-
تعداد ارسال ها
3693 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط moein.s
-
نظرسنجی مسابقه : گاه نوشته های شخصی (دور چهارم)
moein.s پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
مبارکمون باشه...مبارکشون باشه نوشته ها رو خوندیم...احساس ها متفاوت بود...همه ی سلایق و احساس ها دور هم جمع بودیم یکی از مهربونی گفت.... یکی از غصه هاش گفت... یکی حرص داشت تو نوشته هاش و اعصاب معصاب نداشت... یکی به نِهِلیسم ارادتی نشون داده بود.... ما هم که از پا برهنه ها نوشته بودیم.....یک چیزی تو مایه های ترجمه ی معقولانه ی...اینجا تهرانه..یعنی شهری که!!! من خودم دوست داشتم به جای نوشته ی من...چند نوشته ی دیگه رای بیارن...مخصوصا چنداشون به دلم نشسته بودن عجیب... ایشالله دورهای آینده..... دوستانی که به من هم رای دادن...لطف کردن....ممنونم ازشون... خانوم مدیر دست شوما هم درد نکنه یک دونه باشین:icon_gol:- 59 پاسخ
-
- 7
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
moein.s پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
های گنجیشکَکِ اَشی مَشی روی بوم ما نشین! بوم ما داره خراب می شه زیر سنگینی بار برفی که سپیده و از آسمان سیاه اومده پایین... طاقت نداره حوضِ نقاشی مون تو رو ببینی تو بومش...که کِز کردی و تنها موندی تو لونه... دیگه دست های مهربونی نیست که آروم از پنجره بیاد و دونه ی مهر بپاشه رو برفا... دیگه کلبه ی تو نقاشی....مستاجر نشین نیست....خالیه!...گذاشتن واسه فروش! پ.ن:صدای فرهاد داره می آد....همون که یک دفعه ای بعد مرگش....یادشون اومد که نه بابا...این با اونا فرق داشت!... این صداش مَحرم بود.....اشتباهی یک مدت نامَحرم بود... صدای فرهاد داره می آد... بوی عیدی...بوی توپ....بوی کاغذ رنگی.... بوی تند..ماهی دودی....وسط سفره ی نو.. -
نظر سنجی سری 1 مسابقه " شهر خودتو اصلاح کن "
moein.s پاسخی برای Saba Heidari ارسال کرد در موضوع : مسابقات شهرسازی
دستِ گل دوستان درد نکنه....من به همه ی نظرات رای دادم...به هر حال اندیشه کردن..چه با نگاه تخصصی چه با نگاه یک شهروند.... اونچه بارز هست ما با زوم کردن به روی یک قسمت از یک فاجعه ی شهری بزرگ....هر چقد هم براش راهکار بدیم....باز با بستر کل خراب شهر نمی تونیم به ایده آل کامل برسیم.... چون مطمئنا اون قسمت می شه یک گُل در میان مرداب.... تازه نمی تونه هم خدمات بده...چون داره یک ساز می زنه...بقیه شهر یک ساز دیگه می زنن...مخصوصا نظر دوستمون که پیاده راه بود....من عاشق پیاده راه هستم...کلا از فضاهای قابل طراحی توسط جماعت شهرساز رو.....پیاده راه هاشون رو بیشتر دوست دارم بعضی تصحیحات براساس وضع موجود هست....بعضی ها کلا آرمان گرایانه....کاش یک معیار می زاشتین واسه تصحیح.... این مسابقه می تونه یک ادامه داشته باشه.....یقیه ی دوستانی که گفتن بدنه و خط آسمان ها مشکل داره باید تصحیح شه...یک مسابقه ی طراحی بهشون بدین..بگین حالا شما که پیشنهاد می دین..یک طرح هم واسه بدنه و خط آسمان وضع موجود میدون بدین...... حال آنکه هر که در گفتار شفاهی برای خود استادی ست راستی دانه بندی های شهری ما اصلا خوب نیست....یعنی ما یک جاهایی تجمع بسیاری داریم و یک جاهایی کَچَلی تو شهر.....تو میدون ها همیشه دانه بندی ها از اون چیزی که لازمه و استاندارده بیشتر تجمع دانه بندی داریم.... این میدون اصلا یک جایی واسه برگشت حسِ نستالژی نداره.....یعنی یک میدون اصیل نیست....با اینکه ما میدون های اصیلی داشتیم...ولی خراب کردیم همشون رو....رو همون نظام شهری که گفتم از بن بست ویران است....بعد شروع به ساختن المان هایی کردیم برای میدان های جدیدمون.... به نظرم می شد ما حس نوستالژی میدان هامون رو حفظ کنیم....مثه میدان های شهری شهر منهتن....میدون کولومبوس که از سال اولین طراحی شون که نزدیک به یک قرن می شه سر جاشون هستن.... و فقط متناسب با نیازهای جدید وسعت پیدا کردن....المان همون المان هست..برای همین این باعث ایجاد حس نوستالژی بین نسل ها شده....حسِ تعلق به مکان(آهان دنبال همین واژه بودم:دی) آره بعضی المان ها با وجود تغییرات حکومتی دیگه معنا نداشتن...ولی...خوب خیلی هاشون رو می شد نگه داشت... میدون کلمبوس سال 1907 میدون کلمبوس سال 2009 با تشکر از آخرین مجله ی معماری تالارمون...تبلیغ تالارمون رو می کنیم..یک سری مطالب از شهر تهران و منهتن تو یک مقاله توش هست حالا بریم کمی گیر بدیم در قالب طنز آغا من خودم استاد غلط های املایی هستم...یعنی باید یکی دو تا حتما تو نوشته ها داشته باشم....دوستان دیگه ای هم کم و بیش اینجوری هستن.... ولی خوب مطالب یک بار خونده شده بعد به نظر سنجی گذاشته شده بود دیگه....خوب شایسته بود اصلاحی می کردین لطفا اصلاح بفرمایید تشکر می کنیم از برگزار کننده ها و شرکت کننده ها....به بار علمی مون اضافه شد -
هکرها از این دستگاه برای پیدا کردن رمز عبور شما استفاده میکنند! + عکس
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در وب و اینترنت
اغلب درمورد ایدههای مبتکرانهای که هکرها برای نفوذ به سیستمهای امنیتی از آن استفاده میکنند صحبت میکنیم اما خیلیکم اتفاق میافتد که بتوانیم روند انجام این کار را ببینیم. در شکل زیر دستگاهی که برای سرقت رمز عبور شما استفاده میشود را مشاهده میکنید. در یک کنفرانس امنیتی با نام Passwords^12 که اخیرا برگزار شد محققی بهنام Jeremi Gosneyتجهیزاتی که هکرها از آن برای سرقت رمزهای عبور استفاده میکنند را نمایش داد. چیزی که مشاهده میکنید مجموعهای از ۵ سرور ۴U است که مجهز به ۲۵ کارت گرافیکی Radeon بوده و توانایی تبادل اطلاعات تا ۱۰ گیگابایت برثانیه را دارند. برروی این دستگاه برنامهای برای کرک کردن رمزعبور وجود دارد که توانایی پردازش و جستجو در بین ۳۴۸ میلیارد پسورد ترکیبی با پروتکل NTLM را دارد و به عبارت دیگر مجموعهای از پسوردهای امن در زمان بسیار کمی میتوانند مورد حمله قرار بگیرند. بهعنوان مثال با این دستگاه و تجهیزات آن یک رمزعبور ۱۴ کاراکتری رمزگذاری شده توسط ویندوز ایکسپی در شش دقیقه کشف خواهد شد. این مسئله ممکن است شما را در مورد رمزعبورهایی که استفاده میکنید به فکر فرو ببرد، اگر شما از رمزعبورهای طولانی و با حروف تصادفی و غیرقابل حدس استفاده نمیکنید هکرها شما را به دام خواهندانداخت. بله! رمزعبورهایی که قبلا به میلیونها سال زمان برای کشف شدن احتیاج داشت امروزه به راحتی در چندساعت کشف میشوند. بنابراین اگر همچنان از پرطرفدارترین و البته ضعیفترین پسوردهای سال ۲۰۱۲ استفاده میکنید بهتر است تا دیر نشده و گرفتار این دستگاه نشدهاید، رمزعبورهایی طولانی و مطمئن انتخاب کنید. منبع- 1 پاسخ
-
- 6
-
-
تولد ۲۰ سالگی سرویس پیامک : داستان ظهور و سقوط آن
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مباحث عمومی موبایل
سرویس پیامک در طول حیات خود تحولات بسیاری در زندگی ما ایجاد کرده است. بارها زندگیهای مختلفی را نجات داده، ازدواجها را نابود کرده، گویشهای جدیدی را ایجاد و میلیاردها دلار سود برای اپراتورهای تلفن همراه کسب کرده است. این روزها سرویس پیام کوتاه تولد ۲۰ سالگی خود را جشن می گیرد، اما واقعا تا چه زمانی این جشن تولد سالیانه برقرار است؟ سرویس پیامک یا پیام کوتاه تا چه زمانی قادر به رقابت و زنده ماندن در برابر دنیای تلفنهای هوشمند می باشد؟ تعداد پیامهای کوتاه ارسال شده در سالهای اخیر به طور فزاینده ای رشد داشته است اما در برخی کشورها به اوج خود رسیده است، از جمله اسپانیا، هلند، فنلاند، هنگ کنگ و استرالیا. نسل جدید کاربران که حداقل یک بار از سرویس پیام کوتاه استفاده کردهاند، در حال حاضر از سرویس انتقال دیتا مانند WhatsApp و سرویس پیام دهنده داخلی بلک بری (BBM) به رایگان استفاده می کنند. بندیک اوانس تحلیلگر ارتباطات در شرکت Enders Analysis در این زمینه می گوید: "خدمات بسیار متنوعی در این مورد وجود دارد. تنها در ۲۵ مورد ما با حدود ۲.۵ میلیارد کاربر مواجه شدیم که البته فکر می کنم بسیاری از آنها کاربران تکراری خواهند بود. دهها سرویس دیگر نیز وجود دارند که بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر جذب خود کرده اند. البته لازم به ذکر است در این شمارش، سرویس پیام کوتاه داخلی بلک بری لحاظ نشده است که به تنهایی ۶۰ میلیون کاربر را جذب کرده است." اولین پیام به صورت متنی، در تاریخ ۳ دسامبر ۱۹۹۲ (مصادف با ۱۲ آذر ۱۳۷۱) ارسال شد. در آن زمان مهندس بریتانیایی ۲۲ ساله نیل پاپورث به وسیله رایانه خود پیامی مبنی بر تبریک سال نو میلادی به تلفن همراه ریچارد جاویس از ودافون که یک Orbitel 901 بود فرستاد. البته پاپورث هیچ جوابی دریافت نکرد چرا که هیچ راهی برای ارسال یک متن از تلفن در آن روزها وجود نداشت. آنها باید صبر می کردند تا نوکیا اولین گوشی همراه خود را در سال ۱۹۹۳ به بازار عرضه کند. اولین پیامهای کوتاه رایگان بودند و فقط بین افرادی که از یک شبکه تلفن همراه استفاده می کردند قابل ارسال و دریافت بودند. اما در سال ۱۹۹۴ اپراتور تلفن همراه Vodafone -که در آن زمان یکی از ۲ اپراتور همراه موجود در انگلستان بود- متوجه سود مالی موجود در این سرویس شد و سیستم پرداخت هزینه برای این سرویس را راهاندازی کرد. دستآورد سال ۱۹۹۵ راه اندازی سرویس Tegic (یا T9) بود که با استفاده از حروفی که تایپ می کنید اقدام به پیشبینی کلمات مورد نظر میکند و همین باعث افزایش سرعت در نوشتن پیام کوتاه میشد. برای اطلاعات بیشتر در مورد T9 به صفحه ویکیپدیای مربوط به T9 مراجعه شود. استفاده تجاری از این سرویس بلافاصله شروع شد.تا قبل از این اپراتورها ایدهای در رابطه با تعیین هزینه برای این سرویس نداشتند ولی به سرعت متوجه سود فراوان این سرویس شدند و همانطور که پیش بینی میشد، سود پولی کردن این سرویس روز به روز افزایش یافت. در فوریه سال ۲۰۰۱ در انگلستان یک میلیارد پیامک در ماه ارسال شد که با احتساب هزینه ای استاندارد، در آن ماه حدود ۱۰۰ میلیون پوند درآمد در پی داشت. مقدار داده ای که از طریق پیام کوتاه منتقل می شود بسیار کوچک و فقط ۱۲۸ بایت میباشد و این بدین معناست که یک CD موسیقی با حجم ۶۵۰ مگابایت بیش از ۶۰هزار پوند قیمت خواهد داشت. در همان سال ارسال پیام کوتاه به معنای واقعی جزئی از زندگی مردم شد. حتی در مواردی همین ارسال پیام کوتاه باعث نجات زندگی افراد شد. همانند ۱۴ توریستی که در تنگه Lombok در بالی گرفتار شده بودند، تنها با ارسال پیام کوتاه نجات پیدا کردند. در این میان زبان کوتاه پیامکی به دلیل محدودیت ۱۶۰ کاراکتری پیامها به سرعت رشد پیدا کرد. مقصود از این زبان استفاده از حروف و اعداد در کنار هم به جهت اختصار نویسی کلمات است. اختصاراتی همانند B4 به جای کلمه Before یا l8r به جای later و کلمات و عباراتی از این قبیل. به حدی این مسئله فراگیر شد که بزرگسالان و والدین برای به خطر افتادن نگارش و افت هجی کردن کلمات فرزندان خود، شکایتهای فراوانی کردند. در سال ۲۰۰۳ نحوهی دیگری از اختصار نویسی رشد پیدا کرد. نمونه ای که در ذیل میبینید توسط یک دختر ۱۳ ساله در یک مقاله مختصر نویسی چاپ شده است. در ابتدا سعی کنید متن را بخوانید و در صورت عدم موفقیت متن کامل را مطالعه کنید تا با این اختصار نویسی آشنا شوید. متن مختصر شده : "My smmr hols wr CWOT. B4, we used 2go2 NY 2C my bro, his GF & thr 3 :- kids FTF. ILNY, it's a gr8 plc." متن کامل : "My summer holidays were a complete waste of time. Before, we used to go to New York to see my brother, his girlfriend and their three (!) kids face to face. I love New York, it's a great place." اگرچه در برهه ای از زمان زبان انگلیسی در معرض خطر جدی قرارداشت، اما در حال حاضر سرویس پیام کوتاه به دلیل ظهور گوشیهای هوشمند و خدمات دادههای رایگان، به شدت سقوط کرده است. آن هم توسط سرویسهای رایگانی که شما برای ارسال پیام حتی احتیاجی به سیگنال تلفن همراه ندارید. در ماه ژانویه یکی از اپراتورهای تلفن همراه فنلاندی با نام Sonera اعلام کرد تعداد پیامهای کوتاه ارسال شده در شب کریسمس امسال ۸.۵ میلیون عدد بود که نسبت به سال گذشته که 10.9 میلیون بود افت چشمگیری داشته است. در هنگ کنگ پیام کوتاه تبریک سال نو نیز ۱۴ درصد کاهش یافته است. اما این به این معنی نیست که سرویس پیام کوتاه به طور کامل از میان خواهد رفت، یا اپراتورهای تلفن همراه به طور ناگهانی به زمین می خورند. همچنان پیش بینی می شود که تا ۷ سال آینده بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار مردم صرف هزینهی ارسال پیامک میکنند. پیامکهایی مانند بانکداری تلفن همراه، خیریهها و کمکهای سیاسی و غیره همچنان از جمله موارد اجتناب ناپذیر استفاده از سرویس پیام کوتاه هستند. اوانس گفته است : "در حال حاضر شرکتهای ارائه دهنده خدمات تلفن همراه در طرحهای تشویقی خود به مرور زمان وجود سرویسی به نام پیام کوتاه را فراموش کرده اند و طرحهایی همچون ۵۰۰ مگابایت پهنای باند بیشتر به همراه ۵۰۰ دقیقه مکالمه رایگان را ارائه می دهند اما حرفی از پیام کوتاه بیشتر به میان نمیآورند. اما با این حال سرویس پیام کوتاه همچنان باقی میماند و خواهد ماند. شما سرویس میکروبلاگینگ توییتر را در نظر داشته باشید. این سرویس به عنوان یک سرویس متنی پیام کوتاه ارائه شد، اما عموم مردم هنوز استفاده از پیامک را به استفاده از سرویسی همچون توییتر ترجیح میدهند." خط زمانی سرویس پیام کوتاه ۱۹۹۲ اولین پیام متنی ارسال شد. (تولد پیامک) ۱۹۹۵ سرویس T9 جهت سرعت بخشیدن به ارسال پیام کوتاه متولد شد. ۲۰۰۱ ارسال بیش از ۱ میلیون پیام کوتاه در ماه در انگلستان ۲۰۰۱ استفاده از سرویس پیام کوتاه برای سازماندهی تظاهرات استفاده شد که منجر به سرنگونی رئیس جمهور فیلیپین، جوزف استرادا شد. ۲۰۰۳ سرویسی با نام Text2TV متولد شد که به شما این امکان را میدهد که متون خود را به تلویزیون فرستاده و از طریق کنترل از راه دور تلویزیون خود پاسخ دهید. از این سرویس استقبال نشد. ۲۰۰۳ دیوید بکهام در این سالها یک سری پیامهای تحریک آمیز به دستیار شخصی خود ربکا لوس میفرستد. آنها بعدا منتشر شدند و عواقب آن تا نزدیکی اتمام ازدواج او پیش رفت. ۲۰۰۴ تونی بلر در یک گفتگوی زنده پیامکی شرکت کرد. ۲۰۰۵ مسابقهی آواز یورو ویژن استفاده از پیامک برای رای دادن را آغاز کرد، که در مسابقهی همان سال یکی از بزرگترین رایهای تلویزیونی رخ داد. ۲۰۰۸ به گزارش نیلسن استفاده کاربران تلفن همراه در ایالات متحده از سرویس پیامک در هر ماه نسبت به تماسهای تلفنی بیشتر شده است. ۲۰۰۹ سرویس WhatsApp متولد شد. مبنای این سرویس ارسال پیامهای متنی رایگان در بستر اینترنت است. ۲۰۱۱ شمار ارسال پیامک تبریک سال نو در فنلاند، هنگ کنگ، اسپانیا و هلند سال به سال افت داشت. ۲۰۱۲ به گزارش Ofcom در انگلستان ۵۸٪ بزرگسالان حداقل روزی یک بار برای ارتباط با دوستان و خانواده از سرویس پیام کوتاه استفاده میکنند. ۲۰۱۲ ربکا بروکس افشا میکند که دیوید کامرون پیامهای خود را با امضای LoL ارسال میکرد چرا که او فکر میکرد این عبارت به معنای با عشق فراوان (Lots of Love) میباشد و نه معنای مرسوم آن : خنده با صدای بلند (Laughing out loud) مقالهی نوشته شده در رابطه با استفاده از سرویس پیام کوتاه در سراسر دنیا بود و مطمئنا نسبت به استفاده ای که در ایران از این سرویس و خدمات ارزش افزوده میبریم، شاهد آمارهای متفاوتی خواهیم بود. اما شما از چه ابزاری برای ارسال پیام متنی به دوستان و آشنایان خود استفاده میکنید؟ و به چه دلیل؟ تجربیات پیامکی خود را با ما در میان بگذارید. منبع : گاردین منبع ما-
- 2
-
-
نظرسنجی مسابقه : گاه نوشته های شخصی (دور چهارم)
moein.s پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
نوشته ی 9 به دلیل زیادی متن مهجور واقع شد....وگرنه احساس خوبی داشت.... تجربه ثابت کرده هر چقدر بیشتر بنویسی....بچه ها حوصله خوندن کمتر دارن.... به دو تا دیگه از متن ها هم رای دادم....به چند تا دیگه هم می شد..ولی خودم رو محدود کردم....بالاخره باید با رای های ما یک نفر انتخاب شه دیگه...- 59 پاسخ
-
- 7
-
-
♦نظرسنجی مسابقه ی عکس معماری سری 14♦
moein.s پاسخی برای *Cloudy sky* ارسال کرد در موضوع : مسابقات عکاسی
اصولا سعی می کنم نظر ندم در مسابقات... ولی می گم...باید یک فرقی بین مسابقه ی عکاسی معماری با سایر مسابقات باشه.... درسته باید اصول رعایت شه...ولی.... مثلا این مسابقه مگه در مورد مکان تجاری نیست... ما از کوجا می فهمیم بنایی که در بعضی از عکسا هست تجاریه؟ کاربری ها اصولا در نمای باز شناخته می شه... بعضی از زاویه های خاص در عکس ها چیز خاصی از تجاری بودن بنا رو نشون نمی دن.... باید در کنار معیارهای زیبایی عکس در زوایای خاص...به این نکته توجه کرد..که باید براساس موضوع زوایایی رو انتخاب کرد که معرفی کننده باشن.... با این روند به نماهای باز رای دادیم- 23 پاسخ
-
- 11
-
-
♦نظرسنجی مسابقه ی راندو سری هفتم♦
moein.s پاسخی برای *Cloudy sky* ارسال کرد در موضوع : مسابقات طراحی
برای نفر سوم هم یک جایزه می زاشتین دیگه.....کم شرکت کردن...این سه نفر هم لطف کردن...واسه تشویق به نفر سوم جایزه بدین به هر سه رای می دیم- 30 پاسخ
-
- 9
-
-
البته دختر پسر نداره...برعکسشم صادقه
- 4798 پاسخ
-
- 11
-
-
- مجموعه ترول
- ترول
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تأویل متن (2) از بازسازی متن تا فهم نیّت مؤلّف فنّ تأویل قواعدش را فقط از درون ضابطهای ایجابی میتواند بپرورد و آن این است: بازسازی تاریخی و حدسی و همچنین عینی و ذهنیِ گفتهای مفروض. فریدریش اشلایرماخر جوئل واینسهایمر در کتاب «هرمنوتیک فلسفی و نظریهی ادبی» اهمیّت دیدگاهها و همچنین جایگاه فریدریش اشلایرماخر را در پیشبُرد نظریههای هرمنوتیکی چنین وصف میکند: «اهمیّت برنامهی اشلایرماخر تنها در توصیف آن از روشهای خاصّ میانرشتهای نیست، هرچند که روشهای او بهشدّت تأثیرگذار بودند. شاید مهمتر از آن، این واقعیت باشد که هرمنوتیک اشلایرماخر، که برای شامل شدنِ تمامی حوزههای تأویل در نظر گرفته شده بود، سوای هر حوزهی خاصی بنا نهاده شد. آنچه سببساز مساعی اشلایرماخر گردید موانع خاصّ فهم آثار اصیلِ بهخصوصی نبود، بلکه این واقعیت بود که فهم، خودْ موضوعی مسالهساز شده بود و نیاز به مساعدت داشت.» فریدریش اشلایرماخر در قرن نوزدهم میزیست، در اصل کشیش و عالِم الهیّات بود و مفسّر کتاب مقدّس و همچنین شارح متون افلاطون. او میخواست تا شیوهی رایج تفسیر متون را کنار بگذارد، شیوهای که بر حسب تفاسیر پیشین و علم لغت صورت میگرفت. او حتی نمیخواست قواعد تفسیر را از دل این شیوه کسب کند، بلکه در پی آن بود که قوانین خودِ فهم را به دست آورد. به دیگر سخن، او میخواست که با تأمّل در خودِ فهم، قوانینی را استخراج کند که بر هرگونه فهمی، بهطور یکسان، صادق و منطبق باشد. بدین طریق بود که او «علم هرمنوتیک عام» را جستوجو میکرد؛ علمی که «اصول کامل فهم زبان» یا حتّی «اصول فهم کامل زبان» را در بر دارد. بنابراین از دیدگاه اشلایرماخر با چنین علمی که قوانین عامّ فهم را به ما ارزانی میدهد، هرگونه متنی (دینی یا حقوقی یا ادبی و...) را میتوان خواند و فهمید و تفسیر کرد. اشلایرماخر میگفت «علم هرمنوتیک عام» هنوز وجود ندارد و تنها «کثرتی از هرمنوتیکهای تخصّصی» در دسترس ما قرار دارد؛ او این هرمنوتیکهای خاص را، هرمنوتیکهای کلامی و حقوقی و لغوی مینامید. بنابراین اشلایرماخر میخواست از این هرمنوتیکهای خاص یا تخصّصی گامی فراتر نهد و به هرمنوتیک عام دست یابد. اشلایرماخر در راه هرمنوتیک عام دو چیز را مدّ نظر داشت: نخست آنکه کلّیّت فهم را دریابد و دیگر آنکه جنبهی شخصی و فردی فهم، یعنی جنبهی خلّاقانهی فهم را حفظ کند. اشلایرماخر در تاکید بر بُعد خلّاق فهم که بر قدرت فهم فردی صحّه میگذاشت، تحت نفوذ جنبش رمانتیک آلمان در قرن نوزدهم بود، تا جایی که هرمنوتیک اشلایرماخر را «هرمنوتیک رمانتیک» نیز خواندهاند. از آنجا که وی زبان را واسطهی هرگونه فهم میدانست پس وجه خلّاق و ابداعیِ زبان نیز اگرچه در فرد، اما، در قلمرو عامّ زبان رخ میدهد که ساحتی همگانی و عام محسوب میشود. بنابراین به باور اشلایرماخر، فهم همان صورتبندیِ دوباره و خلّاقانهی متن است. به بیانی بسیار ساده میتوان گفت همانطور که یک هرمنوتیک عام و یگانه وجود دارد پس فهم عام و یگانه نیز وجود خواهد داشت و چنین فهمی نیز دارای اصول و مبادیِ کشفشدنی خواهد بود. پس در هر متن، معنای عام و یگانهای وجود دارد و آن معنای عام و یگانه نیز کشفشدنی است؛ اما آنگونه که واینسهایمر دربارهی صورتبندی یا بازسازی متن اشاره میکند، «کار بازسازی با اینکه به اعتقاد اشلایرماخر قاعدهمند است، به هیچ وجه مکانیکی یا مطمئن از نتایج خود نیست.» بر مبنای روایت واینسهایمر از اشلایرماخر، «این کار در بر دارندهی دو نوع بازسازی است. نخستین صورت بازسازی را به شکلهای گوناگون، بازسازی دستوری، تاریخی یا تطبیقی نام نهادهاند... صورت دوم اینکه در نظر اشلایرماخر، بازآفرینی اثر پدیدآورنده یا مؤلّف مستلزم بازسازی پیشگویانه است.» در روش پیشگویانه هدف آن است که تأویلگر خود را در جای مؤلّف قرار دهد و او را بیواسطه بفهمد؛ بنابراین «درست است که معنای اثر به دلیل آنکه قابل قرار گرفتن در بافتهای نامحدودی است حدّ و مرزی ندارد، ولی معنا معیّن و مشخّص است، زیرا آفریدهی پدیدآورندهای است خاص در موقعیتی خاص». همانطور که گفته شد، دغدغهی اشلایرماخر دوسویه داشت: وجه ابداعی زبان که به فرد وابسته است و وجه عامّ زبان که قلمروی عمومی است. از نظر اشلایرماخر، درست به همین منوال یعنی بهخاطر وجه ابداعی و وجه عامّ زبان است که هر کلامی، هم با کلّیت زبان و هم با اندیشهی گوینده نسبت پیدا میکند. به دیگر سخن، کلام هم در زبان و هم در اندیشهی گوینده رخ میدهد. پس عمل فهم عبارت است از فهم ذهنیّت یا همان نیّت نویسنده. از این جهت، عمل تأویل متن نیز از دو جنبه برخوردار است: یکی، تأویل دستوری متن که مبتنی است بر قوانین عامّ زبان و دیگری، تأویل روانشناختی متن که به ذهن و روان مؤلّف و قریحهی او التفات پیدا میکند. ریچارد پالمر در کتاب «علم هرمنوتیک» در توضیح دو اصطلاح اشلایرماخر، یعنی تأویل «نحوی» و تأویل «فنّی» (که بعدها از سوی اشلایرماخر، تأویل «روانشناختی» خوانده شد) مینویسد: «تأویل نحوی با نشان دادن جای آن گفته بر طبق قوانینی عینی و عام انجام میشود؛ و جنبهی روانشناختی تأویل معطوف به آن چیزی است که شخصی و فردی است.» و سپس به گفتهی اشلایرماخر استناد میکند که: «به همانسان که هر کلامی نسبتی دو سویه دارد هم با کلّ زبان هم با مجموع تفکّر گوینده، به همانسان نیز در هر فهم دو سویه موجود است: فهم آن کلام از آن حیث که چیزی برآمده از زبان است و فهم آن کلام از آن حیث که امری "واقع" در تفکّر گوینده است.» بدینسان بود که اشلایرماخر میخواست تا وجه عام زبان و وجه ابداعی آن، یعنی زندگی عمومی انسان و حیات فردی وی را در دنیای متن با هم سازگار کند. به نظر اشلایرماخر این هر دو جنبهی تأویل، مدام در کنش متقابل هستند و این کنش متقابل بر مدار اصلی به نام «دور هرمنوتیکی» انجام میشود. صورتبندی سادهی اصل «دور هرمنوتیکی» عبارت است از اینکه ما هر واژه را در متن با توجّه به کلّ عبارت میفهمیم و معنای هر عبارت را نیز با رجوع به هر یک از واژههای متن درمییابیم. پس معنای یک واژه از افق متنی حاصل میشود که واژه بدان تعلّق دارد؛ و افق متن نیز از واژهای که بدان معنا میبخشد، ساخته میشود. بهتعبیر ریچارد پالمر، «دور هرمنوتیکی، از جهت تشبیه مکانی آن، متضمّن حیطهای مشترک با فهم است. زیرا تفاهم نسبتی همسخنانه است و در همان ابتدا مسلّم گرفته میشود که گوینده و شنونده اشتراک معنا دارند. این نیز به نظر میآید که متضمّن تناقض دیگری است: آنچه فهمیده میشود باید از قبل معلوم باشد. اما همینطور نیست؟ آیا سخن گفتن از عشق برای کسی که عشق را نشناخته است یا سخن گفتن از عشق برای کسی که عشق را نشناخته است یا سخن گفتن از لذّات دانش آموختن برای کسی که آن را رد میکند بیهوده نیست؟ هرکس باید، تااندازهای، با موضوع مورد بحث آشنا باشد... مثالی عادّی بزنیم، نامفهوم بودن ابتدایی در قرائت اثر مؤلّفی بزرگ، مثلاً، کییرکگور و نیچه یا هایدگر: مسالهی مطرح در اینجا مسالهی کسب درکی از جهت کلّی تفکّر مؤلّف است که بدون آن تکتک گفتهها و حتی تمامی آثار مؤلّف بهطور بامعنایی سخن نمیگویند»؛ ازاینرو، مسالهی اشلایرماخر صرفاً جنبهی دستوری یا زبانی تأویل نبود زیرا این جنبه به سبب عام بودنش بر همگان مشخّص و مبرهن است بلکه او بر آن بود تا به کشف نیّت نویسنده نایل شود زیرا اشلایرماخر به دنبال معنای متن، آنهم معنای نهایی متن، بود که به نظر او در ذهن نویسندهی اثر خانه کرده است، بنابراین او تأویل روانشناختی را بیش از تأویل زبانی متن مفید میدانست. به باور او، فهم از بازسازی تجربهی ذهنی مؤلّف متن حاصل میشود و این، همهی خواستهی علم هرمنوتیک است. یکی از پیشفرضهای اصلی اشلایرماخر که او را به اینجا میرساند که فهم، بازسازی تجربهی ذهنی مؤلّف متن است، این است که اساساً فهم، فرآیندی شهودی است، بدین معنا که شخص در عملِ فهم به دنبال تجربهای بیواسطه از موضوع میگردد و از نظر اشلایرماخر برای دستیابی به این شهود و تجربهی بیواسطه «باید» و «میتوان» تفکر شخصی دیگری را بهعنوان یک تجربه بازسازی و بازاندیشی کرد: تأویل گفتههای دیگری یعنی «از خود برون رفتن» و «در جای دیگری قرار گرفتن». بدین ترتیب میتوان مراد متن را که همان نیّت مؤلّف محسوب میشود، دوباره تجربه کرد و فهمید. به گفتهی واینسهایمر، «فهم پدیدآورندهای اصیل و خلّاق صرفاً متأثر از ویژگیهای معمول و خاصّ [او] نیست؛ [بلکه] افزون بر این، مستلزم امر جزیی بهمنزلهی امر جزیی است و اشلایرماخر این فهم شهودی یا همدلانه را پیشگویی مینامد.» دیگر پیشفرض اشلایرماخر در این راه این است که نیّت نویسنده سراسر برآمده از زندگی شخصی اوست و هر لحظهی اثر، تمامت زندگی او را در خود دارد؛ بدین ترتیب نیّت نویسنده، وابسته به لحظهی آفرینش اثر نیست بلکه در زندگی فردی خالق اثر از پیشزمینهی روانشناختی خاصّی برخوردار است. اشلایرماخر به وجود معنای نهایی در اثر اعتقاد تام داشت و از این جهت برای جنبهی روانشناختی تأویل اهمیت فراوانی قایل بود، اما او هرگز به نقش خوانندهی متن در فرآیند تأویل نیندیشید؛ بدین معنا که او هرگز دغدغهی این را نداشت که آیا، مثلاً، ذهن و روان خودِ خواننده در فهم متن تا چه اندازه اثرگذار است و این وظیفهای بود که متفکران بعدی به دوش کشیدند. منبع
- 8 پاسخ
-
- 4
-
-
- نظریهی ادبی
- هرمنوتیک
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
[h=1]مجتبی گلستانی[/h] [h=1]تأویل متن بخش اول[/h] گفتارهایی در باب نظریهی ادبی و هرمنوتیک شاید برای فهم علم هرمنوتیک ابتدا باید پرسشهایی را فهمید که اساس هرمنوتیک را شکل دادهاند: آیا یک متن حاوی معنا یا پیام معینی است؟ آیا نیّت نویسنده است که معنای متن را تعیین میکند؟ آیا تأویل متن به پیشدانستهها و پیشفرضهای خواننده وابستگی دارد یا تأویل متن تنها در افق خودِ متن امکانپذیر است؟ چگونه خواننده میتواند به افق متن پایبند و مقیّد بماند؟ آیا تأویلِ هر کس برآمده از آگاهی و تجربههای زیستهی خودِ اوست؟ آیا دو تأویلگر قادرند به تأویلی مشترک برسند یا تأویل یکدیگر را بفهمند یا بپذیرند؟ نسبت تأویل و فهم تأویلگر کجاست؟ آیا فهم تأویلگر به حیطه و تواناییهای شناختیِ او ربط دارد یا آنکه تأویل به هستی او یا به عبارت بهتر، به شیوهی هستی او بستگی پیدا میکند؟ چنین پرسشهای مقدماتی و اولیهای، انبوهی از پرسشهای فلسفی دیگر را، اعم از معرفتشناختی و هستیشناختی، پیش روی ما قرار میدهد. و اساساً به دلیل همینگونه پرسشهاست که در قرن بیستم، فیلسوفانهترین کتابها در هرمنوتیک نوشته شدهاند یا دستکم در لابهلای سطرهای این کتابها از هرمنوتیک نیز سخنی به میان آمده است؛ تا بدانجا که فیلسوف بلندآوازهای چون مارتین هایدگر از «فلسفه بهمنزلهی هرمنوتیک» سخن میگوید و کار فلسفه را، از بنیاد، «تأویل» معرفی میکند. اما اگر بخواهیم به زبانی ساده سخن بگوییم، هنگامی که، مثلاً، ما در زندگی روزمرهی خود با صمیمیترین دوست خود دچار «سوءتفاهم» یا «بدفهمیِ» رفتار یکدیگر میشویم، همچنان پای پرسشهایی که پیشتر مطرح کردیم، در میان است و با اندکی تسامح میتوان گفت که در چنین رویدادهایی، در اصل، این هرمنوتیک یعنی «تلاش برای فهم» یا «تلاش برای مفاهمه» است که در دوستیِ دو طرف به «بنبست» رسیده است. پس در زندگی روزمره نیز هرگونه «سوءتفاهم» یا «بدفهمی» بیدرنگ به پرسشِ «چگونه فهمیدن» و «چگونه فهماندن» منتهی میشود و از اینجاست که در مییابیم مبحث «فهم»، از اساس، با زندگی روزمرهی ما پیوند دارد و محصور در مسایل بغرنج فلسفی و کتابهای پیچیدهی فیلسوفان نیست. ریچارد پالمر در کتاب «علم هرمنوتیک» دربارهی رسالت هرمنوتیک و نسبت آن با نظریهی ادبی مینویسد: «وظیفهی تأویل و معنای فهم، هنگامی که با اثر سر و کار داریم، متفاوت با هنگامی است که با عین سر و کار داریم، چرا که این دو در آن هنگام فرّارتر و تاریخیترند. "اثر" [work] همواره نشانی از کار انسان دارد و خودِ کلمه نیز متضمن این امر است، زیرا اثر همواره اثر انسان (یا اثر خدا) است. از طرف دیگر، "عین" [object] نیز میتواند اثر یا عینی طبیعی باشد. استفاده از کلمهی "عین" در اشاره به اثر تمایز مهمی را متبلور میسازد، زیرا باید اثر را بهمنزلهی عین نبینیم بلکه بهمنزلهی اثر ببینیم. نقد ادبی باید "روش" یا "نظریه"ای را طلب کند که بهویژه متناسب با رمزگشایی اثر [یا کارِ] انسانی در اثر، یعنی "معنا"ی آن باشد. این عملِ "رمزگشایی"، این "فهمیدن" معنای اثر، کانون علم هرمنوتیک است. علم هرمنوتیک مطالعهی فهم و بهویژه وظیفهی فهم متون است.» اساساً دو مکتب عمدهی فرمالیستی در نظریهی ادبی، یعنی «نقد جدید» و «فرمالیسم روسی» با آنکه شاخههای درونی متفاوت و بعضاً متضاد داشتهاند، در یک چیز دارای اتفاق نظر نسبی بودهاند: اعتبار و اولویت متن. همانطور که رامان سلدن در کتاب «راهنمای نظریهی ادبی معاصر» یادآوری میکند، میتوان مکتبهای نظریهی ادبی را با توجّه به رویکرد آنها در قبال سهگانهی «نویسنده و متن و خواننده» طبقهبندی کرد؛ و البته میدانیم که طبیعتاً این طبقهبندی نسبی است و بیش از هرچیز برای تسهیل کار پژوهش در نظریههای ادبی خواهد بود؛ زیرا مکاتب نظریهی ادبی، نفیاً و اثباتاً، در برابر این سه عنصر ساکت و بیتفاوت نیستند و چنین نیست که بتوان مکتبی را به بحث در یکی از این سه عنصر محصور و منحصر دانست. با این مقدمه باید گفت که نظریهپردازان مکتب نقد جدید و فرمالیسم، هر دو، دغدغهی متن را داشتند و تا حدودی از درون قلمرو ادبیات یا زبانشناسی با مسالهی نقد مواجه میشدند و مبادی نقد ادبی را طرح میکردند. با اینهمه، نظریههایی نیز وجود داشته که پیش از آنکه از درونِ ادبیات یا زبانشناسی و صرفاً بهخاطر نقد ادبی با مسالهی زبان و ادبیات روبهرو شود، رویکردی فلسفی را نسبت به این مسایل اتخاد کرده است. مقصود، مکتب «هرمنوتیک» است که امروزه از چنان ابعاد گستردهای برخوردار است که گسترهای وسیع از هستیشناسیِ فلسفی گرفته تا مباحث «هوش مصنوعی» را در بر میگیرد. بهگفتهی جوئل واینسهایمر در کتاب «هرمنوتیک فلسفی و نظذیهی ادبی»، «امروزهروز اینطور تصوّر میشود که قلمرو هرمنوتیک از محدودهی الهیات و فلسفه بسی فراتر میرود و جامعهشناسی، زیباییشناسی، تاریخنگاری، حقوق و بهطور کلّی علوم انسانی را نیز شامل میشود. و با عنایت به اینکه فلسفهی مابعدتحصلی رفتهرفته به نقش فهم هرمنوتیکی در علوم طبیعی نیز اذعان کرده است، دلیل خوبی در دست داریم که ادعای گادامر را مبنی بر جهانشمول بودن گسترهی هرمنوتیک به جد بگیریم. این گسترش دامنهی هرمنوتیک، از حالت نوعی مساعدت تفسیریِ موضعی و فرعی به نحوهای از فهم که بسیار اساسی است و جنبهای جهانشمول دارد، متضمن چیزی بیش از گسترش کمّی است. یک دگرگونی کیفی...» هم ازاینروست که سخن گفتن از هرمنوتیک، ما را به گستره و محدودهای فراتر از قلمروها و محدودههای قرن هجدهمیِ علم هرمنوتیک رهنمون میشود. همانطور که در عبارتهای نقلشده از ریچارد پالمر اشاره شده بود، مسالهی «تأویل متن» و «فهم» اصلیترین دغدغهی هرمنوتیک فلسفی مدرن است؛ و مسالهی «تأویل متن» و «فهم» نیز مستقیماً به عنصر «خواننده» ربط پیدا میکند و ازاینرو، نقد هرمنوتیکی در شمار نقدهای خوانندهمحور قرار میگیرد. در این چند نوشتار، ضمن بررسی مسایلِ طرحشده در گفتار هرمنوتیکی، از نمایندگان اصلی هرمنوتیک که عموماً از دلِ سنّت فلسفی آلمان برآمدهاند، سخن گفته خواهد شد. با آنکه به هنگام گفتوگو در باب هرمنوتیک پرهیز از بحث فلسفی اجتنابناپذیر خواهد بود، طبیعی است که ما تا بدانجا در سرزمین پهناور هرمنوتیک گشت میزنیم که با نظریهی ادبی نسبتی استوار داشته باشد. با اینهمه بخش عمدهی کارهای کسانی چون مارتین هایدگر و هانس گئورگ گادامر و پل ریکور اساساً مباحثی فلسفی است که صرفاً در حوزهی ادبیات کاربرد ندارند و نمیگنجند؛ هرچند که این کارها برای تأویل متون ادبی و فهم نیز نتایجی عظیم در بر داشتهاند. هدف اصلی کتاب بزرگ و دورانساز «هستی و زمان» نوشتهی مارتین هایدگر طرح دوبارهی «پرسش از معنای هستی» است و بهتعبیر جوئل واینسهایمر در کتاب «هرمنوتیک فلسفی و نظریهی ادبی»، کار هایدگر صرفاً تعیین روششناسی علوم انسانی نیست، «بلکه تعیینکنندهی چیزی است که برای دازاین از هر علمی اساسیتر است. طرح هایدگر معرفتشناسانه نیست، بلکه هستیشناسانه است، و در نظر او، فهم صرفاً نحوهای از معرفت نیست، بلکه نحوهای از هستی نیز هست. بنابراین، هایدگر دامنهی موضوع فهم هرمنوتیکی را به فراسوی متون خاص و تمامی چیزهای تاریخی دیگر بسط میدهد تا فهم هستی را شامل شود.» بنابراین، پاسخ پرسش از معنای هستی «نوعی معنا» خواهد بود و این پاسخ «باید به طریقی دریافت شود که هرگونه معنایی دریافت میشود: یعنی از راه تأویل.» این نکتهای است که هایدگر نیز خود در کتاب «هستی و زمان» به زبان پیچیدهی هستیشناسانهی خود در توصیف «پدیدارشناسی هرمنوتیکی» بیان میکند: «معنای روشیِ توصیف پدیدهشناختی، تعبیر [auslegung/interpretation] است. λόγος[لوگوسِ] پدیدهشناختیِ دازاینْ خصلتِ ἑρμηνεύειν[هرمنوآین، تأویل] دارد، که از طریق آن، معنای اصیل هستی، و نیز آن ساختهای بنیادینِ هستیِ خودینهی دازاین بر هستیفهمی متعلّق به خود دازاین ابلاغ [و معلوم] میشوند. پدیدهشناسی دازاین، هرمنوتیک در دلالت نخستینیِ این واژه است، که طبق آن، مشغلهی تعبیر را نشان میدهد. اما اکنون تا جایی که با عریانسازی معنای هستی و ساختهای بنیادین دازاین بهطور کلّی، افق برای هر مطالعهی اونتولوژیکیِ بعدیِ هستندههای ناهمسنخ با دازاین گشوده میشود، این هرمنوتیک همچنین هرمنوتیک بهمعنای پردازش شروط امکان هر پژوهش اونتولوژیکی بهطور کلّی خواهد بود. و سرانجام تا جایی که دازاین، بهعنوان هستندهای با امکان اگزیستانس، از تقدّم اونتولوژیکی نسبت به همهی هستندهها برخوردار است هرمنوتیک بهمثابه تعبیر هستی دازاین معنای مخصوص سومی را نیز در بر دارد که عبارت است از اگزیستانسیالیتهی اگزیستانس، و این معنا اگر از نظر فلسفی فهمیده شود نخستین معنای آن است.» در عبارتهای دشواری که ـ از سر دانستگی و دقّت بهتمامی ـ از «هستی و زمانِ» هایدگر (از ترجمهی فارسی به قلمِ آقای دکتر عبدالکریم رشیدیان) نقل شد، وی از چند معناییِ هرمنوتیک سخن گفته و از تعبیرهایی همچون «عریانسازی معنای هستی» و «لوگوس پدیدهشناختی دازاین» دم زده بود که با دیدگاههای وی دربارهی پدیدار همچون نقطهی مقابل «پوشیدگی» یا «در ـ اختفا ـ بودگی» (Verdecktheit/covered-up-ness) پیوند دارد و همچنین با تفسیری که وی از لوگوس بهمنزلهی «مجال دیدهشدنْ دادن» ارائه میدهد. هرمنوتیک در اصل واژهای یونانی است و سابقهی کاربردی و مفهومیِ آن به یونان باستان میرسد. در زبان باستان یونانیان، فعل «هرمینویین» یا «هرمنوآین» [Hermēneuein] را در معنای «تأویل کردن» به کار میبُردند و اسم «هرمینیا» [Hermēneia] را در معنای «تأویل». ریشهی این کلمه نیز به کلمهی «هرمس» باز میگشت که در آیینهای یونان باستان، الههی خبر و پیامآوری از جانب خدایان به شمار میرفت؛ و یونانیان کشف زبان و خط را که دو ابزار مهم درک و انتقال معنا هستند، کار هرمس میدانستند. امروزه نیز اصطلاح هرمنوتیک به همین مسالهی فهم معنا یعنی «فهمیدن» و «فهماندن» اشاره دارد. فعل «هرمینویین» در یونانی دارای معنایی سهگانه بوده است: نخست «گفتن» یعنی ادای ملفوظ کلمات، دیگر، «توضیح دادن» و در نهایت «ترجمه کردن»؛ همهی این معانی را میتوان در واژههای «تأویل» و «تفسیر» و «تعبیر» به وجهی که بعدتر خواهیم گفت، گرد آورد. کار هرمس نیز با توجّه به این معنای سهگانه «بازگویی» و «فهمپذیر کردن» و «ترجمه»ی پیغام خدایان یا به تعبیر مارتین هایدگر آوردنِ «پیام تقدیر» بود. بهگفتهی ریچارد پالمر، «این عملِ واسطه شدن و "به فهم رساندن" پیام یا خبر که با نام هرمس قرین شده است در استعمال قدیم این لفظ نیز در تمامی سه وجه اصلی معنای "هرمینویین" و "هرمینیا" مضمر است... با اینهمه هر یک از این معانی [یعنی بیان کردن و توضیح دادن و ترجمه کردن] مقوّم معنای مستقل و مهم تأویل است. پس لفظ تأویل میتواند به سه چیز نسبتاً متفاوت اشاره کند: بازگویی شفاهی، تبیین قابل فهم، و ترجمه از زبانی دیگر... با اینهمه میباید توجه کرد که مبنای "کار هرمس" در هر سه مورد باقی است: یعنی چیزی که بیگانه، غریب، جدا افتاده در زمان، مکان، یا تجربه است به صورت آشنا و حاضر و قابل فهم درمیآید.» در اینجاست که دوباره به تعبیرهای هایدگریِ «عریانسازی معنای هستی» و «لوگوس پدیدهشناختی» بازمیگردیم و عبارتهایی چون پدیدار بهمثابه نقطهی مقابل «پوشیدگی» یا «در ـ اختفا ـ بودگی» (Verdecktheit/covered-up-ness) و لوگوس بهمنزلهی «مجال دیدهشدنْ دادن» از نو معنا مییابد. بازگردیم معنا و دلالتهای هرمنوتیک. آنگونه که ریچارد پالمر در کتاب «علم هرمنوتیک» دربارهی قلمرو امروزین هرمنوتیک مینویسد، «این کلمه از همان ابتدا بر علم تأویل دلالت داشته است، بهویژه اصول تفسیر متن، اما میدان علم هرمنوتیک (تقریباً به طور زمانی) بدینگونه معنی شده است: 1ـ نظریهی تفسیر کتاب مقدس، 2ـ روششناسی عام لغوی، 3ـ علمِ هرگونه فهم زبانی، 4ـ مبنای روششناسی علوم انسانی 5 ـ پدیدارشناسی وجود و پدیدارشناسی فهم وجودی، 6 ـ نظامهای تأویل، هم متذکرانه و هم بتشکنانه، که برای رسیدن به معنای نهفته در زیر اسطورهها و نمادها، مورد استفادهی انسان قرار میگیرند.» او در ادامه با تاکید بر اینکه این تعاریف ششگانه بیشتر سیر تاریخی هرمنوتیک را در دوران جدید نشان میدهند، با توسّل به این تعاریف، هرمنوتیک را، بهطور کلی، دارای شش جنبه میداند: جنبهی تفسیری کتاب مقدس، جنبهی لغوی، جنبهی علمی، جنبهی مربوط به علوم انسانی، جنبهی وجودی و جنبهی فرهنگی.طبیعتاً ما نیز با توجّه به این تعاریف ششگانه و با عنایت به معانی کهن هرمنوتیک، به حوزههایی که پای متن یا تأویل متن در میان باشد، وارد میشویم و با حفظ کلیات بحث خود در باب نظریهی ادبی از علم و روش هرمنوتیک در نقد ادبی سخن خواهیم گفت. هرمنوتیک دارای چند چهرهی اصلی است که مباحث هرمنوتیکی عمدتاً با نام آنها شناخته میشوند، کسانی چون فردریش اشلایرماخر، ویلهلم دیلتای، مارتین هایدگر، هانس گئورگ گادامر، پل ریکور؛ و ما، به اختصار، از آثار این اندیشمندان و نیز از نظریات ادموند هوسرل و فلسفهی پدیدارشناسی در باب تأویل و «دریافت» یاد خواهیم کرد. منبع
- 8 پاسخ
-
- 4
-
-
- نظریهی ادبی
- هرمنوتیک
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تحلیل رُمان "فرار کن، خرگوش" اثر "جان آپدایک"
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگو و نقد پیرامون آثار ادبی
تحلیل رُمان "فرار کن، خرگوش" اثر "جان آپدایک" نوشتهی "جاش سیگل" (Josh Siegel) ترجمه از "ملیحه بهارلو" منبع: [Hidden Content] "فرار کن، خرگوشِ" جان آپدایک و تضاد انسانی بین "امیال شخصی" و "مسوولیت" "جاش سیگل" در هر داستانی حداقل دو جنبه وجود دارد: تضادی که هر فردی بین مسوولیتهای زندگی و خواستههای دلاش در خود احساس میکند، بین همهی افراد دیده میشود. رمان سال 1960 جان آپدایک، "فرار کن، خرگوش"، زندگی انسانی را توصیف میکند که بین مسوولیتهای اجتماعی و امیال شخصیاش گرفتار مانده است. هری "ربیت" آنگستروم میل زیادی برای پیدا کردن جایگاه اجتماعی خود در دنیا دارد، اما روشی که برای رسیدن به این میل انتخاب میکند، کاملا عاری از هرگونه حس مسوولیتی نسبت به دنیای اطراف خود است. جان آپدایک شور و اشتیاقی را به تصویر میکشد که با شک و تردید پیش برده شده است. او میگوید پیدا کردن زمینهی مشترک بین صدای قلب انسان با صدای جهان اطراف او، امری تقریبا ناممکن است. صدای جهان، هری را در یک زندگی یکنواخت، معمولی و خستهکننده، گیر انداخته است. همسر هری، "جنیس"، که باردار هم هست، معتاد به الکل میباشد. هری به دنبال فرار از این زندگی زناشویی کسلکنندهای است که هر روز همراه با جنیس و پسرشان نلسون آن را تکرار میکند. "این عین حقیقته، انگار تموم این مدت فقط خدمتکار بودم، و مدام سعی میکردم گندایی رو که اون میزد پاک کنم. نمیدونم، انگار با یه عالمه اسباببازی خراب و شکسته، و شیشههای خالی، و تلویزیونی که همیشه روشن بود، و غذاهایی که دیر آماده میشد و یا اصلا آماده نمیشد، توی اون خونه اسیر شده بودم و هیچ راه فراری نداشتم. اما یکهو فهمیدم که چقدر راحت میشه فرار کرد، فقط کافی بود بلند شم و قدم به بیرون بذارم. لعنت به من، خیلی راحت بود." (صفحهی 91) بهعلاوه، شغل هری طوری است که هیچ روزنهای برای فرار یا هیچ امکانی برای بیان خود به او نمیدهد؛ کار او این است که در خرتوپرت فروشیها طرز کار یکسری وسایل آشپزخانه مثل "پوستکنهای جادویی" را به مردم نشان میدهد. میل هری برای فرار به نوعی بیانکنندهی خستگی او از یکنواختی زندگی است. بههرحال هری مستقیما از مسوولیت فرار نمیکند، بلکه در کل رمان در حال فرار از دیوارهای محدودیتی است که این احساس مسوولیت برایاش بهوجود آورده است. این احساس، جای کمی برای آزادی باقی میگذارد. یکنواختی زندگی روزمرهاش باعث شده او به حقیقتی دست پیدا کند که تواناییاش را برای تمرکز و تصمیمگیری به چالش میکشد. "با آن همه تابلو و موسیقیای که پخش میشود، مغزش انگار به موجودی علیل و متزلزل و در عین حال هشیار تبدیل شده است." (صفحهی 35) موسیقی، میل هری برای رهایی از روزمرگیها و التزامات زندگی اجتماعی است. تابلوهای جاده، برنامهی زندگیای است که توسط جامعه طراحی شده است. تضادی که هری با آن روبهروست، بین قلمروی نامعلوم قلباش و راههای ناهموار و سختی است که توسط طراحان جامعه به دقت رسم شدهاند. او خانوادهاش را بهخاطر بیتوجهی نسبت به آسایش و راحتیشان ترک نمیکند. بلکه دلیلاش برای ترک خانوادهاش این است که مرزهای سخت زندگی خانوادگیاش به او آسیب میرسانند. زندگیاش "بهنظر میرسد مجموعهای از حالتها و لحظات گروتسک و پُر از تناقضی است که گویی هیچ هدفی را دنبال نمیکند، مثل یک رقص سحرآمیز خالی از اعتقاد." (صفحهی 170) مشکل هری عدم توجه به دیگران نیست. مشکل او این است که توانایی تحمل مرزبندیهای سفت و سخت پیراموناش را ندارد. درواقع این مرزها روی اعتقادات و باورهای هری تأثیر میگذارند و یک حس عدم اطمینان و بلاتکلیفی را برایاش بهوجود میآورند. این عدم اطمینان بیانگر تمایل او به فرار است. همانطور که از جملهی ذکر شده در بالا مشهود است، هری از عدم انعطاف و سختگیری وحشت دارد و آرزو دارد آزاد باشد. اشتیاق هری برای آزادی و وحشت و ترساش از انتظارات دقیق و غیرقابل تغییر آنقدر نیروی فکری او را به تحلیل میبرد که توانایی استدلالاش را از دست میدهد. "هری خرگوش نمیتواند ذهناش را از نقطهای که توپ باید آنجا افتاده باشد دور کند، دستمالی کوچک و ایدهآل به رنگ سبز با پرچمی به رنگ صورتیِ قشنگ، چشماناش نمیتوانند در تمام مسیر، توپ را دنبال کنند." (صفحهی 112) این بازی گلف، نمادی از نتیجهی تضادی است که هری با آن روبهرو است. هری روی جایی که توپ باید رفته باشد تمرکز میکند، اما بهجای آن، قدرت دید و توانایی درک این که توپ کجا رفته است را از دست میدهد. او میداند که چه میخواهد. میخواهد از تضادهای زندگی روزمره آزاد شود، اما فقط نمیداند که در زندگیاش مشخصا میخواهد چه کاری انجام دهد. به لوسی، همسرِ جک اکلس، میگوید: "دیشب که با ماشین میاومدیم خونه، احساس کردم یه جادهی صاف جلوی روم دهن باز کرده؛ تا قبل از اون انگار تو این عالم نبودم و برام فرقی نمیکرد از کدوم طرف میرم." (صفحهی 180) هری تنها پس از ترک همسرش است که میفهمد صرف فرار کردن برای مقابله با سرخوردگیاش از روزمرگی زندگی و آرزوی پیدا کردن آزادی، کمکی به او نخواهد کرد. همسر و پسرش را ترک میکند. به دیدن مربی قدیمی بسکتبالاش، مارتی توترو، میرود. توترو به او میگوید: "هرکاری قلبات بهت میگه، همون رو انجام بده. قلب، تنها راهنمای ماست." (صفحهی 47) آنگستروم کاری که قلباش دستور داده را انجام داده است. زندگی روزمرهاش را رها کرده تا دنبال شور و اشتیاق و امیال شخصیاش بگردد و دلیلی برایشان پیدا کند، و مهمتر از همه این که بههرحال، جستجوی هری برای آزادی، سمبل و نشانهای است از مبارزهی بزرگتر بشر برای پیدا کردن معنا و مفهوم در دنیایی که پُر از الزامات و مفاهیم غلط است. پدر خود هری اعتقاد دارد که زندگی خانوادگی و تعهدات برای هرکس بهترین چیز است و داشتن مسوولیت برای همهی انسانها ضروری است. او بهخاطر اینکه پسرش، همسر و زندگیاش را ترک کرده، بسیار ناامید و عصبانی است. "وقتی به کار این پسره فکر میکنم، انگار یکی دل و رودهمو میچلونه... اگه فقط دستام بهش برسه، حتی اگه شده به قیمت جونام، تیکهپارهاش میکنم." (صفحهی 141) این نشاندهندهی فشار اجتماعی خیلی زیادی است که افراد یک جامعه با آن روبهرو هستند و باید آن را با انتظاراتی که از آنها دارند مطابقت دهند. میل شخصی هری برای این مبارزه و تلاش، در رابطهاش با فاحشهای به اسم "روث" کاملا مشهود است. هری از روث میپرسد که چرا او را دوست دارد. "چون هنوز تسلیم نشدی. هنوز به روش احمقانهی خودت داری میجنگی." (صفحهی 80) "روش احمقانهی جنگیدن" هری علیه انتظارات جامعه، نشاندهندهی میل و اشتیاق محض او برای زندگی است. هری از این اشتیاق کاملا آگاه است. وقتی در اتاق انتظار بیمارستان، منتظر تولد دخترش است، احساس میکند "خوشحالی واقعیاش نردبانی است که سعی دارد از نوکاش باز هم بالاتر بپرد، چون میداند باید این کار را بکند." (صفحهی 174) هری همچنین از مسوولیتهایاش آگاه است. "کمکام کن، مسیح. منو ببخش. راه درست رو بهم نشون بده." (صفحهی 78) او به عواقب سنگین ترک همسر و مسوولیتهای خانوادهاش واقف است. بههرحال، پس از تولد دخترش ربکا، دوباره جنیس را ترک میکند. این موضوع باعث میشود جنیس به عیاشی و شرابخواری ادامه دهد و بهطور تصادفی نوزادش ربکا را غرق کند. بهنظر میرسد آپدایک با خلق شخصیت هری و نوع زندگی او، بهدنبال پاسخ به این سووال است که یک فرد تا چه حدی میتواند بهراستی آزاد باشد و امیال شخصیاش را دنبال کند، بدون اینکه به دیگران آسیب برساند. آپدایک دو بحث متفاوت را پیش میکشد، یکی از طریق کشیش جک اکلس و دیگری از طریق مارتی توترو. توترو او را محکوم نمیکند و تشویقاش میکند به صدای قلباش گوش دهد. کشیش به او میگوید: "حقیقت اینه که تو بهطرز وحشتناکی خودخواهی. تو آدم ترسویی هستی. اصلا برات مهم نیست که چه کاری درست و چه کاری غلطه. به هیچ چیز اعتقادی نداری و فقط دنبال غرایزت هستی." (صفحهی 115) کشیش سعی میکند به هری بگوید که آدم خودخواهی است، چون صرفا به دنبال امیال غریزیاش است. علاوه بر این، یکی دیگر از شخصیتها، که متصدی پمپبنزین است، در ابتدای رمان به هری خرگوش میگوید: "تنها راه برای رسیدن به جایی این است که قبل از رفتن، دقیقا بدانی به کجا میروی." (صفحهی 26) متصدی پمپبنزین معتقد است تنها راه برای به انجام رساندن هرچیزی در زندگی این است که یک برنامهی درست و بهدقت سنجیده شده را دنبال کنی. اعمال مربوط به میل "خودخواهیِ" هری برنامهریزی نشدهاند. آپدایک درستیِ یک برنامهی سنجیده و فکرشده را در مقابل اصرار بر دنبال کردن احساسات قلب، میسنجد و در ترازو قرار میدهد. اگرچه آپدایک هیچ پاسخ قطعی و مشخصی به این مسألهی مشکل نمیدهد، اما بهنظر میرسد اشاره به این دارد که درواقع همه چیز به تصمیم فرد بستگی دارد. "اگر خداوند بخواهد به فلاکت و رنج پایان بدهد، میتواند به راحتی فرارسیدن قیامت را اعلام کند." (صفحهی 146) این جمله که از زبان کشیش فریتس کروپنباخ، بیان میشود استدلال میکند که جامعه در جایگاهی نیست که دستورالعملهایی برای زندگی افراد تعیین کند و به آنها بگوید چه کارهایی باید انجام بدهند. (اگر خدا میخواست به عواقب تصمیمات فردی خاتمه دهد، این کار را میکرد.) تصمیمگیری در مورد دنبال کردن امیال شخصی یا انتظارات اجتماعی فقط و فقط در دست افراد است. اعمال، منجر به نتایج میشوند. هرکسی خودش باید مزیتها و معایب تصمیمهایاش را بسنجد. البته هری از هیچ طریقی نمیتوانست بداند که غیبت دوماش منجر به مرگ دخترش خواهد شد، اما باید گفت که قبل از هر عملی باید عواقب آن خیلی جدی بررسی شود. هری هرگز قادر نیست بین امیال و مسوولیتهایاش تعادل برقرار کند. از نظر جک اکلس، مشکل هری "عدم احساسات" نیست، بلکه "کثرت و غلظت مهارناپذیر آن" است. (صفحهی 146) این احساسات کنترلنشده شاید همان چیزی است که آپدایک میخواهد توجه خواننده را به آن جلب کند. هری آنگستروم نباید بهخاطر داشتن امیال فراوان مقصر شناخته شود. بههرحال ترک مسوولیت این قهرمان باید مورد پرسش قرار بگیرد. شاید تنها از طریق تحلیل رابطهی ظریف بین هوای نفس و احساس مسوولیت، بتوان فهمید جان آپدایک چه میخواهد بگوید. در طرح کلی داستان "فرار کن، خرگوش" میبینیم که هری خرگوش، پیوسته در حال فرار است. در ابتدای رمان، جنیس را ترک میکند و با فاحشهای به نام روث زندگی میکند. پس از تولد دخترش، از روث فرار میکند و به خانه برمیگردد. پس از مدت خیلی کوتاهی، دوباره از خانه فرار میکند. رمان با فرار هری از مراسم خاکسپاری دخترش، ربکای نوزاد، تمام میشود. "دستهایاش بالا میروند و باد را در گوشهایاش احساس میکند. ضربهی پاشنههایاش روی پیادهرو در ابتدا سنگین است، اما بعد انگار به واسطهی نوعی ترس شیرین و خواستنی، سبکتر، سریعتر و بیصداتر میشود، شروع به دویدن میکند، آری: میدود. فرار میکند." (صفحهی 264) همانطور که قبلا هم بحث شد، تضاد بین امیال نفسانی و مسوولیتهای زندگی باعث میشود هری نسبت به زندگیاش نامطمئن باشد. ترسی که هنگام فرار کردن حس میکند، همگام با حس واقعی آزادی است. هری فرار میکند، زیرا احساس آزادی میکند. بههرحال، ترس تن دادن به هر نوعی از انتظارات روزمرهی اجتماعی باعث میشود هری به فرار کردن از یک موقعیت به موقعیت دیگر ادامه دهد. هری خرگوش در مراسم خاکسپاری دخترش، "میخواهد با صدای بلند گریه کند، به نظر کار نادرستی است، همین که بچهی به آن کوچکی پیش مسوول کفن و دفن باشد، این که باید در کمال سادگی دفناش کنند، مثل جسم یک پرنده، در چالهای کوچک که در میان علفها کنده شده. اما به علامت تأیید سر تکان میدهد. احساس میکند دیگر هرگز در برابر هیچ چیز مقاومت نخواهد کرد." (صفحهی 233) زندگی بدون بار انتظارات اجتماعی، بسیار سادهتر خواهد شد. در عین حال، سپردن بیچونوچرای همه چیز به دست میل و هوس، عواقب جدی و اثرات شدیدی روی افراد دیگر خواهد داشت. مرگ ربکای کوچک، نتیجهی تضاد بین نفس و مسوولیت است. هری خرگوش به دنبال امیال شخصیاش رفت و از دیوارهای محدود کنندهی زندگی خانوادگی فرار کرد. فرار او از جنیس باعث افسردگی، حواسپرتی و اعتیاد او به مشروبات الکلی شد. جنیس میتوانست عکسالعملاش را نسبت به رفتن هری کنترل کند، اما این انتظار اجتماع که او باید همسر مطیعی باشد و نسبت به شوهرش وفادار بماند، باعث شد افسرده و دائمالخمر شود. او خودش را مقصر میدانست. همهی اینها باعث مرگ یک بچهی بیگناه شد. جان آپدایک در این رمان نشان میدهد که وقتی تضاد بین مسوولیتها و نفسانیات به نهایت خود میرسد، چه اتفاقی میتواند بیفتد. این همان نهایتی است که "فرار کن، خرگوش" میخواهد نسبت به آن هشدار بدهد. تصویری که آپدایک از هری آنگستروم میسازد، هیچ پاسخ سادهای برای این موضوع بینهایت پیچیده ارائه نمیدهد. بهجای آن، رمان تصویر مؤثری از زمانی را ارائه میدهد که به امیال و انتظارات اجازهی جنگیدن در دنیای واقعی داده میشود و نکات مثبت و منفی هر کدام را روشن میکند. آیا هدف از زندگی، آزادانه زندگی کردن و دنبال قلب خود رفتن است، یا مسوولیتها و تن دادن به آنها مهمتر و برتر است؟ بدون در نظر گرفتن جواب، مهم این است که عواقب تسلیم شدن به هر کدام از این راهها را کاملا بدانیم. وقتی که قلب و دنیا، هر دو با هم صدا میزنند، ذهن باید به هر دوی آنها گوش دهد. منبع ما-
- 1
-
-
زندگینامهی "جان آپدایک" برگردان از "ملیحه بهارلو" "جان آپدایک" (John Updike) در 18 مارچ 1932 در "ریدینگ" واقع در ایالت پنسیلوانیا بهدنیا آمد و سالهای اولیهی عمرش را نزدیک شیلینگتن گذراند، شهر کوچکی که پدرش در آنجا معلم علوم دبیرستان بود. منطقهی ریدینگ و فضای اطراف آن، جایی است که اکثر داستانهای آپدایک در آن اتفاق میافتند، بهعلاوهی دو شهر ساختگی "بلوئر" و "اولینگر" که در داستانهایاش در ریدینگ و شیلینگتن واقع هستند. آپدایک تنها فرزند خانواده بود. بیشتر دوران کودکیاش با زندگی در کنار پدربزرگ و مادربزرگ سپری شد. سپس وقتی سیزده سال داشت، به زادگاه مادرش رفتند و در خانهای که مادرش در آن بهدنیا آمده بود، زندگی کردند؛ یک خانهی روستایی که در زمینی به وسعت سی هکتار، نزدیک "پلاویل" در بیستکیلومتری شیلینگتن واقع بود. آپدایک در شیلینگتن به مدرسه رفت. در خانه، همیشه در حال خواندن داستانهای نویسندگان صاحبنام بود، بهخصوص داستانهای فکاهی و اسرارآمیز. مادرش که خود، عاشق نوشتن بود، او را تشویق به نوشتن و طراحی میکرد. در مدرسه از همهی همکلاسیهایاش جلوتر بود و در دبیرستان شیلینگتن دانشجوی ممتاز کلاساش شد. در سه سال اول بعد از دبیرستان، تابستانها بهعنوان نسخهبردار روزنامهی "ریدینگ ایگل" (Reading Eagle) مشغول به کار شد و در نهایت مسئول نوشتن تعدادی از داستانهای اصلی روزنامه شد. او موفق به دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه هاروارد شد و در آنجا به تحصیل در رشتهی ادبیات انگلیسی مشغول شد. هنگامی که دانشجوی دورهی لیسانس بود، برای مجلهی فکاهی "هاروارد لمپون" (Harvard Lampoon) داستان مینوشت و کاریکاتور میکشید و در سال آخر دانشگاه، مدیرمسئول مجله شد. قبل از فارغالتحصیلی با دوست و همکلاسیاش "مری ای. پنینگتن" (Mary E. Pennington) ازدواج کرد. او در سال 1954 بهعنوان دانشجوی ممتاز از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و در همان سال یک شعر و یکی از داستانهای کوتاهاش را به مجلهی نیویورکر فروخت. آپدایک و همسرش سال بعد از آن را در انگلستان گذراندند و در آنجا آپدایک در مدرسهی هنرهای زیبا و طراحی راسکین، واقع در شهر آکسفورد به ادامهی تحصیل پرداخت. زمانی که در انگلستان بودند، اولین دخترشان بهدنیا آمد. آپدایک در آن زمان، "ای. بی." (E. B.) و "کاترین وایت" (Katharine White) -نویسندگان آمریکایی که سردبیر نیویورکر بودند- را ملاقات کرد و آنها به او اصرار کردند که در مجله مشغول به کار شود. در بازگشت از انگلیس، در منهتن مستقر شد و به عنوان یکی از اعضای تحریریهی مجلهی نیویورکر مشغول به کار شد. حدود دو سال در مجله کار کرد و سرمقاله، نقد و داستان مینوشت. اما بعد از تولد پسرش در سال 1957، تصمیم گرفت خانوادهاش را که در حال رشد بود، به شهر کوچک ایپسویچ در ایالت ماساچوست ببرد. او به همکاریاش با نیویورکر ادامه داد و مصمم بود که خانوادهاش را تنها از طریق نوشتن تماموقت تأمین کند و تبدیل به یک کارمند حقوقبگیر نشود. سالهای زیادی با نیویورکر همکاری و رابطه داشت و بسیاری از اشعار، نقدهای ادبی، مقالات و داستانهای کوتاهاش آنجا چاپ شدند. همچنین تا آخر عمرش در ماساچوست زندگی کرد. اولین کتاب شعر آپدایک با عنوان "مرغ چوبی و دیگر جانوران اهلی" (The Carpentered Hen and Other Tame Creatures) توسط انتشارات "هارپر و برادران" در سال 1958 منتشر شد. وقتی ناشر از او خواست برای چاپ اولین رماناش با عنوان "نمایشگاه نوانخانه" (The Poorhouse Fair) آخر داستان را تغییر دهد، حاضر به این کار نشد و به انتشارت (Alfred A. Knopf) مراجعه کرد. اولین رماناش مورد استقبال مردم قرار گرفت و سپس با حمایت مالی از طرف بنیاد گوگنهایم، نوشتن رمان موفقترش با عنوان "فرار کن خرگوش" (Rabbit, Run) را شروع کرد. این رمان، یکی از خاطرهانگیزترین شخصیتهای آپدایک را معرفی کرد: ورزشکار متحجری با نام هری "ربیت" آنگسترام. مدیر انتشارات "Knopf" میترسید که توصیفات صریح او از ماجراهای جنسیِ ربیت باعث شود به علت وقاحت، تحت تعقیب قانونی قرار بگیرد و بنابراین تغییراتی در متن کتاب داد. کتاب، بدون هیچ عکسالعملی از طرف قانون، به طور گستردهای مورد استقبال عموم قرار گرفت. نسخهی اصلی و تغییرنیافتهی کتاب چند سال بعد در بریتانیا منتشر شد و در نتیجه، ناشران دیگر در چاپهای بعدی کتاب در آمریکا، منظور اصلی نویسنده را منعکس کردند. آپدایک بهعنوان نویسندهی برجستهی نسل خود، بیش از پیش مشهور شد. آپدایک پس از بهدنیا آمدن فرزند سوماش، دفتری را بالای یک رستوران در ایپسویچ اجاره کرد و شش روز در هفته به آنجا میرفت و هر روز صبح ساعات متوالی، مینشست و مینوشت و این برنامهای بود که بهشدت به آن پایبند بود. در سال 1963 برای رمان "سنتائور" (The Centaur) برندهی جایزهی ملی کتاب شد. دوران کودکیاش در پنسیلوانیا الهامبخش او برای نوشتن این کتاب بود. سال بعد از آن، در سن سیودوسالگی، به عضویت در انجمن ملی هنر و ادبیات انتخاب شد و بهعنوان جوانترین عضو منتخب آکادمی هنر و ادبیات آمریکا شناخته شد. به دعوت وزارت امور خارجهی آمریکا در برنامهی مبادلات فرهنگی آمریکا و روسیه، دیداری از کشورهای اروپای شرقی بهعمل آورد. در سال 1967 با پیوستن به "رابرت پن وارن" (Robert Penn Warren) و دیگر نویسندگان آمریکایی نامهای را امضا کرد که نویسندگان روس را وادار میکرد تا از انجمنهای فرهنگی یهودیان که توسط دولت شوروی مورد حمله قرار میگرفتند، دفاع کنند. در 1968 رمان "زوجها" (Couples) از او منتشر شد که بهخاطر تصویری که از روابط پیچیدهی زناشویی بین گروهی از زوجهای جوان در دهکدههای حومهی شهر میداد، یک تأثیر ملی از خود بهجا گذاشت و برای بیش از یک سال در فهرست کتابهای پرفروش قرار گرفت و یکی از کاور استوری (cover story)های مجلهی "تایم" را به خود اختصاص داد. آپدایک در "بک: یک کتاب" (Beck: A Book) که در 1970 منتشر شد، قهرمان جدیدی را معرفی کرد که یک رماننویس خیالی بهنام "هنری بک" بود و مثل "ربیت آنگسترام" قرار بود برای سالهای زیادی در داستانهایاش دوباره ظاهر شود. "ربیت آنگسترام" در "بازگشت خرگوش" (Rabbit Redux) (1971) دوباره ظاهر شد. در دههی 70، آپدایک بهعنوان سفیر فرهنگی ایالات متحده، به کشورهای مختلف سفر کرد و در سال 1974 به نویسندگانی چون "جان چیوِر" (John Cheever)، "آرتور میلر" (Arthur Miller)، و "ریچارد ویلبر" (Richard Wilbur) پیوست و طی نامهای از دولت شوروی خواستند دست از آزار و شکنجهی "الکساندر سولژنیتسین" (Alexander Solzhenitsyn) نویسندهی مخالف خود بردارد. آپدایک در 1974 همسرش مری را رها کرد و به بوستون نقل مکان کرد. در آنجا برای مدت کوتاهی در دانشگاه بوستون تدریس کرد. دو سال بعد، آنها رسما از هم جدا شدند و آپدایک در سال 1977 با "مارتا راگلس برنهارد" (Martha Ruggles Bernhrad) ازدواج کرد و با سه فرزند او به خانهی جدیدشان در جورج تاون در ایالت ماساچوست رفتند. کتاب "خرگوش پولدار است" (Rabbit Is Rich) در سال 1981 منتشر شد و جوایز بسیاری را کسب کرد که از آن جمله میتوان به جایزهی ادبی پولیتزر اشاره کرد. در سال 1983 یار دیگر آپدایک، "هری بِک"، در "بک بازمیگردد" (Beck Is Back) دوباره ظاهر شد و آپدایک، یک بار دیگر کاور استوری مجلهی تایم با موضوع "در پنجاهسالگی، همچنان در اوج" را به خود اختصاص داد. از بین رمانهای بین دههی 80 و 90 او میتوان به سهگانهی او اشاره کرد که در آنها داستان "نامهی اسکارلت" (Scarlet Letter) اثر نویسندهی آمریکایی، "ناتانیل هاثورن" (Nathaniel Hawthorne) را دوباره و از زاویهی دید سه کاراکتر مختلف تعریف میکند. این سهگانه شامل "یک ماه، یکشنبهها" (A Month of Sundays) (1975)، "حدیث راجر" (Roger's Version) (1986)، و "اس" (S) (1988) میباشند. او در سال 1991 برای بار دوم، جایزهی پولیتزر را برای رمان "خرگوش در تعطیلات" (Rabbit at Rest) دریافت کرد. آپدایک سومین آمریکایی بود که در زمینهی ادبیات داستانی، دو بار برندهی جایزهی پولیتزر شد. آپدایک در یک مقالهی اتوبیوگرافی، بهطور عمده از ***، هنر و مذهب بهعنوان "سه راز بزرگ" در تجربیات بشر نام برد. همچنین نوشتههایاش در همهی ژانرها، یک نوع شیفتگی نسبت به مسائل فلسفی را نشان داده است. در سال 1997 کتاب "به سوی آخر زمان" (Toward the End of Time) منتشر شد و او جایزهی "کامپیون" (Campion Award) را از "مجلهی جزیوییت آمریکا" (Jesuit magazine America) بهعنوان "شخصیت ادبی برجستهی دین مسیحیت" دریافت کرد. او در طول زندگیاش چندین نشان و مدال افتخار در حوزهی هنر و ادبیات کسب کرد که از آن جمله میتوان به "نشان ملی هنر" اشاره کرد که در سال 1989 از رئیسجمهور جورج دابلیو. بوش طی مراسمی در کاخ سفید دریافت کرد. همچنین در سال 2003، رئیسجمهور بوش، "نشان ملی انسانیت" را به او اهدا کرد. او یکی از معدود آمریکاییهایی است که این دو افتخار را کسب کرده است. در همان سال، مجموعهی بزرگی از او با عنوان "داستانهای اولیه، 1975-1953" (The Early Stories, 1953-1975) منتشر شد. جان آپدایک سالهای آخر عمرش را در "بِورلی فارمز" در ماساچوست گذراند. در همان گوشه از نیوانگلند که مکان وقوع بسیاری از داستانهایاش است. آخرین کتاباش "پنجرههای ایستویک" (The Windows of Eastwick) بود که در سال 2008 نوشته شد و دنبالهی رمانی بود با عنوان "ساحرههای ایستویک" (The Witches of Eastwick) که در سال 1984 نوشته بود. او یک سال بعد، در 27 ژانویهی 2009 در سن 76 سالگی تسلیم سرطان ریه شد. منبع
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
رایج ترین نوع بروشور در دنیا بروشورهای دو لت است (یک بروشور تک صفحه ای که هر دو طرف ان چاپ شده و به یک تا می خورد). یک بروشور دو لت دارای 4 پنل است، در هر طرف دو پنل، در حالی که بروشور سه لت دارای 6 پنل است (در هر رو سه پنل قرار دارد). از انواع دیگر بروشور، بروشور با تای Z، بروشور C و ... . صفحات بزرگ تر، مثل بروشورهایی با جزییات بیشتر، مثل بروشورهایی که دارای نقشه و یا عکس های بزرگ هستند، دارای 4، 5 و یا 6 پنل هستند. امروز قصد داریم 15 نمونه از جالب ترین طراحی های بروشور را برای شما به نمایش بگذاریم که در عین زیبایی و جذابیت منبع الهام بخش مناسبی برای کسب ایده های جدید نیز خواهد بود. منبع
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
سه روش برای آسان و راحتتر کردن استفاده از ویندوز ۸
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مایکروسافت
ممکن است برخی از شما در برخورد اول با ویندوز ۸ کمی سردرگم شوید چون بهنظر میرسد هیچ چیز سرجای خودش نیست و خب حق هم دارید چرا که ظاهر آن کاملا متفاوت از نسخههای قبلی ویندوز شده است. در اینجا روشهایی را یادآور میشویم که کارهای روزمره شما را راحتتر خواهد کرد: دسترسی سریع و آسان به تمام تنظیمات در ویندوز ۸ یکی از کارهای تقریبا سخت در ویندوز ۸ پیدا کردن مکان قرارگیری همه تنظیمات این ویندوز است. در اینجا روشی بیان خواهیمکرد که به شما کمک میکند همه تنظیمات را یکجا و کنار هم داشته باشید: - به صفحه اصلی ویندوز بروید. - در قسمتی خالی از صفحه کلیک راست کنید. - New-Folder را انتخاب کنید. - نام این پوشه جدید ساختهشده را به این صورت قرار دهید(میتوانید از همینجا کپی کنید) All Settings .{ED7BA470-8E54-465E-825C-99712043E01C} - وقتی این پوشه را بازکنید به لیست کامل تنظیمات دسترسی خواهیدداشت. نکته اینکه این امکان در ویندوز ۷ هم قابل استفاده است و در بعضی مطالب به نام God Mode از آن یاد میشود. خاموش کردن سریع ویندوز ۸ خاموش کردن ویندوز ۸ به طور معمول شامل چندین مرحله میشود. برای انجام این کار ابتدا باید به نوارجادویی بروید، سپس برروی تنظیمات کلیک کنید، سپس برروی Power کلیک کنید و بعد گزینه Shut down را انتخاب کنید. دراینجا روشی برای ایجاد میانبر خواهیم گفت که شما را از انجام این چهار مرحله بینیاز خواهد کرد : - ابتدا به دسکتاپ بروید. - روی قسمتی خالی کلیک راست کنید. - گزینه New-Shortcut را انتخاب کنید. - به خطی که با نام “Type the location of the item…” مشخصشده است بروید. - این عبارت را وار کنید : shutdown.exe -s -t ۰ (دقت کنید که کاراکتر آخر عدد صفر است). - بر روی Next کلیک کنید. - نامی مانند Shutdown را تایپ کنید. - برروی Finish کلیک کنید. وقتی که میانبر ایجاد شد میتوانید آن را به نوار ابزار اضافه کنید : - برروی شورتکات کلیک راست کنید. - برروی گزینه “Pin to Taskbar” کلیک کنید. در اینجا منظور از استارت، صفحه شروع است. یک کپی از شورتکات ایجاد شده را داخل کاشیهای موجود در رابط کاربری مترو قرار دهید. قرار دادن پوشهها و برنامههای پُراستفاده در صفحه اصلی دسکتاپ پیشفرض در ویندوز ۸ بیش از حد ساده است. اگر میخواهید دسترسی به قابلیتهای پُرکاربرد، آماده و در دسترس شما باشد این روش را امتحان کنید: - به دسکتاپ بروید. - به روی ناحیهای خالی از دسکتاپ کلیک راست کنید. - گزینه “Personalize” را انتخاب کنید. - در قسمت بالا سمت چپ پنجره محاورهای باز شده برروی “Change desktop icons” کلیک کنید (همانطورکه در شکل نمایش داده شده است.) - در پنجره بازشده در کنار آیکنهایی که به آنها برروی صفحه اصلی نیازدارید تیک بزنید. به عنوان مثال کنترل پنل یکی از مواردی است که به آن همیشه نیاز داریم. - برروی OK کلیک کنید و پنجره را ببندید. خب، باهم روشهایی برای آسانتر کردن کار با ویندوز ۸ را انجام دادیم، اگر شما هم روشی دارید، در قسمت کامنتها با ما در میان بگذارید. اگر تاکنون ویندوز ۸ را نصب و استفاده نکردهاید پیشنهاد میدهم برای پیوستن به ویندوز هشتیها از لینکهای مطمئن زیر استفاده کنید. منبع-
- 1
-
-
راهنمای خرید دوربین عکاسی: هر آنچه باید قبل از خرید دوربین بدانید
moein.s پاسخی برای moein.s ارسال کرد در موضوع : مباحث اموزشی
انواع دوربین: دوربینها انواع متفاوتی دارند و در خانوادههای مختلفی دسته بندی میشوند. عمومیترین نوع دوربینها که در این مقاله نیز به معرفی آنها پرداخته شده است، دوربینهای به کار رفته در اسمارتفونها، POINT-AND-SHOOT و DSLR هستند. CAMERAPHONE POINT-AND-SHOOT SUPERZOOM MIRRORLESS FULL-FRAME دوربینهای موبایل: هدف اصلی دوربینهای موبایل کیفیت نیست و دلیل آن هم ساده است. اکثریت نیاز افراد به عکاسی با دوربین موبایل، ثبت تصاویر با سرعت بالا و نهایتا اشتراک گذاری سریع آن در دنیای وب است. بنابراین در اینجا چندان حرفی از کیفیت نمیآید و کسی هم از این موضوع شکایتی ندارد. در کنار این مورد، تنها قابلیتهایی که میتوان اندکی عکسبرداری با دوربینها را بهبود بخشید میتوان به نرم افزارهای عکاسی اشاره نمود. POINT-AND-SHOOT مزایا: استفاده آسان، ارزان قیمت، حمل جیبی و امکانات اتوماتیک برای عکسبرداری در شرایط گوناگون بدون تنظیم دستی معایب: عدم وجود کنترل دستی روی دوربین و تنظیمات عکسبرداری، کیفیت عکس معمولیست، کیفیت پایین در نور کم و مغرور به تعداد مگاپیکسلها P&S ها دوربینهایی ارزان قیمت، کوچک به همراه کاربردی آسان هستند. همانطور که از نام آنها نیز پیداست برای عکاسی با این دوربینها کافی است که آنها را از جیب خارج نموده و با دیدن منظره مورد نظر دکمه را فشار دهید. تمام! عکس شما حاضر است. تولید کنندگان این ذوربینها می دانند که کاربران این محصولات، همه چیز را به حالت اتوماتیک دوست دارند و حتی سری به بخش تنظیمات نخواهند زد و نگران Aperture و سرعت شاتر نیستند. این دوربینها همه چیز را به صورت اتوماتیک برای افراد انجام میدهند و کیفیت قابل قبولی هم دارند. اما اگر دوست دارید عکسهای بهتری بگیرید و کمی در دوربین خود جستجویی داشته باشید با منوهایی با چینش نامناسب و امکانات کم روبرو خواهید شد که شاید کمی برایتان دلسرد کننده باشد. در انتخاب P&S دستتان باز خواهد بود. گزینههایی همچون GPS گرفته تا تنظیمات بیشتر و زومهای نیرومند یا صفحهنمایشهای لمسی برای کاربران این دوربینها قرار داده شده است. بخش برنامههای این دوربینها نیز با امکاناتی برای بهتر کردن عکسها و استفاده از افکتها کاربری این دوربینها را به همراه کیفیت بهتر امکان پذیر نموده است. بنابراین توصیه میکنیم که اگر شما تنها میخواهید عکس بگیرید و کاری به کیفیت ندارید، بهترین انتخاب شما یک دوربین P&S معمولی خواهد بود. اگر کمی دوست دارید عکاسی بهتری داشته باشید و البته زیاد هم با مدلهای DSLR ارتباط برقرار نمیکنید و کار با آنها برایتان مشکل است، مدلهای گران قیمتتر و حرفهایتری از این خانواده نیز پیدا میشوند که از ویژگیهای آنها میتوان به عکسبرداری بهتر، کیفیت بالاتر و امکانات بیشتر در عکسبرداری اشاره نمود. DSLR مزایا: عکسهای با شکوه، فیلمبرداری عالی و عکسبرداری در نور پایین، شاتر بدون تاخیر، لنزهای متفاوت و قابل تغییر و کنترل دستی فوکوس معایب: قیمت زیاد، حمل و نقل مشکل و پیچیدگی استفاده در بعضی مدلها برای کاربران معمولی دوربینهای Digital Single Lens Reflex یا به اختصار DSLR برای کسانی مناسب است که دوست دارند بهترین عکسها را با کنترل کامل روی تنظیمات عکس داشته باشند. نامگذاری این دوربینها به علت سیستم آینههای به کار رفته در آنهاست که به شما امکان میدهد هنگام عکسبرداری از طریق لنز مناظر را مشاهده کرده و بعد جلو و رفتن روی عکس، تصاویر بهتری داشته باشید. این جلو و رفتن را اصطلاحا reflex میگویند. خرید این دوربینها به معنی دست باز در استفاده از اتوفوکوس و View Finder است و شما میتوانید به بهشتی از لنزهای متنوع وارد شوید. دوربینهای این خانواده بر قطار وسیعی از کیفیت، قیمت و امکانات سوار هستند و دست شما با توجه به بودجه مورد نظرتان کاملا باز است. همچنین لوازم جانبی و امکانات دیگر این دوربینها برای کسانی که عکاسی را به صورت حرفهای دنبال میکنند بدون شک مهم خواهد بود. در صورتی که میخواهید عکاسی را حرفهای تر و کمی هم پیچیدهتر دنبال کنید، این خانواده را فراموش نکنید. واژه نامه: در صورتی که شما هم تاکنون در حرفه عکاسی قدم نگذاشته باشید، شاید تعدادی از اصطلاحات این مقاله را برای اولین بار شنیده باشید، به همین خاطر تعدادی از آنها را به همراه توضیح کوتاهی جمع نمودهایم. Shutter Speed: مدت زمانی که شاتر باز میماند. Aperture: مقدار نور عبوری از لنز. ISO: حساسیت دوربین به این نور چقدر باشد. Motion Blur: هاله و سایه رنگی ایجاد شده در هنگام عکسبرداری از اجسام متحرک. Red-Eye: ایجاد رنگ قرمز در مردمک چشمها در هنگام عکسبرداری از افراد. Sharpness: ارائه تفاوت روشنی از رنگها و لبهها هنگامی که عکسها از فاصله بسیار نزدیک و به صورت پیکسلی تماشا میشوند. Focus: تمرکز کردن و برجسته کردن بخشی از تصویر با کمک مات و بلوری کردن بخشهای دیگر. Sensor: بخش حساس به نور در دوربین عکاسی که با ثبت نور روی آنها عکس پدید میاید. IMAGE STABILIZATION: تکنولوژی تثبیت عکس به کمک از بین بردن لرزش دستها WHITE BALANCE: تنظیم کردن رنگ سفید در نورهای متفاوت POINT-AND-SHOOT: نوعی دوربین عکاسی با قابلیتهای آسان DSLR: نوعی دوربین عکاسی با قابلیتهای حرفهای Reflex: جلو و عقب رفتن در هنگام عکسبرداری در دوربینهای DLSR SUPERZOOM: نوعی دوربین با قدرت زوم بسیار بالا. MIRRORLESS:نوعی دوربین مشابه با خانواده DLSR. FULL-FRAME: نوعی دوربین با سنسورهای بزرگ و امکانات حرفهای جهت فیلمبرداری و عکسبرداری. Zoom: به معنای نزدیک شدن بدون جابجایی دوربین به صورت فیزیکی است. فاصله کانونی: یکی از ویژگیهای دوربینهای عکاسی که در بزرگنمایی تصاویر نقش بسزایی دارد و به صورت میلیمتری بیان میشود. منابع: The Verge: Buying a Camera Wikipedia Tech Hive: How To Buy A Digital Camera Digital Photography School: How To Buy a Digital Camera منبع ما- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
راهنمای خرید دوربین عکاسی: هر آنچه باید قبل از خرید دوربین بدانید
moein.s پاسخی برای moein.s ارسال کرد در موضوع : مباحث اموزشی
دیافراگم: یکی از مشخصههای مهم در دوربینهای عکاسی است که با حرف f و عددی در کنار آن مشخص میشود. در اکثر دوربینهای عکاسی، قابلیت تنظیم میزان باز یا بسته شدن لنزها توسط یک سختافزار داخلی به نام دیافراگم وجود دارد. همراه با بیشتر باز کردن روزنه لنز، شما نور بیشتری دریافت میکنید و میتوانید منظره بیشتری از محیط را ثبت کنید. با کاهش روزنه لنز و در نتیجه دریافت نور و اشعه کمتر نیز، قسمتهای کوچکتر و باریکتر را با نور بیشتر ثبت کنید.این حالت که همانند فوکوس کردن روی بخش خاصی از تصویر است را میتوانید در عکس مشاهده نمایید. هر چه عدد f بالاتر میرود، نور کمتری از محیط دریافت میشود و تصاویر سیاهتری ثبت میشوند. در طرف دیگر، پایین بودن عدد f سبب ایجاد روزنه بیشتر در لنز و دریافت نور بیشتر است. بدین ترتیب در هنگام عکسبرداری شما اشعههای نور بسیار زیادی را از اطراف دریافت میکنید که سبب میشود که اشیای اطراف یا پشت جسم مورد نظر شما به صورت بلوری و مات دیده شود. البته این اتفاق، خود یکی از تکنیکهای عکاسی است که سبب هدایت چشم بیننده به سوی جسم مورد نظر میشود. اما در صورتی که بخواهید همه منظره را به صورت شفاف داشته باشید با این قابلیت به مشکل برخورد خواهید نمود. همانطور که در تصویر نیز دیده میشود، باز شدن زیاد روزنه در دوربین باعث ایجاد هالهای خاکستری و مات شدن بخشهایی که روی آنها فوکوس نشده است میشود. همچنین ارسال نور بیشتر به بخشی که روی آن فوکوس شده است سبب ایجاد عمق بیشتر و کیفیت بهتر در آنهاست. خلاصه: دوربینهایی با Aperture پایینتر، تصاویر با نور بیشتری تهیه میکنند. سرعت شاتر: سرعت شاتر همچون شاه کلیدیست که کیفیت نهایی و زیبایی هر عکسی را دگرگون میکند. سرعت شاتر، مدت زمانی که لنز به جمع اوری نور میپردازد را بیان میکند و به نوعی میزان نوری که در عکسها جذب میشود، را کنترل میکند. واحد بیان این ویژگی، به صورت کسری از ثانیه است. برای مثال، سرعت شاتر ۱/۱۲۵ به معنای باز شدن شاتر در یک صد و بیست و پنجم ثانیه است. بالا بودن سرعت شاتر به معنای مدت زمان کمتر در جذب نور توسط لنز و بنابراین جلوگیری از ایجاد تصاویر مات و بلوری در عکسبرداری از اجسام در حال حرکت است. در طرف دیگر، سرعت شاتر کمتر به معنای جذب نور بیشتر و امکان ایجاد تصاویر مات در عکسبرداری از اجسام متحرک است. البته، بدون شک شما همیشه به دنبال عکسبرداری از اجسام سریع و متحرک نیستید که نگران ایجاد تصاویر مات و بلوری باشید. همچنین گاهی شاید بدتان هم نیاید تا تصویر ماتی از یک بزرگراه پر رفت و آمد را به صورت مات تماشا کنید یا آبهای جوشان را به صورت دودهای مات ببینید. کاری که عکسبرداران حرفهای در ایجاد تصاویر خارقالعادهای که هر روزه در پشت زمینه کامپیوترهایتان دیده میشود با همین تکنیک ساده ایجاد شده است. دیگر ویژگیهای مهم در دوربین عکسبرداری حالا که با اصلیترین ویژگیهایی که در خرید دوربین عکاسی باید به آنها توجه نمود آشنا شدهایم، وقت آن رسیده است که با دیگر ویژگیهای مورد نیاز در خرید دوربین آشنا شویم. این ویژگیها عبارتند از: Lens Sharpness: شارپ بودن لنز Sensor Size: اندازه سنسورهای حساس به نور Mega Pixels: مگاپیکسلها Zoom: بزرگنمایی IMAGE STABILIZATION: تثبیت عکس WHITE BALANCE: بالانس کردن رنگ سفید VIDEO CAPABILITIES: قدرت فیلمبرداری شارپ بودن لنز اغلب افراد ماهر در حرفه عکاسی، لنز را به عنوان یکی از مهمترین عوامل تعیین کیفیت عکس به شما معرفی میکنند. شما میتوانید بهترین تنظیمات را برای ایجاد عکسی فوقالعاده تنظیم نمایید، اما بدون تکه شیشههایی که به صورت حقیقی شارپ باشند و بتوانند نور را از خود عبور دهند، نمیتوانید تصاویر ایده عالی داشته باشید. تفاوت بین عکسهای شارپ و دارای تیزی در اجزای تصویر با تصاویر به اصطلاح نرم که اجزای تصویر به میزان کافی شارپ نیستند تنها به یک مولفه باز میگردد. تصاویر شارپ، تفاوت روشنی از رنگها و لبهها هنگامی که از فاصله بسیار نزدیک و به صورت پیکسلی تماشا میشوند، ارائه میدهد. متاسفانه، تاکنون کسی معیار سادهای که قابل استفاده عموم باشد را برای تعیین میزان کیفیت لنزها معین ننموده است، بنابراین شما نمیتوانید با مراجعه به فروشگاه لنز دلخواه خود را سفارش دهید. بخشی از مشکل اینجاست که میزان کیفیت یک لنز به دو عامل بزرگنمایی (زوم) و Aperture بستگی دارد. همانطور که پیش از این هم ذکر شد، شناسایی لنزها کار سادهای نیست. اما برای اطمینان از انتخاب لنز مناسب، بهتر است به این نکات توجه ویژهای داشته باشید: جنس به کار رفته در تولید لنز: در تولید بخشهای داخلی و خارجی لنز دوربینهای گران قیمت و حرفهای از شیشه واقعی استفاده میشود. در دوربینهای DSLR و ارزان قیمتتر، لنزهای پلاستیکی به کار میروند که در مقایسه نتایج عکاسی شما با لنزهای شیشهای تفاوت مشهودی دیده میشود. البته لنزهای پلاستیکی خیلی مرغوبی نیز وجود دارند که برای جلوگیری در سردرگمی در این رابطه، بهتر است به وزن و احساسی که در جابجایی آن دست میدهد دقت بیشتری صرف نمایید. یکی دیگر از مواردی که در لنزهای بسیار خوب دیده میشود، استفاده از فاصله کانونی به همراه زوم و بزرگنمایی است که سبب ایجاد تصاویر بسیار بهتر و کاربرد سادهتری میشود. برای مثال لنزهای با فاصله کانونی ۲۴ میلیمتر، ۵۰ میلیمتر، ۸۰ میلیمتر و ... که در ادامه بیشتر به آنها میپردازیم. اندازه سنسور: یکی از قوانین عکسبرداری گویای آن است که سنسورهای بزرگتر تصاویر بهتری میگیرد. این موضوع بر پایه موضوع سادهای بنا شده است: با ایجاد محیط حساس به نور بزرگتر، نور بیشتری را میتوان دریافت نمود. یکی از مثالهای کیفیت بالای عکس به کمک سنسور بزگتر میتوان به دوربین ۱/۱.۸۳ اینچی نوکیا N8 اشاره نمود. دوربینهایی که با نام "فولفریم" شناخته میشوند، اعتبار نام خود را وامدار بزرگی سایز سنسورهای خود هستند. سایزهایی همچون ۳۵ اینچی که مناسب و دل پسند حرفهایهاست. مگاپیکسلها: به هر یک میلیون پیکسل، یک مگاپیکسل گفته میشود. بنابراین اینکه دوربین ۱۰ مگاپیکسلی شما بتواند ۱۰ میلیون پیکسل را در عکس ذخیره نماید، موضوع چندان مهمی نیست. اجازه دهید کمی بیشتر به درون پیکسلها شیرجه بزنیم. مگاپیکسلها در حقیقت نشان میدهند که دوربین شما تا چه اندازه میتواند تصاویر بزرگتری را بدون تغییرات دیجیتالی ذخیره کند. همین و بس! بنابراین مطمئن باشید که بالا رفتن تعداد مگاپیکسلهای شما، هیچ ضمانتی در کیفیت عکسبرداری نهایی شما نخواهد داشت، چرا که مگاپیکسلها تنها تعداد پیکسلهای ثبت شده توسط دوربین شما را نمایش میدهند. اگر بخواهیم موضوع مگاپیکسلها را روشنتر نماییم بهتر است اینطور بگوییم که اغلب افراد نیازی به تصاویری با اندازه غول پیکر ندارند، چرا که اکثریت عکسها بر روی صفحههای نمایش موبایل و تلویزیونها به نمایش در میآید و یا بر روی صفحات مشخص و در قطع نه چندان بزرگ چاپ میشود. اما در صورتی که عکسهای شما برای بیلبوردهای تبلیغاتیست یا با نمایش عکسهای غول پیکر سر و کار دارید، پس تا هر مقدار که میتوانید مگاپیکسلهای خود را افزایش دهید. اما در صورتی که عکاسی شما خارج از این موارد است، به موضوعات دیگر به جای تعداد مگاپیکسلها بپردازید. بزرگنمایی: زوم به معنای نزدیک شدن بدون جابجایی دوربین به صورت فیزیکی است. بسیاری از ما زوم یا بزرگنمایی را مفهوم سادهای میدانیم و تنها به بزرگی عدد همراه X نگاه میکنیم. اما موضوع اینجاست که توجه به این عدد به تنهایی کارساز نیست و توجه به فاصله کانونی از اهمیت بسزایی در خرید دوربین بهره میبرد. برای مثال، دوربینی که از فاصله کانونی ۲۸ میلیمتر شروع میشود و قدرت بزرگنمایی ۱۰ برابر یا x10 دارد به نسبت دوربینی که همین قدرت بزرگنمایی را دارد ولی از ۲۴ میلیمتر آغاز میشود، توانایی نزدیک شدن بیشتری را دارد. در طرف دیگر، همین دوربین (۲۸ میلیمتر) با قدرت نزدیک شدن بیشتر، محیط کوچکتری را در حالت zoom Out یا کوچکنمایی در مقایسه با ۲۴ میلیمتری به نمایش در میآورد. بنابراین اگر میخواهید تا حد ممکن به مناظر درون تصویرتان نزدیک شوید، به سراغ دوربینی بروید که علاوه بر قدرت بزرگنمایی یا X بیشتر، از فاصله کانونی بیشتری نیز بهرهمند باشد. البته این تنها یک روی قضیه است، در نظر داشته باشید که دوربینهایی با قدرت زوم بالا، معمولا از نظر نگه داری کیفیت عکس در حالت زوم چندان موفق نیستند، بنابراین ثبت تصاویر شارپ با این دوربینها در حالت زوم، در حال حاضر امکان پذیر نیست. همچنین هیچ تولیدکننده لنزی به شما قول ایجاد تصاویری با کیفیت بالا در حالت بزرگنمایی را نمیدهد. بنابراین این موضوع را در ذهن داشته باشید که عکسبرداری با بالاترین کیفیتی که در حالت معمولی دارید در حالت بزرگنمایی امکان پذیر نیست. بزرگنمایی دیجیتال: در حق خود لطفی کنید و از خیر تکنولوژیهای تبلیغاتی و تجاری " زوم دیجیتال" بگذرید. به جای استفاده از این قابلیت که یا تنها اندازه تصاویر را افزایش میدهد یا توسط بخشی از لنز عکس میگیرد و سبب کاهش کیفیت تصویر میشود، میتوانید از برنامههای ویرایش عکس کامپیوتر برای تغییر اندازه عکس استفاده کنید. سیستم ضد لرزش: این ویژگی، با از بین بردن تاثیر لرزشهای دست و حرکتهای عکاس، سبب ایجاد تصویری ثابت و بدون Motion Blur که ناشی از حرکت است میشود. از نمونههای این ویژگی میتوان به Vibration Reduction دوربینهای شرکت Nikon اشاره نمود که با از بین بردن اثر لرزشهای دست شما سبب میشود تا تصاویری بدون Motion Blur داشته باشید. این قابلیت در دوربینهای شرکتهای مختلف نامهای متفاوتی دارد. برای مثال در دوربینهای شرکت Canon با نام Optical Image Stabilizer و در دوربینهای پاناسونیک MegaOIS نامیده میشود. قابلیت فیلمبرداری: تا چند سال پیش، فیلمبرداری و ویدیو در دوربینها به عنوان عضوی نو ظهور به حساب میآمد، اما امروزه کیفیت HD یک استاندارد محسوب میشود. بهتر است در این بخش، از دامهای تبلیغاتی شرکتها دوری نمایید. برای مثال در حالی که استفاده از دوربینهایی که زوم و فوکوس را در حین فیلمبرداری قفل میکنند، دست شما را در انتخاب کردن بسته میگذارد به عنوان ویژگی مثبت در دوربینها از آنها یاد میشود. فوکوس اتوماتیک نیز از این قاعده مستثنی نیستند. چرا که فوکوسهای اتوماتیک نیز چندان کاربردی نیستند و معمولا دروبینها در این حالت در پیدا کردن آنچه شما به دنبال فیلمبرداری از آن هستید سرگشته میشوند. دوربینهای با سنسورهای بزرگ در فیلمبرداری مراحل مشکلتری را به نسبت دوربینهای معمولی Point And Shoot طی میکنند و البته نتایج متفاوتتری را نیز به نمایش میاورند. نتایجی که با انتخابهایی همچون مکانیسمهای متفاوت فوکوس و زوم مکانیکی و انتخابی نتیجه متفاوت و بهتری ارائه میکنند. این دوربینها اغلب در کنار لنز خود میکروفون دارند و امکان دسترسی به افکتهای سینمایی که در دوربینهای معمولی دیجیتال امکان استفاده از آنها نیست را به ارمغان میآورند. تراز سفیدی بدون شک به زردی تصاویری که توسط عکاسان معمولی گرفته میشود دقت کردهاید. این موضوع از آنجا ناشی میشود که اغلب ما در هنگام عکسبرداری " بالانس رنگ سفید" را در حالت اتوماتیک قرار میدهیم و بقیه کار را به دوربین واگذار مینماییم. در این مورد، دوربینها اندکی کند ذهن هستند. در صورتی که شما به آنها نگویید که در نور زیاد در حال عکسبرداری هستید، در حالی که تمامی رنگها به علت میزان کافی نور از پیش بالانس شدهاند، آنها به بالانس کردن دوباره رنگها میپردازند. اکثریت دوربینهای امروزی قابلیت بالانس کردن رنگها در نور مصنوعی را دارا هستند و دوربینهای حرفهایتر قابلیت تنظیم کردن این بالانس و ایجاد بالانس دلخواه را نیز به کاربر میدهند.- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
راهنمای خرید دوربین عکاسی: هر آنچه باید قبل از خرید دوربین بدانید
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مباحث اموزشی
مدتی پیش بود که در خبرها درباره دوربین عکاسی جستجو میکردم. مواجهه با اصطلاحات گوناگونی که نقد و بررسیهای این دستگاههای دیجیتالی را در بر میگرفت، ما را به این واداشت تا با جستجو در مقالات عکاسی، راهنمای خرید یک دوربین عکاسی مناسب را به رشته تحریر در آوریم. اگر مایل هستید که با زبانی ساده به خرید دوربین عکاسی بپردازید، با ما همراه شوید. من چه میخواهم؟ قبل از رفتن به فروشگاه، یکبار دیگر نیازهایتان را به دوربین عکاسی معین کنید. پاسخ دادن به این سوالها خرید بهتر را برای شما میسر خواهد ساخت: چه نوع عکاسی را مد نظر دارید؟ (عکاسی از مناظر طبیعت، عکاسی از چهرهها و ...) اغلب در چه محیطی به عکاسی میپردازید؟ (کم نور، پرنور، محیطهای داخلی یا خارجی) بودجه شما چقدر است؟ تا چه حد در زمینه عکاسی میخواهید پیشرفت کنید؟ آیا عکاس حرفهای هستید یا کاربر معمولی؟ مثلث اصلی یک عکاسی حرفهای: ISO ،Shutter Speed و Aperture قبل از شروع راهنما، بد نیست که کمی بیشتر با اصطلاحات اصلی عکاسی آشنا شویم. روشی که تمامی دوربینهای عکاسی قدیمی و جدید از آنها استفاده میکنند، هدایت نور است. در واقع دوربینها، به کمک لنز، نور دریافتی از محیط را به روی مادهای که به نور حساس است منتقل میکنند و سبب پدیدار شدن عکسها میگردند. حال، این ماده حساس به نور میتواند فیلمهای قدیمی دوربین عکاسی باشد یا سنسورهای الکترونیکی به کار رفته در دوربینهای دیجیتال. در واقع طی این فرآیند شاتر یا دیافراگمی که روبروی سطح حساس به نور قرار دارد، باز و بسته میشود و با انتقال نور، عکس را پدید میآورد. مدت زمانی که شاتر باز میماند (سرعت شاتر یا Shutter Speed)، میزان حساسیت سنسورهای دیجیتال که نور را دریافت میکنند (ISO) و مقدار نور عبوری از لنز (Aperture یا روزنه) اصلیترین نقش را در نتیجه عکاسی شما ایفا مینمایند. نور و تاریکی: دو قطب بزرگ عکسبرداری حال که میدانیم دوربینها در طی فرآیند ثبت تصاویر، تنها نور را دریافت میکنند، پس تعجبی ندارد که تصاویری که در نور زیاد گرفته میشوند کیفیت بسیار بهتری نسبت به تصاویری که با نور اندک گرفته میشوند، دارند. در نورهای پایین، دوربین عکاسی باید با افزایش زمان باز بودن شاتر که سبب ایجاد Motion Blur میشود و همچنین افزایش ISO تصاویر مورد نظر را تولید کند. اینجاست که نور سفید معروف به کمک کاربران میآید. فلاش یا نور سفیدی که در هنگام عکسبرداری در نورهای پایین ایجاد میشود، همزمان با باز شدن شاتر روشن میشود و با ایجاد نور مصنوعی در محیط، تصویر برداری را در مکان بدون نور ممکن میسازد. البته این نور سفید گاهی مشکلات زیادی دارد. برای مثال شما نیز طعم مشکلات فلاش همچون سفید شدن کامل عکس یا مشکل Red-Eye را در عکسبرداری از فاصله نزدیک به جسم چشیدهاید. اگر قصد ورود به دنیای عکاسی دیجیتال را دارید، بهتر است قبل از هر چیز به سه مورد زیر در خرید دوربین توجه نمایید: ISO Aperture Shutter Speed این سه مورد که در تعامل با یکدیگر عمل میکنند سه رکن اصلی دوربینهای عکاسی را شامل میگردند و در صورتی که تنها بتوانید این این سه گزینه را به صورت مناسب در کنترل خود بگیرید، عکسبرداری لذت بخشی را تجربه خواهید نمود. پس یک بار دیگر معنای این سه مورد مهم را با هم مرور میکنیم: چه مقدار نور به سمت دوربین پخش شود (Aperture) حساسیت دوربین به این نور چقدر باشد (ISO) تا چه مدت این افشاندن نور ادامه پیدا نماید(Shutter Speed) ISO: این خصیصه که توسط موسسه جهانی استاندارد سازی یا International Organization for Standardization ایجاد شده است، اختلاف حساسیت سنسور دوربین شما نسبت به یک مقدار استاندارد نمایش میدهد. بالا رفتن میزان ISO به معنی تصاویر روشنتر است که طی فرآیند دریافت نور به صورت دیجیتالی افزایش پیدا ميکند. البته این فرآیند همیشه، به خصوص در نور کم، کارآیی چندان مناسبی ندارد و گاهی به صورت اختلال در رنگها و ایجاد نویز در تصویر بروز مینماید. اینجاست که قدرت دوربین شما در فرآیند کاهش نویز و همچنین کیفیت لنز به کار رفته در آن، مقدار نهایی این مشخصه را معین میکند. خلاصه: دوربینهایی با ISO بالاتر، تصاویر با کیفیتتری در نور پایین ثبت میکنند.- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
moein.s پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
سو تفاهم حالتی ست که به ساده ترین وجه اتفاق می افتد.... در بیشتر مواقع جماعت زرنگ...همه چی را در قالب سو تفاهم می دانند.... و از این کلمه ی مظلوم به نفع خود سَری می برن و قُربونی می کنن برای توجیه فعلِ بدی که ازشون سر زده... در این مواقع در کنار استفاده ابزاری از سو تفاهم طرف مقابل را اُسکول نیز فرض می کنن...که از اولی پُرمُخاطره تر هست... چون در اولی طرف را با بازی کردن نقشی و وارونه نشون دادن قضیه در موقعیت قبول سوتفاهم قرار می دن...خوب زحمت داره... ولی وقتی کار به اُسکول کردن طرف می رسه چون ضریب هوش طرف رو پایین می دونن...زحمتی نمی دن و حتی به قصد کاری می کنن که بفهمی اُسکولی!!! در اینجاست که جماعت زرنگ به لقب زیبا و مُلَبَسِ شامورتی باز نائل می شوند که ایشالله مبارکشون باشه... پ.ن:سو تفاهم گاهی کلافِ سردرگم می شه...که تمیز دادن نخ از سوزن توش مشکل می شه...گاهی هم به سادگی تمیز دادن آب و سنگ.... در میون تشخیص سوتفاهم...باید مواظب باشیم...اُسکول نشیم -
فراخوان مسابقه : گاه نوشته های شخصی (دور چهارم)
moein.s پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
اگه به حب باشه....اونکه بخواد به دوستش رای بده...رای می ده.... اگه به بغض باشه....نخواد به یکی که دوست نداره رای بده...رای نمی ده حداقل مثه روال قبل بود..می دونستیم بیشتر قطعیت به خرج بدیم...مثلا کسی که 2 هفته پیش نوشته...از دل نوشته و به صورت رقابتی یک نوشته رو آماده نکرده... آنچه در دلش و احساسش تو اون لحظه بوده رو نوشته.....حال آنکه می تونه هر دوش هم زمانم اتفاق بیافته...و نمی شه انکار کرد....ولی....آنچه مُبرهن است ما به رای خانوم مدیر ارج می نهیم...انشالله که خیر باشد....- 52 پاسخ
-
- 6
-
-
تریسی Treeasy، درخت کریسمس مخصوص تنبل ها (عکس)
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در بایگانی تالار هنر
علمولوژی: کریسمس نزدیک است و بسیاری هم در تدارک برگزاری مراسم آن هستند. جزء اصلی مراسم کریسمس، درخت آن است که با گوی های رنگی و وسائل زرق و برق دار تزئین می شود. خریدن درخت و آوردن و نصب آن در خانه ممکن است برای بعضی ها سخت باشد اما بخاطر بزرگداشت رسومات قدیمی مجبورند که این کار را انجام دهند. اما برای آنهایی که زیاد به رسومات اهمیت نمی دهند، راه دیگری وجود دارد. “تریسی” (Treeasy) درختی است که توسط «خوزه مانوئل ربرت آلارکون» طراح آرژانتینی الاصل طراحی شده و همه جیز را زیبا، ساده و در ابعاد کوچک نگاه می دارد. این درخت از یک ورق آلومینیوم ساخته شده است که روی آن برش های ایجاد شده توسط لیزر وجود دارند که در چند ثانیه تریسی را از یک تکه مسطح فلز به یک درخت کریسمس کوچک و البته کامل تبدیل می کند. ساعت ها طول می کشد شما بروید یک درخت انتخاب کنید، در منزل جای دهید و تزئینات را روی آن انجام دهید. اما با داشتن تریسی شما فقط زحمت تزئین آن را خواهید داشت. البته تریسی درحال حاضر یک نمونه است و برای فروش انبوه حاضر نشده است. اما اگر نقطه نظری داشتید می توانید از این وبسایت دیدن کنید و یا از طریق joserebert@hotmail.com به طراح آن ایمیل بزنید. منبع-
- 5
-
-
خاطره یک روزنامهنگار از سفر به شهر کانزاس و تجربه اینترنت یک گیگابیتی گوگل
moein.s پاسخی برای moein.s ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
خود گوگل برای آشنایی عامه مردم با ظرفیتهای اینترنت گیگابیتیاش در سایت خود توضیحاتی داده است: اینترنت گیگابیتی هر کاری را که قبلا شما در اینترنت انجام میدادید، ۱۰۰ برابر سریعتر میکند. دیگر هیچ نیازی به بافر شدن ویدئوها یا انتظار برای آپلود عکسها نیست. اما اینترنتی گیگابیتی میتواند وب را با شیوههای تازهای متحول کند. تصور کنید که بتوانید با پزشک یا معلمتان از طریق یک کنفرانس ویدئویی با کیفیت HD، چت کنید یا با همکارانتان در سراسر دنیا، بیدرنگ مشارکت کنید. تصورکنید که بتوانید فایلهای پروژهتان را در چشم بر هم زدنی به سرویسهای ابری آپلود کنید و نگران «کرش» کردن کامپیوتر خود نباشید. اینترنت گیگابیتی، تجربه اینترنت آینده است و این کار از شهر کانزاس شروع میشود. فریور سپس به خانهای موسوم به Hacker Home رفت، دراین خانه سه مسئول گوگل به او نشان دادند که یک اتاق نشمین با فناوری گوگل، چگونه میتواند باشد. در این خانه از تبلت نکسوس ۷، به عنوان یک کنترل از راه دور استفاده میشد. ن خانه چهار اتاقه خوابه است و به تازگی با قیمت ۴۸ هزار دلار از سوی یک توسعهدهنده محلی وب خریداری شده است. این خانه فعلا دو مقیم دارد که مشغول کار روی استارتآپهایشان در آن هستند. Hacker Home و چند خانه که در اطراف آن مبدل به دفتر شدهاند، مکانهایی هستند که در آن توسعهدهندگان هم کار و هم زندگی میکنند. از میان ساکنان این خانههای میشود به جوان بیست سالهای به نام دیماریاس اشاره کرد که روی ساخت APIها کار میکند و اخیرا از بوستون به کانزاس آمده است، نفر دیگر ایوانس است که مرد ریشویی است که بعد از اینکه کارش را در یک پلتفرم گیم اجتماعی در سانفرانسیسکو از دست داد، یک ماهی به کوستاریکا رفته بود و حالا به کانزاس آمده است. ایوانس میگوید که در کوستاریکا مجبور بود همه کارهایش را با استفاده دانگلهای ۳G انجام بدهد، در آنجا همه کافهها و بارها و رستورانها از این دانگلها داشتند و ۱۰ نفر از طریق یک دانگل به اینترنت متصل میشدند. بنابراین ایوانس مجبور بود ۴ مایل طی کند تا به جایی برود که اینترنت DSL داشت. حالا او به جایی آمده است که ارزانترین و سریعترین اتصال اینترنت را دارد. شادمان از وصل شدن خانه به اینترنت پرسرعت گوگل! البته باید توجه کنید که هنوز بیشتر شهر کانزاس به این اینترنت پرسرعت متصل نشده است، حتی بعضی از ساکنان شهر فقط از طریق اینترنت متوجه وچود این سرویس در شهرشان، شدهاند و تا وقتی که اینترنت در کانزاس همهگیر شود، عملا یک شکاف فناوری بین کاربران فعلی و محرومان از آن ایجاد میشود. منبع -
خاطره یک روزنامهنگار از سفر به شهر کانزاس و تجربه اینترنت یک گیگابیتی گوگل
moein.s پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی خودمانی
ما در مورد اینترنت فوق سریع گوگل Google Fiber شنیده بودیم، اما مثل خیلی از اعداد و ارقام بزرگ، هضم کردن این میزان سرعت، به خصوص برای ما، دشوار است. به راستی تجربه کار به اینترنت گیگابینی گوگل، چگونه میتواند باشد؟! arstechnica در مقاله جالبی به قلم سیروس فریور، روزنامهنگار فناوری ایرانی- آمریکایی در مورد سرویس اینترنت فوق سریع گوگل نوشته است. او اخیرا به شهر کانزاس رفته بود، تا عملا از دهکده استارتآپها در حاشیه شهر کانزاس بازدید کند، یکی از موهیتهایی که استارتآپهای این دهکده فناوری دارند، استفاده از اینترنت فوق سریع گوگل است. یکی از نکات جالب این هنگام استفاده از این سرویس اینترنت، این است که کاربر متوجه میشود که عملا بقیه ساختار اینترنت برای کار با اینترنتی با این سرعت، هماهنگ نشده است. بنابراین روترها، سوییچها، باکسها، فایروالها و ترافیک سرویسهای اینترنتی، باعث میشوند کاربر نتواند از همه پنهای باندش استفاده کند. بنابراین فکر نکنید که با این اینترنت هم مثلا میشود یک فیلم بلو ری را در یک چشم بر هم زدن دانلود کرد! ولی به جز این دیگر چه چیز میشود در مورد این اینترنت دیوانهوار سریع و در عین حال ارزان گفت؟ «اندی کَلِنبَک»، به تازگی متوجه تحولی شده است که این سرویس، در زمینه آپلود در حیطه کارشاش ایجاد کرده است، او میگوید سرعت آنقدر بالاست که درست مثل این میماند که شما به صورت فیزیکی به یک دیتاسنتر بروید و کار کنید، تنها محدویتی که وجود دارد، سرعت درایوهای سرور است! حالا تصور کنید که برای کاربری که قبلا نمیتوانسته از همه ظرفیت آپلود اینترنت ۱۰۰ مگابیتی کار کند، یک اینترنت گیگابیتی چقدر میتواند جالب باشد، هیچ تأخیری در کار نیست و آپلود فایلها، مانع دانلود سریع فایلها هم نمیشوند. اولین کاری که فریور بعد از ورود به دهکده استارتآپ کانزاس انجام داد، این بود که واقعا مطمئن شود که اینترنت گوگل گیگابیتی است، به همین خاطر از صفحه تست سرعت خود گوگل استفاده کرد و در اولین تست، سرعت اینترنت ۴۶۰ مگابیت نشان داده شد. دو فردی که در کنار فریور بودند، به او گفتند که این سرعت پایین است! فریور به آزمایش ادامه داد: از بیتتورنت دانلود کرد، چند ویدئوی Hulu و یوتیوب را در کنار هم باز کرد، از سایت تست سرعت مشهور speedtest.net استفاده کرد، اما عملا سرعت آنقدر بالا بود که ارزیابی و سنجش آن برای فریور غیرممکن بود. چند نفر به او سفارش کردند که یک سرور راه بیندازد، اما قوانین گوگل این کار را ممنوع کرده بودند. محدود بودن پروتکل Tor هم باعث شد که فریور از این طریق هم نتواند یک تست عینی از سرعت اینترنت گوگل به عمل آورد. در نهایت او با استفاده از یک اسکریپت، فایل ISO اوبونتو را از چند سرور داخل آمریکا دانلود کرد و متوجه سرعت بالای دانلود شد: ۵۰ مگ در ثانیه! که البته از حد انتظار اینترنت گیگابیتی پایینتر بود. سرعت اینترنت وای فای که با بهرهگیری از فیبرهای گوگل در دهکده داده میشد، البته به میزان قابل توجهی پایینتر بود: حدود ۱۰۰ مگابیت. فریور به این فکر کرد که این اینترنت سرعت بالا را از طریق دیگر تحت فشار بگذارد و با استفاده از یک سرویس تلویزیون اینترنتی و کار همزمان با سرویسهایی مثل اسکایپ، عملا آزمایش کند که شبکه زیر فشار، چگونه واکنش نشان میدهد. قیمت سرویس گیگابیتی گوگل ۷۰ دلار است و با درخواست سرویس تلویزیون اینترنتی هزینه به ۱۲۰ دلار میرسد. متأسفانه دوست فریور، تلویزیونی در منزل نداشت و انجام این آزمایش میسر نشد. البته نیمی از ۳۰۰ خانهای که در کانزاس از اینترنت گوگل بهره میبرند، این سرویس تلویزیون اینترنتی را دارند. در اینجا پلنهای خدمات «گوگل فایبر» را میبینید: همان طور که در این نمودار میبینید، برای یک اینترنت ۵ مگابیتی اصلا مردمی که در مناطق تحت پوشش هستند، نیازی به پرداخت وجه ندارند و همه چیز رایگان است، اگر آنها ۱۲۰ دلار بپردازند میتوانند علاوه بر سرویس یک گیگابیتی از سرویس تلویزیون اینترنتی هم استفاده کنند، دراین صورت به آنها یک فضای ابری دو ترابایتی داده خواهد شد که با آن میتواند ۸ برنامه تلویزیونی را به صورت همزمان ضبط کنند! همچنین به آنها تبلت نکسوس ۷، باکس تلویزیون اینترنتی، یک دستگاه DVR و در صورت تمایل به لپتاپ کرومبوک هم داده خواهد شد! هزینه سرویس پایه اینترنت یک گیگابیتی (بدون تلویزیون اینترنتی)، ۷۰ دلار است.- 1 پاسخ
-
- 1
-
