Tamana73 28837 ارسال شده در 22 مرداد، 2015 هنوزم مرابجان توقسم میدهند... میبینی؟ تنهامن نیستم که رفتنت راباورندارم! 3
aisan23 48 ارسال شده در 22 مرداد، 2015 ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهد کیست که تن چو جام می جمله دهن نمیکند دستخوش جفا مکن اب رخم که فیض ابر بی مدد سرشک من در عدن نمیکند 1
Tamana73 28837 ارسال شده در 23 مرداد، 2015 به خواب می روند مثل من تمام ساعت های جهان ، میان بازوان تــــو 3
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 23 مرداد، 2015 رفتنت را خودت هم باور نداری میبینی گاهی بی هوا کسی را به نام من صدا میزنی و من هنوز تمام عالم را به نام تو میخوانم. راست میگفت فیلسوف پیر. عشق بیماری لا علاجیست.. روزبه عامری 3
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 23 مرداد، 2015 من نمک پرورده ی زخم های از آشنا خورده آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام.......... که هر کنج این خانه از دست دیده ام ، دریاست........ 1
behe 2545 ارسال شده در 24 مرداد، 2015 حال و روزم خوب وخوش نیست بی تو نا آرومم به یادت که میفتم نگرانت میشم 1
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 24 مرداد، 2015 دلت بگیره ولي دلگیري نکني . . . شاکي بشي ولي شکایت نکني . . . گریه کني اما نذاري اشکات پیدا شن . . . خیلي چیزارو ببیني ولي ندیدش بگیري . . . خیلي حرفارو بشنوي ولي نشنیده بگیري .... خیلي ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کني . . . بعضی وقتا میمیری ولی نفس میکشی 2
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 25 مرداد، 2015 با فنجانی چای هم می توان مست شد اگر .. کسی که باید باشد، باشد....... 1
Tamana73 28837 ارسال شده در 26 مرداد، 2015 چـــــــــــه تــلـــــخ”فرزندت” رابه نام من میخوانی وهمسرت هنوز فکرمیکند دوستش داری 8
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 26 مرداد، 2015 از آدمهایی که در زندگی به من بدی کردند , ممنونم ... چون آنها دقیقا به من نشان دادند چه کسی نمی خواهم باشم.. 6
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 27 مرداد، 2015 همیشه همینطوره آدمها یا اشتباهی سر راه هم قرار می گیرند یا دیر ... 5
Tamana73 28837 ارسال شده در 27 مرداد، 2015 گنجي كه دراعماق نامحدود شما حبس شده است درلحظه اي كه خودنمي دانيد كشف خواهد شد.جبران خليل جبران 5
vergil 11695 ارسال شده در 31 مرداد، 2015 رفتی تا خوشبخت شوی حالا من حالِ کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شده مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای از دست دادنش گریه.../ 8
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 1 شهریور، 2015 این روح خسته هر شب جان کندنش غریزیست لعنت به این خودآزار سیگار پشت سیگار . . . مردم از این رهایی در کوچه های بن بست انگار ها نه انگار سیگار پشت سیگار . . . خودکار من قدیمیست گاهی نمینویسد یک مارک بی خریدار سیگار پشت سیگار . . . 5
yanāl 2221 ارسال شده در 1 شهریور، 2015 باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت ... :5c6ipag2mnshmsf5ju3 3
THE LOST BLADESMAN 135 ارسال شده در 1 شهریور، 2015 دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت ما را چون دود بر سر آتش نشاند و رفت مخمور بادهٔ طرب انگیز شوق را جامی نداد و زهر جدائی چشاند و رفت گفتم مگر بحیله بقیدش در آورم از من رمید و توسن بختم رماند و رفت چون صید او شدم من مجروح خسته را در بحر خون فکند و جنیبت براند و رفت 4
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 2 شهریور، 2015 شهر منهای وقتی که هستی، حاصلش برزخ خشک و خالی جمــــع آیینه ها ضرب در تـــو ، بـی عدد صفر بعد از زلالی می شود گل در اثنای گلزار، می شود کبک در عین رفتار می شود آهـــویی در چمنزار، پای تـــو ضرب در باغ قالی چند برگی است دیوان ماهت ، دفتر شعرهای سیاهت ای که هر ناگهان از نگاهت، یک غزل می شود ارتجالی هرچه چشم است جز چشم هایت، سایه وار است و خود در نهایت مــی کند بـــر سبیل کنایت ، مشق آن چشـــم های مثـــالی ای طلسم عددها به نامت، حاصل جزر و مدها به کامت وی ورق خورده احتشامت ، هرچه تقویم فرخنده فالی چشم واکن کـــه دنیا بشورد ، موج در موج دریا بشورد گیسوان باز کن تا بشورد، شعرم از آن شمیم شمالی حاصل جمـــع آب و تن تو ، ضرب در وقت تن شستن تو این سه منهای پیراهن تو، برکه را کرده حالی به حالی 8
ارسالهای توصیه شده