رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

در میکده ام : چون من بسی اینجا هست

می حاضر و من نبرده ام سویش دست

باید امشب ببوسم این ساقی را

اکنون گویم که نیستم بیخود و مست

در میکده ام

دگر کسی اینجا نیست

واندر جامم دگر نمی صهبا نیست

مجروحم و مستم و عسس می بردم

مردی ، مددی ، اهل دلی ، آیا نیست ؟sigh.gif

 

اخوان ثالث:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

تا که بودیم،نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند،خفته ایم و همه بیدار شدند

  • Like 2
ارسال شده در

بابا رحم کنید،من اینقد دال گفتم،شدم دال!!!

یکی بیاد یک مدال دال به من بده:ws3:

 

دیر گاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است

بانگی از دور مرا می خواند

لیک پاهایم در قیر شب استsigh.gif

رخنه ای نیست دراین تاریکی

در و دیوار به هم

پیوسته

سایه ای لغزد اگر روی زمین

نقش وهمی است ز بندی رسته

 

سهراب عزیز:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم،که تو در دلم نشستی

  • Like 4
ارسال شده در

یاد آنکه دل سوخته و چشم ترم

بود

آه سحر و ناله ی شب همسفرم بود

در هر چمنی مرغ دلم زمزمه ها داشت

با هر نگهی شور وصالی به سرم بود

یادآنکه هزاران گل صدرنگ دلاویز

در دامنم از لطف دعای سحرم بود

پرواز من از خاک رهی داشت به افلاک

زان فیض خداداده که در بال و پرم بودsigh.gif

 

مهدی سهیلی:ws37:

  • Like 5
ارسال شده در

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

  • Like 4
ارسال شده در
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

 

 

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

نقشی به یاد روی تو بر خواب میزدم

  • Like 5
ارسال شده در

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

  • Like 4
ارسال شده در

دیدی دلا در آخر پیری و زهد و علم

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

  • Like 4
ارسال شده در

نـــا امــیـــدم مــــــکـن از ســــــابـقـۀ روز ازَل

تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت:icon_gol:

  • Like 5
* v e n o o s * مهمان
ارسال شده در

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم

تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

:w02:

ارسال شده در

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب

 

مستحق بودم و اين ها به زکاتم دادند

  • Like 4
ارسال شده در

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

  • Like 4
ارسال شده در

تو که سود و زیان خود ندانی

به جانان کی رسی هیهات هیهات

  • Like 4
ارسال شده در

تا كي به تمناي وصال تو يگانه ...اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه

  • Like 5
ارسال شده در

هر چه دام افکندم، آهوها گریزان‌تر شدند

حال صدها دام دیگر در مقابل ریخته

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست

هر کجا پا می‌گذارم دامنی دل ریخته

  • Like 3
ارسال شده در

همی بوی مهر آمد از باد اوی

به دل راحت آمد هم از یاد اوی

  • Like 2
ارسال شده در

یه مرغ سبز زیبا

رو بون ما نشسته

غریب و گیج و تنها

چش تو افق ها بسته

بالش غبار گرفته

کوچک و ریز و میزه

و پا و نکش رنگ

خونه

 

چند سطر از شعر قصه ی یه مرغ سبز ار منوچهر آتشی

 

پ.ن:چند وقته حرف مرغ می شه از ته دل می سوزم:sigh:

  • Like 2
ارسال شده در

هرکجا هستم باشم

آسمان مال من است ...!

 

  • Like 2
ارسال شده در

تو از عشق حقیقی بی نیازی

دو رنگی کهنه کاری صحنه سازی

تو یار ما نیی عاشق تراشی

تو شمع ما نیی پروانه بازی:ws37:

 

مهدی سهیلی

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...