رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هوادارن کویش را چو جان خویشتن دارم

  • Like 2
ارسال شده در

مستم ز می عشق خراب افتاده

برخواسته دل از خور و خواب افتاده

در دریائی که پا و سر پیدا نیست

جان رفته و تن بر سر آب افتاده

  • Like 2
ارسال شده در

هر كس به طريقي دل ما ميشكند

بيگانه جدا دوست جدا ميشكند

بيگانه اگر ميشكندحرفي نيست

از دوست بپرسيد كه چرا ميشكند؟

  • Like 1
ارسال شده در

دل گفت وصالش به دعا بــــاز توان یافت

عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

  • Like 2
ارسال شده در
دل گفت وصالش به دعا بــــاز توان یافت

عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

 

 

 

 

تعليم ز اره گير در امر معاش

نيمي سوي خود مي كش و نيمي مي پاش

  • Like 2
ارسال شده در

 

تعليم ز اره گير در امر معاش

نيمي سوي خود مي كش و نيمي مي پاش

 

شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش

که تا یکدم بیاسایم زدنیا و شر و شورش:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در
شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش

که تا یکدم بیاسایم زدنیا و شر و شورش:icon_gol:

 

 

شاهي طلبي برو گداي همه باش

بيگانه ز خويش و آشناي همه باش

خواهي كه تو را چو تاج بر سر دارند

دست همه گير و خاك پاي همه باش:icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در

شاهي طلبي برو گداي همه باش

بيگانه ز خويش و آشناي همه باش

خواهي كه تو را چو تاج بر سر دارند

دست همه گير و خاك پاي همه باش:icon_gol:

 

شکنج زلف پریشان بدست باد مده

مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش:icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در

شب تنهائیــــــــــم در قصد جان بود

خیـــالش لطف های بیکران کرد ...

  • Like 3
ارسال شده در
شب تنهائیــــــــــم در قصد جان بود

خیـــالش لطف های بیکران کرد ...

 

در خرقه چو اتش زدی ای عارف سالک

جهدی کن و سر حلقه رندان جهان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شب صحبت غنـــــیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون، بسی لیل و نهار آرد ...

  • Like 1
ارسال شده در
شب صحبت غنـــــیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون، بسی لیل و نهار آرد ...

 

 

 

 

در نيمشبان خيل ِ خيالِ تو رسيد

ورنه جانم خيمه برون مي زد دوش

  • Like 2
ارسال شده در

شور عشقی که نهفته است در این ساز غزل

عشوه ها می دهد از پرده شهناز به من

  • Like 1
ارسال شده در
شور عشقی که نهفته است در این ساز غزل

عشوه ها می دهد از پرده شهناز به من

 

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست

سلیمان ما چنان حشمت نظرها بود با مورش

  • Like 2
ارسال شده در

شكايت شب هجران گذاشته به

بشكر آنكه بر افكند پرده روز وصال

بيا كه پرده ي گلريز هفت خانه چشم

كشيده ايم به تحرير كارگاه خيال

 

حافظ شیرازی

  • Like 2
ارسال شده در

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

  • Like 3
ارسال شده در

مبر غم به چيزي كه رفتت ز دست

مر اين را نگهدار اكنون كه هست

  • Like 2
ارسال شده در
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

 

مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

ولی معاشر رندان پارسا می باش:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در
مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

ولی معاشر رندان پارسا می باش:icon_gol:

 

 

 

شد دست ز كار و ماند پا از رفتار

اين بس كه به سر زديم و آن بس كه به سنگ

  • Like 3
ارسال شده در
شد دست ز كار و ماند پا از رفتار

اين بس كه به سر زديم و آن بس كه به سنگ

 

گرت هواست که چون جم به سر غیب رسی

بیا و همدم جام جهان نما میباش:icon_gol:

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...