رفتن به مطلب

moein.s

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    3693
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط moein.s

  1. در ۵۰ سال گذشته ۲۳ فیلم متفاوت از جیمزباند ساخته شده است، این فیلم‌ها پر از ابزارهای مهلک، مربوط به آینده، خوب، کارآمد و بعضی اوقات خنده‌دار هستند. بعضی از آنها هنوز هم در دنیای واقعی وجود ندارند، اما بعضی در دنیای واقعی یافت می‌شوند، وسایلی که ما علاقه خاصی به آنها داریم: برج دیدبانی خانگی در فیلم پنجه طلایی (Goldfonger) سال ۱۹۶۴ ردگیری و تعقیب وسایل، رکن اصلی دنیای جاسوسی هستند که اکنون در دسترس همگان قرار گرفته است. صرف‌نظر از مجوزهای امنیتی، در عکس، محصولی از شرکت Applied Digital Solution را به نام فرشته دیجیتالی مشاهده می‌کنید که قابلیت ردگیری مکان ماهواره‌ها را برای افراد عادی فراهم می‌کند. لیزر در فیلم پنجه طلایی (Goldfonger) سال ۱۹۶۴ صحنه‌ای کهAuric Goldfinger قصد داشت با استفاده از لیزری قدرتمند که حتی می‌توانست فولاد را ببرد، جیمزباند را به دونیم تقسیم کند را به یاد بیاورید. خب، این تکنولوژی هم برای افراد علاقمند به سرگرم کردن دیگران ارائه شده است و از برکات وجود اینترنت مدل فروشگاهی موجود در عکس می‌تواند به چیز مخوفی تبدیل شود.
  2. مبل و نیمکت های چرمی در کنار یک میز غذاخوری کوچک و راحت. آشپزخانه ای با یک یخچال کوچک و مایکرو ویو. البته فضای آشپزی چندانی را نمی شود از یک پناهگاه انتظار داشت. بازدیدکنندگان، این پناهگاه ها را به یک آپارتمان-استودیو ترجیح می دهند. و فکر نکنید که آن داخل از دنیای بیرون بی خبر خواهید ماند. دوربین های مدار بسته، منظره بیرون را به شما نشان می دهند. صفحه خورشیدی برای تأمین انرژی پناهگاه در نزدیکی آن نصب می شود. یک نردبان با شیب ملایم شما را به پناهگاه راهنمایی می کند. استتار مخصوص برای خروجی اضطراری پناهگاه. و پس از بسته شدن درب ها، در داخل چنین فضایی شکل خواهد گرفت. منبع
  3. آقای هوبارد می گوید که در همین روزهای اخیر، مشغول نصب دو پناهگاه یکی در نیویورک و دیگری در ایندیانا بوده تا صاحبان آنها 21 دسامبر را با خیال راحت از سر بگذرانند. او خودش هم در این روز: «می روم داخل پناهگاهم چون یکی دارم (!) و اگر فقط یکی از متخصصین فیزیک نجومی درست گفته باشند، واقعاً احساس حماقت خواهم کرد. 3 روز آن پایین خواهم بود. شما هم اگر یکی دارید، بروید داخلش. البته بعید می دانم اتفاقی بیفتد ولی آدم هیچ وقت مطمئن نیست!» این دختر خانم هم با دستگاه تصفیه هوای ساخت سوئیس، عکس یادگاری گرفته. کف پوش های چوبی، فرش های چرمی، تخت های آماده، و آشپزخانه که آن ته است -و پایین تر به آن سر می زنیم. پوسترهای نصب شده روی دیوارها جالبند. روی یکی نوشته شده «لطفاً سیگار نکشید.» و آن یکی: «به آخرین پناهگاه خوش آمدید.» اتاق خواب یک پناهگاه شخصی که پرچم ایالت تگزاس همه جای تخت خوابش خودنمایی می کند. اما سری هم بزنیم به اتاق نشیمن این پناهگاه ها. هر یک از این پناهگاه ها، دارای یک تونل فرار هستند که در یک سمت مخزن قرار گرفته و فقط از داخل باز می شود. یک اتاق ضد ورود آلودگی هم بین ورودی و اتاق نشیمن قرار دارد. البته فکر نکنید فقط منتظران آرماگدون خریدار این مخزن ها هستند، شکارچی ها هم استقبال خوبی از دیگر مدل ها کرده اند. هوبارد می گوید: «مردم عاشق این مخازن شده اند. برای شکار و عزلت نشینی آخر هفته خیلی خوب هستند، نه اینکه فقط بروی آن تو بنشینی تا بلایی نازل شود.» در ضمن نگرانی ها فقط مربوط به آخر الزمان نیست. بعضی ها نگران آخر الزمان اقتصادی و شکل گرفتن نا امنی های اجتماعی هستند و بعضی دیگر هم فقط می خواهند آماده هر نوع اتفاق بدی باشند.
  4. در این مورد که تقویم مایاها پایان می یابد شکی نیست ولی فقط دوره فعلی آن! و با پایانش دوره ای جدید از این تقویم باستانی شروع می شود. در منابع کهن نیز گفته نشده که پایان این دوره مساوی است با پایان دنیا؛ سیاره های منظومه شمسی نیز در این روز با خورشید هم خط نخواهند شد، شکل مارپیچی را هم تشکیل نخواهند داد و ما زمینی ها در هیچ گرداب فضایی عجیب و غریبی گیر نخواهیم افتاد. بالفرض که یکی از این وقایع رخ می داد، باز هم اثری بر سیاره آبی ما نمی گذاشت. اگر کسی به شما گفته که سیاره های همجوار ما در یک طرف خورشید جمع خواهند شد و تعادل منظومه به هم می خورد، احتمالاً زیاد سوار الاکلنگ شده و اینشتین در آرامگاه خود دارد "قاه قاه" به او می خندد! سیارک سرگردانی هم در حال نزدیک شدن به زمین نیست. طوفان های خورشیدی هم شاید در سال آینده از راه برسند و در این صورت، باز هم جای نگرانی نیست چون فرق چندانی با طوفان های سال های قبل ندارند. مطمئن باشید که موتور هسته ای خورشید هم ناگهان خاموش نخواهد شد و اگر هم چنین شود، تا میلیون ها سال پس از آن طول خواهد کشید تا ما حصل فرآیند های هسته ای پیشین، یعنی فوتون ها، به طور کامل از درون این گوی عظیم و درخشان بیرون آیند. سرتان را درد نیاوریم، ناسا و تمام سازمان های دیگر می گویند که دنیا در اول دی به آخر نمی رسد و ما هم دلیلی نمی بینیم که به حرف برجسته ترین دانشمندان هوا-فضای دنیا اعتماد نکنیم. اما آنها در عوض می گویند که بهتر است به جای اینکه نگاه مان به آن سوی جو زمین باشد، توجهی کنیم به بلاهایی که خود مان داریم بر سر کره زمین و محیط زیست می آوریم. ما آدم ها دو خطر بزرگ برای زمین داریم؛ یکی خطر آلوده کردن تدریجی محیط زندگی که زیست بوم های کره خاکی را با نابودی مواجه کرده و دوم خطر نابودی ناگهانی در اثر استفاده از سلاح های هسته ای. در این مطلب، می خواهیم یک پناهگاه آخر الزمانی برای در امان ماندن از تشعشعات جنگ های هسته ای را به شما نشان دهیم. سازنده آن آقای «ران هابارد» که یک طراح است، تا چند وقت پیش ماهی یک عدد از این پناهگاه ها را می فروخت و حالا، روزی یک عدد می فروشد! در ادامه مطلب برای آشنایی تصویری با این پناهگاه زیر زمینی، همراه نارنجی شوید. [h=3]تور تصویری از درون پناهگاه زیر زمینی ATLAS[/h] پناهگاه های اطلس انواع مختلفی دارند، از ساده گرفته تا لوکس و تجملاتی. این یکی، جزو ساده ترین مدل ها است. کف قیمت این پناهگاه ها 29900 دلار است. آقای هوبارد می گوید: «من ساختن اینها را شروع کردم چون خودم می خواستم یکی داشته باشم ولی دلم نمی خواست 1 یا 2 میلیون دلار برای اش پول بدهم.» هر پناهگاه بزرگ با 3 متر قطر و 15 متر طول (45 متر مربع)، در عمق 6 متری از سطح زمین نصب می شود تا در حالی که دنیا پیرامون شما در حال از هم پاشیدن است (اغراق!) آن داخل زنده بمانید. هوبارد می گوید: «ما آدم های زیادی را داریم که می آیند تا یک بیمه شخصی برای بدترین سناریوهای ممکن جور کنند. درست مثل کسی که بخواهد بیمه آتش سوزی برای خانه اش بگیرد.» این پناهگاه ها هم برای خودشان بیمه های آخر الزمانی هستند! اما چرا دم در؟ بفرمایید داخل. پناهگاه های ضد بمب با قیمت 75000 دلار، طوری طراحی شده اند که در برابر انفجار بمب، تشعشعات هسته ای، حملات شیمیایی و یا احیاناً برخورد اجرام آسمانی به زمین مقاوم باشند و البته در داخل آنها تخت خواب، آشپزخانه، توالت و حتی آتشدان هم قرار دارد.
  5. ۹- تکنولوژی درهم تنیده در گوشی‌های هوشمند جدید شاهد استفاده از فن‌آوری ارتباط حوزه نزدیک ( NFC )خواهیم بود. هرچند که این فن‌آوری هم‌اکنون وجود دارد ولی فقط برای آی‌فون۵ ساخته نشده است! بلکه اندروئد ۴ به بالا نیز دارای آن هست. NFC که اطلاعاتی از هر وسیله را در خود دارد شاید از این پس در قطب‌نماها، دستگیره درها و حتی پیاده روها نیز به کار رود. ۱۰- علاقه به بودجه‌گیری جمعی در دنیای اینترنت برای ایجاد یک سرویس و یا سایت جدید نیازی به سرمایه هنگفت نیست، بنابراین برای دریافت بوجه نیز از شیوه بودجه‌گیری‌جمعی (crowdfunding) استفاده می شود. سال ۲۰۱۳ سال رشد استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهایی است که بر اساس علاقه و فعالیت کاربران و طرفدارانشان رشد می‌کنند و قدرت‌مند می‌شوند. (اطلاعات بیشتر در خصوص این شرکت‌ها Crowd funding) 11- قیام ربات‌ها در ۵ سال گذشته خبر خاصی در خصوص روبات‌ها و کمکشان با کارهای خانه در زندگی انسان نشنیده‌ایم، اما پس از انتشار روبات جادویی رودنی بروکس (Rodney Brooks ) باید شاهد اخبار پیشرفت‌های چشمگیر صنعت روباتیک آن هم از جانب آسیا و شرکت‌های هوندا، تویوتا باشیم. به نظر شما کدام یک از فناوری‌های ذکر شده بیشتر توسعه می‌یابند؟ منبع
  6. ۷- پایان استفاده از رایانه‌های رومیزی فروش رایانه‌های رومیزی یا همان کامپیوترها از سال ۲۰۰۶ سیر نزولی به خود گرفت (استاتیسکا). به زودی شاهد آن خواهیم بود که لب تاب‌ها که قابلیت جابجایی داشته و حجم کمتری نسبت به رایانه‌های رومیزی اشغال می‌کنند، جایگزین آنها شده و دیگر خبری از روشن کردن دکمه پاور کیس و مانیتور نخواهد بود! ۸- چاپگرهای سه‌بعدی بله واقعیت دارد. این چاپگرها جسم واقعی تصویر سه بعدی آنچه در رایانه می‌بینید را برای شما ساخته و به شما تحویل می‌دهد. پیشنهاد می‌کنم حتما صفحه چاپگرهای سه بعدی وبسایت Objet را ببینید.
  7. ۵- پایان استفاده از نام‌های ناشناس دور و زمانه استفاده از نام‌های ناشناس یا غیر‌واقعی چون JooJoo ، Yassseeer و … و یا استفاده از عکس یک گوسفند یا تصویری از ماه روی به عنوان پروفایلتان، به پایان رسیده است. امروزه با پیشرفت ارتباطات اجتماعی و نزدیک‌تر شدن افراد به یکدیگر به نوعی این احساس می‌شود که هرچه فرد خود را واقعی‌تر معرفی کند سبب پیشرفت بهتر او و کسب اعتماد دیگران نسبت به وی می‌شود. سال ۲۰۱۳ شاهد از بین رفتن این اشخاص غیرواقعی در دنیای مجازی هستیم. ۶- پایان حریم خصوصی هم زمان با پایان استفاده از نام‌های غیرواقعی باید شاهد پایان حریم خصوصی نیز باشیم. شما می‌توانید موقعیت جغرافیایی، کارهایی که می‌کنید، مهارت‌هایی که دارید و حتی بعضی تصاویرتان را کاملا امن نگه دارید اما به شرط آنکه اصلا در اینترنت و یا بهتر رسانه‌های اجتماعی فعالیتی نکنید. همانطور که می‌بینیم بسیاری از وب‌سایت‌هایی که در آنها ثبت نام می‌کنید اطلاعاتی از شما می‌گیرند و آنها را به صورت عمومی و یا بین دوستان منتشر می‌کنند. در هر صورت حریم خصوصی شما نقض می‌شود. حرف مرا باور نمی‌کنید؟ این مقاله را که به چگونگی لو رفتن اطلاعات خصوصی ایمیل‌های ذخیره شده ژنرال پترایوس اشاره دارد را مطالعه کنید.
  8. ۳- پیشرفت گزارش‌گری چه بسیار وبسایت‌های جدید خبری که فعالیت خود را با به کار بردن «به نقل از منابع آگاه» در سال ۲۰۱۲ آغاز کردند. این منابع آگاه در واقع مطالب منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی است که صحت آنگاه مورد تایید واقع شده و به دنبال آن سبب انتشار اخبار به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت شده ! اخباری که چند لحظه پیش از لایک، بازتوییت و انتشار شما منتشر شدند. سال ۲۰۱۳ شاهد ظهور منابع خبری بیشتر و انتشار سریعتر این اخبار در رسانه‌های اجتماعی هستیم. ۴- انبوهی از اطلاعات به لطف اینترنت و پیشرفت‌های گوشی همراه و فناوری‌های وب، انبوهی از اطلاعات ما در اختیار شرکت‌ها و وب‌سایت‌ها قرار گرفته و در سال ۲۰۱۳ شاهد به اوج رسیدن این کسب اطلاعات از جانب شرکت‌ها هستیم. این اطلاعات غربال شده و بسیاری از آنها بدون استفاده می‌ماند و به جای آن اطلاعات جدیدی بدست می‌آید که برای تولید محصولات جدید بسیار ضروری می‌باشند. اطلاعات توسط دانشمندان و محقیق تحلیل داده بررسی شده و برای پیشرفت بشریت به کار می‌روند. اطلاعاتی که هرگز فکر نمی‌کردید برای شرکت‌ها مهم باشند و یا قابل استفاده باشند. در اینجا تکنیک‌های داده‌کاوری و تحلیل داده‌ها نقش اساسی ایفا می‌کنند.
  9. moein.s

    ۱۱ گرایش فناوری در سال ۲۰۱۳ را دریابیم!

    سال ۲۰۱۲ پایان دنیا نیست! لطفا این توهم را از ذهن خود بیرون بیاورید، بلکه این‌ سال‌ها زمان اوج فناوری است. فناوری که لحظه به لحظه گسترش و عمیق می‌شود و هر روز کار و فعالیت را برای ما ساده‌تر می‌کند. پس سال ۲۰۱۲ پایان دنیا نیست! بلکه می‌خواهیم گرایش (Trends) فناوری‌ها را در سال ۲۰۱۳ بررسی کنیم. البته شاید هم‌اکنون این فناوری‌ها وجود دارند و سال آینده فقط شاهد سعود چشمگیر آنها خواهیم بود. زیرا هم‌پوشانی زیادی در این زمینه مشاهده می‌شود. اما هیچ‌کس از آینده خبر ندارد و تنها می‌توان براساس اطلاعات موجود پیش‌بینی کرد. لانس اولانوف (Lance Ulanoff)، سردبیر وب‌سایت مشیبل در آخرین مقاله خود به ۱۱ ترند فناوری سال ۲۰۱۳ اشاره کرده است. در اینجا به گوشه‌ای از این فناوری‌ها می‌پردازیم. ۱- انقلاب صفحه دوم توسط گوشی‌های هوشمند بیش از ۸۰ درصد کاربران گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها در حال تماشای تلویزیون نیز از وسیله خود استفاده می‌کنند و از این میان ۵۱ درصد در حین تماشای تلویزیون از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و پروفایل خود را بروز می‌کنند. ۲۴ درصد از این افراد را کاربران فیسبوک تشکیل می‌دهند. (گزارش سوشیال نیوز دایلی) این طور بنظر می‌رسد، در سال ۲۰۱۳ بسیاری از کاربران هم‌زمان دو تصویر را مشاهده کنند. این مساله اصلا هم بد نیست در واقع مشاهده می‌کنیم که کاربران در سال جدید هفت روز هفته و هر ۲۴ ساعت با گوشی خود در ارتباط هستند و فقط باید روشی برای استفاده از این زمان زیادی پیدا شود زیرا بیشتر آن صرف تفریح می‌شود، ۲- دستگاه‌های انعطاف پذیر وقتی که رایانه، تلویزیون، تبلت و حتی صفحه گوشی موبایل خود را نگاه می‌کنم به این فکر می‌کنم آیا ممکن است از این هم باریکتر و نازکتر و حتی انعطاف‌پذیرتر شوند!؟خبر خوب این است که هم اکنون به این تکنولوژی رسیده‌ایم و خبر خوبتر اینکه سال ۲۰۱۳، سال تولید انبوه این دست از گوشی‌ها است. بدون شک گوگل، اپل، سامسونگ و اچ‌تی‌سی از پیشگامان تولید این مدل گوشی هستند.
  10. ما در طبیعت انواع شیوه‌های استتار و بقا را سراغ داریم، اما کشف جدید زیست‌شناسان واقعا بکر و جالب است. آنها عنکبوتی را کشف کرده‌اند که یک عنکبوت تقلبی، تقریبا به صورت مجسمه‌ای از خود را می‌سازد و از تارعنکبوت‌اش آویزان می‌کند، این کشف در منطقه آمازونی کشور پرو انجام شده است. گمان می‌رود که عنکبوت جدید گونه جدیدی از جنس موسوم به «سیکلوسا» باشد. این عنکبوت با استفاده از برگ گیاهان، خرده ریزهای محیط و حشرات مرده، عنکبوتی معمولا بزرگ‌تر از خود را می‌سازد. دانشمندان گمان می‌کنند که این عنکبوت‌های تقلبی در حکم نوعی طعمه و مکانیسم دفاعی جاندار باشند تا شکارچی‌های عنکبوت گمراه شوند. این کشف جایگاه و مرتبه تکاملی عنکبوت‌ها را که پیش از این هم با ساختن طراحی‌های هندسی تحسین‌برانگیز به تار عنکبوت مهارت خود را ثابت کرده بودند، بالاتر می‌برد. دانشمندی که این کشف را انجام داد، فیل تورس نام دارد. شما می‌توانید در وبلاگ او، این خبر را از زبان خودش، بخوانید. تورس بعد از کشف اولین مورد از این عنکبوت‌ها توانست در یک جستجوی اولیه در مساحتی حدود یک مایل مربع، ۲۵ مورد دیگر از این عنکبوت‌ها را پیدا کند. بعضی از عنکبوت‌های ساخته شده، از نظر ظاهر واقع‌گرا بودند ولی بقیه شبیه کارتون‌های از یک هشت‌پا بودند! منبع منبع ما
      • 4
      • Like
  11. گام به گام تا دردزدایی! زمانی که افراد توانایی‌های خود را ارتقا می‌دهند، قادرند تا به سادگی از پس وظایف محوله برآیند. اما اگر بخواهیم موضوع آموزش را مستقیماً به آنها مطرح کنیم، شاید موجب حواس‌پرتی کارمندان از وظایف اصلی‌شان شود. به همین خاطر پیشنهاد می‌شود تا به هر نحو که شده چشم‌انداز واضحی از کارهایی که باید انجام دهند و وضعیت جاری‌شان را به درستی ترسیم کنیم. خرد کردن وظایف بزرگ موجب می‌شود تا انجام کلی آن ساده‌تر به نظر برسد، و بدین‌ ترتیب با تغییر بینش فرد، به کاهش اضطراب فکری پرسنل منتج شود. درست همانند کاری که پرستار با کودک خردسال من کرد؛ و هر بار که آمپولی را به او می‌زد از فرزندم می‌خواست از یک تا پنج را بلند بلند بخواند. بدین‌ ترتیب کودک می‌داند که درد تنها تا پنج شماره ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر، سالهای سال است که طراحان بازی‌های ویدئویی مکانیزم رهگیری ویژه‌ای را در تولیدات خود لحاظ می‌کنند. در نتیجه کاربر با نگاه به انواع نوارهای وضعیت یا نقشه‌های کوچکی که در گوشه‌ای از صفحه تعبیه می‌شوند در می‌یابد که در کجای مرحله قرار دارد و برای به پایان رساندن آن، تا چه حد باید از تجهیزات یا ساز و برگ‌های خود استفاده کند. تمامی‌ این موارد به مخاطب خود گوشزد می‌کند که در کجای مرحله قرار دارد و تا چه میزان باید بکوشد تا وظیفه‌ی محوله را به پایان برساند. بدین‌ترتیب، ارائه‌ی چشم‌اندازی درست و صحیح از مراحل گوناگون یکی از اجزای کلیدی در خوشایندسازی امور ناخوشایند نظیر کارهای بزرگ است. بهره از جعبه‌ی سحر‌آمیز جوایز! تنها‌ ترفند دختر پرستار برای تزریق واکسن‌ها استفاده از تکنیک «افشای تدریجی» نبود، بلکه او جعبه‌ای جادویی را در بیرون اتاق قرار داده بود و با وعده‌ی جایزه‌ای دوست‌داشتنی، دخترکم را فریفت تا گریه و زاری نکند! «بیرون یه جعبه پر از اسباب بازیه که وقتی کارمون اینجا تموم شد می‌تونی بری و هر کدومشون رو که خواستی برداری!». این درست همان حرفی بود که پرستار به دخترم زد. بدین‌ ترتیب می‌توان اذعان کرد که دادن جایزه پس از انجام برخی وظایف نه تنها در بچه‌ها، بلکه در بزرگسالان نیز سودمند است. اما به هوش باشید که از این تکنیک نباید بیش از‌اندازه کمک گرفت. نتایج تحقیقات متعدد حاکی از آن است که جوایز و مشوق‌های بیرونی (که خارج از انجام وظیفه هستند) ممکن است نتیجه‌ی معکوس به همراه داشته باشند. تقویت رفتارها به این‌ ترتیب موجب از بین رفتن لذت انجام کار خواهد شد. برای مثال، بررسی‌های صورت گرفته در حوزه‌ی کودکان نشان می‌دهد که اگر انجام وظایف آنها را تنها منوط به جایزه کنیم، فعالیت‌هایی نظیر ساز زدن یا نقاشی کشیدن خالی از لطف می‌شوند و به مرور زمان اشتیاق طفل به آنها کاسته خواهد شد. در حالی که بروز رفتارهای بلند مدت، خود یکی از اهداف اولیه‌ی ما از اهدای جایزه است، بهتر است از مشوق‌های معقولانه‌تری برای این مهم استفاده شود. اما تئوری تصمیم‌گیری درونی، که توسط محققین برجسته، ادوارد دسی و ریچارد راین مطرح شده است به مخالفت با این موضوع می‌پردازد و اذعان می‌کند افراد با نیازهای روانشناختی درونی نظیر توانش، خودپیروی و ارتباط به انجام کاری متمایل می‌شوند. آنها به روشنی نشان می‌دهند که چطور زمانیکه افراد می‌دانند کاری که انجام می‌دهند مورد توجه قرار می‌گیرد، به انجام آن همت می‌گمارند. اما در حالی که انگیزه و انگیزش یکی از عوامل مهم در انجام کار است، شرایطی نیز وجود دارد که جوایز و هدایا بهتر به نتیجه می‌رسد، به خصوص زمانیکه افراد هیچ تمایلی به انجام برخی امور ندارند. برای امور کمتر تکرار شده یا ناخوشایند، وضع کردن هدایای بیرونی رویکردی هوشمندانه و ایمن برای نیل به این مهم خواهد بود. اما جوایز مناسب چه مواردی هستند؟ همانند سایر امور مربوط به آدمیزاد، پاسخ این پرسش نیز می‌تواند بسیار متفاوت و گاه متناقض باشد و بیشتر از هر چیز به شخصیت افراد مرتبط است. تبدیل وظایف محوله به یک بازی دوست داشتنی مطمئناً کار ساده‌ای نخواهد بود و البته همیشه اوقات نیز عملی نیست. با این وجود استفاده از دیگر مشوق‌ها، به خصوص مواردی که دارای اجزای تغییرپذیر هستند بسیار‌ ترغیب‌کننده هستند و بیشتر در انجام وظایف روزانه به کار می‌آیند. طراحی بهتر رفتاری متاسفانه، هنجارهای سازمانی آنچنان است که همچنان فهرست‌های بلندبالای وظایف را در پیش‌روی کارمندان و پرسنل قرار می‌دهد، و هنوز بسیاری از انجام برخی از آنها فراری‌اند. درست مانند شخصیت کارتونی رودرانر! اما راه‌های بهتری برای‌ ترغیب کارمندان وجود دارد که می‌توان با طراحی شرایطی که آنها در آن مشغول به کارند به نتیجه مطلوب نائل آییم. علاوه بر این، افراد دوست ندارند در شرایطی قرار بگیرند که با سیاست‌های چماق و هویچ ناچار به انجام کارها و وظایف محوله باشند. و در عوض، رفتارهای طراحی و مرحله‌بندی صحیح وظایف می‌تواند گزینه ی خوبی در نیل به این مهم باشد. همچنین ارائه‌ی معیارهای سنجش پیشرفت و اهدای جوایز قابل توجه از دیگر تکنیک‌های هوشمندانه در به انجام رساندن امور نامطلوب توسط پرسنل تحت امر است. بدین‌ ترتیب، فرقی نمی‌کند که در مطب پزشک کار می‌کنیم یا یک دفتر اداری یا هر جای دیگر. به هر حال به کمک تکنیک‌ها و فنونی که در بالا شرح آن رفت، می‌توانید اطرافیان خود را به طرز هوشمندانه‌ای وادارید تا آنچه که نمی‌خواهند را با خوشحالی انجام دهند! منبع پ.ن: اینم یک جورشِ دیگه
  12. شاید این پرسش به ذهن شما نیز خطور کرده باشد که چگونه می‌توان با‌ترفند‌های روانشناختی مناسب، دیگران را به انجام کارهایی که تمایلی به آنها ندارند‌ ترغیب کرد. در این مقاله کوشیده‌ایم راهکارهای ساده و سر راستی برای این منظور ارائه دهیم. پس با ما همراه باشید. «چگونه دیگران را به انجام کارهایی که مایل نیستند، ترغیب کنیم؟» برای پاسخ به این سئوال، ذهن خود را کاویدم و تجربه‌ی کار در چندین شرکتی که پیشتر در آنها مشغول بودم را به دنبال پاسخ صحیح از ذهن گذراندم. به دنبال جواب بودم که ناگاه رفتار کودک چهار ساله‌ام مرا به خود خواند. گفتنی است که اخیراً دخترکم را نزد متخصص اطفال برده بودم تا پیش از ثبت نام او در مهد کودک، پزشک واکسن‌هایش را تلقیح کند. درست زمانی که منتظر بودم تا در یک صحنه‌ی ملودرام شاهد گریه‌های بی وقفه‌ی کودک بی‌گناه و دلبندم باشم، با کمال تعجب نه تنها این اتفاق روی نداد، بلکه عزیز دل بابا با لبخندی کودکانه که تمام صورتش را پر کرده بود دستم را گرفت تا رهسپار خانه و کاشانه‌مان شویم! این موضوعی غریب بود که تا مدتی ذهن مرا به خود مشغول کرد. چرا که اغلب بچه‌ها از آمپول می‌ترسند و از این هیولا دردناک‌تر در ذهن خود ندارند. اما چه عاملی سبب شد تا دیدار ما از پزشک متخصص اطفال اینچنین بی‌سروصدا و بی‌دردسر باشد و سر از زومیت درآورد!؟ شاید همین اصول و اسلوب بتواند ما را در نیل به پاسخی که دنبالش بودیم کمک کند. اندک‌اندک جمع مستان می‌رسند! به خاطر دارم زمانی که دختر جوانی که پرستار مطب دکتر است با سینی پر از آمپول وارد اتاق شد، کودکم دریافت که خوابی خوش در انتظارش است! اما از آنجایی که پرستار با هوشمندی تمام تمامی‌آمپول‌ها را یکجا نشان طفل نداد، او نیز از نظر ذهنی این حادثه‌ی شوم و هولناک را از خود بعید دانست. در عوض پرستار با مهارت خاص خود و چرب‌زبانی ویژه‌ (که طراحان از آن با عنوان تکنیک «افشای تدریجی» یاد می‌کنند)، سر بچه را گرم کرد و یک به یک آمپول‌های واکسن را حواله‌ی کودک دلبند بی‌خبر از همه‌جا کرد. به گونه‌ای که او فرصت نکرد حتی در این باره تصور کند. در واقع خرد کردن کارهای بزرگ به مراحل کوچکتر، یکی از اصولی‌ترین روش‌ها در این میان است. همانطور که می‌توان‌ ترس کودک را از غولی بزرک، خرد کرده و تکه‌تکه آن را با مهارت فردی به خورد او داد، چرا از همین روش در دفاتر کار خود بهره نبریم و وظایف دشوار خود را به قسمت‌های کوچکی که انجامشان ساده‌تر است تقسیم نکنیم؟ به راستی که می‌توان به کمک همین تکنیک‌ها، وظایف سنگین محوله به خود یا گروه همکاران را به خوبی مدیریت نمود.اگر هم شما یک نویسنده، مترجم یا مولف هستید، می‌توانید برای انجام پروژه‌های بزرگی همچون تهیه یک کتاب عریض و طویل، با برنامه‌ریزی صحیح و منسجم و تقسیم کردن کل کار به اجزای کوچکتر، سریعاً به نتیجه‌ی مطلوب برسید. مدیران واقعی افرادی هستند که به کل کار و وظایف آن اشراف دارند، بدین‌ترتیب یک مدیر موفق می‌تواند گام به گام مسئولیت‌های هر یک از پرسنل تحت امر خود را به او متذکر شده و از ارائه‌ی یکباره‌ی آنها پرهیز نماید. چه بسا این کار تنها به بروز‌ ترس، تشویش و اضطراب در افراد منتج شده و نتیجه‌ی مطلوب دیگری را در پی نداشته باشد.
  13. وب‌سایت Glassdoor نتیجه پنجمین Employees' Choice Awards یا «جوایز انتخاب کارمندان» سالانه خود را منتشر کرد. این فهرست ۵۰ تا از بهترین شرکت‌ها برای کار در سال آینده را نام برده است. فیس‌بوک در سال ۲۰۱۱ میلادی رتبه نخست را داشت، در سال ۲۰۱۲ جزو سه شرکت برتر این فهرست بود و در پیش‌بینی سال ۲۰۱۳ میلادی دوباره به جایگاه نخست صعود کرده است. یک‌پنجم از فهرست شرکت‌های فناوری برتر به ترتیب زیر است: ۱. فیس‌بوک ۶. گوگل ۱۴. لینکداین ۱۵. Rackspace ۱۷. Akamai ۲۲. Salesforce.com ۳۱. اینتل ۳۳. Red Hat ۳۴. اپل ۴۳. SAP انتظار داشتیم که گوگل را در نزدیکی فیس‌بوک ببینیم اما در جایگاه ششم قرار گرفته است. البته دیدن این دو وب‌سایت در جایگاه ۱۰ شرکت برتر چندان هم جای تعجب ندارد. این نشان می‌دهد که این شرکت‌ها چقدر خوب به مهندسین خود می‌رسند. در حقیقت، اینکه گوگل با این همه پروژه‌های مختلف در جایگاهی پایین‌تر از فیس‌بوک قرار گرفته است کمی تعجب‌آور است. اما سوپرایز واقعی دیدن دیگر شرکت‌های فناوری است که در رتبه‌های پایین‌تر قرار گرفته‌اند. انتظار داشتیم برخی از آنها همچون اپل در جایگاهی بالاتر قرار داشته باشند. از همه جالب‌تر این است که اصلا نامی از مایکروسافت در میان ۵۰ شرکت برتر برای کار در سال ۲۰۱۳ وجود ندارد. این فهرست چگونه تهیه می‌شود؟ «جوایز انتخاب کارمندان»، بر اساس تعداد و بازخورد کاری کارمندان موثر، محیط کار و شرکت توسط شرکت آنلاین Glassdoor بررسی و تعیین سطح می‌شود. به عبارت دیگر، این فهرست بر اساس گفته‌های کارمندان این شرکت‌ها به بازرسان Glassdoor - بدون اینکه هویت آنها فاش شود-، تهیه و تنظیم می‌شود. لُری گُلر - معاون رئیس بخش استخدام فیس‌بوک - اعلام کرد: "ما بسیار مفتخریم که این جایزه را از Glassdoor دریافت کرده‌ایم. ما همه تلاش خود را می‌کنیم فیس‌بوک را به مکانی تبدیل کنیم که همه بتوانند کارهایی که دوست دارند را انجام دهند." منبع
      • 1
      • Like
  14. !: علامت تعجبی که بعضا به نام بخشنامه CE R &TTE هم از آن یاد می‌شود بیانگر آن است که دستگاه مورد نظر مقررات رادیویی یک یا چند کشور عضو را نقض می‌کند. برای مثال آیفون یکی از مقررات رادیویی فرانسه که در آن عنوان شده همه دستگاههای رادیویی وقتی که در فضای باز استفاده می‌شوند باید با فرکانس۲.۴ و ۲.۴۵۴ گیگاهرتز کار ‌کنند را نقض می‌کند. به این‌ترتیب این دستگاه به عنوان دستگاهی در کلاس ۲ شناخته شده و از علامت تعجب برروی آن استفاده می‌شود. دستگاه‌هایی که در این باند فرکانسی هماهنگ کار می‌کنند دستگاه‌های کلاس ۱ هستند و علامت هشدار یا تعجب برروی آن مشاهده نمی‌شود. WEEE یا سطل زباله: علامات الکتریکی حتی برای بیان اینکه یک دستگاه پس از پایان عمرش چگونه بازیافت یا دفع شود هم استفاده می‌شوند. علامت WEEE (کوتاه شده عبارت Waste Electric & Electronic Equipment) بیانگر این است که آن دستگاه شرایط وضع شده توسط اتحادیه اروپا برای دفع بی‌خطر ضایعات الکتریکی را برآورده می‌کند. بنابراین آن محصول به ‌جای آنکه دور ریخته شود باید در مراکز مشخص شده بازیافت شود. GS: علی‌رغم استفاده از علامت CE در کشورهای مختلف، بعضی کشورها (به‌عنوان مثال آلمان) تست‌ها و گواهی‌های مخصوص به خود را هم برروی محصولات اعمال می‌کنند. علامت GS به همراه عبارتTUV.com که بعضا به صورت ”TÜV Rheinland GS Mark” هم از آن استفاده می‌شود بیانگر این‌است که محصول الکتریکی توسط شرکت‌هایی مستقل مانند TUV Rheinland (نسخه اروپایی UL) مورد آزمایش قرار‌گرفته و مقررات ایمنی سخت‌گیرانه آلمان را هم رعایت کرده است. CCC: گواهی اجباری کشور چین (CCC که کوتاه‌شده عبارت China Compulsory Certificate است) ترکیبی از دو سیستم تضمین امنیت پیشین این کشور یعنی CCIB که تضمین‌کننده امنیت پایه‌ای استفاده کننده از کالا و همچنین سیستم CCEE که برای کالاهای الکتریکی استفاده می‌شد، است. هر محصولی که در چین تولید، فروخته یا به این کشور وارد می‌شود باید این علامت را داشته باشد. تنها تعداد کمی از کالاهای غیرالکتریکی مانند تایرخودروها و ابزارهای کشاورزی از این گواهی معاف هستند. اما آیفون از این گواهی معاف نیست. (البته ظاهرا به همراه برخی اجناس صادر شده به کشور دوست و برادر ایران!) منبع
  15. در پشت اکثر دستگاه‌های الکتریکی عبارت‌ها و یا علائمی وجود دارد که مثلا برخی از آنها شبیه علائمیست که چشم‌پزشکان برای معاینه چشم از آن استفاده می‌کنند. اما این آش شله‌قلمکاری که می‌بینید یکی از ضروریات تجارت جهانی به حساب می‌آید. در این مقاله سعی می‌کنیم معنی هریک از این علامت‌ها و دلیل وجود آنها را بر پشت دستگاه‌ها بیان کنیم. :Underwriters Laboratories یک شرکت ایمنی مستقل است که گستره زیادی از محصولاتی که در آمریکا، کانادا و مکزیک فروخته می‌شوند را تحلیل، تست و بازرسی می‌کند تا از تطابق آنها با استانداردها و شرایط مصوب مطمئن شود. دوربین‌های دیجیتال، گیتار الکتریکی، هدفون ها و نمایشگر‌های OLED از جمله محصولاتی هستند که توسط این شرکت بررسی می‌شوند تا از برآورده‌ کردن شرایط ایمنی مصرف‌کننده و استانداردهای تجارت جهانی اطمینان حاصل گردد. علامت UL به عنوان نمادی که شرکت‌های بیمه برای نشان دادن قابلیت اطمینان محصول در شرایط کارکرد طبیعی از آن استفاده می‌کنند نیز شناخته می‌شود. :CSA International یکی دیگر از شرکت‌های مستقل در زمینه تست محصولات مصرفی و صنعتی است. از ملزومات مورد استفاده در لوله‌کشی منازل گرفته تا سیستم‌های با ولتاژ بالای ac و دستگاه‌های الکتریکی بازارهای آمریکا و کانادا همه باید این علامت را داشته باشند. وجود علامت CSA بدان معناست که آن محصول همه استانداردهای مورد نیاز را برآورده می‌کند. :FCC با گسترش روزافزون استفاده از کامپیوترها و دستگاه‌های همراه، امواج هوایی روز به روز بیشتر می‌شوند. برای اطمینان از اینکه دستگاه بی‌سیم شما باعث ایجاد تداخل الکترومغناطیسی با سایر دستگاه‌ها نمی‌شود، کمیسیون ارتباطات فدرال همه دستگاه‌های الکتریکی تجاری که از امواج رادیویی استفاده می‌کنند را مورد تست قرار داده و درصورت برآورده کردن استانداردها آن را تایید می‌کند. (هردستگاهی که از یک ریزپردازنده بهره می‌برد). دستگا‌ه‌هایی که در داخل آمریکا تولید یا برای فروش در بازار این کشور وارد می‌شوند باید استانداردهای FCCرا رعایت کنند. این مقررات به دو قسمت تقسیم می‌شود : کلاس A که شامل همه دستگاه‌های صنعتی و تجاری طراحی شده برای استفاده در خارج از مناطق مسکونی و مکان‌هایی که تداخل امواج از اهمیت کمتری برخوردار است. کلاس B که شامل همه دستگاه‌های با کاربرد خانگی نظیر کامپیوترهای شخصی، تبلت‌ها، گوشی‌های تلفن همراه، پرینترها، استریو، سینماهای خانگی و…. ) CE: به طورکلی همه دستگاه‌های تولید‌شده، فروخته شده و وارد شده به اتحادیه اروپا باید علامت (CE (Conformite Europeenne به معنای منطبق با اروپا را برروی خود حک شده ببیند. این علامت مشخص می‌کند که این محصول همه مقررات و استانداردهای مورد نیاز برای فروش در منطقه اقتصادی اروپا را برآورده کرده است. البته این علامت بالعکس علامت UL هیچ تضمینی برای کیفیت کالا نمی‌باشد و تنها ورود کالاها را به اتحادیه اروپا راحت‌تر کرده‌است. CE علامتی یکسان برای همه ۲۷ عضو این اتحادیه است که زحمت تولیدکنندگان را هم برای گرفتن گواهی های متفاوت در کشورهای مختلف کم کرده‌است. عدد ۴ رقمی که در کنار علامت CE مشاهده می‌کنید نشان دهنده شرکتی است که آزمایشات مورد نیاز برای دادن گواهی را انجام داده است (این کمپانی ها مجاز نیستند که نام خود را برروی دستگاه بنویسند).
  16. moein.s

    تبلیغات فرامدرن

    اهمیت تبلیغات در عصر مدرن با توجه به رشد تولید و در نتیجه رقابت در بازار افزایش یافته است. شکی نیست که زندگی ما بدون حضور تبلیغات باعث محرومیت از خیلی چیزهای ارزشمند می شود. تبلیغات از انسان برای انسان است، لذا آگاهی یافتن از اندیشه‌ی انسانی از اهمیت وافری در تبلیغات برخوردار است. اما طرز تفکر و نوع اندیشیدن مشتریان در عصر رقابتی و آشوبناک امروز از اساس دچار تغییر شده است. تا پیش از این، مشتری تنها در جهت به دست آوردن کالا و خدمات می‌کوشید. اما به مرور، مشتری فراتر از کیفیت، قیمت، به خدمات فروش می‌اندیشد. شرکت‌ها تا پیش از این بر آن بودند تا “رفتار مصرف کننده” را تجزیه و تحلیل کنند. شرکتی موفق بود که بتواند با تحلیلی دقیق‌تر، ژرف‌تر، جامع‌نگر،” رفتار مصرف‌کننده” را به سرعت تشخیص دهد و متعاقب آن، کالا و خدمتی عرضه کند که سلیقه مشتری را جلب کند. اکنون در” عصر رقابت “، به صِرف تجزیه و تحلیل رفتار مشتری، شرکت‌ها به جایی نخواهند رسید. ضروری است شرکت‌ها از نقشه ذهنی مشتری آگاه شوند. یکی از ابزارهای جدید در حوزه استخراج نقشه ذهنی مشتریان و بررسی ناخودآگاه آنها نورومارکتینگ و ابزارهای عصب شناسی است. همانطور که می‌دانیم مشتری با مغز خود و به ویژه ضمیر ناخودآگاهش تصمیم‌گیری می‌کند. اصولا مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. ضمیر ناخودآگاه فرمان می‌دهد و ضمیر خودآگاه اجرا می‌کند. قبلاً در همین سایت نظریه‌ی ند هرمان، روانشناس برجسته، را مطرح میکنیم. یادآور می شوم که وی بر این باور است که ذهن از سه لایه تشکیل می‌شود. این سه لایه عبارتند از: ۱) لایه فی‌البداهه، ۲) لایه تعقل، و ۳) لایه خلاقیت. لایه فی‌البداهه، بخش سطحی، ابتدایی، و در دسترس ذهن است.لایه تعقل، بخش منطقی، دوراندیش، و محاسبه‌گر ذهن است. اگر از افراد بخواهید در اتاق فکر حضور یابند تا نسبت به مسأله‌ای راه‌حل بدهند، این بخش، بخش تعقلی است. اگر از کارکنان شرکتی بخواهید تا درباره‌ی بسته‌بندی کالایی خاص، پس از یک هفته مطالعه و بررسی، اظهارنظر کنند، عملاً از بخش یا لایه‌ی دوم ذهن این افراد برای بسته‌بندی بهره‌مند شده‌ایم. اما لایه‌ی دیگری وجود دارد که لایه سوم است. برای مثال مایکروسافت، از کارکنانش می‌خواهد تا در هر روز، ساعتی را صرف آن کنند تا به موضوعات از زاویه مسخره بنگرند.منظور از مسخره یعنی اینکه دیدی کاملاً غیرعادی، و مضحک به موضوعات داشته باشند. حاصل این تفکر و اندیشه نیز کاملاً با دقت و وسواس مکتوب شده و ثبت می‌شود. نگاه بیل گیتس و همراهان متفکر او بر آن است که افرادی که از راه‌های معمول و عادی به قضایا نگاه می کنند، صرفاً درجا می‌زنند و پویایی و خلاقیت به بار نمی‌آورند. حال آنکه اغلب اختراعات و ابداعات، حاصل “جور دیگر دیدن” است. با این مقدمه می‌توان اظهار کرد که بسیاری از موضوعات در ذهن و اندیشه مصرف‌کنندگان بالفعل و بالقوه وجود دارد که در لایه‌های دوم و سوم ذهن قرار دارد. کافی است شرکت‌های پیشتاز به این لایه‌های تعقل، و از همه مهم‌تر لایه‌های خلاقیت دست یابند. مثال بارز، سوپ آماده در سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌ها و حتی مغازه‌های کوچک است. اگر روزی به ما می‌گفتند که سوپ آماده قابل عرضه است، تصور ما همچنان قابلمه، و دیگ، چراغ خوراک‌پزی و یا حداکثر گاز، ملاقه و… بود اما به یکباره با بسته‌هایی روبه‌رو شدیم که سوپ را به صورت جامد عرضه می‌کردند. آغاز خلاقیت، پارادایم‌شکنی است. تغییر چارچوب‌ها، درهم شکستن چارچوب‌ها و اتصال موضوعات غیر قابل پیوند با یکدیگر سازوکار اصلی لایه‌ی خلاقیت است. اما مثال دیگر آن تبلیغات در زمینه دوربین های عکاسی است. امروزه شرکتهای بسیاری وارد دنیای تولید این قبیل ابزار شده‌اند و به طبع یافتن مشتری برای آن دشوارتر شده است. اما شرکتهای نوظهور در زمینه تولید دوربینهای عکاسی مثل شرکت فوجی و یا سامسونگ برای برای اطلاع رسانی در خصوص ویژگی دوربینهای عکاسی خود برای اولین بار امکان تنظیم تشخیص و گرفتن عکس در زمان لبخند را تبلیغ کردند. شعار فوجی برای مثال این بود که حتی اگر این لبخند بسیار ریز و قابل تشخیص برای شما نباشد ، دوربینهای فوجی متوجه خواهند شد!! این نوع تبلیغات به خوبی مفهوم کارکرد اصلی دوربینهای عکاسی را نیز در بر داشت و به نوعی موجب برانگیختن لایه خلاقیت ذهن افراد می‌شد چرا که به جای تکیه بر ویژگیهای همگانی و مشترک دوربینها مثل کیفیت عکس برداری به ویژگی پنهان تری اشاره می‌کردند. یا برای مثال در زمینه‌ی تبلیغات خودرو، در دنیایی که هیوندای و کیا پا به عرصه رقابت با کمپانی های با قدمت بالای ۵۰ سال گذاشته اند، طبیعی است که قدیمی تر ها برای حفظ سهم بازار خود بیکار ننشسته اند .آنها نیز از تکنیک های نوین برندینگ و تبلیغات هوشمندانه بهره می برند و مستقیم ارگان تصمیم گیر مشتریان که مغز آنها باشد را هدف می‌گیرند. برای مثال گروه خودروسازی کرایسلر آمریکا در تبلیغ یکی از خودروهای خود نشان می دهد که این خودرو در یک تقاطع مشغول حرکت می باشد، اما به غیر از این خودروی چهارشانه، بقیه اشیا قابل مشاهده در تصویر از قبیل بوته های گیاهان، چراغ راهنمایی و … غیر واقعی و دو بعدی به نظر می رسند! و عبارت کرایسلر در مورد این تصویر یعنی، «تنها واقعیت در دنیای کاغذی» در واقع ذهن مخاطب را به گونه‌ای درگیر می‌کند که گویی قدرت، استحکام، اصالت و امنیت کرایسلر در مقابل رقبا قابل قیاس نیست و آنها ورق پاره‌ای بیش نیستند. این نوع پیامها به ویژه هماهنگی بسیاری با ارزشهای جوامع غربی از جمله آمریکا دارد که بزرگی و استحکام ر به هر چیزی ترجیح می‌دهند. یا برای مثال نتایج برخی تحقیقات نورومارکتینگ حاکی از آن است که مشتریان به کلیه محصولاتی که صورت معصوم کودکان را در نظر آنها مجسم کند علاقه بسیاری دارند. همین امر دلیل موفقیت و محبوبیت خودروهایی مثل مینی کوپر است که تداعی گر چهره‌ی کودکی قبراق است. در مورد دیگری، مرسدس بنز برای جذب مخاطبان به یک خودروی کسل کننده و عاری از هیجان خود در کلاس ون ها یعنی مدل اسپرینتر، یک روش مبتکرانه در پیش گرفت. قطعاً یافتن موضوعات و ایده های جذاب برای هیجان مشتریان با توجه به ماهیت این کلاس از خودروها، کاری بس دشوار است. اما مرسدس اسپرینتر در این تصویر به جای کشتی حضرت نوح و در قله ای قرار گرفته است و بنابرین وظیفه مشابهی نیز به عهده خواهد داشت! یعنی جای دادن و نجات یک جفت از هر جانور برای نجات سیاره زمین! تصویر کاملاً گویاست، هدف سوق دادن افکار مخاطب بر روی جاداری و قابلیت بارگیری این مدل از مرسدس بوده است، البته در فرم و شکلی که ما را متقاعد نماید تا در بخش آگهی های منتخب از آن استفاده نماییم. و در تبلیغ دیگری مهرهای حک شده بر روی یک گذرنامه نمای کلی از یک لندرور دیفندر را پدید آورده اند. یک روش زیرکانه برای نشان دادن این مهم که صاحبان لندرور افراد ماجراجویی می باشند و یا در برداشتی دیگر قادرند به هر نقطه از کره خاکی که اراده نمایند، بروند و احیاناً احتیاج کمتری به مسافرت های هوایی حس می نمایند! خودروی محبوب و کوچک فیات یعنی مدل ۵۰۰ در بخش تبلیغات نیز ظریف و چند منظوره عمل نموده است. شاهکار و نقطه عطف تبلیغ مربوطه به این مدل خودرو استفاده از دو گونه جانور در معرض انقراض یعنی پنگوئن و خرس قطبی به جای عروسکهای شبیه سازی شده انسان، درون فیات ها است که می خواهد دو نکته را توامان نشان دهد. یکی اینکه با خرید فیات ۵۰۰ از وارد کردن لطمه بیشتر به لایه اوزون و آب شدن یخهای قطبی و درنتیجه انقراض این حیوانات دوست داشتنی جلوگیری می نمایید و ثانیاً امنیت بالای این فیات کوچک به حدی بوده است که به آزمایش کنندگان این اطمینان را داده است تا از موجودات واقعی و کم یاب به جای عروسکها در آزمون شبیه سازی تصادف استفاده نمایند! جیپ با طراحی جای پارکهای نامتعارف و مخصوص جیپ به نوعی به سایر خودروها هشدار می دهد تا شانس خود را برای پارک کردن در این مکانها به هیچ عنوان آزمایش نفرمایند و در صورت نادیده گرفتن این هشدار عواقبش را باید بپذیرند. در دنیای واقعی نیز جیپ که زیر مجموعه گروه خودروسازی کرایسلر آمریکا می باشد از اعتبار و پیشینه ممتازی در مقام مقایسه با سایر SUV ها برخوردار است. جالب است که در زمانهای نه چندان دور عموم مردم خودروهای SUV و شاسی بلند را با نام جیپ خطاب می کردند و این موضوع تنها محدود به کشورمان نیز نمی شد. جیپ جمله بسیار جالب و معروفی در این خصوص دارد و می گوید اگر نام Jeep متعلق به یک برند نبود، هیچ گاه واژه SUV اختراع نمی شد! یا در مثال جالب دیگری در حوزه‌ی گردشگری شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز مفهوم آرامش و امنیت را به گونه‌ای متفاوت و اثرگذار به نمایش‌ می‌گذارد. این شرکت در یکی از کارزارهای تبلیغاتی خود با شعار More beds, more places, more sleep این مفهوم تکراری را به شیوه‌ای متفاوت به مخاطب القا می‌کند. برند پوشاک گپ (GAP) نیز در یکی از کمپینهای تبلیغاتی خود از کودکان کمک گرفته و به واسطه آنها مجموعه جدید پوشاک پاییز و زمستان خود را معرفی کرده است. در این کمپین کودکان با همکاری یکدیگر در حال نقاشی دیوار یک مدرسه در لس آنجلس هستند تا با این روش حضور خود را در اجتماع به نمایش بگذارند. همچنین در این برنامه هر یک از کودکان نقش هایی را از جمله بالرین، کمدین، دیجی و ویولونیست بر عهده گرفته اند. نکته مثبت این کمپین این است که در این برنامه از کودکان از هر رنگ و نژادی استفاده شده است. البته استفاده از کودکان آن هم از نژادهای گوناگون حاوی معانی خاصی است. با توجه در تنگنا قرار گرفتن روزافزون برندهای لوکس، این اقدام تلاشی در جهت تلطیف تصویر برند گپ است. از طرفی پرداختن به مفاهیم اجتماعی نظیر نکوهش نژادپرستی، محرکی خوب در برانگیختن ذهن مشتریان است. شرکت گپ این برنامه را در آستانه سال تحصیلی جدید به راه انداخته بود و برنامه های جالبی همچون خودت «کار خودت را انجام بده» یا انواع کمک های والدین برای شناختن استعدادهای نهفته کودکان را نیز در نظر گرفته بود. از آنجا که در بسیاری از موارد تصمیم گیری برای کودکان توسط مادرانشان انجام می‌گیرد، این کار در برانگیختن مادران تأثیر بسزایی داشته است. در مثال دیگری آژانس تبلیغات هلندی در امستردام برای باشگاههای زنجیره‌ای ورزشی فیتنس فرست یک کمپین منحصر به فرد ایجاد کرده بود که از طریق ایجاد درگیری ذهنی در مخاطبان آنها را به برطرف کردن این نیاز وا می‌داشت. این شرکت به منظور یادآوری فعالیتهای فیزیکی و ورزشی به افراد، ترازوهایی را در زیر نیمکت اتوبوس قرار داده بود که وقتی شخصی روی آن می نشت وزن او بر صفحه کناری دیده می‌شد. دقیقا بهترین راه برای خراب کردن روز شخص و وادار کردن او به این که کمی به فکر ورزش باشد. سبز باشید منبع
  17. اولا علیکم سلام و رحمته الله و برکاته دوما ما مدت مدیدی هست از خانی افتادیم...زمین هامون دادن به رُعَیا ....بیشترش هم زمان رضاخان مصادره شده بود.... ما خان زاده ایم...ولی در حال حاضر رعیتی بیش نیستیم.......البته نون رعیتی مزه ی بهتری داره... با روشن شدن این موارد که در قالب طنز گفتیم برای تلطیف فضا خدمتتون عارضم که معماری که مفهوم برسونه خوبه... ولی این هم یک ناهنجاری توش داره ها.... دیدین تو ایران تو دهه ی 80 و حالا که تو دهه ی 90 هستیم...آثار معماری مون مفهوم زده شده.... یعنی تا معمار رو سنجاق نکنی به طرحش...هیچی نمی شه از طرحش فهمید.... و وقتی اون توضیح می ده که می خواستم فضا به این صورت باشه....یا این حس رو منتقل کنه....یا این فرم رو داشته باشه.... و جالبه که با "می خواستم" شروع می کنه.... و مشکل ما همین کلمه ی "می خواستم ها" ست.... چون یا می گیره قضیه یا نمی گیره..... و چون ما کور کورانه مفهوم گرایی رو کپی می کنیم...پس هیچ وقت اصالت نداره معماری مون و حتما باید معمار رو سنجاق کنیم به کار تا هر کی از کنارش رد می شه رو یقه اش رو بگیره بگه.. آغا!!! کار من این معنا رو می ده....این جوری که الان تو داری نگاهش می کنی نیست....باید از اینجاش اینطوری استفاده کنی.....الان که داری از این قسمت می ری...نباید بری... درحالی که معماری باید و باید از اول یک انسان بالغ باشه و خودش خودش را تعریف کنه....نه یک کودک بی زبان که باید معمار زبانش باشه
  18. بلی....معمار از اول هم همه جانبه نگر بوده...واسه همین معمار جمعات هم ریاضی دان بوده....همه فیلسوف بوده....هم شاعر بوده....همه منجم بوده....هم دانشمند...و هم هزارتا چیز دیگه.... معماری هر چه به سمت تخصصی تر شدن رفت و تخصص ها به صورت جداگانه تدریس شد...باعث شد که با چهارچوب و نظام هماهنگش رو از دست بده... نه اینکه تخصصی شدن بد بوده...نه! ما عنصر هماهنگ کننده و رشته ی متصل کننده ی اینا رو تعریف نکردیم..... تا معماری امروز بشه معماری همه جانبه نگر..... یکم زدم جاده خاکی....ولی از اون جهت به موضوع تاپیک ربط داره که ما معماری ایده آل رو نمی تونیم داشته باشیم و تعریف کنیم تا بستر ایده آل رو نداشته باشیم..
  19. [h=3]سخت افزار آیفون 5S، روی رقبا را کم می کند؟[/h] نفس تان را برای مقایسه بالا حبس نکنید. یک نمایشگر سوپر اچ دی؟ اصلاً چه نیازی به آن هست؟ نمایشگر آیفون 5 هم اکنون نیز جزو با کیفیت ترین های بازار است. به نظر بعید می رسد که اپل بخواهد تراکم پیکسل آیفون 5S را نسبت به 5، دو برابر افزایش دهد. البته چنین تغییری لا جرم روزی اتفاق خواهد افتاد ولی شاید برای آیفون 6 محتمل تر باشد. به هر حال، آقای میسک پیش بینی کرده که اپل، با عرضه آیفون 5S دنبال یک به روز رسانی حداقلی نیست(!) بلکه قصد دارد قدرت خود را با صدایی بلند بر سر رقبا فریاد بکشد و از این رو، تراکم پیکسل نمایشگر آیفون 5S را نسبت به سه نسل قبلی، دو برابر خواهد کرد؛ یعنی 652 پیکسل در هر اینچ که رزولوشن 2272 در 1280 پیکسل را پیش چشم کاربر قرار می دهد. چنین تغییری جنبه تبلیغاتی فوق العاده ای خواهد داشت ولی آیا به راستی چیز چندانی به تجربه کاربران خواهد افزود؟ نباید نیاز چنین ابر نمایشگری به یک باتری قوی تر را هم از نظر دور داشت. و اما در مورد سایر پیش بینی های آقای میسک هم به طور خلاصه اشاره کنیم که دوربین بهتر برای آیفون جدید، چیزی بدیهی است هر چند کاربرد عبارت سوپر اچ دی در اینجا، کمی ما را به فکر فرو می برد! احتمالاً NFC نیز به آیفون خواهد آمد تا اپلیکیشن Passbook به ظرفیت کامل خود دست پیدا کند. آقای میسک ارائه مدل 128 گیگابایتی آیفون را نیز در سال 2013 دور از ذهن نمی داند؛ حال آیا مدل 16 گیگابایتی آیفون در پایین زنجیره حذف می شود یا حفظ؟ مشخص نیست. [h=3]آیفون 6 با نمایشگر 4.8 اینچی و بدون دکمه معروف Home می آید؟[/h] آقای میسک پا را از آیفون 5S فراتر نهاده و در مورد آیفون 6 هم نظراتی منتشر کرده که بیزینس اینسایدر آنها را پوشش داده. وی نوشته که هم اکنون مدل های آزمایشی مختلف آیفون 6 در حال تست و بررسی هستند که البته این بیشتر به غیب گویی با چشمان بسته شبیه است؛ کسی پیدا می شود که فکر کند حتی یک روز در سال، مدل های آزمایشی چنین محصول پرفروشی در حال بررسی در داخل کمپانی نیستند؟ اما پیتر میسک نکات جالبی را هم گفته، از جمله اینکه یکی از مدل های آیفون 6 دارای نمایشگر 4.8 اینچی برخوردار از تکنولوژی IGZO، چیپ مجتمع پردازشی A7، و البته فاقد دکمه Home است. او می گوید با حذف دکمه Home دستورات فول-جسچر جایگزین آن خواهند شد. خب، واقعیت این است که هیچ چیزی غیرممکن نیست، حتی حذف دکمه Home از روی آیفون. به خصوص زمانی این ادعا پذیرفتنی تر جلوه می کند که در نظر بگیریم کمپانی ها سعی دارند بزرگترین نمایشگر ممکن را روی قابی با حداقل حاشیه ارائه کنند تا لااقل بشود تلفن را با یک دست نگه داشت، کار کردن یک دستی پیشکش! بنابراین حذف دکمه Home از این نظر، می تواند توجیه پذیر باشد. شاید منطقی این باشد که بهبودهای بزرگی را که آقای میسک به آیفون 5S منتسب کرده، در آیفون 6 ببینیم. ولی از طرف دیگر اگر قرار باشد اپل، آیفون 5S را با پیشرفت های حداقلی عرضه کند و سپس همین روند لاک پشتی را تا سال ها ادامه دهد، آیا به مرور از قافله رقابت عقب نخواهد افتاد؟ مسلماً چرا. پس اینجا دوباره بر می گردیم به ارائه دو آیفون در یک سال! [h=3]جمع بندی[/h] آیا اپل بازه به روز رسانی محصولاتش را به 9 یا 6 ماه کاهش خواهد داد؟ شاید چنین کاری باعث ایجاد استرس زیاد برای هیچ شود و بر عملکرد طراحان سخت افزاری و نرم افزاری تأثیر منفی بگذارد. اما به هر حال، اپل در این چند وقت اخیر نشانه های مختلفی از تحول را بروز داده که حدس زدن اتفاقات آینده درباره این کمپانی را برای ما سخت می کند. ما نمی دانیم در اپل چه می گذرد. شاید وضعیت فعلی، آرامش پیش از طوفان باشد یا شاید هم فرو رفتن در باتلاقی بی بازگشت. البته که هر دو نظریه طرفداران خاص خودش را دارد. پرسش های زیادی وجود دارد. آیا آیفون 5S که احتمالاً پرچمدار بعدی پرفروش ترین و پول سازترین خانواده از محصولات اپل است، یک جهش بزرگ خواهد بود یا یک پیشرفت ملایم؟ چند وقت پیش شایعاتی از احتمال عرضه یک آیفون ارزان تر برای فتح بازارهای بکر جهانی مثل چین و هند شنیده بودیم. اما شاید مدل جدید خانواده آیفون، از پایین اضافه نشود بلکه از بالا سر برسد. به بیان دیگر شاید اپل، مدل 4 اینچی آیفون را ضمن کاهش قیمت برای فتح بازارهای بیشتر به عنوان عضو کوچکتر این خانواده حفظ کند و در عوض با ارائه آیفون 6 با نمایشگر 4.8 اینچی در زمستان، بازی را به کل دگرگون کرده و هر سال این روند (معرفی مدل ارزان و مدل گران) را ادامه دهد؟ واقعیت این است که از آیفون 4S به این طرف، هیچ وقت نیاز به تغییری شگرف در آیفون، بیش از امروز حس نمی شد. منتهی به نظر می رسد بهتر این باشد که ابتدا اولویت به نوسازی رابط کاربری -یعنی چهره نرم افزاری دستگاه ها، داده شود و سپس تغییرات بزرگ تر از راه برسند. شاید هم اپل آنقدر نیرو داشته باشد که همزمان در هر دو عرصه تحولی به پا کند. قلعه در مه، ابهت بیشتری دارد. اما آخرین باری که کوپرتینو از مه بیرون آمد و آیفونی معرفی کرد، آنقدرها ما را جذب نکرد. آیا تیم کوک زیر آن چهره آرام، اپل را برای تغییراتی بزرگ آماده می کند؟ شما درباره این شنیده ها چه فکری می کنید؟ منبع
  20. در سال های اخیر، هر وقتی صحبت از شایعه به میان آمده، دره سیلیکون حتی روی هالیوود را هم کم کرده. جای ستاره های پرده نقره ای، تلفن های هوشمند و تبلت ها را بنشانید و جای اکران فیلم ها، رویدادهای معرفی محصول را! آیا دره سیلیکون چیزی کم دارد؟ هرگز! حتی در زمینه های علمی-تخیلی هم به نوعی برتری با دره سیلیکون است. اکنون که مراسم معرفی تمام محصولات جدید اپل در سال 2012 برگزار شده و حداقل برای چند ماه مراسم جدیدی از این کمپانی نخواهیم دید، تحلیلگران مختلف فرصت را غنیمت شمرده اند و برای به پرواز در آوردن شایعات و انواع تحلیل ها، بر اسب سرکش اینترنت نشسته، بادبادک بازی می کنند. جدید ترین طالع بینی (مزاح!) آیفون 5S و حتی آیفون 6 را پیتر میسِک از موسسه سرمایه گذاری معتبری به نام Jefferies انجام داده. مواردی که ذکر شده واقعاً جالب است، ولی احتمال اینکه به واقعیت بپیوندند -بدون تعارف، بین 0 تا 100 سرگردان است. [h=3]آیفون 5S در خرداد 1392 معرفی می شود؟ [/h] همه بیشتر به واقعیت نزدیک است! موسسات سرمایه گذاری گاهی بر اساس اطلاعات منابع داخل زنجیره تأمین و تولید تحلیل های خود را ارائه می کنند ولی اغلب، (دقیقش را بخواهید نزدیک به 96.159738% از اوقات)، این تحلیل ها حدس خالص است و نه چیزی دیگر. با این حال، در این مورد نواهای موافق دیگری نیز شنیده شده که به احتمال عرضه زودهنگام آیفون 5S دامن می زند. زمان بندی اپل برای عرضه محصولاتش اخیراً دستخوش تغییراتی شده که در اینجا، جا دارد سلام مخصوصی عرض کنیم خدمت جناب آیپد چهارم! از آنجایی که اکثر محصولات کمپانی در همین چند ماه اخیر و در یک بازه زمانی فشرده نو نوار شده اند، احتمال اینکه این امر با قصد و هدف انجام شده باشد، دور از ذهن نیست. حتی پذیرش اینکه کمپانی به سمت ارائه دو محصول (از هر خانواده) در هر سال میلادی برود هم بعید نیست. با این حال فاصله این دو محصول سالانه، لزوماً نباید 6 ماه باشد بلکه می تواند 9 ماه باشد. واقعاً 9 ماه معقول تر نیست؟ جالب اینجا است که جان اسکالی، همان مدیر عاملی که استیو جابز را از کمپانی اخراج کرد نیز -هنوز زنده و- معتقد است که اپل در حال انجام تغییراتی معنادار در زمینه زمان بندی عرضه است. او گفته: «معمولاً اپل سالی یک محصول (از هر خانواده) ارائه می کرد؛ حالا به نظر می رسد که سالی 2 محصول را در دستور کار قرار داده. پیچیدگی چنین امری از منظر زنجیره تأمین، بسیار زیاد است ولی به نظر می رسد که اپل به خوبی از پس آن بر آید. برای همین فکر می کنم برخی افراد، کار عالی اداره کنندگان اپل و اینکه کمپانی چقدر می تواند با ارائه دو محصول در سال موفق تر شود را از نظر دور داشته اند.» پیش بینی عرضه محصولات در بازه های کمتر از 1 سال، چالش بر انگیز است اما نگاه کنید که چطور تقریباً تمام محصولات اصلی اپل در انتهای پاییز 2012 به روز شده اند. در حالی که قبلاً معرفی محصولات در فصل های مختلف سال توزیع شده بود، حالا آیفون، آیپد و آیپد مینی، آیپادها، مک بوک و آیمک های جدید در پاییز ارائه شده اند. بد نیست نگاهی هم به رقبای اندرویدی بیندازید که چطور شایعات عرضه محصولات آنها در بهار، از هم اکنون مثل پرنده های مهاجر در محیط اینترنت به پرواز در آمده اند. آیا اینها اتفاقی است؟ یا کمپانی ها در حال گریز از دست پرچمداران رقبای خود هستند؟ کسی چه می داند، شاید بد نباشد که از این به بعد، S کنار اعداد در نام گذاری آیفون را معادل Spring یعنی بهار در نظر بگیریم! [h=3]آیفون 5S در حوض نقاشی می افتد؟[/h] پیتر میسک پیش بینی کرده که آیفون 5S در رنگ های مختلف عرضه خواهد شد. البته او سابقه چند پیش بینی غلط درباره عرضه تلویزیون اپل را هم دارد ولی جالب اینجا است که در سال 2011، زمانی که همه منتظر آیفون 5 بودند او روی آیفون 4S شرط بندی کرد، آن هم قبل از بقیه؛ و اتفاقاً پیش بینی اش درست از کار در آمد. پس شاید بشود پیش بینی های او درباره آیفون را جدی گرفت. شاید او منابعی دارد که خبرهای درست می دهند. حالا او می گوید که احتمال دارد آیفون 5S در 6 تا 8 رنگ مختلف عرضه شود. رنگ هایی مشابه آیپاد تاچ 2012. البته آیپاد ها محصولات نوجوان پسندی هستند و رنگارنگ بودن آنها از منظر هدف قرار دادن سلیقه قشر نوجوان، توجیه بیشتری دارد. ولی در زمانه ای که اکثر کمپانی ها تلفن های خود را با رنگ های مختلف عرضه می کنند، چه ایرادی دارد که آیفون ها هم در حوض نقاشی بیفتند؟ هر چند این سؤال را برای خلع سلاح ذهن شما مطرح کردیم، ولی برای خودمان هم تصور کردن یک آیفون سرخ، خیلی سخت است. با این حال از یک آیفون نارنجی استقبال ویژه می کنیم!
  21. معماری ایده آل.... هر نسلی دنبال معماری ایده آل خودش بود...تو دوره ی کلاسیک دنبال شکوه بودن و عظمت...تو دوره ی فوتوریسم دنبال حرکت....تو دوره ی مدرن دنبال یک سبک جهانی... تو دوره ی پست مدرن هم دنبال برطرف کردن نیازهای محلی.... این روزها هم که معماری ایده آل داره خلاصه می شه تو معماری پایدار... در این میون تو هر کدوم از این راه ها.....اون معماری ایده آل می شه که برای انسان بنا بشه.... خیلی وقتا معمارا...معماری رو فقط برای برطرف کردن نیازهای زیبایی شناسی خودشون می سازن.... در حالی که در آخر هر حجمی با حضور انسان معنا پیدا می کنه و زنده می شه.. نیاز انسانی هم شامل برطرف کردن نیازهای عملکردی ش می شه و هم شامل نیازهای روحی ش.... انسان کمال جو...فقط در دیدن ها دنبال زیبایی ها نیست...در حواس هم دنبال بهترین و زیباترین حواس ها در برخورد با فضاهای معمارانه است... معماری ایده آل می تونه قسمتی ش اونچه باشه که من تا حالا گفتم...
  22. moein.s

    زِپِلِشک نامه

    سرمان به کار خود است....گوزپشت نُتردام شده ایم از بس قوز کردیم در وقت راه رفتن... در گوش مان از بچگی خوانده اند که سَرَت به کار خودت باشد... که اگر اتفاقی چشمت به اشتباه دیگری بیافتد.... یا ناغافل از پشت انگشت در چشمانت می کند که کور شوی!!!...یا طلبکارانه یقه ات را می چسبد که غلط کردی که دیدی؟!! و اصلا خجالتی در این میان نیست که او بِکِشَد!!! آری....ما گوژپشتی را انتخاب کردیم....تا مسخره عام و خاص باشیم...که بابا کمربند لازم است برای راست کردن این قامت.. ولی... ولی چشممان ناخودآگاه به اشتباه دیگری نیافتد....که ما دوست داریم چشم هایمان را..که با آنها اندک زیبایی های مانده در اطرافمان را ببینیم... پ.ن:سَرَت به کار خودت باشد دوستِ خواننده ی من.....از والد و والده ی مُکرمه شنیده ای...از من سینه سوخته ی گوژپشت هم بشنو.... چشمانت ارزششان بیشتر است.... تصویر مربوط به سال 1831 ،از اولین نسخه کتاب گوژپشت نتردام اثر ویکتور ماری هوگو
  23. کلبه ی شعر دیگه..کلبه شعر قدیم نیست....تاپیک ها قبلا به صورت رندوم بالا می اومد....بیشتر بچه ها شرکت می کردن... چند تا ورق می زدیم هر تاپیک رو حداقل 3..4 نفر بودن که پست می زاشتن.... بعد یک سری بودن که وقت می زاشتن از خودشون می نوشتن...مطالب مربوط با عنوان تاپیک می نوشتن.... از جمله خودم که از نوشته های خودم می نوشتم...ولی دیگه رغبت نمی کنم... خوبه که مثه قبل شه همه به یک میزان مشارکت کنن.... اینجوری هر چقد هم تعداد صفحات زیاد شه...فایده ای نداره چون دیده نمی شه.... خانوم مدیر این یک درد و دل بود....اصلا مربوط به شما نیست....می دونم که شما نمی تونین در این مورد کاری رو انجام بدین.... ولی خوب من دیگه نوشته هام رو اونجا نمی زارم..و می دونم که تعدادی از بچه هام دیگه رغبتی به گذاشتن نوشته هاشون ندارن...همونجور که دیگه نمی بینم نوشته ای رو بزارن....یا مثه قبل مشارکت کنن...
  24. سلامون علیکم و رحمته الله و برکااااااااااااااااااااااااااااااااااته چرا و چگونه است که تاپیک هایی مسئله برانگیز توسط دوستان تازه وارد....زده می شود گاهی....؟ آیا این یوزرها برای زدن همین نوع تاپیک ها ساخته شده؟ چگونه است یکدفعه ای یک سری تاپیک های کمی قدیمی و مسئله برانگیز یک دفعه ای توسط یک تازه وارد آپ می شود؟ آیا هر کی از راه رسید می تونه تو تالار گفتگوی آزاد تاپیک و پست بزنه؟ آیا این فقط به چشم من اومد؟...یا قبلا بحث شده....ما بی خبریم... پ.ن:دغدغه ی من فقط جهت اطلاع یافتن از روند است...و اینکه آیا نظامی وجود داره....مطالبی که ذکر کردم به صورت رندم از برداشت هایی بود که می شد داشت...
×
×
  • اضافه کردن...