سارا-افشار 36440 ارسال شده در 24 اسفند، 2011 وقتی تمام نیاز یک انسان دالانی میشود برای فریاد زدن حرف از زندگی میشود آب در هاون کوبیدن 4
- Nahal - 47858 ارسال شده در 24 اسفند، 2011 این روزها آرامم! آنقدر که از پریدن پرنده ای غافل ودر هیچ خیابانی گم نمی شوم این روزها آسان تر از یاد می روم آسان تر فراموشم می کنند ...می دانم! اما شکایتی ندارم... آرامم! گله ای نیست...انتظاری نیست اشکی نیست...بهانه ای نیست این روزها تنها آرامم... یک وحشی آرام! آنقدر آرام که به جنون چندین ساله ام شک کرده ام! می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ندانم...؟ 4
Himmler 22171 ارسال شده در 24 اسفند، 2011 هر که را در خاک غربت پای در گل ماند, ماند گو دگر در خواب خوش بینی دیار خویش را 4
ترانه18 8013 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 شاید اگر تو نبودی زندگی باز هم بود باز هم لبخند بود باز هم همه ی چیزهای قشنگ و واژه های خوب بودند تنها شاید... من_ من نبودم... هوای تو چیزیست مثل یک اصل,مثل یک قانون برای تمام من... 4
Himmler 22171 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 برهنه بگو برهنه به خاکم کنند سرا پا برهنه بدان گونه که عشق را نماز می بریم،- که بی شایبه حجابی با خاک عاشقانه در آمیختن می خواهم 2
O-N 10554 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 دلم را ورق می زنم به دنبال نامی که گم شد در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی به دنبال نامی که من.... - من ِ شعرهایم که من هست و من نیست - به دنبال نامی که تو.... - توی آشنا، ناشناس تمام غزل ها - به دنبال نامی که او.... به دنبال اویی که کو؟ 5
*Polaris* 19606 سازنده ارسال شده در 5 فروردین، 2012 واژه ها نمی تواند وزن احساسم را تاب بیاورند کسی می داند واژه های شکسته را چگونه می توان ارائه داد؟! 6
ترانه18 8013 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 بی آغوش تو از دست ِ دست های خودم خسته ام .. بی آغوش تو شب بیكار گوشه ای كز كرده .. بی آغوش تو به پای خاطره هایت می افتم .. 3
ترانه18 8013 ارسال شده در 6 فروردین، 2012 آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد ... این تمام لذت من است ... وقتی با اصرار مرا می خوانی ... وقتی با چشم های بسته گرمای نفسهایت را احساس می کنم ... این روزها شب هایم از روزها روشن تر است ... تو تمام انتظار هر روز منی تا به تو برسم ... من این انتظار عاشقانه را می پرستم ... تمام روز انتظار، تا تو بیایی ... آغوش من فقط اندازه تو جا دارد ... اگر خوب گوش کنی این ضربان های تند و پی در پی قلبم را می شنوی تو را فریاد می زنند 1
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 10 فروردین، 2012 من تشنه ی عطر و خنده ام تشنه ی آوازهای نو بدون ماه ها و یاس ها و بدون عشق های مرده تشنه اواز فردا "لورکا" 3
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 11 فروردین، 2012 بيابان را، سراسر، مه گرفتهست. چراغِ قريه پنهان است موجی گرم در خونِ بيابان است بيابان، خسته لببسته نفسبشکسته در هذيانِ گرمِ مه، عرقمیريزدش آهسته از هر بند..... 7
O-N 10554 ارسال شده در 14 فروردین، 2012 گر سنگ فتنه بارد، فرق منش سپر كن گر تير طعنه آيد، جان منش نشانه عقلم بدزد و لختي چند اختيار و دانش هوشم ببر زماني تا كي غم زمانه؟! 8
ترانه18 8013 ارسال شده در 15 فروردین، 2012 می ایستم پای تو با جان و تنم من پامیگذارم روی قلب آهنم من یک عمر-تنگاتنگ-بوی بودنت را حس کرده ام بین تن و پیراهنم من ازکودکی باخویش گفتم "عاشقی کن"! خواندم الفبای تو را در دامنم من ای شمع!میخواهم که رازی را بگویم: از بوسه ی دیشب به این سو...روشنم من دریا...تویی،صحرا...تویی،جنگل تویی...تــــــو ماهی...منم،آهو...منم،تیهـو منم...مـــــن در باز بود و آسمان پروانه بازار اما مگر از این قفس دل میکنم من؟؟؟ 8
ترانه18 8013 ارسال شده در 16 فروردین، 2012 می خواهم از نو در مهربانی چشم هایت زاده شوم... . . . . . می شود؟ 4
Himmler 22171 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 ای صورت برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ابد خوش رو نمودی در جسدتا ره بری سوی احد جان را از اين زندان ما در دود غم بگشا طرب روزی نما از عين شب روزی غريب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را سلطان کنی بی بهره را شاباش ای سلطان ما 5
ترانه18 8013 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 اینجا صدای ِ پـا زیاد می شنوم ...، امّا هیچکدام تو نیستی.. "دلم" ...، خوش کرده خودش را به این فکر ، که شاید........ "پابرهنه" بیایی !! 3
Himmler 22171 ارسال شده در 19 فروردین، 2012 گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک! 6
ترانه18 8013 ارسال شده در 19 فروردین، 2012 مجنون که می شوی لیلی شدن را کم می آورم... آوای دلت را با کدامین ساز عاشقی می شود نواخت؟ بند بند وجودم تار می شود... دلم به لرزه می افتد... لیلی شده ام؟؟؟ 3
*Polaris* 19606 سازنده ارسال شده در 23 فروردین، 2012 حالــم خوب است امــــا... دلــــم تنــگ آن روزهایی شده که می توانستم از تـــه دل بخـــندم...! 7
- Nahal - 47858 ارسال شده در 23 فروردین، 2012 خوبم ، باور کنید اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام این روزها که می گذرد ، خالی ام خالی ام از خشم , دلتنگی و نفرت 6
ارسالهای توصیه شده