رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم

که بر خاکم روان گردی بگیر دامنت گردم ...

  • Like 2
ارسال شده در

معموره ي دل به علم آراسته به

مطموره ي تن ز كينه پيراسته به

از هستي خود هر چه توان كاسته به

هر چيز كه غير توست ناخواسته به

  • Like 2
ارسال شده در

همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

  • Like 2
ارسال شده در
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 

 

 

 

اي پير خردمند پگه تر برخيز

وان كودك خاك بيز را بنگر تيز

پندش ده و گو كه نرم نرمك مي بيز

مغز ِ سِرِ كيقباد و چشم پرويز

  • Like 3
ارسال شده در

سلام! شب همگي به خير! :icon_gol:

 

زان يار دلنوازم شكريست با شكايت

گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت

بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كردم

يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت

  • Like 4
ارسال شده در
سلام! شب همگي به خير! :icon_gol:

 

زان يار دلنوازم شكريست با شكايت

گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت

بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كردم

يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت

 

 

 

عليك سلام ماتيار:icon_pf (44):

شب تو هم بخير:icon_gol::icon_gol:

ته گل بر سر زني اي نوگل مو

به جاي گل زنم مو دست بر سر

  • Like 4
ارسال شده در

رونـــــــــــدگان طریـــــــقت ره بلا سپردند

رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز ...

  • Like 1
ارسال شده در

زدست دیده ودل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

 

بسازم خنجری نیشش زپولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

  • Like 2
ارسال شده در

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور ...

  • Like 1
ارسال شده در

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار....:icon_gol:

  • Like 1
ارسال شده در

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

چرخ فیروزه طربخانه ازین کهگل کرد

  • Like 1
ارسال شده در
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

چرخ فیروزه طربخانه ازین کهگل کرد

 

 

دردا و دريغا كه در اين بازي خونين

 

بازيچه ي ايام دل آدميان است

  • Like 1
ارسال شده در

تقصیر نکرد عشق در خماری

تقصیر مکن تو ساقی از دلداری

از خود گله کن اگر خماری داری

تا خشت به آسیا بری خاک آری

ارسال شده در

یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس

جز من و یار نبــــــــودیم و خدا با ما بود ...

  • Like 1
ارسال شده در

دوش بیماری چشم تو ببرد از ذستم

لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم

  • Like 1
ارسال شده در

ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس

ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا

 

 

  • Like 1
ارسال شده در

از بس دست می گزم و اه می کشم

اتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

  • Like 1
ارسال شده در

شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق

پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست

  • Like 1
ارسال شده در

تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش

  • Like 1
ارسال شده در

شست شوی کن و آنگه به خرابات خرام

تا نگــــــــــردد ز تو این دیر خراب آلوده ....

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...