز از کلاس زبان برگشتم گفتم مامان اگه موبایل داشتم همه جا میتونستم مکالمه گوش بدمو .... شروع کردم به توضیح دادن مامانم قانع شد بعد بابامو قانع کرد ، بعد من موبایل دار شدم( یادآوری بین دوستام من آخرین نفری بودم که موبایل گرفتم، اونموقع ناراحت بودم ولی الان میفهمم
  2. نمیدونم حسمو بیان کنم، یه حس غریبی بهم دست میده شاید چیزی مثل دلتنگی خدا برای من تنها کسی نیست که وقت نیاز برم سراغش، خیلی وقتا مثل حالت هایی که با افراد عادی صحبت می کنم با خدا هم حرف میزنم منتها مطمئنم که گوش می ده و حواسش به حرفام هست شاید این جمله رو بچه گانه نوشتم ولی واقعا برام سخت توصیف کنم !!دنیای بدون خدا برام داتنگی میاره، حس میکنم یه گمشده دارم!!! چیزای دیگه هم هست که با توجه به جو موجود در تاپیک فقط اشاره می کنم: توکل و امید به خدا به زندگی من رنگ دیگه ای داده، این به این معنا نیست تو مشکلات کم بیارم تا بیکار بشینم از غیب کمک برسه!! نه به جمله از تو حرکت از خدا برک
  3. الان این تاپیکو دیدم، توی نظرسنجی هم شرکت نکردم، شاید در ادامه حرفام دلیلشو ببینید حزب الله: حزبی که اعضای آن فقط معتقد به اسلام و تابع مکتب الله هستند!!! و به دنبال اون حزب اللهی معنی اش واضح تر میشه!! همین جمله برام کافیه، نمیدونم اعتقادات دوستان تا چه اندازه هست ولی برای من این جمله، جمله سنگینیه!!! نمیدونم کسایی که خودشونو حزب اللهی میدونند واقعا معنیشو درک کردند و میدونند چه وظایفی دارند!! یا فقط از این عنوان استفاده و سوءاستفاده می کنند؟! وارد این بحث ها نمیشم. سکوت میکنم
  4. hilari

    شما هم بوی جنگ رو می‌شنوید؟!!

    تا چند وقت پیش منم مرتب از جنگ میپرسیدم، و مثل تحلیل گرا سبک و سنگین میکردم آیا جنگ اتفاق می افته یا نه؟ انگار من تصمیم گیرنده بودم از دیگرانم میپرسیدم تا جایی که بعضی وقتا کلافه میشدن خلاصه سرچ میکردم، هر روز اخبار رو دنبال میکردم و..... تا اینکه به این نتیجه رسیدم اونایی که میخوان جنگ راه بندازن نیاز به دلیل منطقی ندارن، شاید هزاران دلیل ثابت کنه جنگ به ضررشونه اما تنها یک دلیل اونا رو متقاعد به جنگیدن میکنه!!! حالا اون دلیل هر چی میتونه باشه !! مهم اینه که اونا تشخیص دادن جنگ باید بشه!!! کارشناس کیلویی چند؟؟؟؟ اونایی که تو راس کارند که نمیرن بجنگن ناراحت آسیب دیدن خودشونو فک و فام
  5. hilari

    دعا برای یوسف

    اگه اشتباه نکنم امام باقر (ع) یه حدیثی دارند که می فرماید: دعا قضا را بر میگرداند حتی اگر آن قضا محکم شده باشد. یوقت از دعا کردن خسته و نا امید نشی عزیزم , دعا اونم دعای شما حتما موثر , (عشق معجزه میکنه )
  6. hilari

    دعا برای یوسف

    اشک تو چشام جمع شده حالتونو خوب درک میکنم , ان شالله زودتر سلانتیشونو بدست میارن توکل به خدا
  7. امیدوارم منو امثال من وقتی به اون جا برسیم که ظرفیتشو داشته باشیم, گذشتمون یادمون نره و مردمی که از اونایم اگه قرار من و امثال منم مثل اونا بشیم دلم نمیخوام هیچوقت به اونجا برسیم.
  8. چرا من خودمو و امثال خودمو میبینم , ولی اونقدی که اونا در بدبختی دیگران نقش دارند ما نداریم تا اونجا که تونستم به دیگران کمک کردم و کردیم , اما کارایی که از دست منو امثال من بر میاد تنها بخش کمی از درد اونا رو کم میکنه مسئله خیلی عمیق تر , همون حکایت ماهی دادنو ماهیگیری آموختن! من اونقدر دستم باز نیست به اونا ماهیگیری یاد بدم شاید بتونم هر چند وقت بهشون ماهی بدم!
  9. داشتم سرچ میکردم , چند تا تصویر نظرمو جلب کرد تصویرایی از فقر و بیچارگی و... خیلی حالم بد شد اومدم انجمن که اینجام.... نمیدونم چی بگم , فقط یه بغض داره خفه ام میکنی بدجوری امشب حالم گرفته شد لعنت به همه اونایی که باعث این بدبختی هان
  10. hilari

    اولین رمانایی که خووندم...

    اولین کتابمو اول دبستان خوندم با عنوان گل زیبا و پروانه دانا اولین رمانی که خوندم رمان بازگشت به خوشبختی بود که فکر کنم چهارم یا پنجم دبستان خوندمش اولین رمانی هم که اشکمو در آورد رمان غم های زندگی زهره خسروانی بود.یادم اول راهنمایی اونو خوندم , انقده گریه کردم:5c6ipag2mnshmsf5ju3 دلم میخواد دوباره بخونمش. رمانای عاشقونه خیلی خوندم , که اسمو تعدادشون یادم نیست.
  11. hilari

    انگار پیرمردی ...

    تو شهرهاش کوچیک این چیزا رو کمتر میبینی یا نمیبینی از وقتی دانشجوی شهر بزرگی مثل مشهد شدم این چیزا رو زیاد دیدم و هر بار حالم بدتر از قبل شده!به قول یکی برات عادی میشه تا حالا که عادی نشده , امیدوارم روزی نرسه که دیدن این صحنه ها برام عادی بشه !
  12. راستش خیلی با عقایدشون آشنا نیستم ولی تو این دوره زمونه اکثر آدما اول به فکر منافع خودشونند و بعد شاید به فکر دیگران باشن! که معولا نیستن! بهر حال در مورد شخص ایشون نمیتونم اظهار نظر کلی کنم.
  13. این حرفتون درست نیست دوست عزیز , یه سری عادات و رفتارها هست که درسته منطقی به نظر نمیرسه اما نشونه کوته فکری نیست.من خودم قبلا هم گفتم چنین چیزی رو اولین بار میشنوم که شخصی خانومشو به اسم دیگه ای صدا بزنه , پس نمیتونم دقیقا بگم دلیلش چیه ولی یه چیزایی رو شنیدم مثلا اینکه مامانم میگفت قدیما تو جمع بزرگترها معمولا پدرا بچه اشونو بغل نمیکرد و چیزایی از این نوع که یه جورایی به حجب و حیا بر میگشت و نوع تربیت خونواده ها , درسته از نظر ما این رفتارها تعجب آور و غیر قبول ولی منصفانه نیست که انقدر راحت قضاوت کنیم و بگیم این افراد کوته فکرند!!! با قسمت دوم صحبتاتون ( ارزش دادن به زن ) موافقم اما نمیشه
  14. موضوع برام جالب شده , از هم اتاقیم پرسیدم پدرشون مامانشونو چی صدا میزنه گفت: به مامان میگه زن ! زن بیا !زن بریم ! زن ...
×
×
  • اضافه کردن...