رفتن به مطلب

وصف حالتان با زبان شعر


*Polaris*

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

وقتی تمام نیاز یک انسان

دالانی میشود برای فریاد زدن

حرف از زندگی میشود آب در هاون کوبیدن

:sigh:

  • Like 4
ارسال شده در

این روزها آرامم!

آنقدر که از پریدن پرنده ای غافل

ودر هیچ خیابانی گم نمی شوم

این روزها آسان تر از یاد می روم

آسان تر فراموشم می کنند

...می دانم!

اما شکایتی ندارم...

آرامم!

گله ای نیست...انتظاری نیست

اشکی نیست...بهانه ای نیست

این روزها تنها آرامم...

یک وحشی آرام!

آنقدر آرام که به جنون چندین ساله ام شک کرده ام!

می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ندانم...؟

  • Like 4
ارسال شده در

هر که را در خاک غربت پای در گل ماند, ماند

گو دگر در خواب خوش بینی دیار خویش را :4564:

  • Like 4
ارسال شده در

شاید اگر تو نبودی

 

زندگی باز هم بود

 

باز هم لبخند بود

 

باز هم همه ی چیزهای قشنگ و واژه های خوب بودند

 

تنها شاید...

 

من_ من نبودم...

 

هوای تو چیزیست مثل یک اصل,مثل یک قانون

 

برای تمام من...

  • Like 4
ارسال شده در

برهنه

بگو برهنه به خاکم کنند

سرا پا برهنه

بدان گونه که عشق را نماز می بریم،-

که بی شایبه حجابی

با خاک

عاشقانه

در آمیختن می خواهم

  • Like 2
ارسال شده در

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی که گم شد

در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من....

- من ِ شعرهایم که من هست و من نیست -

به دنبال نامی که تو....

- توی آشنا، ناشناس تمام غزل ها -

به دنبال نامی که او....

به دنبال اویی که کو؟

 

:hanghead:

  • Like 5
ارسال شده در

واژه ها نمی تواند وزن احساسم را

 

تاب بیاورند

 

کسی می داند

 

واژه های شکسته را

 

چگونه می توان ارائه داد؟!

 

  • Like 6
ارسال شده در

بی آغوش تو

 

از دست ِ دست های خودم

 

خسته ام ..

 

بی آغوش تو

 

شب

 

بیكار گوشه ای كز كرده ..

 

بی آغوش تو

 

به پای خاطره هایت

 

می افتم ..

  • Like 3
ارسال شده در

آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد ...

 

این تمام لذت من است ...

 

وقتی با اصرار مرا می خوانی ...

 

وقتی با چشم های بسته گرمای نفسهایت را احساس می کنم ...

 

این روزها شب هایم از روزها روشن تر است ...

 

تو تمام انتظار هر روز منی

 

تا به تو برسم ...

 

من این انتظار عاشقانه را می پرستم ...

 

تمام روز انتظار، تا تو بیایی ...

 

آغوش من فقط اندازه تو جا دارد ...

 

اگر خوب گوش کنی

 

این ضربان های تند و پی در پی قلبم را می شنوی

 

تو را فریاد می زنند 53.gif

  • Like 1
ارسال شده در

من

تشنه ی عطر و خنده ام

تشنه ی آوازهای نو

بدون ماه ها و یاس ها

و بدون عشق های مرده

تشنه اواز فردا

 

"لورکا"

  • Like 3
ارسال شده در

بيابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.

 

چراغِ قريه پنهان است

موجی گرم در خونِ بيابان است

 

بيابان، خسته

لب‌بسته

نفس‌بشکسته

 

در هذيانِ گرمِ مه، عرق‌می‌ريزدش آهسته

از هر بند.....

 

a_cottage_in_clouds.jpg

  • Like 7
ارسال شده در

گر سنگ فتنه بارد، فرق منش سپر كن

گر تير طعنه آيد، جان منش نشانه

 

عقلم بدزد و لختي چند اختيار و دانش

هوشم ببر زماني تا كي غم زمانه؟!

 

:icon_gol:

  • Like 8
ارسال شده در

می ایستم پای تو با جان و تنم من

پامیگذارم روی قلب آهنم من

یک عمر-تنگاتنگ-بوی بودنت را

حس کرده ام بین تن و پیراهنم من

ازکودکی باخویش گفتم "عاشقی کن"!

خواندم الفبای تو را در دامنم من

ای شمع!میخواهم که رازی را بگویم:

از بوسه ی دیشب به این سو...روشنم من

دریا...تویی،صحرا...تویی،جنگل تویی...تــــــو

ماهی...منم،آهو...منم،تیهـو منم...مـــــن

در باز بود و آسمان پروانه بازار

اما مگر از این قفس دل میکنم من؟؟؟

  • Like 8
ارسال شده در

می خواهم از نو

 

در مهربانی چشم هایت زاده شوم...

.

.

.

.

.

می شود؟

  • Like 4
ارسال شده در

ای صورت

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
ابد خوش رو نمودی در جسد

تا ره بری سوی احد جان را از اين زندان ما

در دود غم بگشا طرب روزی نما از عين شب

روزی غريب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما

گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را

سلطان کنی بی بهره را شاباش ای سلطان ما

  • Like 5
ارسال شده در

اینجا صدای ِ پـا زیاد می شنوم ...،

 

امّا هیچکدام تو نیستی..

 

"دلم" ...،

 

خوش کرده خودش را به این فکر ، که شاید........

 

"پابرهنه" بیایی !!

  • Like 3
ارسال شده در

گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

 

گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!

  • Like 6
ارسال شده در

مجنون که می شوی لیلی شدن را کم می آورم...

 

آوای دلت را با کدامین ساز عاشقی می شود نواخت؟

 

بند بند وجودم تار می شود...

 

دلم به لرزه می افتد...

 

لیلی شده ام؟؟؟

  • Like 3
ارسال شده در

حالــم خوب است

 

امــــا...

دلــــم تنــگ آن روزهایی شده

 

که می توانستم از تـــه دل بخـــندم...!

  • Like 7
ارسال شده در

خوبم ، باور کنید

اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام

نبودن ها را شمرده ام

این روزها که می گذرد ، خالی ام

خالی ام از خشم , دلتنگی و نفرت

  • Like 6
×
×
  • اضافه کردن...