Astraea 25354 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی 4
armstrong 2214 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است 4
Ka!SeR 1333 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 تو هم روزی اگر پرسی ز حالم لب بامت ز حال دل بنالم و گر پروا کنم بر من نگیری که ترسم زنی سنگی به بالم 3
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند .................................. چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند . ............................................................................ گفتم شنود مژده دیدار تو گوشم . .............................................................................................................. آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند 4
ARASH_NAZARI 737 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 هنوز این اتاق خالی این چراغ نیمه روشن همه شاهدن که هیچ وقت تو نرفتی از دل من 4
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 نرگس که نظر باز بود در صف گلها ..................................... ............تا چشم تو را دیده نظر سوی تو دارد 4
niaz 9807 ارسال شده در 13 شهریور، 2010 نرگس که نظر باز بود در صف گلها ..................................... ............تا چشم تو را دیده نظر سوی تو دارد در اين موسم دمي فرصت غنيمت كه دنياي دني بي اعتباره 3
Mitra 1723 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که درین پرده چه ها می بینم ؟ 2
kimia 4172 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 من و آتشفشان از یک تباریم دوتامون از ته دل بی قراریم پریشونی ما پایان نداره من و آتشفشان دنباله داریم 2
Afsaneh.M 19633 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چهار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست... 1
Astraea 25354 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است طالع مگو که چشمه خورشید خاورست 2
Afsaneh.M 19633 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز می كشم ناز یكی تا به همه ناز كنم 1
Astraea 25354 ارسال شده در 14 شهریور، 2010 ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است دائم گرفته چون دل من روی ماهش است 1
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 15 شهریور، 2010 ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش استدائم گرفته چون دل من روی ماهش است تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد این قدر دانم که از شعر ترش خون میچکد 2
kimia 4172 ارسال شده در 15 شهریور، 2010 در کوی نیک نامی مارا گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغییر ده قضارا 3
Mitra 1723 ارسال شده در 16 شهریور، 2010 آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت ؟ 3
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 16 شهریور، 2010 تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت 4
niaz 9807 ارسال شده در 16 شهریور، 2010 تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بینکس واقف ما نیست که از دیده چها رفت تا دل هرزه گرو من رفت به چنين زُلف او زان سفر دراز خود عزم وطن نمي كند 3
Astraea 25354 ارسال شده در 16 شهریور، 2010 دست با دوست در آغوش نه حد من و تست منم و حسرت بوسيدن خاک پايی 5
Afsaneh.M 19633 ارسال شده در 16 شهریور، 2010 تورا در آینه دیدند جمال طروت خویش بیان کنند که چه بودست ناشکیبا را شعر از سعدی 2
ارسالهای توصیه شده