رفتن به مطلب

moein.s

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    3693
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط moein.s

  1. [h=3]درس چهارم: پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت[/h] و اما درباره نگاه به آینده، آقای بافت می گوید: «من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم 10 یا 15 یا 20 سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.» «بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.» [h=3] درس پنجم: به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید [/h] و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: «به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.» [h=3] درس ششم: تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان می آید و از چه کسی بدتان [/h] آقای بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: «آدم یا أم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر او/آنها را ستایش می کنید. حق ندارید اسم خودتان رو توی این فهرست بیاورید.» «بعد [از اینکه فهرست را پر کردید] فرد/افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از او/آنها رود گردان شوید را هم یادداشت کنید.» «کیفیت های فرد/افرادی که تحسین می کنید، با کمی تمرین می توانند مال شما شوند و اگر خوب تمرین کنید، شکل دهنده عادت هایتان هم می شوند.» [h=3] درس هفتم: با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید[/h] آقای بافت با چه افرادی کار می کند: «پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.» «کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.»
  2. وارن بافت (Warren Buffett) را برترین سرمایه گذار حال حاضر دنیا می دانند. مهارت های عجیب او در انتخاب سهام موفق، این میلیاردر خود ساخته را در صدر بهترین سرمایه گذاران قرار داده. با این حال موفقیت او بیش از هر چیز، ناشی از اعتقادش به مهارت های فردی خود و نیز سر پیچی از دنباله روی از عموم است. آقای بافت تنها در کمپانی هایی سرمایه گذاری می کند که به نظرش از معیارهای مشخصی برخوردار هستند. وقتی هم که اوضاع طبق میلش پیش نرود یا منابع خارجی قواعد جدیدی برای سرمایه گذاری پیشنهاد کنند، اصلاً فشاری بر دوش خود حس نمی کند. در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید تا 13 نکته از زبان وارن بافت -که گاه چند خط و گاه تنها یک تک جمله هستند- را با شما در میان بگذاریم. درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک 82 ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. 3 پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم "نه،نه، قرارمان ساعت 3 بود." بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.» درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار) درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید نظر آقای بافت در این باره جالب است: «در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.» (قابل توجه جوانان جویای کار و همسر)
  3. اوایل این ماه (میلادی) خبرهایی درباره تنظیمات جدید مربوط به حریم خصوصی کاربران در فیس‌بوک منتشر شده بود ظاهرا فیس‌بوک اعمال این تنظیمات را آغاز کرده و در واقع می‌توان گفت فیس‌بوک ابزارهای این کار را بسیار ساده‌تر کرده است تا شاید دیگر بهانه‌ای برای اعمال تنظیمات بیشتر برای حفظ حریم شخصی خود نداشته باشید. اوایل این ماه خبرهایی درباره تنظیمات جدید مربوط به حریم خصوصی کاربران در فیس‌بوک منتشر شده بود ظاهرا فیس‌بوک اعمال این تنظیمات را آغاز کرده و در واقع می‌توان گفت فیس‌بوک ابزارهای این کار را بسیار ساده‌تر کرده است تا شاید دیگر بهانه‌ای برای اعمال تنظیمات بیشتر برای حفظ حریم شخصی خود نداشته باشید. به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از فارنت، در واقع دو تغییر عمده ایجاد شده که باید به آن توجه کنید: میانبرها (Shortcuts) و ابزاری برای پاک کردن فیدهایی که ممکن است گذشته شما را به تصویر بکشند و شاید باعث شرمساری شما شوند! این میانبر در بالای صفحه فیس‌بوک و در سمت راست قرار دارد. اگر حتی از اینکه تنظیمات مربوط به حریم شخصی شما درست است مطمئن هستید باز هم بد نیست یک بار دیگر نگاهی به آن بیندازید. ممکن است تنظیمات شما به گونه‌ای باشد که عکس‌ها یا نوشته‌ها و شرح حال‌های (Status) شما برای همه در اینترنت قابل رویت باشد و شما از آن بی‌خبر باشید یا حتی پیام‌هایی ناخواسته از افرادی که نمی‌شناسید دریافت کنید. یکی از مسائل پیچیده برروی صفحه شما (Timeline) تفاوت بین مخفی کردن یک عکس و از بین بردن تگ آن است، اینکه عکسی را از دیدگانتان مخفی کنید به این معنی نیست که کسانی که در لیست دوستان شما هستند هم این عکس را نخواهند دید، اگر به فید جدید فعالیت‌ها بروید (activity feed) می‌توانید *****های جدیدی را برای نمایش عکس‌های مخفی و عکس‌هایی که شما درآن تگ شده‌اید اما برروی صفحه شما نمایش داده نمی‌شوند اعمال کنید. با استفاده از این تنظیمات و یا ابزار جدید می‌توانید تگ‌های مرتبط با عکس‌هایی که حتی از وجود آن بی‌خبرید را نیز از بین ببرید. فیس بوک همچنین روشی عمیق برای برخود با گذشته شخصی‌اتان در اختیار شما قرار داده است. شغل جدیدی به دست آورده‌اید؟ خب الان می‌توانید کل مطالب مربوط به دوران شغل قبلی و یا حتی دوران دانشجویی‌اتان را پاک کنید. حتی اگر رابطه‌ای شخصی را با کسی تمام کرده‌اید می‌توانید همه چیزهای متعلق به آن رابطه را پاک کنید. می‌توانید فقط عکس‌های خوب، مسافرت‌های عالی و هرچیز که به روزهای خوب مربوط است را نگه دارید و بقیه را دور بریزید یا حتی می‌توانید متوجه شوید که چه کسانی بیرون از محیط پروفایل شما از نام شما درقسمت‌های مختلف استفاده کرده‌اند، این پروفایل شماست بنابراین هیچ دلیلی نیست که این پروفایل زمین بازی شما هم نباشد. منبع
      • 2
      • Like
  4. moein.s

    دلتنگستـان

    دلم را قالب گرفته از آهن.... تا تنگ و گشاد نشود!... نمی دانستم... منقبض و منبسط می شود این دل آهنی از گرما و سرما کردارِ آدمیان!
  5. moein.s

    شعـری بـرای تـو...

    تُحفه ی نَطَنز شده ایم برای تو... دیگر دندانِ اسب های پیشکشیِ ما را می شماری! این روزها هر فعل ما برای تو... معنایِ خود را دارد در گنجینه ی برداشت!
  6. این روزها به جایِ زمزمه سحرگاهی ات... بیداری ام با ناله های سحرگاهی ات همراه است... نمی دانم باز چه گرهی خورده به کارت... نمی دانم باز مشکل گشایی می کند از کارت؟!
  7. moein.s

    وصف حالتان با زبان شعر

    شب است و آرامش ، پنهانی می لغزد از شیشه ی پنجره... اما در دلم غوغایی است از انتظارِ نشستن تا صبحِ واقعه...
  8. نویسنده دستش باز هست که از نماد های یلدا استفاده کنه به عنوان بستر واسه گفتن حرفش... می تونه از خود یلدا بگه و حس و حالش.... این میون..هر دو کار زیبایی انجام می دن... برآیندم بود از نوشته هایی که خوندم.... پاینده باشین و دستتون درد نکنه
  9. مبارک باشه...خانوم مدیر سابق ما.....و خانوم مدیر جدید ما.... اسبقش واسه معماری....جدیدش واسه انجمن....
  10. دانلود فایل اجرای صوتی برای هر استارتاپ یا کسب و کار کوچکی که رو به رشد باشد زمانی می رسد که نیاز دارد تا نیروی انسانی استخدام کند. به این دلیل که بسیاری از صاحبان استارتاپ ها یا کسب و کارهای کوچک، درگیر جزئیات، مسائل و مشکلات کسب و کار خود هستند، فرصت چندانی برای مطالعه و کسب تجربه در برخورد درست با کارمندان شرکت نداشته و ندارند. در نتیجه بسیاری از تصمیمات و رفتارهای آنان در ارتباط با کارمندانشان ممکن است احساسی باشد و نه تنها کارمندان خود را نتواند به درستی هدایت و مدیریت کند، بلکه موجب دلسردی و سرخوردگی آنان شود. هر شرکتی می تواند به سوی موفقیت هدایت شود و یا با شکست مواجه شود که این مسئله فقط و فقط به دست کسی است که آن را هدایت می کند. نوشته زیر گذری است بر کتاب پرفروش « رئیس خوب، رئیس بد، چگونه بهترین باشیم و از بدترین ها بیاموزیم» نوشته ی رابرت ساتن. به این امید که مورد استفاده ی کارآفرینان و مدیران استارتاپ ها، شرکت های کوچک و یا متوسط قرار بگیرد. مشخصات کتاب: 320 صفحه، ناشر Business Plus تاریخ انتشار: September 7, 2010 ISBN-10: 0446556084 مشاهده در سایت آمازون سایت اختصاصی کتاب رابرت ساتن در این کتاب می گوید: «درواقع رهبری شرکت، هدایتگر آنست، ازطرفی، کارآفرینان در راستای تشکیل یک تیم کارآمد نیاز به همدلی وقراردادن خود در شرایط دیگران دارند. به خصوص برای رهبران، همدلی به معنای درک متقابل وهمچنین آگاهی از نقاط قوت و ضعف یکدیگر است.» از طرف دیگر، کسب آگاهی درباره ی خود یا دیگران آسان نیست و چنین شرایطی با دارابودن قدرت سخت تر هم می شود در حالیکه ما انسانها به طور طبیعی و ناخوداگاه، به افرادی که از لحاظ مراتب اجتماعی از ما بالاترند بیشتر توجه می کنیم، بنابراین کارافرینان می بایست نسبت به مسائلی ازین قبیل آگاه باشند. در ادامه 4 راه را برای پرورش و تقویت مهارت رهبری شرح می دهیم: 1. رفتارتان را به خاطر سپرده و به خود یادآوری کنید. برای کسب بصیرت و درون بینی درمورد رفتارهای متقابل دیگران، خود را در گروه تحت نظر بگیرید و حتی در صورت امکان، جلسات گروهی را ضبط کرده و بارها و بارها به آن گوش دهید. مثلاً در این مرحله، ساترن، دفعاتی که صرف صحبت کردن و یا مداخله می کرد را یادداشت می کرد که سرانجام حتی با وجود تعداد کم دفعات، از بازخورد خود شگفت زده شد. 2. دست نگه دارید و به اطراف خود، گوش کنید. به عقیده ی ساترن یک کارفرمای خوب، متوجه تفاوت کارکنانش با یکدیگر می باشد و آگاهی درست و دقیق از تفاوتها نیز جز با توجه و دقت به اعمال و عکس العمل های افراد میسر نمی شود. پس در جلسه ی بعدی به گوشه ای خارج از دید دیگران بروید و رفتارهای متقابل افراد را مشاهده کنید. 3. از یک همکار معتمد کمک بخواهید. اگر با همدلی و دلسوزی در کشمکش هستید، از یکی ازهمکاران مورد اعتماد خود بخواهید تا شما را یاری دهد و با مشاهده ی رفتارتان به منزله ی گوش و چشم شما در محیط کارتان باشد. سپس از او در مورد کسی که با اعضای گروه ارتباط بیشتری برقرار کرده بپرسید، تا بعداز جلسه با او صحبت کنید. درواقع دراین مرحله همکار مورد اعتماد شما می تواند در راستای درک بهتر دیگران شما را یاری دهد و بازخوردی صادقانه از رفتارهای شما ارائه دهد. 4. همدلی را با مهربانی اشتباه نکنید. کارفرمایان موفق، تنها در زمان نیاز همدلی می کنند. برای مثال همه استیو جابز، مدیر فقید اپل را به کنترلگری و خشونت می شناسند، این درحالیست که کارکنان سابق او می گویند وی به میزان شگفت انگیزی از نقاط قوت و ضعف و انگیزش افراد اگاه بود، بنابراین رهبران موفق در عین همدلی، بسیار جدی می باشند. در نتیجه ، با مروری بر تاریخ شرکتها و کمپانیهای مختلف، پی می بریم که رؤسا اغلب از جمله عوامل اصلی می باشند که باعث شده کارکنان شغل خود را دوست داشته باشند و یا آن را ترک کنند. همانگونه که ژوان لوید (Joan Lloyd) نیز می نویسد یک رئیس مثل بند نافی می باشد که کارکنان را به سازمان پیوند می دهد. آیا تا بحال تجربه مدیریتی داشته اید؟ آیا مدیران شما، از نقاط قوت و ضعف و انگیزش شما اطلاع دارند؟ دیدگاهتان را با من و سایر خوانندگان خوشفکری در میان بگذارید؟ منبع گردآوری و تالیف: تبسم استادآقا
      • 2
      • Like
  11. moein.s

    شعرهای لعنتی ...!

    همه کاره و هیچ کاره شده ام.... حرف هایِ بادِ هوا نصیب من است... لعنت به این حال و این هوا...
  12. moein.s

    لبخند ميزند ... تلخ !

    این روزها تلخ و شیرینم یک مزه دارد زیر زبانم.... آن هم به شکل لبخندِ بی تفاوتی...
  13. ریگی به کفش داشت و رفت....جلوتر تبدیل شد به پاره سنگ... شیشه خرده ای داشت جنسِ ناجورش...جلوتر که رفت شد ، ضد گلوله و چند لایه شد شیشه خرده.... در این دیار..در این زمان...گوش و چشم می چسبانیم به دیوار و حیاط همسایه... که نکند پنبه ی لحافی که ما بر روی آن می خوابیم را آن ها دارند به باد می دهند... در این دیار...در این زمان...تخته سیاه کلاس مثل قدیم سیاه نیست... سیاهه ی اعمال این روزها بر روی کاغذ سیاه یا سفید به یک میزان نوشته می شوند.... آنکه در این میان حسابش پاک است...او را از محاسبه هیچ باکی نیست.... چه نامه ی اعمالش سیاه باشد با خط سفید....چه سفید باشد با خط سیاه.... پ.ن:من می نویسم از درد های انسانی...من نقد می کنم بی اخلاقی ها را.... من از دیده ها و شنیده های خودم در دنیای واقعی....برای دنیای مجازی واژه سازی می کنم... من را با هویت مجازی هیچ کاری نیست... درد نامه هایِ من را از این دنیای واقعی بشنو....فقط بشنو...نه با خود...نه با دیگری مطابقت نده.... که سوتفاهم ها در لا به لای همین مطابقت هاست... موخره:نوشته ی بالا در مواجه با یک انسانی نوشته شد که از جوراب دزدی به شتر دزدی رسید.
  14. سفید خالص، تازه و پاک. اما خسته کننده سفید رنگ آرامش‌ و خنثی در پرزنتیشن است. برای انتقال به یک شروع تازه فوق‌العاده عمل می‌کند مانند فید شدن به سفید. سفید بیانگر اصالت یا بیگناهی است. مناسب برای اطلاعات مثبت در جایی که می‌خواهید تمرکز کاملا بر پیام باشد، و نه مقایسه با یک برند تصویری دیگر. سفید پاک/ نمایان وجذب کننده است و می‌تواند حسی از فضا بوجود آورد یا هایلاتی را اضافه کند. اما همچنین می‌تواند به عنوان رنگی سبک، تخت (رنگ پیش فرض اسلایدهای پاور پوینت است) و نامطلوب برای چشم‌ به نظر برسد. خاکستری رنگ بهتری برای پس زمینه است. خاکستری و نقره‌ای یک رنگ محافظه‌کار، مناسب برای وقتی که سیاه یا سفید به کار نمی‌آیند در گفته‌های روانشناسان، خاکستری اغلب رنگی منفی در نظر گرفته می‌شود. این می‌تواند ناشی از طفره رفتن و عدم تعهد این رنگ به هیچکدام از رنگ‌های سیاه و سفید باشد. برخی می‌گویند که خاکستری رنگ استقلال و اعتماد به نفس است. چند سال پیش نقره‌ای محبوب‌ترین رنگ برای ماشین‌ها بود. و در دنیای پرزنتیشن، این رنگ آرام در حال بازگشت است. خاکستری (یا “نقره‌ای”) یک رنگ نرم‌تر برای پس زمینه نسبت به رنگ سفید که پیش فرض پاور پوینت است به نظر می‌رسد، و تقریبا به خوبی در همه‌ی پرزنتیشن‌ها کار می‌کند. یک پس زمینه از خاکستری تیره با متنی روشن … یا خاکستری روشن پس زمینه با متنی تیره … انتخاب اشتباهی نیست. منبع اصلی
  15. زرد، نارنجی و طلائی رنگ زرد می‌تواند احساس سرخوردگی و خشم را بوجود آورد. هر چند از آن به عنوان یک رنگ شاد یاد می‌شود. با این حال احتمال این که آدم‌ها آرامش‌شان را در یک اتاق زرد از دست بدهند بیشتر است، همانطور که نوزادان هم دراتاق زرد بیشتر گریه می‌کنند از آن جا که رنگ زرد قابل روئیت‌ترین رنگ است، بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند. می‌توان به مقدار کم برای جلب توجه از آن استفاده کرد، مانند کلمات کلیدی، یا هایلایت‌ها و البته نه برای پس زمینه‌ی یکدست. به جای استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه، بیشتر رنگ طلائی یا نارنجی را در نظر داشته باشید. همچنین به سادگی با اضافه کردن یک بافت یا درج یک عکس (در فتوشاپ) با روشنایی کم در زمینه می‌توانید غنای بیشتری را به آن اضافه کرده و از آن به عنوان پس زمینه استفاده کنید. سیاه قوی و قاطع، اما اغلب نادیده گرفته شده! رنگ اصلی سیاه را فراموش نکنید. اغلب آن را نادیده می‌گیریم. سیاه یک رنگ پس زمینه با مایه‌های روانشناسانه‌ی مفید است. بی‌طرفی آن باعث می‌شود که یک پس زمینه خوب برای اطلاعات مالی باشد. سیاه متضمن قطعیت است و همچنین به عنوان یک رنگ انتقالی می‌تواند به خوبی عمل کند – که نشان می‌دهد چرا فید شدن به سیاه برای انتقال مناسب است، همان‌طور که احساس شروعی تازه را نشان می‌دهد.
  16. قرمز احتیاط در کار با قرمز قرمز را باید با احتیاط به کار گرفت. قرمز یکی از مؤثرترین رنگ‌ها در پالت نرم افزار شماست – - اما باری منفی هم با خودش دارد، پس باید در کاربرد آن با احتیاط عمل کرد. قرمز همچنین رنگ فوق‌العاده‌ای برای انتقال شور و اشتیاق است، یا صحبت درباره‌ی رقابت. از قرمز در ارائه اطلاعات مالی، جدول و چارت‌ها استفاده نکنید. بنفش تمثیلی و عاطفی بنفش اغلب به خانواده‌های سلطنتی و ثروت ربط داده می‌شود. آن همچنین بیانگر عقل و معنویت است. بنفش کمتر در طبیعت ظاهر می‌شود، و پدیدار شدنش گاهی غریب و مصنوعی به نظر می‌رسد. اغلب زنان از رنگ بنفش و بنفش کم رنگ دربخش اصلی پرزنتیشن‌های‌شان استفاده می‌کنند. آن را می‌شود یک رنگ زنانه در نظر گرفت و یک رنگ مناسب برای یک پرزنتیشن با موضوعی احساسی و معنوی.
  17. مقدمه ی استارتر تاپیک:یکی از کارهای ما جماعت دانشجوی معماری تو دوران دانشجویی...ارائه هایی هست که به صورت پاورپوینت داریم....تا حالا شده به رنگ هایی که تو پاورپوینت هاتون به کار می برین توجه کنین؟ به یک مطلب جالب بر خوردم از این منبع..در همین راستا به اشتراک می زارم رنگ‌هایی که برای پاورپوینت پرزنتیشن‌تان انتخاب می‌کنید می‌توانند به عنوان راهنمایی برای واکنش حسی مخاطبان نیز درک شوند.اگر از رنگ‌ها به درستی استفاده کنیم، آن‌ها می‌توانند کمک کنند تا مخاطب خودش را با جزئیات مختلف اسلاید ما هماهنگ کند. اما قدرت رنگ‌ها از این فراتر است. در واقع رنگی که شما برای تصاویر انتخاب می‌کنید راهنمای واکنش حسی مخاطب‌تان می‌شود. آبی محبوب‌ترین رنگ زمینه برای اسلایدهای پرزنتیشن آبی یکی از رایج‌ترین رنگ‌های پس زمینه است. رنگی آرام و محافظه کار، از همین رو محبوب ارائه کنندگان کسب و کار و همین‌طور مربیان است. مطالعات نشان داده‌اند که رنگ آبی می‌تواند سرعت تنفس و ضربان قلب ما را کم کند. زمینه‌ی آبی تیره با متن روشن برای شرکت‌های محافظه کار که پرزنتیشنی جدی و سر راست می‌خواهند عالی است. آبی روشن که به تازگی بیشتر مرسوم شده برای محیط‌های آرام با چراغ‌های روشن به خوبی کار می‌کند و باعث تعامل بیشتر می‌شود. سبز محرک تعامل سبز محرک تعامل است. رنگی گرم و فوق‌العاده برای اشتیاق و احساسات. سبز معمولا در پاورپوینت پرزنتیشن مربیان، معلمان و آن‌هایی که پرزنتیشن‌های‌شان وابسته به ایجاد بحث و گفتگوست مورد استفاده قرار می‌گیرد. سبز همچنین رنگ مناسب برای مباحث زیست محیطی و زمین محور است.
  18. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در شرایط روحی خاص، یک تماس تلفنی را در مدت کوتاهی چندبار رد کرده باشید. شاید حتی در چنین شرایطی با خود فکر کرده باشید که کاش می‌شد تلفن‌تان وضعیت روحی شما را درک کرده و کمتر مزاحم‌تان شود. صدای مسیج‌ها را قطع کند، برخی تماس‌ها را به صورت خودکار رد کند و با صدای آلارم بی‌موقع آرامش‌تان را به هم نزند. محققان دانشگاه روچستر معتقدند که چنین چیزی ممکن است. در واقع آن‌ها این امر را ممکن کرده‌اند. آن‌ها نمونه اولیه یک اپ را ساخته‌اند که می‌تواند نوعی درک احساسات را شبیه‌سازی کند که در تلفن‌ها و بسیاری دستگاه‌های دیگر کاربرد داشته باشد. بنابر توضیحاتی که تیم سازنده در «ورک‌شاپ IEEE درباره فناوری‌های زبان گفتاری» ارایه کرده‌اند، این اپ ۱۲ خصوصیت یا علامت نظیر بلندی و ضرب‌آهنگ صدا را استخراج می‌کند تا بتواند به یکی از ۶ وضعیت احساسی ممکن دست یابد. گرچه راه‌های متفاوت دیگری نیز برای سنجش وضعیت احساسی وجود دارد، اما راه‌حل دانشگاه روچستر بسیار ساده است. به جای مطالعه مفهوم و سیستم بیان کاربر، یا تلاش برای فهمیدن معانی واژه‌ها، سیستم روچستر تنها با خصیصه‌های ذاتی صدا سروکار دارد. درست همان‌طور که شما می‌توانید وضعیت احساسی یک کنیایی را بدون آن‌که از زبان سواحیلی سر دربیاورید بفهمید، این اپ نیز مستقل از زبان کاربر می‌تواند این نشانه‌ها را استخراج کرده و براساس آن تصمیم بگیرد. وندی هاینتزلمن (Wendi Heinzelman) استاد مهندسی کامپیوتر می‌گوید: «ما در واقع از نمونه‌های صدای بازیگرانی که تاریخ و روزهای ماه را می‌گفتند استفاده کردیم. درواقع مهم نیست آن‌ها چه می‌گویند، مهم این است که چه‌طور آن را بیان می‌کنند.» درواقع این بازیگران کلمات را با حالات احساسی خاصی بیان می‌کردند و مهندسین سیستم را وادار می‌کردند تا با تحلیل نشانه‌ها به یکی از حالت‌های احساسی نظیر غمگین، خوشحال، ترسیده، خنثی یا موارد مشابه دست یابد. گروه بر اساس این نرم‌افزار نمونه اولیه اپی را تولید کرده‌اند که براساس صدای کاربر صورتی خندان یا غمگین را نشان می‌دهد. این سیستم با ضریب موفقیت ۸۱ درصد، بسیار دقیق‌تر از سایر سیستم‌ها ظاهر شده است که میزان موفقیت‌شان در حدود ۵۵ درصد بوده است. اما هاینتزلمن معتقد است که این تحقیقات هنوز در اول راه است. اما چنین اپی چه کاربردهایی می‌تواند داشته باشد؟ به جز کارهای پیش‌پا افتاده (اما جذابی) مانند عوض کردن تصویر پس‌زمینه نمایشگر یا پخش موسیقی متناسب با حالات روحی کاربر، این اپ می‌تواند در کاربردهای مهمی نظیر روانشناسی نیز به کار بیاید. این اپ به یک روانشناس کمک می‌کند که بدون نیاز به مکالمه طولانی با بیمار و وارد کردن دستی اطلاعات، به سرعت و با چند جمله کوتاه اطلاعات مورد نظرش (البته تنها درباره شرایط احساسی بیمار) را به دست بیاورد. در حال حاضر این سیستم هم مانند بسیاری دیگر از سیستم‌های تشخیص گفتار به شدت وابسته به صدای کاربر است. به عبارت دیگر با کاربرانی که برای کار با آن‌ها آموزش دیده باشد، بهتر کار می‌کند. محققان تلاش می‌کنند تا این سیستم را با صدای افراد در گروه‌های سنی و جنسی مختلف آموزش دهند تا در موقعیت‌های واقعی در شرایط عادی دقیق‌تر عمل کند. منبع برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا بروید. منبع ما
      • 2
      • Like
  19. آقای "ما یانسونگ" موسس شرکت MAD می‌گوید: «کانسپت یا طرح اولیه در ابتدا بسیار ساده بود. ما خواهان ساخت چیزی ارگانیک اما متفاوت بودیم. طبیعی تر و لطیف تر، و نه چیزی که بیش از حد سخت باشد و برای مردم یادآور پول یا قدرت.» در هر دو برج، واحدهای مسکونی دارای منظره پانوراما از افق شهر هستند و بالکن هایی که به دور نمای شیشه ای ساختمان پیچیده شده اند. این عقب نشینی آپارتمان ها که به وسیله بالکن ها در نمای ساختمان صورت گرفته، باعث جلوگیری از تابش مستقیم نور آفتاب در ماه های تابستان می شود. شرکت MAD در سال 2006 برنده طراحی این پروژه شد و ساکنان محلی در ابتدا به این دو ساختمان به جهت شکل و انحناهای شان لقب "برج های مریلین مونرو " را داده بودند. (ساختمان ها در زمان ساخت) (نمایی از شهر تورنتو و برج مخابراتی CN در سمت راست تصویر، و برج‌های Absolute) سایت موقعیت پلان منبع
  20. احتمالا در نگاه اول، به نظر شما هم این برج های دو قلو بیشتر به طرحی اولیه و یا تصویری 3 بعدی شبیه اند. اما حالا این پروژه تکمیل شده و شاهد روشن شدن چراغ واحد های آن توسط ساکنینش هستیم. برج های Absolute توسط دفتر معماری MAD که یک شرکت چینی است طراحی شده اند و حالا در شهر در حال توسعه "میسیساگا" (Mississauga) که در حومه تورنتو در کانادا واقع شده، شاهد افتتاح آنها هستیم. در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید تا ضمن مشاهده تصاویر بیشتر، با اطلاعات تکمیلی به ابعاد مختلف این پروژه بپردازیم. آشنایی با پروژه میسیساگا در حومه تورنتو، در واقع شهری است که ابتدا یک منطقه مسکونی به دور از شلوغی و آلودگی بوده. اما حالا با توسعه‌ای که از سال 1974 در آن صورت گرفته، خود در حال تبدیل شدن به شهری دیگر و منطقه‌ای توسعه یافته است. شهری که از این پس میزبان این دو آسمانخراش 170 و 150 متری است که به ترتیب دارای 56 و 50 طبقه هستند. برج های Absolute با کاربری مسکونی طراحی شده اند و هر طبقه از آنها با گردشی تدریجی، نمای محدب و دارای انحنای آنها را به وجود آورده. نمایی که طراحان از ابتدا بر متفاوت بودنش تاکید بسیار داشته اند و خواهان پرهیز از ساخت یک برج مکعب شکل یا ایجاد یک حجم مصنوعی و افزودن یک نمای بی روح دیگر به شهر بوده اند.
  21. صفحه‌نمایش‌های لمسی وسیع در فیلم کازینو رویال (Casino Royale) در سال ۲۰۰۶ در ستاد(قرارگاه) M16، کارمندان باند از یک دستگاه با قابلیت صفحه نمایش لمسی برای جمع‌آوری اطلاعات از مظنونین احتمالی استفاده می‌کردند. هیچ جادویی در این تبلت دیجیتال وجود ندارد، این همان لمس پیکسل‌هاست که این روزها در دستگاه‌های سامسونگ، مایکروسافت و… شاهد آن هستیم. جت پک در فیلم گلوله آتشین (Thunderball) سال ۱۹۶۵ یکی از بامزه‌ترین ابزارهای استفاده شده توسط جیمزباند، موشک کمربندی، که به نام دستگاه شبیه‌سازی پرواز به ماه شناخته می‌شود و بوسیله صنایع فضایی Bell برای ناسا در دهه شصت میلادی ساخته شد. آیا به نظر شما چیزی از دست ما در رفته است!؟ یعنی از میان گجت‌های آن روزهای جیمز باند چیزی هست که این روزها باشد و ما به آن دست یافته باشیم و در این لیست نباشد؟ منبع
  22. دوربین انگشتری در فیلم نمایی از یک کشتار (A View to a Kill) در سال ۱۹۸۵ امروزه دوربین‌های مینیاتوری همه جا یافت می‌شوند، یک نمونه از آن “Camer-ing” است که از یک دوربین برروی یک انگشتر تشکیل شده است. این دستگاه توسط Hyeonsik studio & Jeon Yengown طراحی شده است و ما ثانیه شماری می‌کنیم تا تولید نهایی آن را مشاهده کنیم. گوشی سونی اریکسون K800 در فیلم کازینو رویال (Casino Royale) در سال ۲۰۰۶ به سال ۲۰۰۶ باز می‌گردیم. گوشی K800i سونی اریکسون با دوربین سایبرشات، دستگاهی عالی با دوربین ۳٫۲ مگاپیکسلی بود. البته در فیلم جیمز باند از جی‌پی‌اس نیز بهره می‌برد که آن را به دستگاهی برای انجام ماموریت‌های سری تبدیل می‌کرد، امروزه این حداقل امکانات موجود در یک گوشی همراه است.
  23. ساعت مچی سیکو در فیلم فقط برای چشمان تو (For Your Eye Only) در سال ۱۹۸۱ چه کسی اهمیت می‌دهد که ساعت H357 5040 سیکو مانند آنچه در فیلم باند مشاهده می‌کنیم نمی‌تواند پیام‌های دیجیتالی دریافت کند یا به عنوان واکی تاکی استفاده شود، این ساعت بدون این امکانات هم جذاب و پرطرفدار است. عینک آفتابی پلاریزه در فیلم نمایی از یک کشتار (A View to a Kill) در سال ۱۹۸۵ جیمزباند با استفاده از این عینک دایره‌ای می‌توانست آن سمت پنجره‌های با شیشه رنگی را مشاهده کند، پیشنهاد ویژه: Oakley عینکی آفتابی ساخته است که نه تنها از لنزهای پلاریزه کننده بهره می‌برد، بلکه مجهز به یک هدفون، موزیک پلیر با فضای ۱۲۸ مگابایت و یک سیستم شکار سوژه نیز هست!
  24. اسکنر اثر انگشت در فیلم الماس‌ها ابدی‌اند ( (Diamonds Are Foreverدر سال ۱۹۷۱ Tiffany Cse و اسکنر بیومتریک منحصربه فرد وی با اثر انگشت جعلی جمیزباند، فریب خوردند. امروزه این تکنولوژی آنقدر فراگیر شده که حتی در نوت‌بوک‌ها هم بعضا شاهد استفاده از اسکنر اثر انگشت هستیم و احتمالا آنقدر پیشرفته است که به وسیله یک پروتز بی‌جان نظیر آنچه در فیلم جیمزباند شاهد بودیم، فریب نمی‌خورد. دوربین Minox در فیلم در خدمت سرویس مخفی علیاحضرت (On Her Majesty’s Secret Service) در سال ۱۹۶۹ باند در این فیلم از یک دوربین کوچک MinoxAIII استفاده می‌کند. دوربین‌های جاسوسی در شصت سال گذشته آنقدر محبوب و پرطرفدار شده‌اند که حتی در مجله‌های علمی و تکنولوژی هم تبلیغات آنها را می‌توان مشاهده کرد.
  25. درهای با کنترل از راه دور در فیلم گلوله آتشین (Thunderball) سال ۱۹۶۵ در سال ۱۹۶۵ این تکنولوژی تنها ده سال قدمت داشت، بنابراین وقتی بیننده‌ها مشاهده کردند Emilio Largo با فشردن کلیدی، برروی یک دستگاه همراه وی، در سری برای ورود به اتاق مخصوص را باز کرد، وحشت‌زده شده بودند. امروزه این درها حتی در خانه‌های حومه شهر هم استفاده می‌شوند. ژیروپلین در فیلم شما فقط دوبار زندگی می‌کنید (You Only Live Twice) در سال ۱۹۶۷ این تصویر مربوط است به Wallis WA-116 Series 1 gyroplane که با نام رمز Little Nellie از آن نام‌برده می‌شود. در فیلم جیمزباند، این دستگاه مجهز به راکت، مسلسل، شعله‌افکن و موشک‌انداز بود. اگرچه این دستگاه به تعداد محدود و برای افراد خاصی ساخته شد، اما این پرنده کوچک هم در دنیای واقعی وجود دارد.
×
×
  • اضافه کردن...