رفتن به مطلب

Amin

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1580
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Amin

  1. Amin

    مشخصات فنی موتورسیکلت وی6 (v6)

    مشخصات فنی موتورسیکلت وی6 (V6) 1 ابعاد 1980*745*1140 mm 2 وزن 115 Kg 3 حداکثر بارگیری 150 Kg 4 نوع موتور تک سیلندر ، چهار زمانه و هوا خنک 5 حجم سیلندر 124 cm 3 6 قدرت مجاز 7.1 kw ( 7500 r.p.m ) 7 حداکثر گشتاور 8 N.m ( 6000 r.p.m ) 8 نسبت تراکم 10:1 9 حداکثر سرعت 90 km/h 10 سیستم راه اندازی الکتریکی / هندلی 11 نوع ترمز جلو دیسکی و عقب کاسه ای 12 نوع گیربکس پنج سرعته 13 ظرفیت باک 17 Lit 14 نوع باطری 12 v 7 AH 15 مصرف سوخت 1.92 Lit @ 100 Km. A Grade 16 استاندارد آلایندگی EURO [Hidden Content]
  2. Amin

    تاریخچه فولکس بیتل

    تاریخچه فولکس بیتل تاریخچه فولکس بیتل (beetle به معنای سوسک که در آلمانی به آن Kaefer گفته می شود) یا بقول ایرانی ها فولکس قورباغه ای به قبل از جنگ جهانی دوم در آلمان برمی گردد. آن هنگام که فردیناند پورشه (Ferdinand Porsche) در این فکر بود تا به تولید انبوه اتومبیلی بپردازد که قشر متوسط آلمان هم بتوانند آن را خریداری کنند. او فکرش را با آدولف هیتلر (Adolf Hitler)، جوانی که حتی رانندگی کردن نمی دانست ولی از علاقمندان جدی اتومبیل بود در میان گذاشت. هیتلر از مدت ها قبل - سال 1923 - با خواندن زندگینامه هنری فورد (Henry Ford) در زندان به شدت تحت تاثیر او و تولیدات شرکت فورد بود. فردیناند پورشه پیش از این روی یک سری اتومبیل کوچک کار کرده بود. هدف او از اینکار آزمایش قطعاتی بود که قرار است بعد ها در اتومبیل مورد علاقه اش بکار برده شود. یک نمونه ساخته شده از این اتومبیل ها مدل 32 NSU در سال 1934 بود که چهار سیلندر داشت و موتورش در قسمت عقب ماشین بود و تا حدودی شبیه فولکس قورباقه ای امروزی کار می کرد. فوریه سال 1933 هیتلر صدر اعظم آلمان شد و در نمایشگاه اتومبیل برلین تصمیم خود را برای تولید ماشین در آلمان اعلام کرد. یک سال بعد در نمایشگاهی توضیح داد که دولتش از تولید یک اتومبیل مردمی حمایت خواهد کرد. تحت تاثیر قابلیت های طراحی پورشه، هیتلر طراحی اولیه اتومبیل مورد نظر خود را به او داد، هدف آن بود که اتومبیل بتواند دو بزرگسال و سه کودک را با سرعت شصت کیلومتر در ساعت و با مصرفی در حدود 33 مایل بر گالن حمل کند. قیمت این ماشین نباید بیش از قیمت یک موتور سیکلت، یعنی حدود 1000 مارک (Reichmark) در می آمد. پورشه مطمئن نبود که قیمت تمام شده این ماشین را بتوان واقعا تا این اندازه پایین آورد، اما به هر حال این پروژه را قبول کرد. نام این پروژه مدل 60 بود و به دلیل محدودیت زمانی در ساخت آن از همان اجزاء و طراحی NSU استفاده شد. اواخر 1935 اولین نمونه ساخته شده از این ماشین در دو مدل V1 و V2 - که کروکی بود و سقفی قابل باز و بسته شدن داشت - در خیابانها مشاهده می شد. بدنه آنها متشکل از آلومینیومی بود که روی چوب پرس شده بود. اما در سال 1936 بدنه استیل و یک موتور با حجم 984 سی سی و قدرت 22 اسب بخار که حداکثر سرعت آن 65 مایل بر ساعت بود جایگزین بدنه و موتور مدلهای قبلی شد. مدل 30 ، نمونه ساخته شده بعدی بود که توسط دیملر بنز (Daimler-Benz) ساخته شد. هر چند او معتقد بود شهرت و اعتبار نامش با ساخت چنین ماشین ارزان قیمتی ممکن است به خطر بیفتد و به همین دلیل برای ساخت آن خیلی مشتاق نبود. ماشین ساخته شده توسط دیملر بنز در سربازخانه های نیروهای SS در نزدیکی شهر اشتودگارت (Stuttgart) تست شد و حدود 200 سرباز با آن رانندگی کردند، تا زمانی که تمام اشکالات داخلی آن رفع شد. در این مدت پورشه به منظور آشنایی با روش های جدیدی که در ساخت ماشین استفاده می شد به آمریکا رفت و تعدادی از مهندسان مهاجر آلمانی را که در کارخانه های آمریکایی کار می کردند، استخدام کرد. در سال 1937 از کارخانه اصلی که درشهر اشتودگارت بود درخواست شد تا تعداد سی عدد اتومبیل برای ارسال به فستیوال ها و نمایشگاه های مختلف بسازد. آنها می خواستند از این طریق توجه عموم مردم آلمان برای خرید این ماشین را جلب کند. هیتلر همچنین یک طرح پس انداز به مردم ارائه کرد، در این طرح عموم مردم می توانستند تمبر جمع کنند و به جای پول ماشین به دولت بدهند. در ماه مه 1938، طی مراسم جشنی با حضور جمعیتی هفتاد هزارنفری از مردم و 150 خبرنگار، هیتلر کارخانه جدید ساخت این ماشین را افتتاح کرد. او اعلام کرد که مدل این ماشین بنام 'KdF-Wagen' یا Wagen Strength through joy است. شهری که کارخانه این اتومبیل در آن واقع بود به حمایت از کارخانه، کی دی اف اشتاد (KdF-Stadt) نام گرفت. تولید این کارخانه از سپتامبر 1939 آغاز شد، همان ماهی که جنگ جهانی دوم آغاز شد و هیچ یک از هزاران نفری که تمبر جمع آوری کرده بودند صاحب ماشین نشدند. در زمان جنگ، KdF-Wagen تبدیل به وسیله نقلیه نظامی شد و Kubelwagen (کوبل واگن) نام گرفت که یک ماشین تست شده با بدنه ای بسیار محکم بود و بعدها موتور آن برای استفاده در ماشین های دیگر توسعه داده شد. در سال 1942، Kubelwagen با Schwimmwagen که یک وسیله نقلیه چهار چرخ بود که هم در خشکی و هم در آب حرکت می کرد، ادغام شد. در سال 1943 بیش از دوازده هزار نفر از زندانیان در این کارخانه کار می کردند که در آن زمان تقریبا کارش تعمیر هواپیما بود. پس از آن نیز در این کارخانه تا پایان جنگ بمب های دور برد ساخته می شد که سرانجام توسط نیروهای آمریکایی تخریب شد. بالاخره جنگ به پایان رسید و در سال 1945 هیتلر خودکشی کرد. آلمان به چند بخش تقسیم شد و کارخانه KdF در بخشی که تحت کنترل انگلیس ها بود قرار گرفت. کارخانه مذکور، به منظور حمل و نقل نیروهای اشغالی شروع به ساخت مجدد فولکس قورباغه ای (beetle) کرد. نام شهری که کارخانه در آن قرار داشت به ولفزبورگ (Wolfsburg) و نام کارخانه به 'Wolfsburg Motor Works' تبدیل شد. تا سال 1946 تنها از قطعات قابل دسترس و موجود در انبار برای ساخت ماشین ها استفاده می شد. پس از آن به تدریج تولیدات کارخانه به هزار عدد در ماه رسید. در این سال دو مدل مخصوص ماشین ساخته شد که یکی از آنها Radclyffe بود، ماشینی دو نفره برای رفت و آمد کلنل Charles Radclyffe در تابستان 1946 و دیگری ماشینی چهار نفره بود که برای رفت و آمد شخصی Ivan Hirst استفاده می شد. در سال 1948 بعد ازاینکه هینز نوردهوف (Heinz Nordhoff) به عنوان مدیر کمپانی فولکس واگن منصوب شد، تصمیم گرفت کمپانی را توسعه دهد و در این راستا دو کارخانه برای تولید نمونه هایی با سقف متحرک (کروکی) فولکس قورباغه ای در نظر گرفته شدند. یکی از آنها کارمان (Karmann) برای ساخت نمونه چهار نفره و هبمولر (Hebmüller) برای نمونه های دو نفره در نظر گرفته شد. کاپوت و پنجره ها در هر دو یک شکل بودند و مدل های ساخته شده توسط فولکس واگن تست و تایید می شد. تا اخر سال 1949 تعداد 358 نمونه کروک دار دو نفره و 364 نمونه چهار نفره ساخته شده بود. در23 جولای همان سال کارخانه Hebmüller دچار حریق شد، با وجود خسارات بسیار پس از چهار هفته به کمک کارگران، مجددآ شروع به کار کرد. اما خط تولید کند پیش می رفت بطوریکه در سال 1950 فقط 319 اتومبیل ساخته شد در حالیکه درهمان زمان تعداد تولیدات Karmann به 2679 رسیده بود. سرانجام در سال 1952 خط تولید آن به کارخانه Karmann منتقل شد. فولکس واگن ادعای فروش 696 مدل Hebmüller از 750 ماشین تولید شده را کرد. کارخانه Wolfsburg تا سال 1978 به تولید خود ادامه داد. در سال 1971 با ساخت Super Beetle تغییر بزرگی بوجود آمد (از انواع قدیمی که هم اکنون در برخی شهر های ایران هم مشاهده می شود). در این مدل جدید جای باک بنزین و لاستیک زاپاس عوض شده بود، پس از آن مدل 1302S از Super Beetle که دارای موتور 1600 سی سی و قدرت 50 اسب بخار بود نیز به بازار آمد. در 17 فوریه 1972، بالاخره فولکس قورباغه ای از مدل T کمپانی فورد که عنوان محبوب ترین اتومبیل را بخود اختصاص داده بود، پیشی گرفت. آخرین تولیدات آلمانی این ماشین در ژانویه سال 1978 بود. پس از آن در پوابلای (Puebla) مکزیک در کارخانه ای که در سال 1954 ساخته شده بود، تولید آن ادامه پیدا کرد. در ماه مه سال 1981 تعداد بیست میلیون beetle در مکزیک ساخته شد و برای فروش به اروپا صادر شد [Hidden Content]
  3. Amin

    مشخصات فنی اتوبوس برقی eg-6061

    مشخصات فنی اتوبوس برقی EG-6061 EG-6061 ظرفیت مسافر : 6 حداکثر مسافت (کیلومتر): 80 حد اکثر سرعت (km/h): 27 حد اقل شعاع چرخش (m): 4.8 قابلیت بالا رفتن: 20% ابعاد(طول*عرض*ارتفاع)(m): 1810*1400*3440 موتور(kw): 3 تعداد باطری(قطعه) 8 ولتاژ هر باطری(v): 6 ظرفیت باطری(AH): 180 [Hidden Content]
  4. Amin

    سبزریزی در ظرفِ شعر

    سبزریزی در ظرفِ شعر منصور پویان شعر فارسی پس از انقلاب تا دهه هفتاد شمسی، شعری سیاست‌زده و در خود فرو رفته بود و از فقدان بینش سیاسی رنج می برد. در دهه هفتاد، شعر حیاط‌ خلوتی می شود که اندیشه‌های نسل جدید را به دور از هیاهوی کوچه؛ در جمعیت کلمه ِآنسوی خانه می پروراند. اینک در پایانه دهه هشتاد و با خروش جنبش آزادیخواهانه مردم ایران، میراث دهه هفتاد توسعه یافته اشعاری سرود ه می شود که بر خلاف گذشته به خواننده جهت نمی دهد بلکه جهت ها را نشان می دهد. آدم‌های عادی کوچه و خیابان که روزانه با آن‌ها سر و کار داریم، نه تنها در شعر، داستان و رُمان، بلکه حالا در سیاست نیز، که نُطفه اش در خیابان بسته می شود، نقش‌آفرین شده اند. کنش انسان پیش بینی ناپذیر است. بدیگر سخن، هر شهروند؛ ابژه و سوژه، هستی ای توأمان دارد. در شعر پساهفتادی نیز مانند اوضاع کنونی، خواننده در حین قرائت اثر، روایت‌های ذهنی خود را رقم می زند. او در جریان قرائت، با داخل کردن خویش در چینش ِنشانه ها، خودی نشان می دهد و واقعیت داستانی را می پردازد. در روایتگری پسامدرنیستی، فردیت و واقعیت دست در دست یکدیگر،عصر اساطیری را درنوردیده،هاله‌ مقدس از سر ِخاطره های باستانی را پس می زند تا همه چیز به بیانی ملموس درآید واغلب در این شعرها خواننده ست که نقش اصلی را ایفا می کند. خواننده ای که همان شهروند ِعادی ست،شهروندی که این روزها مدام در حال سرکوب شدن است. خوانش ِوقایع حالا از کنترل ِمولف، دولت یا رهبر خارج است. وقایع ِداستانی-خیابانی در ذهن خواننده-شهروند هر آینه بصورت ِخوانشی منحصر بفرد بازتولید می شود. این یعنی ضرورت چند-صدائی که جایش خالی بود. «سبزریزی» یکی از این شعرهاست که پیش ازآنکه به تحلیلش بپردازم، بهتر می دانم که آن را با هم بخوانیم. سبزریزی شعر از: علی عبدالرضائی رودخانه ای در خیابان است یک ملیون دو ملیون سه ملیون صدا در جریان است و مسجدی که پایگاهش پشت میدان است آنقدر که جمعه دیده جمعی چنین ندیده ترس بَرش می دارد و لوله ی تفنگی را از پنجره اش می کند بیرون که مانده ست چادر بزند کنار پسری آستین کوتاه که می تواند یک کاره بعد از تیر به دختر نفس بزند یا مردی که مجبور شده با دخترهاش سر ِپیری از خودش بزند بیرون از این بیشترآدم که موسای خیابانی شده باشد کسی ندید از این پیش تر نیل که در میدان بریزد جوان میدان ِآزادی جان است و ماشه که دیگر حیران است لوله می چرخد پی ِشکار بین آدمها پیدا نمی کند و در می کند تیری هوایی که جای خدا می خورد به یک تکه از سیاهی در کلاغی خانگی که آن بالا سر ِسیم ها خستگی در می کرد یک تکه سرخ می افتد سر ِسبزها که از قارشان زده اند بیرون و بال سیاهش را باد می برد می دهد به گلدسته ی مسجد که اختراع بیخودی ست تفنگ که ساخت یکی از کارخانه های خودی ست یک کاره جا می خورد و مثل من جا می زند وسطِ شعر خوش ساختی که پایانش دیگر از من ساخته نیست. این شعر به جای رابطه میان «شاعر/ متن»، به رابطه میان « متن/ خواننده» می‌پردازد و آن را مهم تر تلقی می‌کند . شعر دارای یک نظم درونی و سمبولیک (نمادین) است که خواننده را وارد روایت کرده رُلی برای او در اجرای متن قائل می شود. اولین قدرت شعر "سبزریزی" همانا ایجاد روایات سمبولیک مختلف در درون شعر است. حالت «شعر در شعر» بصورت لایه‌های مختلف( تراژدی، کمدی و دراماتیک) در بدنه متن،تلاقی و پیوند ایجاد می کند. یک شعر خوب یک روایت نو از واقعیتی سمبولیک و بیرونی است. زیرا واقعیت عینی مطلق هماره از دسترس ما دور است، چرا که شعر در عرصه زبان که محدود است، واقعیت پذیر می شود و روایت در خوانش خویش دارای نظم سمبولیک است. این شعر در واقع آینه‌ ای در دست خواننده است تا هم جهان و تمنایش را بازتاب ‌‌دهد و هم به جهان سمبولیک راوی بپردازد تا روایتی نو طرح کند. شعر به خواننده می‌گوید، چگونه با خوانش خویش، به جهان نظم و معنی بخشد و در «واقعیت جدید» وضعیتی هوشیار برای خود دست و پا کند. در این شعر نیز علی عبدالرضایی از میثاقش دست برنمی دارد؛ چرا که برای خواننده در متن نقشی حداکثری قائل می شود. رودخانه ای در خیابان است یک ملیون دو ملیون سه ملیون صدا در جریان است و مسجدی که پایگاهش پشت میدان است آنقدر که جمعه دیده جمعی چنین ندیده پیش درآمد شعر مانند موسیقی کلاسیک ایرانی، اورتوری کوتاه ست برای آغاز بلافاصله روایت. شاعر در شعر «سبزریزی»، کارگردانی ست که فیلم را از تصویر کلان رودخانه ای آغاز می کند که در خیابانها جاری ست. سپس دوربین ما را به دیدار پلانی می برد که مرکز توطئه و فساد است. مسجد ضِراری پشت میدان آزادی که حالا بدل به میدان قتل و خفقان شده است، نقشی انسانی گرفته وبه خیل آدمها که در خیابانی جاری اند،حسادت می کند. مسجدی که هرگز در نمازهای جمعه وجماعت اینهمه جمعیت ندیده است. دلهره و ایهام فضای شعر را پُر کرده است. شاعر از روایتی احساساتی و سوزناک و که معمولن پایانی خوش دارند، پرهیز می کند تا هر کدام از روایت‌ها با فضا و حالت، موزیک و نوع زبان خویش پرداخته شود و خواننده را در متن درگیر کند. اگر در بند اول، روال شعر نقشی «سمبولیک و نقادانه» دارد، در پاره ی بعدی تراژیک می‌شود، و خواننده به لمس احساساتی چون وحشت و تنهایی نزدیک شده نوع زبان شعر حالتی متفاوت و متمایز پیدا می کند. ترس بَرش می دارد و لوله ی تفنگی را از پنجره اش می کند بیرون که مانده ست چادر بزند کنار پسری آستین کوتاه که می تواند یک کاره بعد از تیر به دختر نفس بزند یا مردی که مجبور شده با دخترهاش سر ِپیری از خودش بزند بیرون در این شعر، راوی به ما نشان می‌دهد که اصولا روایت بازتاب واقعیت نیست بلکه روایت با زبان و تصاویر خاص خویش، واقعیت را بوجود می‌آورد. تفاوت میان روایت خلاق با روایت اسیر لحن و کلام سنتی در این است که شاعر برای ایجاد واقعیت متفاوت بایستی تصویر، زبان و درک متفاوت خویش را بپروراند. او می خواهد در عین رجوع به واقعیت عمومی، آن بخش از واقعیت را که تا کنون «پس‌زده» شده برای خواننده به اکران بگذارد. عبدالرضایی با «آشنازدایی» در شعرهای اخیرش که اغلب موزون هستند، به «روایتی نو» از واقعیت و زندگی می پردازد که در میراث کلاسیسیم جایش خالی بود. در سبزریزی نیز می بینیم که شاعر اسیر لحن و کلام سنتی نشده و «روایت و گفتمانی نو» را ارائه داده است. یکی از نمایه های این گفتمان نو، گفتگوی خلاقی ست که بین مسجد و لوله تفنگی که از انتخاب سوژه قتل عاجزاست،درگرفته است. تفنگی متعصّب که از کشتن ِدختر چادری طفره می رود فقط برای اینکه می داند اگر چنین کند ممکن است پسرجوانی که کنار اوست برای نجاتش درلبهاش نفس مصنوعی بدمَد و اینجاست که وجه کمیک متن خودش را نشان می دهد.تفنگی که از عاطفه سرشار است و قادر نیست به پیرمردی شلیک کند که دارد دخترانش را همراهی می کند.با طرح همین رویکرد دینی است که ناگهان پای موسی به شعر کشیده می شود،هرچند که این موسی خودش را به موسی خیابانی ربط می دهد همانطور که در سطرهای بالا نیزچادر و چادرزدن این همان شده اند. اصلن یکی از جذابیت های شعر عبدالرضایی برخورد چندواژگانی در متن است طوری که هیچ چیز فقط آنچه که هست نیست. از این بیشترآدم که موسای خیابانی شده باشد کسی ندید از این پیش تر نیل که در میدان بریزد جوان پس بی جهت نبود که درشروع شعر،عبدالرضایی از جریان آدمها و رودخانه می گوید چون در ادامه با رویکردی بینامتنی باید از موسی و رود نیل سر درمی آورد. ساخت روائی شعر با قطعه بالا، ورق می خورد و روالی سمبولیک پیدا می کند. شکل سمبولیک در اینجا با نگاهی تاریخی و اساطیری، به قهرمانانی اشارت دارد که آرمانخواه بودند و برای برونرفت از وضعیت بحران، خیابان را میدان مبارزه کردند. اندیشه بشری آنها چون موسای خیابانی، درهم‌آمیختگی داشت، با اینهمه خط ِعبورشان واجد نگاه و تمنائی نو بود؛ ولّی در همه جهات واقع بینانه نبود. میدان ِآزادی جان است و ماشه که دیگر حیران است لوله می چرخد پی ِشکار بین آدمها پیدا نمی کند در تحلیل جنبش کنونی، بنا بر روانکاوی لکان، سه پدیده یا سه حالت دست اندر کارند: « سمبولیک، خیالی و واقعی» . این سه حالت در هر پدیده حضور دارند و بدون کمک رسانی به هم نمی‌توانند به متن هیئتی خلاق بدهند. خلاقیت ایجاب می کند که عنصر «سمبولیک» بر دو عنصر دیگر برتری داشته باشد. به زبان ساده تر، بخش «سمبولیک» شعر همان زبان شعر است که به خواننده برای ایفای نقش، میدان می دهد. این بخش همانا عرصه ی «تفسیر و نقد» است که بر دو عنصر دیگر کفه اش می چربد. « بخش خیالی» شعر سیستم زیبایی شناسی آن است که چون یک « قلاب» خواننده را تا انتها با شعر همراه می کند. حالت رئال، در واقع وضعیت تعلیق است که در نتیجه آن مخاطب به دلیل همذات پنداری با کاراکترها در فحوای خوانش میخ کوبش می شود. این حالت در قطعه بالا، همان تفنگی ست که در جمعیت می چرخد و در پی شکار می گردد. از اینرو، حالت رئال، در خواننده نوعی حالت بلاتکلیفی و خطر ایجاد می کند. با خوانش قطعه بالا، خنده ای تلخ بر لبانش نقش می بندد که می‌توان آن را به زبان لکان «جنبه رئال یا تراژیک» نامید. در یک اثر هنری این هر سه عوامل لازم و ملزوم یکدیگرنند، اما برتری عنصر سمبولیک باعث می‌شود که اثر چون یک «متن باز» موجب تفسیرهای نو و موضوع چشم‌اندازهای نو واقع شود. آنچنان که خلاقیت اثر، خلاقیت خواننده/ تماشاچی و تفسیر و احساسات متفاوت و عمیق او را برمی ‌انگیزاند تا با روایت و پرداختی نو از واقعیت روبرو شود. اثر می بایست به شیوه خاص خویش اجازه لمس واقعیت را نیز به مخاطب بدهد. البته ژانرهای شعری مختلف، اثرات مختلف می آفرینند چرا که برجستگی هر یک از این سه جنبه، نوع و نحله ای خاص چون ژانر تراژیک، ژانر وحشت یا کمدی‌ و غیره می آفریند. شعر کلاسیک عمدتاً روایتی تعلیمی، تراژیک، طنز و یا دراماتیک دارد. سنتّ شعر فارسی به طور عمده جانمایه ای تخیلی-نارسیستی دارد یعنی اینکه شاعر در پی آنست که خواننده را سحر کرده، وی را اسیر تصاویر، حالات و شرح ماجرا و حدیث (سناریوی شعر) نگاه دارد. بدین نحو، تمهیداتی بکار می رود تا خواننده جلب شود و حالتی «احساساتی» غالباً بر مبنای موضوعات عشقی ایجاد گردد. با این ترفند، شاعر کلاسیک، خواننده را به یک « مرید» نارسیستی خویش و ناتوان از نقد تبدیل می‌کند. ازین‌رو، با از دست دادن فردیت و استقلال، خواننده تحت لوای صنعتگری و قدرت پرداخت شاعر، به موجودی دنباله رو و منفعل بدل می شود که نگاه و تفسیر فردی و خلاق را گویا برنمی تابد. از اینروست که می گویم: در شعر کلاسیک فارسی، روایتی تک‌لایه و دراماتیک تمهید می گردد تا بجای دست‌یابی به نگاهی نو و مستقل، خواننده اسیر «سانتیمانتالیسم» ‌شود. در حالت «رئال» نیز شعر ممکن است به شدت مطلق‌گرایانه و دچار نگاهی دوآلیستی وسیاه وسفید ‌شود. روایت «ناموسی-اخلاقی-آرمانی» در شعر کلاسیک به تمنای خواننده میدان نمی‌دهد یعنی اینکه به او جا و نقشی در بازی «رئال» نمی بخشد؛ بلکه او را به «تماشاچی منفعل» تبدیل کرده در متن روایت و لذت محض آنچنان مشغول می کند که فردیت و قدرت نقد را از دست وانهاده به ابزار متن در اجرا تبدیل می‌شود. تحت تاثیر این حالات نهادینه در شعر کلاسیک و حتی مدرن فارسی، خلاقیت اسیر روایت کهن و پرداخت کهنه می‌شود و برای همین است که هنر و ادبیات مدرن ایرانی دچار تک-سویگی، احساسات‌گرایی است و برای مقابله با این معضل بزرگ است که عبدالرضایی اغلب در رویکردی که به شعر کلاسیک دارد آنها را با نگاه و رویکردی تازه ترکیب می کند(به عنوان مثال شعر جنگ جنگ تا پیروزی) زیرا می‌توان ازهمین قالب های کلاسیک با زبان‌های مختلف و اجرایی تلفیقی به شعری معاصر رسید. ما امروزه در سینما و هنر خویش شاهد رشد خلاقیت‌های متفاوت هستیم، اما هنوز نیز بخش عمده‌ای اسیر حالات و روابط قدیمی در پرداخت «رئال» هستند. به همین دلیل نیز سینمای مدرن ایرانی به خاطر این معضلات درونی و نیز به خاطر معضلات فراوان حاشیه ای نتوانسته رشد ممتد و پیگیر داشته باشد. این مشکل اما تنها مربوط به درون کشور نیست، در خارج از کشور نیز همین مشکلات و روابط سنتی و شخصیت‌پرستی و غیره از یک سو و نیز خشم به نگاه متفاوت و نو در میان ایرانیان وجود دارد. ذائقه جهانی نیز از هنرمند شرقی انتظاراتی دارد که ادوارد سعید در کتاب «اورینتالیسم» به نقد آن پرداخته است. در بستر فرهنگی، ما شبیه همدیگریم؛ اما تفاوت در نوع رابطه باعث می شود که یکی خردمندانه و سمبولیک بیاندیشد و دیگری مسحور در دام اساطیر، از اقالیم "رئال" دور بیفتد. بنیان و اساس این معضلات در روابطی ست که فرد بصورت مجذوبانه/ متنفرانه با «دیگری یا غیر» دارد. این روابط نه بر مبنای نگاهی پلورالیستی و برابر؛ بلکه بر نگاهی دو قطبی نگر استوار است که در این روال، مثلاً ، فرد سنت‌پرست و یا سنت‌ستیز، غرب‌پرست یا غرب‌ستیز می شود و نسبت به «دیگری» حالتی نارسیستی پیدا می کند. مطابق با عقل ابزارمند، فردیت هر کس در تقابل با "دیگری" تعریف می شود؛ یعنی اینکه همواره فرد خود را با آن دیگری مقایسه کرده نکات مثبت یا منفی خود را ارزیابی نموده، هویت خویش را رقم می زند. مولوی بنیان هویت فرد را که بر دوآلیسم استوار است به پرسش می کشد و از مقوله تقابلات، درکی یگانه عرضه می دارد و می گوید: «گفتی اسرار در میان آور / کو میان اندر این میان که منم؟». مولانا این نحوه هویت-یابی را کاذب دانسته از روش دوقطبی-نگری استنکاف می جوید. در شعر بالا، مولانا می گوید "آن منیتی که در میانه به قضاوت بنشیند، منی نیست که شما مورد خطابش قرار می دهید". پس تفکیکی در میان نیست .فردیت هر کس خودویژه است و مقوله ای متعلق به روابط اجتماعی ست . باری، عدم رشد روابط «سمبولیک» با «غیر» یعنی عدم رشد روابط بر اساس علاقه و برمبنای استقلال؛ باعث می‌شود که رابطه هنرمند با «دیگری» و حتی با «اثرش» بصورت رابطه ای خلاقانه پانگیرد. نقد و دیالوگ تنها بر بستر رواداری و همیاری رشد می کند. نگاهی مدرن و متفاوت با دوگانه اندیشی، ایجاب می کند که شاعر با تکنیک‌ها و قوالب شعری آشنائی داشته باشد و مرتب جستجوگر باشد. شعر "سبزریزی" اما برآنست که حالت و اثرات پسامدرنیستی در کالبد شعر فارسی دمیده شود. عبدالرضائی بر بستر راه فردی خویش قادر بوده است، فرهنگ خویش و فرهنگ مدرن را در هم‌آمیزد و راه و نگاه متفاوت خویش را بیافریند و مرتب در این طریق متحوّل شود. توانایی تلفیق و ایجاد نگاهی نو، تحول مداوم و جستجوی مداوم او برای یافتن راه‌های نوین پرداخت از زمره خصیصه های شعری اوست. او قادر است در کارهای خویش اسطوره ایرانی و معضلات جامعه سنتی/ اخلاقی ایرانی را با «رئال» مدرن درهم آمیزد و روالی چند مرکزی بصورت داستان در داستان با تکنیکهای پسامدرن بیافریند. در شعر "سبزریزی"، ما شاهد نمودار جدیدی از قدرت و نگاه خلاق او هستیم. رودخانه ای در خیابان است ... و مسجدی که پایگاهش پشت میدان است از ابتدای شعر، شاعر با چشم‌اندازهائی مختلف به صحنه اجتماعی-سیاسی ایران می‌نگرد: گاه از منظری «ابژکتیو» و گاه از منظری «سوبژکتیو» وگاه حتی از منظر خواننده به صحنه مبارزات و به خیابان می‌نگرد. کنار پسری آستین کوتاه که می تواند یک کاره بعد از تیر به دختر نفس بزند یا مردی که مجبور شده با دخترهاش سر ِپیری از خودش بزند بیرون در قطعه بالا، راوی بصورت مطایبه، نگاهی متعصب و مذهبی را نشان می دهد که دنبال شکار آسانی می گردد تا ماشه را بچکاند. در این روال، تیر چنانچه سینه دختر را هدف بگیرد؛ پسر ِآستین کوتاه بغلی جهت امداد؛ بیگمان به دختر نزدیک شده نفسس با وی عجین گشته در نتیجه گناهش پای عامل یعنی ضارب نوشته خواهد شد. در سکانس دیگر، مردی پیر، همراه دخترانش برای اعتراض، به صف تظاهرات پیوسته است. این سکانس در عین حال حرفی نگفته می زند و آن اینکه جنبش خیابانی حالیا خصلتی توده ای دارد و همه گروه های سنّی و طبقاتی در آن سهیم اند. شاعر اینجا همانطور عمل می کند که «دلوز» «چشم_سینما» می‌نامد. نگاهی که شور وشوق‌ها را می نمایاند؛ منتهی بی آنکه سوژه‌ای خاص در کار باشد. شاعر بمثابه سینماگر، صحنه های پیرامونی را به نمایش می گذارد تا روایت بهتر درک و لمس شود. این نحوه پرداخت باعث می‌شود که نگاه شعر مانند نگاهی باشد که به هیچکس و حتی به شاعر تعلق نداشته باشد و اثر عملکردی مستقل از مولف داشته باشد. میدان ِآزادی جان است و ماشه که دیگر حیران است در روال شعر، احساسات و تصاویری مثل بیان حالت ضارب از طریق لرزش ماشه؛ طوری بیان می‌ شود که گویی مستقیم با سوژه در ارتباط نیست. با چنین ترفندی و با شکستن خط ممتد زمان و مکان و با تغییر مرتب نظرگاه شاعر، ما به عمق روایت و صحنه وارد شده، به ابعاد بحران اجتماعی-سیاسی در ایران بیشتر پی می بریم و آماده می شویم تا روایت را از زاویه چشم انداز خویش نیز بازتولید کنیم. و بال سیاهش را باد می برد می دهد به گلدسته ی مسجد که اختراع بیخودی ست گاه شاعر در روال شعر بازیگری می کند و آن «واقعیت ‌پس‌زده‌ای» را نشان می‌دهد که «واقعیت موجود» قادر به بیان مستقیمش نیست. در سطر بالا، شاعر در حاشیه و از جایگاه خاص خودش می گوید که گلدسته مساجد، اختراع بیخودیست که اعراب غیرخودی وضع کردند تا بمثابه بُرج مراقبت، از آن بالا بر اعمال و رفتار مردمان نظارت داشته باشند. عبدالرضائی در آثار دیگر خویش نیز از این نوع تکنیک‌ها استفاده کرده است تا از « چشم_ سینما» و با « نگاه بدون سوژه»، خواننده-تماشاچی را بیشتر در متن داخل کند. اهمیت این شعر اما در اینست که او این قدرت تکنیک و پرداخت از زاویه دوربین را در شعری اجتماعی بکار بسته است. این نحوه اجرا به انضمام زبان شعر و عامل موسیقائی موجب می شود که خواننده-تماشاچی به جای مصیبت-‌نامه‌ و ملودراما، با یک اثر قوی تراژیک/کمیک روبرو شود و در باره اش بیاندیشد و حالات متفاوتی را تجربه کند. همینطور تغییر مداوم رویکردها در روال شعر از رئال تا تراژیک و کمدی به قدرت‌ شعر کمک ‌رسانیده است. تفنگ که ساخت یکی از کارخانه های خودی ست یک کاره جا می خورد و مثل من جا می زند وسطِ شعر خوش ساختی که پایانش دیگر از من ساخته نیست. پایانه شعر تاثیری تکاندهنده و تعلیقی دارد که گوئی ترفندی ست برای جلب مشارکت حداکثری خواننده و وقوف به عمق بحران و دلهره ای که در فضای جامعه تلألو دارد. به قول دلوز تحول مهم و مدرن سینما، گذار از « نگاه ابژکتیو و مستمر دوربین» به «نگاه سوبژکتیو و ساختارشکنانه» بوده است. تحولی که دلوز آن را عبور از « تصویر حرکت» به سوی «تصویر زمان» می‌نامد. اگر فیلم کلاسیک در «تصویر حرکت» سعی در به تصویر کشیدن یک حادثه و استمرار تاریخی حادثه و عمدتا از یک چشم‌انداز دارد، در « تصویر زمان» اکنون فیلم پسامدرن زمان و مکان را می‌شکند و پرداخت از چشم‌انداز بازیگر یا بیننده بیان می‌شود. نگاه بیننده خود جزیی از سناریو و بازی است. نگاه سوبژکتیو در واقع تعلق به بیننده/ بازیگر دارد تا همچون حوادث و رویدادهای زندگی، به استنتاج و استخراج معنا از متن بپردازد. پایان بندی شعر "سبزریزی" بسان نمادی از ایهام، ما را از طریق ساختارشکنی و استفاده از تکنیک‌های مدرن سینمائی، با واقعیت خشن و گرُوتسک ِاستبداد دینی آشنا می کند. در شعر عبدالرضائی ما با ساختارشکنی و با «تصویر زمان» بیشتر روبرو هستیم و از اینروست که با شرایط دلهره، تنهایی، پریشانی و ناتوانی انسان‌هایی روبرو می‌شویم که بیننده حوادث زندگیشان هستند و می خواهند به پاسخی دست یابند. این شعر در عین حالت تراژیکش، دارای یک طنز قوی نیز هست که گاه آشکارا و گاه پنهان نمودار می شود. در این نواحی، حالت تراژیک/کمیک شعر، سرشت انسان و روابطش را می نمایاند که در عین دلهره، واجد امید و خنده است. شعر "سبزریزی" در پی لمس و ایجاد حالت تعلیقی ست که انسان‌های گرفتار در نظامی خشن بدان مبتلایند. «نگاه دوربین» و اجرا و پرداخت متفاوت، ورود بیننده/ خواننده را به صحنه و لمس غم و درد جامعه را ممکن می سازد. شاعر با عبور از زمان‌ها و مکان های مختلف، میان حوادث تداوم ایجاد می‌کند و ما را به نقطه اوجی می‌رساند که در آنجا راوی همان دوربینی می شود که دلوز از آن سخن می گوید؛ یعنی فقط می نمایاند ولّی قضاوت نمی کند. چنین رویکردی، در خواننده حس تکاپو می آفریند بی آنکه موضوع، احساساتی و در حق قربانیان، اسطوره پردازی شود. شعر "سبزریزی" به «وحدت در کثرت» میان سناریوها دست می یابد و خواننده اجازه دارد با درک از بحران خویش وجامعه خود، به تألیف و پیوند میان رخدادها و سناریوها دست یازد و شعر را بهتر بفهمد. شعر در عین وحدت موضوع، از چندلایگی برخوردار است و تراژدی‌های فردی و جمعی چون اجزای یک شبکه در روال شعر به یکدیگر پیوند ‌خورده اند. در طول شعر نمادهایی همچو خیابان، میدان، تفنگ، آزادی، تیر، مسجد، کلاغ و الخ بمثابه گره‌گاه‌هایی، میان تم ها و موضوعات در ذهن بیننده پیوند درونی دایر می کنند تا او را به فکر و نقد وادارند. جامعه بشدت اخلاقی و تمامیت-خواه، در هنگام فروپاشی فرهنگ سنتی، از اوج حالات باصطلاح اخلاقی و مصرف‌گرا، بسرعت به تصحیح خویش می پردازد و بقولی راه صد ساله را یکشبه طی می کند. اینک در خیابانهای ایران، رابطه‌ با « غیر» یعنی با دیگری چه به عنوان همکار، شهروند و چه به عنوان دوست و دگراندیش، یک رابطه «نارسیستی» آنگونه که پیش تر بود، نیست. رابطه «سمبولیک» و پارادکسیکال امروز دیگر اسیر جاذبه، اسطوره و اخلاقیات ناموسی نمی شود. جامعه و انسان‌هایی که پیش ترمانند اصحاب کهف، در خواب بودند و جهانشان به تاراج می‌ رفت، اینک انسانهایی هستند ‌که با تمامی مشکلات، سناریوی خویش را همچون شعر "سبزریزی"، با اعتماد به نفس به پایان می‌رسانند و برای شرایطی بهتر و اجرای ادبیاتی نونگر آمادگی نشان می دهند. این شعر را چند بار باید خواند تا بتوان از عادات خویش فاصله گرفت و به سیاق تراژدیهای کهن حالت شعر را مصادره به معنی نکرد. در عین حال، هر اثر بمثابه یک سناریو و یک روایت، بایستی زبان، پرداخت و نگاه ِخاص خویش را بیافریند و این کاری است که عبدالرضائی می کوشد درآثارش انجام ‌دهد تا هر اثر و روایتش متفاوت باشد. لوله می چرخد پی ِشکار بین آدمها پیدا نمی کند و در می کند تیری هوایی که جای خدا می خورد به یک تکه از سیاهی در کلاغی خانگی که آن بالا سر ِسیم ها خستگی در می کرد گفتمان شاعر در بطن، تمنائی ناخودآگاه نهفته دارد. به قول لکان «ضمیر ناآگاه» همچون زبان دارای ساختاری سمبولیک است و می تواند به نهج گوناگون تعبیر شود. اینجا خطر سانسور در کار پرداخت دخیل نیست؛ بلکه ناخودآگاه شاعر است که بصورت الکن خود را می نمایاند. در واقع این نیروی ناخودآگاه شاعر است که لوله تفنگ را می گرداند تا در "میدان ِآزادی"، جانی ضایع نشود. شعر عادت-زدائی می کند و از پرداخت ِتراژیک استنکاف می جوید تا نوجوئی کرده؛ طرحی چندلایه و بکر دراندازد. کشتن و میل قربانی شدن در این شعر انکار می شود و بجای عقده "ادیپ"، به چندلایگی دامن زده می شود تا در ذهن خواننده هر چه بیشتر سوال و ایهام ایجاد کند. یک تکه سرخ می افتد سر ِسبزها که از قارشان زده اند بیرون و بال سیاهش را باد می برد می دهد به گلدسته ی مسجد که اختراع بیخودی ست در بخش پایانی، کلاغ که نمایاننده رژیم آخوندی ست با تیر "خودی" از بالا سرنگون می شود و می افتد روی سبزها که اشارت به جنبش سبز دارد. جالب اینجاست که سبزها از "قارشان"( بخوان "غارشان") تازگی زده اند بیرون و این حرف سربسته؛ خواننده را تحریک می کند تا برای درک بهتر شعر، دست و پنجه نرم کند. تفنگ که ساخت یکی از کارخانه های خودی ست یک کاره جا می خورد و مثل من جا می زند وسطِ شعر خوش ساختی که پایانش دیگر از من ساخته نیست. در صحنه پایانی، دوربین از حرکت تفنگی که خودزنی کرده، آغاز و بر چهره راوی که همان شاعر است متمرکز می‌شود. اما راوی خود جاخورده است و حرفی برای گفتن ندارد. در واقع اینجا فاصله گذاری می شود تا خواننده از تغییر حالات و ایهامات، خود به لمس و درک شعر دست یازد. حالات چندسودایی نهفته در اثر اعم از حالت تراژیک، رومانتیک یا کمیک، هم میل مرگ و هم میل زندگی را در خود جا داده است و به خواننده این امکان را می دهد که نه تنها به روال روائی اثر بلکه به پیام و روانشناسی آن نیز توجه داشته باشد. برخلاف پایانه اشعار کلاسیک که شاعر با قدرت سخن می‌گوید، در فیناله متن "سبزریزی" خود را باز می گشاید تا در ذهن خواننده تفاسیر متفاوت به وجود آید. باری، شعر « سبزریزی» جامعه بحران زده ای را نشان می‌دهد که در آن هیچکس سر جای خودش نیست. بحرانی که از آن اگر عبور نکنیم و راهی بسوی مدرنیته ایرانی نگشوئیم، سعادت زندگی فردی و جمعی ماهمچنان در مظان تهدید باقی خواهد ماند. شعر «سبزریزی» به ما تلنگر می‌زند تا از یاد نبریم که راه ِبرون-رفت از وضعیت بویناک کنونی، بیداری و باهمبودگی ست. با نقد و در عین حال احترام متقابل به یکدیگر، از چنبر شرایط تراژیک کنونی، رهائی باید یافت. با قدرت تشخیص و هوشیاری، کشتی آزادیخواهی را در دریای معادلات پیچیده و گاه غافلگیرانه به سوی مقصد با حوصله پیش باید برد. در چنین آشفته بازاری، نیاز به یک قطب نما داریم تا بتوانیم سلامت ِجنبش آزادیخواهی را حفظ کنیم. این قطب نما همانا «خودآگاهی» و «آگاهی اجتماعی» مردم ایران است که فرهنگ ایرانی را به بار و بر خواهد نشانید. به قول ژیژک، نگاه و رفتار واقعگرایانه، شش شکل ترکیبی را در خود جمع دارد. هر فرد همیشه در یک ارتباط پارادکسیکال و سمبولیک با خود و با «دیگری» قرار دارد؛ یعنی هم به خویش و جهانش و هم به خواست و جهان «دیگری» واقف بوده آنها را عزیز می شمارد و در عین حال به نقد و انتقاد می پردازد. چنین وقوفی می طلبد که آدمی فردیت را نه تنها برای خویش؛ بلکه برای «دیگری» نیز قائل شده بپذیرد که همیشه فاصله‌ای در میان است و او هیچگاه به ذات نهایی خویش و آن «دگری» و نیز به کنه روابط پی نخواهد ‌برد. چرا که هر گفتمان، تفسیر و چشم‌اندازی ناتمام دارد و در مواجهه با گذشت زمان الکن است. این همان فاصله یا گسلی ست که با موجودیت آدمی عجین است. منتهی می‌توان مرتب به خویش/ دیگری و روابط ‌نگریست و واقعیت را نقد کرد تا تحول را ممکن ساخت. برای شناخت خویش و یا «دگری» که می تواند اشکال گروهی و جمعی را نیز شامل شود، تساهل و رواداری بهترین راهبُرد معرفت شناسی خواهد بود. در این راستا، روابط نارسیستی، از نقد و فاصله گذاری و از دیدن خویش و هستی به سان یک چشم‌انداز ِقابل تعبیر هراس دارد. زیرا نگاه سمبولیک اسیر هویت های کاذب ِمرتبط با فردیت بوده، تجاوز و خشونت را مثلاً برای کامیابی و کامروائی مجاز می شمارد مانند کسی که جنسیت را فقط از زاویه تمتع فردی می نگرد. در واقع شعر اجتماعي ما در دهه های گذشته حضور روشني نداشته و عموما دچار 28 مرداد بوده‌ است. یعنی مثل دوران پس از کودتا، شاعران پس ار انقلاب، سر در لاک خود فرو بردند و شديدا دلسرد و نااميد ماندند. از خود گفتن و براي خود گفتن، روايت شعر اجتماعي ما پس ار انقلاب است. ترانه نیز در ابعاد تجاري، عاشقانه و شخصی، هنوز در دایره تکرار گرفتار است و خواننده‌ها علاقه‌اي به ارائه کارهاي اجتماعي ندارند. شعر اجتماعی به‌روز نیست و علت رکودش هم تنها سرکوب نیست که راکدش کرده است. اهالی شعر و متوليان امر پس از انقلاب به این نحله از شعر عنایت نداشته تنها به محکوم کردن شعر اجتماعی پرداختند. در چند ماه اخير اتفاقاتی در کشور پدیدار شده است كه مي‌تواند شکوفايي دوباره ای را برای فرهنگ و هنر ايران نوید دهد. خيلي از شاعران دهه های گذشته هنوز در آن حال و هوا باقی مانده اند،اما، شعر پساهفتاد این رویکرد را پشت سر گذاشته برای تحقق دمکراسی در متن تلاش می کند. مهر ماه 1388 پانوشت در این مقاله‌ از برخی پیش‌نهادهای خوانشی آقای داریوش برادری پیرامون فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی استفاده شده است. خواننده‌گان علاقه‌مند می‌توانند این مقاله را در این نشانی مطالعه کنند. منبع:مجله شعر
      • 3
      • Like
  5. Amin

    تاریخچه فراری

    خواهش میکنم .اتفاقا من اطلاعاتم در مورد ماشین ها کمه اما خوب این بخش تالار باعث شده کمی مطالعم بیشتر بشه .امیدوارم شما دوستان هم در این رابطه کمکم کنید از این به بعد اگر خواستید در این تاپیک حرف بزنید باید یک عکس از فراری قرار بدید :ws2:
  6. دیفرانسیل دیفرانسیل یکی از اعضای سیستم انتقال قدرت می باشد دیفرانسیل بعد از میل گاردان قرار می گیرد البته در صورتی که خودرو دارای میل گاردان باشد اگر خودرو دارای میل گاردان نباشد دیفرانسیل بعد از گیربکس قرار خواهد گرفت و بعد از دیفرانسیل پلوس ها قرار دارند زمانی که یک اتومبیل دور میزند باید چرخی از ان که در طرف خارج پیچ است با سرعت بیشتری نسبت به چرخ دیگر بچرخد اگر بخواهیم بدون ترمز گرفتن بچرخیم و همچنین هنگامی که یک چرخ از روی یک برجستگی عبور می کند باید از چرخ دیگر تندتر بچرخد دیفرانسیل این عمل را امکان پذیر می کند دیفرانسیل دستگاهی است که نیروی حاصله از موتور را موقعی که وسیله نقلیه به طور مستقیم و در سطح صاف حرکت می کند به طور مساوی بین چرخ های عقب تقسیم می کند ولی موقع دور زدن و یا چپ و راست رفتن و هنگام گردش ها یا در دست انداز نیروی موتور را به نسبت احتیاج بین چرخ های عقب تقسیم می نماید قطعات دیفرانسیل در داخل پوسته یا محفظه ای که معمولا ان را کله گاوی می گویند قرار دارند در داخل این جعبه که دنده کرانویل و دنده پینیون و چهار هرز گرد کوچک و شش عدد بلبرینگ و دو دنده سر پلوس چرخ ها قرار گرفته اند به طور خلاصه می توان گفت که نیروی موتور به وسیله کلاچ به جعبه دنده و از گیربکس توسط میل گاردان به دیفرانسیل و از دیفرانسیل به پلوس چرخ ها منتقل و چرخ ها به حرکت در می ایند با گردش میل گاردان دنده پینیون هم می چرخد و چون دنده کرانویل با دنده پینیون درگیر است کرانویل را به حرکت در می اورد و به همراه خود هرز گردها را هم می چرخاند اگر چرخ های اتومبیل در سطح صاف حرکت کنند دنده هرز گرد با دنده های پلوس حرکت و چرخشی ندارد ولی اگر چرخ ها هماهنگی نداشته باشد و اتومبیل در حال دور زدن باشد باید یک چرخ که در زاویه تنگ قرار گرفته است اهسته گردش نماید در این موقع دنده های هرز گرد بر خلاف دنده های پلوس به حرکت در ایند و سبب سریع تر گردانیدن یکی از دنده های پلوس می شوند (چرخی که مقاومت کمتری را تحمل می کند) دنده های هرز گرد که تعداد انها دو یا چهار عدد می باشد نقش مهمی در دیفرانسیل دارند کار انها تنظیم دور چرخ در سر پیچ ها می باشد وظیفه دیفرانسیل عبارتند از 1- 90 درجه تغییر جهت گردش گاردان 2- ازدیاد گشتاور 3- تعدیل دور چرخ های عقب هنگام دور زدن یا حرکت در میدان به این معنی که هنگامی که اتومبیل در میدان حرکت می کند چرخ سمت داخل میدان دایره کوچک تری را طی می کند در صورتی که چرخ سمت خارج میدان دایره بزرگ تری را طی می کند نتیجه این که یک چرخ خارجی دور بیشتر و چرخ داخلی دور کمتری می زند امکان این تغییر دور وظیفه چرخ دنده های داخلی دیفرانسیل می باشد مثال دیگر هنگامی که چرخ اتومبیل داخل جوی اب یا جدول گیر می کند در صورت حرکت چرخ ها چرخ داخل چاله ثابت ولی چرخ دیگر به سرعت حرکت می کند دیفرانسیل اتومبیل های سواری را به صورت یک پارچه و مفصلی می سازند که نوع یک پارچه ان مثل پیکان و نوع مفصلی ان مثل بنز و بی ام و را میتوان نام برد ولی همگی تقریبا دارای قطعات مشابه یکدیگر می سازند هوزینگ در دیفرانسیل (کله گاوی) وظیفه اصلی هوزینگ و چرخ دنده داخلی ان تعدیل یا تنظیم دور چرخ ها هنگام دور زدن یا حرکت در میدان ها می باشد هنگامی که اتومبیل به طور مستقیم حرکت می کند چرخ ها چه محرک چه متحرک با دور مساوی دوران می کنند ولی هنگامی که در میدان ها یا مسیر های منحنی شکل چرخ های قوس خارجی میدان مسافت بیشتری طی می کنند و چرخ های قوس داخلی میدان مسافت کمتری را طی می کنند هرگاه هر دو چرخ به کمک یک محور به یکدیگر متصل بودند چرخ ها هنگام دور زدن روی زمین کشیده می شوند و سایش زیاد لاستیک و انحراف اتومبیل حتمی خواهد بود به همین دلیل محور محرک را به دو قسمت تقسیم کرده و هر یک را پلوس می نامند بدین ترتیب گردش نامساوی چرخ ها محرک امکان پذیر میشود برای این که بتوان هر دو پلوس را به کمک یک گاردان به حرکت دراورد انها را به کمک "جعبه هوزینگ"به یکدیگر متصل می کنند در دیفرانسیل پینیون کرانویل را به حرکت در می اورد و بدین ترتیب "هوزینگ" که به کرانویل متصل است به حرکت در می اید در انتهای هر پلوس یک چرخ دنده مخروطی به نام دنده پلوس در جعبه هوزینگ قرار دارد که این دنده ها به کمک دو دنده دیگر که انها را دنده هرز گرد (ساتلیت) می گویند به یگدیگر مربوط می سازد دنده های هرز گرد روی محور خود ازاد هستند و می توانند در مواقع لزوم حول ان دوران نمایند مسیر انتقال نیرو از جمله هوزینگ به محور دنده ها هرز گرد و از انها به دنده های پلوس و بالاخره به پلوس ها و چرخ صورت می گیرد هنگام حرکت مستقیم پلوس ها ودر نتیجه هر دو چرخ دارای دور یکسان هستند هرز گردها حول خود دوران ندارند و همراه جعبه هوزینگ به حرکت گردشی خود ادامه می دهند و عمل اتصال بین پلوس ها جعبه دنده هوزینگ به حرکت گردشی خود ادامه می دهند و عمل اتصال بین پلوس و جعبه هوزینگ انجام می دهند و در نتیجه فقط انتقال نیرو به دنده پلوس را انجام می دهند 1- هوزینگ 2- واشر مسی 3- دنده پلوس 4- هرز گرد 5- دنده پلوس 6- کرانویل هنگام طی مسیر منحنی یا دور زدن چرخ داخلی چون مسیر کوتاه تری را طی می کند باید دور کمتری نسبت به چرخ خارجی بزند در این حال هرز گرد مربوط به دنده پلوس چون نمی تواند تمامی دنده را دور جعبه دنده هوزینگ منتقل کند سرعتش کم می شود و در نتیجه روی ان لغزیده و بنابراین حول محور خود به دوران در می ایند این حرکت اضافی به دنده پلوس دیگر منتقل شده و ان را با دور بیشتری می گرداند چرخ خارجی دور بیشتری و مسافت بیشتری را طی می کند دنده هرز گرد تنها هنگامی طی مسیرهای منحنی یا دور زدن عمل نمی کند بلکه در مواقعی که به نحوی اصطکاک بین دو چرخ متفاوت باشد یا بار یکی از لاستیکها از دیگری کمتر باشد وارد عمل می گردد هرگاه مثلا چرخی در سطح متفاوت زمین یخ زده قرار گیرد و چرخ دیگر در سطح خشک در این حال چرخ با اصطکاک کم تا دو برابر دور جعبه هوزینگ می گردد در حالی که چرخ دیگر حرکتی ندارد و در این حال وسیله نقلیه قدرت حرکت را نخواهد داشت زیرا نیروی اصطکاک موجود در چرخ در حال بکسواد کافی برای اتومبیل نیست برای این گونه موارد در بعضی از وسایل نقلیه سنگین از قفل کن دیفرانسیل استفاده می کنند قفل کن دیفرانسیل دو پلوس را با یکدیگر یک پارچه می کند و اتومبیل را در مکان برفی و غیره ممکن می سازد منبع : اولین دایره المعارف اتومبیل در ایران جلد3(حسین منوچهر پارسا)
  7. فهرست قطعات خودرو آبگرمکن شیشه و رافع بخار اتاق خودرو آژیر – چراغ گردان استارت استرات آسیابک آفتابگیر اگزوز انباره‌های اگزوز آنتن برقی و غیربرقی انواع قفل خودرو، قفل مرکزی انواع لامپ چراغ خودرو ها اهرم ترمز دستی اهرم دنده اهرم هزارخار آیینه عقب‌بین بادامک باربند بازویی باطری باک بخاری برف‌پاک‌کن و تیغه برف‌پاک‌کن بست موج‌گیر بلبرینگ بلندگوی خودرو بلوک سیلندر بوستر ترمز بوش بوق پدال (گاز–ترمز-کلاچ) پلاک خودرو پلوس پمپ آب (واترپمپ) پمپ بنزین پمپ ترمز پمپ فرمان پمپ کلاچ پوسته گیربکس پوسته کلاچ پوسته کیلومترشمار پوشش سقف پوشش صندلی پولک موج‌گیر پیچ تنظیم خلاصی پیچ و مهره پینیون تابلو برق تاج خروسی تایر ترمز ترمز دستی ترموستات تسمه توپی اکسل توپی چرخ تیوب جعبه دنده جعبه فرمان جلوپنجره جک و دسته جک چراغ راهنما چراغ سقف چراغ شارژ دینام چراغ مطالعه چراغ‌های اخطار چرخ‌ها چرخ زاپاس چهارشاخ فرمان داشبورد در‌های خودرو درپوش استرات دزدگیر دستگیره‌های در دسته [برف‌پاک‌کن] دسته راهنما دسته سیم دسته موتور دلکو دنده دنده پلوس دورسنج دورسنج موتور دیاق دیسک ترمز دیسک کلاچ دیفرانسیل دینام رادیاتور رادیوپخش خودرو و سی‌دی چنجر رام گیربکس رودری رینگ (چرخ) زاپاس‌بند زه ساسات سپر سرپلوس سرسیلندر سرکمک سقف سگدست سوئیچ سوپاپ سیبک‌های نمدی فرمان سیفون بنزین سیلندر سیم ترمز سیم گاز سیم کلاچ سیم کیلومتر شاتون شاسی شافت شغال‌دست شلنگ ترمز شلنگ‌های ترمز شمع شیشه‌بالابر دستی و برقی شیطانک صفحه دلکو صفحه کلاچ صندلی صندوق عقب طبق جلو و عقب غربیلک فرمان فرمان فلانچ فلایویل فلکه فرمان فندک و جاسیگاری فنر فول فیلتر بنزین فیلتر روغن فیلتر هوا فیوز و جعبه فیوز قاب پنجره قالپاق قفل فرمان کاپوت خودرو کاربراتور کارتر کاسه‌نمد کرانویل کشویی صندلی کش و نوار صندلی کف‌پوش (لاستیکی) کلاچ کمک‌فنرهای جلو و عقب کنس سگدست کوئل کولر- سیستم تهویه کیلومترشمار (جلوآمپر) گردگیر گلگیر لنت ترمز لنت کلاچ لوله اگزوز محور اکسل محورهای محرک و غیرمحرک مخروطی دنده مشمع تودوزی مکنده پمپ هوا منیفولد (مهندسی خودرو) موتور خودرو میل تایپیت میل تعادل میل رابط میل سوپاپ میل فرمان میل گاردان میل محرک میل موج‌گیر میل‌لنگ نعلبکی فنر نوار در نوار دور شیشه واشرآلات هزارخار فرمان هلالی بغل شاسی هواکش یاتاقان Cam Shaft housing محفظه ميل بادامك Cam Shaft gear wheel چرخ دنده ميل بادامك Cam Shaft gear locknut مهره قفلي ميل بادامك Cam Shaft Chain زنجير ميل بادامك Cam Shaft Casing محفظه ميل بادامك Bushing بوش Bushing inter mediate gear بوش دنده تايمينگ Big end bearing ياتاقان ميل‌لنگ Belt tightener تسمه سفت‌كن Belt تسمه Belt driven pulley پولي محرك تسمه- قرقره تسمه‌ران Bell housing پوسته فلايويل Bearing seat جاي ياتاقان- نشيمنگاه ياتاقان Bearing Journal محور ياتاقان Bearing Housing محفظه ياتاقان Air relief valve شير هواگير Push rod ميله فشاردهنده- ميله بالابر اسبك Combustion Chamber محفظه احتراق- محفظه‌اي كه پس از بالا آمدن پيستون در بالاي پيستون وجود داشته و احتراق در آن صورت مي‌گيرد Combustion احتراق- در موتورهاي بنزيني عموماً احتراق در اثر جرقه شمع و در موتورهاي ديزلي احتراق در اثر حرارت ناشي از تراكم بالا و خودبه‌خود به وجود مي‌آيد Connecting rod bearing ياتاقان شاتون Cone belt تسمه با مقطع مخروطي Compression ring رينگ كمپرس Counter balance وزنه تعادل بر روي ميل‌لنگ Crankcase كارتل – مخزن روغن موتور Crankcase breather هواكش محفظه ميل‌لنگ – مجراي تهويه كارتر Crankcase bottom ته مخزن روغن – ته كارتل Crank shaft ميل‌لنگ Crank shaft bearing ياتاقان ثابت ميل‌لنگ Crank shaft bushing بوش ياتاقان ثابت Crank shaft timing gear دنده تايمينگ ميل‌لنگ Cover cylinder head قالپاق در سوپاپ Cylinder barrel بدنه داخلي سيلندر Cylinder base پايه سيلندر Cylinder block بلوك سيلندر – بدنه سيلندر يا بدنه موتور Piston gudgeon گژن پين- خار پيستون- انگشتي پيستون Piston pin lock قفل تثبيت انگشتي پيستون Piston ring spreader سوراخ يا افشانك رينگ پيستون Rocker arm اسبك- چكش سوپاپ Tappet adjusting screw پيچ تنظيم بالابر سوپاپ Tappet guide راهنماي بالابر سوپاپ Tappet stem ميله بالابر سوپاپ Timing gear چرخ‌دنده تنظيم ميل سوپاپ و ميل‌لنگ، دنده تنظيم Timing shaft ميل بادامك- ميل سوپاپ Valve سوپاپ- شير- دريچه Valve Guide راهنماي سوپاپ Valve lifter بالابر سوپاپ- زير سوپاپي Valve push rod= Tappet stem ميله بالابر سوپاپ Valve Retainer نگهدارنده سوپاپ Valve seat نشمين‌گاه سوپاپ Valve spring فنر سوپاپ Valve Spring cap پولك فنر سوپاپ Water jacket مجاري گردش آب در سيلندر و سرسيلندر موتور Cylinder head سرسيلندر [Hidden Content] منبع : دانشنامه ویکی پدیا
  8. علائم جلوی داشبورد اتومبيل 1) لامپ اخطار آب(نور قرمز) چنانچه این لامپ روشن گردد لازمست تا اتومبيل متوقف گردد اما نبایستی موتور خاموش کرد بلکه باید باریختن آب روی رادیاتور به خنک شدن سریع موتور کمک کرد(در رادیاتور به هیچ وجه باز نشود) 2) لامپ اخطار فشار روغن(نور قرمز) درصورت روشن شدن ، موتور را خاموش ، به رفع عیب اقدام نمائید. 3) لامپ اخطار نور پائین وچراغهای کوچک (نورسبز) این لامپ با روشن شدن چراغهای نور پائین یا کوچک روشن می شود. 4) لامپ اخطارلنت(نورقرمز) در هنگامی که ضخامت لنت ترمز چرخهای جلو از حد نرمال کمتر شود، این چراغ روشن می گردد بنابراین بایستی نسبت به تعویض لنت اقدام نمود. 5) لامپ اخطار نوربالا(نورآبی) با روشن شدن چراغ نور بالا روشن می شود. 6) لامپ اخطار شارژدینام(نورقرمز) بلافاصله ب بکار افتادن استارت، روشن و پس از رسیدن به دورکامل موتور ،خاموش می شود،نشانه عیب در مدار شارژ یا پاره شدن تسمه دینام است، 7) لامپ اخطار کاهش بنزین باک(نور زرد) در صورتیکه حجم بنزین موجود درباک خودرو از 8 لیتر کمتر باشد این چراغ روشن می گردد. 8) لامپ اخطار راهنما(نور سبز) هنگام استفاده از چراغهای راهنما روشن می شود. 9) درجه حرارت آب (شاخص دمای سیستم خنک کننده) قرار گرفتن عقربه در سمت چپ حرارت سنج نمودار سردی آب و قرارگرفتن آن در سمت راست نماینده گرم بودن آن است.درحال عادی موتور، عقربه حدوداً در وسط قرارمی گیرد. 10) سرعت سنج و کیلومتر شمار: صفحه سرعت سنج علاوه بر نشان دادن میزان سرعت اتومبيل ، کل مسافت پیموده شده ونیز مسافتی راکه درهر بار رانندگی پیموده می شود به طور جداگانه ثبت می نماید. 11) صفرکن کیلومتر برای ثبت ویادداشت مسافت دکمه را به داخل فشرده، سپس درجهت گردش عقربه ساعت بچرخانیدوروی عدد صفر میزان کنید. پس از آن مسافت پیموده شده روی صفحه کیلومتر شمار خوانده می شود. 12) دورسنج موتور دورسنج موتوررابرحسب RPM ( دوردردقیقه ) نشان می دهد. اخطار: هرگزعقربه به ناحیه خطر(بالای 5500 دور دردقیقه ) وارد نشود. 13) درجه میزان شارژ باتری درصورتیکه اندازه شارژ زیاد باشد عقربه به طرف علامت مثبت (+) وچنانچه اندازه شارژ کم باشدبه طرف علامت منفی (ـ) حرکت می کند. توجه کم شارژ شدن ویاشارژبیش ازحد باتری ، موجب خرابی آن می شود. 14) درجه بنزین مقداربنزین داخل باک رانشان می دهدوپس ازباز شدن سوئیچ موتور شروع به کارمی کند. 15) درجه فشار روغن عقربه درجه ، مقدار روغن موجود درکارترراتعیین نمی کند بلکه کیفیت کارپمپ روغن وکانالهای روغن را مشخص می کند واگر درجه ، فشارکم نشان دهد یااصلا کارنکند باید فورا موتورراخاموش وعلت رابررسی وبرطرف نمود. ضمنا خودروهای پیکان مجهز به چراغ روغن می باشدکه درصورت روشن شدن باید از حرکت خودداری وعلت راجستجوکرد. [Hidden Content]
  9. Amin

    مشخصات فني كيا اوپیروس

    مشخصات فني كيا اوپیروس کیا اوپیروس OP110 مدل 2009ساده مشخصات موتور و دنده 3800 سی سی -6 سیلندر- 5 دنده اتوماتیک با حالت اسپورت امکانات تهویه هوا ( کولر و بخاری ) کاملا اتوماتیک - A.B.S - دو ایربگ - فرمان برقی - ریموت کنترل - چراغ مه شکن جلو - آئینه گرم کن و برقی - کنترل رادیو روی فرمان - هد ست فعال - دسته دنده چرمی داخل چوب - رادیو + کاست + اکولایزر + بلندگوهای اینفینیتی - ذخیره کننده باطری - چراغ ترمز اضافی کیا اوپیروس OP111 مدل 2009 آپشن دار مشخصات موتور و دنده 3800 سی سی -6 سیلندر- 5 دنده اتوماتیک با حالت اسپورت امکانات تهویه هوا ( کولر و بخاری ) کاملا اتوماتیک - A.B.S - دو ایربگ - فرمان برقی - ریموت کنترل - چراغ مه شکن جلو - آئینه گرم کن و برقی - کنترل رادیو روی فرمان - زیر سری فعال- دسته دنده چرمی داخل چوب - رادیو + CD + اکولایزر + بلندگوهای اینفینیتی -ذخیره کننده باطری - چراغ ترمز اضافی امکانات ویژه کروز کنترل اتوماتیک - کامپیوتر محاسبه گر مسافت - صندلی چرمی - فرمان چرمی - سیستم هشدار دهنده پارک جلو و عقب - سان روف برقی – کیا اوپیروس OP113 مدل 2009 فول آپشن- رویال مشخصات موتور و دنده 3800 سی سی -6 سیلندر- 5 دنده اتوماتیک با حالت اسپورت امکانات تهویه هوا ( کولر و بخاری ) کاملا اتوماتیک - شش ایربگ + ایربگ پرده ای و جانبی - فرمان برقی - ریموت کنترل - چراغ مه شکن جلو - آئینه گرم کن و برقی - کنترل ضبط روی فرمان - زیر سری فعال- دسته دنده چرمی داخل چوب - سی دی چنجر- اکولایزر + بلندگوهای اینفینیتی - دخیره کننده باطری - چراغ ترمز اضافی - آینه بغل تاشو برقی امکانات ویژه کروز کنترل اتوماتیک - کامپیوتر محاسبه گر مسافت - صندلی چرمی - فرمان چرمی - سیستم هشدار دهنده پارک جلو و عقب - سان روف برقی پرده عقب برقی - ESP - TCS - ABS - رینگ 17 اینچ - چراغ زنون - لاستیک میشلان - کنسول و درب ها چرمی - صندلی گرم کن عقب و جلو - کامپیوتر صندلی عقب - استارتر Keyless Go - پرده کناری شیشه های عقب - تنظیم صندلی راننده متناسب با ستون فقرات - آینه با قطب نمای اتوماتیک - پدال برقی- آینه بغل تاشو برقی - راهنمای روی آینه بغل [Hidden Content]
  10. مهندس بسیار ممنونم .در مورد اون 2 تا اخری حق با تو بود چنین چیزی نداریم اشتباهی به من گفتن در واقع نفر بر نیست یک خودرو است که گویا خمپاره حمل میکنه .د رمورد تانکش هم گویا همین طوره اسمش را هم گفت اما چون مطمئن نبود من هم یادش نگرفتم دوستان اصلاح میکنم شیلکا ، نه شلیکا
  11. کامیار
  12. Amin

    تاریخچه فراری

    سلام. من در مورد ژیان هم مطلب گذاشتن پراید که دیگه جای خود دارد پراید ژیان
  13. Amin

    راهنمایی

    مثل همیشه باید بگمکه من سالید کار نیستم و تا زمانی که دوستان جواب بدن برای اینکه تاپیک فعال باشه این را عرض میکنم که بعضی از نرم افزارها کامل نیستند یعنی در هنگام خریدشون به طور کامل نرم افزار را نمی خری .مثلا من سالید 2005 داشتم که رندر درست و حسابی نداشت .برنامه های جانبیشو باید نصب می کردم تا کامل بشه . برای همین بعید می دونم رندر نداشته باشه چون یکی از خصوصیات برجسته سالید همین رندرش هست که فوق العادست
  14. اختراع شیشه ایمنی کشف تصادفی شیشه ایمنی موقعی صورت گرفت که بیش از هر زمان دیگری بدان احتیاج بود – یعنی اندکی پس از اختراع اتومبیل و استفاده از شیشه در آن. احتمال آنکه اتومبیل ها از کنترل خارج شوند و تصادف کنند بسیار بیشتر از کالسکه ها بود و قطعات شیشه شکسته جراحات سختی به سرنشینان اتومبیل وارد می آوردند. انواع شیشه طبیعی نظیر شیشه معدنی از بدو آفرینش کره زمین، در طبیعت وجود داشته اند. شیشه معدنی و اشکال دیگر شیشه طبیعی مدت ها پیش از آنکه کسی به فکر تغییر ترکیب، رنگ، یا شکلشان بیفتد بر اثر گرمای شدید فعالیت های آتشفشانی و متعاقباً خنک شدن سریع شان از عناصر رایج پوسته زمین تشکیل شدند. منشاء نخستین شیشه صناعی در پس پرده ای از قدمت و اسطوره پنهان است. یکی از معروف ترین این حکایت ها را پلینیوس مهتر که در سده نخست میلادی می زیست، ثبت کرده است. وی که دانشمند و تاریخ نگار بود، 37 جلد کتاب درباره ی تاریخ طبیعی نوشت. او در سال 79 بعد از میلاد با ناوگان رومیان تحت فرمانش به سوی ساحل نزدیک پمپئی بادبان کشید تا به اهالی آن ناحیه در معرض خطر کمک کند، اما در زیر خاکسترهای آتشفشان وزوو کشته شد. پلینیوس تولید تصادفی شیشه را به تاجران فنیقی که بر ساحلی شنی آتشی روشن کرده بودند نسبت می دهد. گفته می شد که آنان ظروف خوراک پزی خود را بر قطعاتی از ناترون که ترکیب معدنی کربنات سدیم بود و احتمالاً آن را از مصر می آوردند قرار دادند و برای آنکه خود را گرم کنند تمام شب آتش را روشن نگه داشتند. صبح که برخاستند در کمال شگفتی دیدند در میان خاکسترهایی که گرما تکه های ناترون را با سیلیسیم شن ترکیب کرده بود، شیشه مذاب وجود دارد. گرچه این اکتشاف تصادفی و تاریخ آن را نمی توان تأیید کرد ( تخمین زده شد که در 4000 سال قبل از میلاد اتفاق افتاده باشد) اما استفاده از بطری های شیشه ای به دست مصریان در سال 1500 پیش از میلاد به طور مستند ثبت شده است. شیشه، پیشینه درازی دارد. رومیان هم از آن در پنجره هایشان استفاده می کردند. معمولاً وقتی در مواضع ثابت در ساختمان ها به کار می رفتند در چارچوب های کوچک و متعددی از جنس برنز قرار می گرفتند، و حتی وقتی در پنجره های کوچک کالسکه ها و دلیجان ها استفاده می شدند، با وجود شکنندگی ذاتی شان، خطر اندکی داشتند. اما با ابداع کالسکه بدون اسب، استفاده از آن در شیشه جلو و پنجره ها به عامل بالقوه ای برای بروز جراحت ها تبدیل شد. در سال 1903 شیمیدانی فرانسوی به نام «ادوارد بندیکتوس»، ظرفی شیشه ای را بر زمین انداخت. شیشه شکست، اما بندیکنوس با حیرت متوجه شد که قطعات شیشه از هم جدا نشدند، بلکه ظرف شکل اولیه خود را به طور تقریبی حفظ کرد. بندیکتوس ظرف را بررسی کرد و دریافت لایه ای در درونش است که قطعات شکسته شیشه به آن چسبیده اند. او متوجه شد که این لایه از تبخیر محلولی از سریشم پنبه ( بانیترات سلولوز، که از پنبه و اسید نیتریک تهیه می شود) به دست آمد که در ظرف وجود داشت. حلاّل بر اثر ماندن در آن ظرف شیشه ای سرباز تبخیر شده بود، و لایه ای از سریشم پنبه بر درون ظرف به جای مانده بود. بندیکتوس این اتفاق را روی برچسب ظرف یادداشت کرد، و دیگر آن را به فراموشی سپرد. اما پس از این تصادف آزمایشگاهی، بندیکتوس درباره دختر جوانی که در یک تصادف اتومبیل در پاریس به سختی جراحت دیده بود، مطلبی خواند. چند هفته بعد هم خبر تصادف مشابه دیگری را که در آن تکه های پرتاب شده شیشه پیامدهای خطرناکی به بار آورده بودند خواند، و ناگهان به ذهنش رسید که شاید تجربه ای که با ظرف شیشه ای خرد نشدنی خود کرده بود، راه حلی برای این گونه مشکلات ارائه دهد. با عجله به آزمایشگاهش رفت، ظرف برچسب دار را پیدا کرد و شب را در این خیال گذراند که چگونه از پوششی برای ساخت شیشه ایمنی استفاده کند. نقل شده است که در همان شب با کمک پرس چاپ نخستین ورق از شیشه ایمنی را تولید کرد. نام «تریپلکس» که به شیشه ایمنی جدید اطلاق شد، نشانگر چگونگی طراحی آن بود: این شیشه مثل ساندویچی بود که در آن شیشه به مثابه نان عمل می کرد و گوشت بین آن دو، صفحه ای از نیترات سلولوز بود؛ این سه صفحه ماده شفاف با حرارت به یکدیگر محکم شده بودند. سال ها طول کشید تا این فرایند از آزمایشگاه به کارخانه راه پیدا کند. و تازه در سال 1909 بود که بندیکتوس توانست این شیشه ایمنی جدید را به نام خود ثبت کند. گرچه بندیکتوس شیشه ایمنی را اختراع کرد تا از جراحات ناشی از پرتاب قطعات شیشه جلوی اتومبیل جلوگیری کند، اما نخستین مصرف عملی این شیشه لایه لایه این نبود. برای نخستین بار در جنگ جهانی اول از آن در عدسی های ماسک های ضد گاز استفاده شد. اما وقتی در دهه 1920 تعداد اتومبیل ها و سرعت آنها به طور چشمگیری افزایش یافت، جراحات ناشی از شیشه مشکل بزرگی شد و استفاده از شیشه های لایه دار در اتومبیل های امریکایی مرسوم شد. پسنوشت شاید برخی از خوانندگان به یاد داشته باشند که شیشه های جلو اتومبیل های قدیمی با گذشت زمان زرد می شدند. علت این امر آن بود که ماده پلاستیکی اولیه ای که در ساندویچ شیشه ایمنی به کار می رفت نیترات سلولوز ( سریشم پنبه ) بود، که بر اثر گذشت زمان و قرار گیری در معرض نور آفتاب زرد می شد. در سال 1933 به جای استفاده از نیترات سلولوز به عنوان ماده نگهدارنده، از استات سلولوز استفاده شد که کمتر تحت تأثیر آفتاب رنگ می گرفت، ولی در دماهای متفاوت استحکام نداشت و کدر می شد. نیترات سلولوز و استات سلولوز هر دو از سلولوز مشتق می شدند، که خود از چوب و دیگر منابع طبیعی به دست می آمد. مطالعات بیشتری که در زمینه مواد پلاستیکی احتمالی صورت گرفت نشان داد که صمغ پلی وینیل بوتیرال از استات سلولوز بهتر است. از سال 1939 تاکنون این ماده جزء اصلی شیشه لایه دار برای اتومبیل ها، هواپیماها و کاربردهای دیگری که در آنها نیاز به ماده ای شفاف و محکم وجود دارد، بوده است. شکل دیگری از شیشه ایمنی، شیشه آبداده ای است که لایه دار نیست؛ یعنی هیچ لایه پلاستیکی درونی ندارد. این شیشه به قطعات ریز متعددی شکسته می شود که احتمال آسیب رسان بودنشان کمتر است. از آن در شیشه های بغل و پشت اتومبیل ها استفاده می شود، ولی در آمریکا و برخی از کشورهای دیگر، استفاده از شیشه لایه دار در شیشه جلو اجباری است. در پنجره های هواپیماها احتیاج به استحکام زیادی است، چون باید دماها و فشارهای بسیاری را تحمل کنند و در برابر ضربه سریع پرندگان نیز مقاومت داشته باشند. این نیازها را انواعی از شیشه های مخصوص برآورده می کنند که ترکیبی پیچیده دارند و از چندین لایه شیشه و پلاستیک تشکیل شده اند. اخیراً در سطح درونی شیشه جلو اتومبیل از لایه دومی از پلاستیک استفاده شده است تا در صورت تماس با شیشه شکسته ای که در ساختمان لایه دار تریپلکس معمولی به لایه پلاستیکی میانی چسبیده است، از بریدگی پوست جلوگیری شود. در سال 1987 از این روش در برخی از ماشین ها به طور آزمایشی استفاده شد؛ نتایج اولیه این تجربه نیز امیدوار کننده به نظر می رسند. در یک تصادف شاخ به شاخ، زنی که سرش با شیشه جلو برخورد کرده بود و در درون آن از پوشش پلاستیکی ضد برندگی جدید استفاده شده بود، دچار کبودی شدید و ضربه مغزی شد، اما هیچ جراحتی بر سر و صورتش وارد نیامد. درهمه این انواع شیشه ایمنی، جز شیشه آبداده، اصول کار همانی است که بندیکتوس به طور بخت یارانه در سال 1903 مشاهده کرده بود: به هم نگه داشتن ذرات شیشه با لایه ای از پلاستیک . منبع : سرگذشت اکتشافات تصادفی در علم ترجمه : محی الدین غفرانی tebyan.net
  15. Amin

    تاریخچه رولزرویس

    تاریخچه رولزرویس واقعیت این است که اتومبیل رولزرویس از بهترین اتومبیل های لیموزین در جهان بوده و خواهد بود. هیچ جای شکی نیست که مهندس "رویس" همواره بهترین معیارها و استانداردها را برای ساخت اتومبیل های خود در نظر میگرفت. "فردریک هنری رویس" "Frederick Henry Royce" در 27 می 1863 میلادی در آلوتن نزدیک پترزبورگ بدنیا آمد. او پسر یک آسیابان بود که در کارش ورشکست شده بود. در اوایل دوران زندگی خود مشاغل متعددی از قبیل روزنامه فروشی و پادویی و تلگراف خانه داشت. قبل از اینکه او در خط آهن بزرگ شمال شاگردی و نوآموزی را شروع کند مخارش زندگی اش به وسیله عمه اش پرداخت می شد. مشکلات و مصایب مادی به طور ناگهانی و خیلی زودرس، تعلیمات کارآموزی اش را فسخ نمد و او را مجبور کرد که در یک شرکت تولید کننده ابزار استخدام شود. وی در اوقات فراغتش به مطالعه دروس مهندسی برق می پرداخت و این مطالعه و گرایش به سوی مسایل فنی سبب گردید تا با یک شرکت مهنسی برق رابطه برقرار کند. قبل از تاسیس شرکت مهندسی برق و الکتریکی خود ، در منچستر با سرمایه ای حدود 20 پوند و با یک شریک ایم شرکت را پایه گذاری و تاسیس کرد. اولین اتومبیل رویس ، یک چهار چرخه فرانسوی ناقص بود که در سال 1903 میلادی جانشین یک مدل فرانسوی دیگر شد. این اتومبیل یک مدل دوسیلندر ناصاف و خشن و پر سر و صدا بود که در طرح آن رویس تغییرات قابل توجهی بوجود آورد. رویس در سال 1904 میلادی ، اتومبیل دوسیلندری ساخت که هر چند موفقیت تجاری ویژه ای را نصیبش ننمود ولیکن عالی تر از مدل های مشابه فرانسوی اش بود. "چالز استوارت رولز" "Charles Stewart Rolls" پسر سوم لرد لینگاتوک بود که از فروش کالسکه های بودن اسبش موفقیت و پیشرفت قابل توجهی کسب کرده و فرد نسبتا مرفهی بود ، چرا که درشکه هایش را به طبقه اعیان و اشراف می فروخت. او اشتباهات زیادی در ابتدای کار مرتکب شد ولی بعدها این اشتباهات را اصلاح کرد. با ساخت و تولید اتومبیل ، وی اقدام به فروش انواع اتومبیل نمود. لیکن پس از اینکه هنری رویس اتومبیل استثنایی خود را تولید کرد ، رولز در هتل Midland منچستر ترتیب ملاقاتی را با وی داد. نتیجه این مذاکره عقد پیمانی بین این دو مرد بود که به اتومبیل رویس توسط سرمایه و پول رولز رونق بخشید. رویس پنج نوع اتومبیل متفاوت را تولید کرد ، یک اتومبیل با قدرت 10 اسب بخار ، یک اتومبیل با قدرت 15-20 (با موتور و شاسی مشابه) و یک اتومبیل شش سیلندر با 30 اسب بخار قدرت و اتومبیلی با همین قدرت و چهار سیلندر. اتومبیل های فوق در ماه دسامبر 1904 میلادی در نمایشگاه پاریس به نمایش درآمدند. در همان زمان "رولز" و "رویس" موافقت کردند که اتومبیل های تولیدی شان را از این به بعد تحت عنوان "رولزرویس" بسازند و بفروشند. این شراکت در واقع با نام "رولزرویس" به طور عملی قوت یافت. مرد سوم در این شراکت که مشهور به خط پیوند در "رولزرویس" است ، نامش "کلود جانسن" بود. وی اولین منشی کلوپ اتومبیل سلطنتی بود که تحت تاثیر نبوغ "رولزرویس" قرار گرفت و راننده مسابقات اتومبیل رانی و مهندس بسیار ماهری بود. اولین اتومبیلی که با نام "رولزرویس" به فروش رسید مدل Silver Chost با موتور شش سیلندر خطی بود که در سال 1906 تولید و در کمتر از یک سال بعنوان بهترین اتومبیل سال دنیا برگزیده شد. آرم کارخانه "رولزرویس" عبارت است از یک زمینه سیاه که در آن دو عدد حرف R انگلیسی بر روی هم نوشته شده است. این دو حرف معرف نام آقای رولز و رویس هستند. چند نکته جالب در مورد این کارخانه وجود دارد. رولزرویس یکی از پیشرفته ترین کارخانه ها در زمینه ساخت موتور هواپیما است تا جایی که موتور هواپیمای کنکورد توسط این کارخانه ساخته شدند. بر روی جلوپنجره تمامی رولز رویس هایی که از سال 1911 به بعد ساخته شده اند مجسمه یک فرشته از جنس طلا قرار گرفته که امیلی نام داردو به عقیده بسیاری این فرشته تمثال دختری است که آقای رویس به آن دل بسته بود ولی هرگز موفق به ازدواج با او نشد. برخی هم معتقدند این فرشته سمبل آرامش است و The Spirit of Extacy نام دارد. این مجسمه از طلای 24 عیار و به روش ریخته گری سنتی ساخته می شود که این باعث می شود تا هیچکدام از این مجسمه ها کاملا شبیه به هم نباشند. اما نکته قابل بحث ، سرنوشت تلخ رولز و رویس در اواخر عمرشان بود. رولز که رد ضمن فروشندگی گاهی اوقات نیز پرواز می کرد در 12 جولای 1910 میلادی در یک نمایش پرواز در "بارن هاوس" کشته شد . یک سال بعد از آن ، رویس خسته از کار برای همیشه کار و خانه اش را ترک کرد. همسرش نیز او را رها کرد و پرستاری به نام "اتل اوبین" از این مرد بزرگ صنعت اتومبیل سازی نگهداری کرد. رویس که در اواخر عمرش به کلی ناتوان و علیل گردیده بود ، سرانجام در تاریخ 22 آوریل 1933 چشم از جهان فرو بست. آرم تمامی مدل های "رولز رویس" تا سال 1933 با لعاب قرمز پوشیده بود و سپس به رنگ سیاه تغییر پیدا کرد و این تغییر رنگ دلیلی جز درگذشت رویس در ان سال نداشت که به احترام مقام والا و بزرگش ، مسئولین کمپانی برای همیشه آرم اتومبیل را سیاه کردند. [Hidden Content]
  16. رله تبدیل دلیل استفاده از رله تبدیل در بعضی از خودروهای سنگین به خاطر بکار گیری موتورهای پرقدرت از استارت های 24 ولت استفاده می شود در اینگونه وسایل نقلیه ولتاژ تمامی مصرف کننده و دینام 12 ولت می باشد حال اگر در اینگونه وسایل نقلیه از باطری 12 ولت استفاده شود جوابگوی استارت نخواهد بود اگر از باطری 24 ولت استفاده شود بقیه مصرف کننده ها را می سوزاند بنابراین برای هماهنگی بین استارت و سایر مصرف کننده ها از رله تبدیل استفاده می شود در این گونه خودروها دو باطری 12 ولت به کار رفته که در حالت عادی نسبت به یکدیگر موازی می باشند در لحظه استارت زدن رله تبدیل دو باطری را نسبت به یکدیگر سری کرده تا ولتاژ 24 شود اما در لحظه استارت زدن رله تبدیل مدار شارژ باطری را قطع می کند تا ولتاژ 24 به دینام اسیب نرساند بنابراین خروجی دینام به رله تبدیل و از انجا برای باطریها می رود همچنین برق ورودی سوئیچ و سیم کشی نیز از روی رله تبدیل گرفته می شود تعمیر کاران رله تبدیل را به اشتباه افتامات هنشلی می گویند ولی در واقع افتامات نیست بلکه کار رله را انجام می دهد یعنی جریانی را قطع و جریانی را وصل می کند طرز عمل رله تبدیل روی رله دو ترمینال بزرگ وجود دارد که با شمارهای 31a و 30 مشخص شده اند برای اینکه دو باطری به یکدیگر سری شوند باید مثبت باطری را به منفی باطری دیگر متصل کرد در این مدار مثبت یکی از باطری ها به ترمینال 30 ومنفی باطری دیگر به ترمینال 31a متصل شده است منفی باطری که مثبت ان به رله متصل شده به بدنه خودرو و مثبت باطری که منفی ان به رله اتصال دارد به اتوماتیک استارت وصل می شود اگر دو ترمینال رله به یکدیگر متصل شوند مثبت خروجی که روی اتوماتیک استارت نصب شده 24 ولت خواهد بود طرز کار این دو ترمینال به یکدیگر به این صورت است که انتهای این دو ترمینال به داخل رله راه دارد این دو ترمینال به صورت پیچ و مهره می باشند که کابلهایی به روی انها بسته می شود در داخل رله یک دیسک کنتاکت دهنده وجود دارد که در نزدیکی این دو ترمینال قرار گرفته است زیرا این دیسک یک بوبین قوی وجود دارد که اگر جریان مثبت و منفی برای ان برقرار شود ایجاد مغناطیس کرده و دیسک کنتا کت دهنده را به دو ترمینال 31a و 31 اتصال می دهد زمانی که این دو ترمینال به یکدیگر متصل هستند باطریها سری شده اند این اتفاق لحظه ای می افتد که استارت زده می شود یک سر سیم پیچ این بوبین از طریق فیوز منفی و ترمینال 31 به بدنه متصل می شود سر دیگر ان به ترمینال 50a متصل است ترمینال 50a به شستی استارت اتصال دارد و سر دیگر شستی استارت به سوئیچ متصل است زمانی که سوئیچ باز باشد جریان برای شستی برقرار است وقتی راننده شستی را فشار می دهد جریان از طریق شستی به ترمینال 50a و از طریق این ترمینال به سیم پیچ بوبین متصل شود چون سر دیگر سیم پیچ به بدنه متصل است پس بوبین مغناطیس شده دیسک را به ترمینال 31a و30 متصل می کند در این موقع دو باطری سری می شوند در این زمان مثبت روی اتوماتیک استارت 24 ولت است وقتی راننده شستی استارت را رها می کند برق بوبین قطع می شود در نتیجه دیسک کنتاکت دهنده تحت تاثیر نیروی فنر پشت ان به عقب برگشته و اتصال دو ترمینال 31a و30 قطع می شود در این زمان مثبت روی اتوماتیک استارت 12 ولت و باطریها نسبت به یکدیگر موازی می شوند روی رله دو ترمینال 51 وجود دارد که هر دو به یکدیگر متصل هستند یک 51 به خروجی دینام و 51 دیگر به ترمینال 15 سوئیچ اتصال دارد ترمینال 15 سوئیچ برق ورودی ان می باشد ترمینال 51 از داخل توسط یک پایه به ترمینال 30 و توسط یک پلاتین دو مرحله و از طریق فیوز مثبت رله و ترمینال 30a به اتوماتیک استارت متصل می شود جریان تولیدی دینام به ترمینال 51 وارد شده و از انجا مقداری از این جریان برای سوئیچ ارسال می شود قسمت اعظم جریان تولیدی از داخل رله و توسط اتصال ترمینال 30 یکی از باطری ها را شارژ می کند باطری دیگر توسط پلاتینی که از داخل به ترمینال 51 متصل است شارژ می شود به این ترتیب که جریان 51 از طریق پلاتین به فیوز مثبت و از طریق ترمینال 30a به اتوماتیک استارت و باطری می رسد این پلاتین دو مرحله ای می باشد اگر به لبه بالا متصل باشد ترمینال 51 و 30a و اگر به لبه پایین اتصال یابد ترمینال50 را به 30a وصل می کند در حالت عادی این پلاتین به لبه بالا چسبیده و ترمینال 51 را به 30a متصل می کند تا مدار شارژ برقرار باشد روی اهرمی که هنگام مغناطیس شدن دیسک کنتاکت دهنده را حرکت می دهد یک بازوئی با پیچ و مهره تنظیم به دیسک کنتاکت دهنده متصل است که به روی پلاتین مماس می باشد زمانی که دیسک کنتاکت دهنده حرکت می کند توسط بازوئی که به روی پلاتین مماس است پلاتین را باز و به لبه پائین می چسباند چون باطریها در این لحظه سری شده و خروجی باطری روی اتوماتیک استارت 24 ولت است بنابراین اگر اتصال 51 به 30a قطع نشود ولتاژ 24 از طریق ترمینال 30a به 51 و از انجا هم به دینام اتصال پیدا کرده و باعث سوختن دینام می شود پس در لحظه حرکت دیسک یعنی در زمان استارت زدن بازوئی پلاتین را قطع کرده و به لبه پایین یعنی ترمینال 50 اتصال می دهد همانطور که در مدار مشخص شده ترمینال 50 به ترمینال تحریک اتوماتیک متصل است بنابراین ولتاژ 24 از روی اتوماتیک استارت و از طریق ترمینال 30a و پلاتین به ترمینال 50 رسیده و از انجا اتوماتیک را تحریک و باعث راه اندازی استارت می شود این حالت تا زمانی که راننده شستی استارت را نگه داشته پایدار می باشد وقتی راننده شستی را رها می کند دوباره همه چیز به حالت اولیه خود بر می گردد لازم به ذکر است که جریان بوبین رله 12 ولت می باشد در لحظه استارت برق سوئیچ که جریان بوبین را تامین می کند 12 ولت است سوئیچ این گونه خودروها دارای چهار ترمینال می باشد ترمینال 15 برق ورودی سوئیچ و ترمینال 30 به شستی استارت متصل می شود ترمینال 58 برای روشن کردن چراغهای کوچک و شماره 56 برای روشن کردن چراغهای بزرگ خودرو می باشد در داخل رله یک پلاتین تک مرحله ای دیگر نیز وجود دارد که برای قطع کردن منفی به کار می رود در زمان عادی کار خودرو باطریها نسبت به یکدیگر موازی م باشند وزی بودن باطریها یعنی اینکه مثبت باطریها به یکدیگر و منفی انها نیز ب هم متصل باشد اتصال باطریها از طریق پلاتین و اتصال ترمینال 30 به 30a میسر می شود منفی باطریها نیز توسط پلاتین و اتصال ترمینال 31 به 31a به یکدیگر متصل می شوند زمانی که استارت زده می شود توسط بازوهایی که به دیسک کنتاکت دهنده متصل است پلاتین مثبت و پلاتین منفی قطع شده تا باطریها از حالت موازی خارج شوند وقتی مرحله استارت تمام می شود دوباره پلاتینها وصل شده و باطریها به حالت موازی در می ایند منبع : برق خودرو (عباس غلامی)
  17. میل گاردان وظیفه میل گاردان انتقال گشتاور پیچشی گیربکس به دیفرانسیل بوده میل گاردان در خودروهای که چرخ های محرک در جلو وجود دارد به کار نمیرود میل گاردان نیروی پیچشی زیادی تحمل میکند بر طبق قرار داد اکثر اتومبیل های که شامل دستگاه تولید نیرو و دستگاه انتقال قدرت و دستگاه کلاچ در جلو می باشند ولی دستگاه محرک واقعی خودرو در عقب واقع است و برای انتقال نیرو به دستگاه محرک در عقب اجزای مخصوصی لازم است که این کار را انجام می دهند که در مهندسی اتومبیل "محور حرکت " نامیده می شود 1- قفل های میل گاردان قفل های میل گاردان برای این منظور به کار می رود که انتقال نیرو را با سرعت زاویه ای ثابتی انجام دهند . قفل گاردان سبب ارتباط محورها به طور قابل انعطاف می شوند تا اجازه انتقال نیرو در وقتی که زاویه های بین محورها تغییر پیدا کرد را بدهند خرابی جاده و قابلیت انعطاف میله های معلق به ندرت امکان هم محور بودن قفل گاردان وجود دارد یک قفل گاردان نیز ممکن است بین محور زنده و دوک چرخ جلو (پلوس) وجود داشته باشد که می تواند نیرو را به چرخ ها منتقل کند قفل گاردان شامل اجزای زیر است مفصل هوک : قفل گاردانی که خیلی متداول است به نام مفصل هوک نامیده می شود این قفل اولین مورد استعمال در محورهای حرکت خودرو بوده است و متداول بوده است به طور زوجی مورد استفاده واقع می شوند به علت این که در مورد چرخ های جلو محرک باشند به کار بردن مفصل هوک حجم زیادی را اشغال خواهد کرد در این مورد مفصل مخصوص سرعت ثابت که کوچکتر است به کار می برند مفصل مخصوص سرعت ثابت : این مفصل خیلی متداول است چون اجزای ارتعاش به چرخ ها می دهد مفصل مخصوص حرکت زاویه ای عضو محرک را طوری جهت می دهد که عضو به حرکت دراورنده دارای همان سرعتی باشد که عضو محرک دارد 2- میل گاردان میل گاردان برای این در اتومبیل به کار میرود که گشتاور را از فاصله بین دستگاه انتقال نیرو به گردانده نهایی منتقل کند 3- اتصال کشویی میل گاردان چون چرخ های عقب در ضمن عبور از چاله ها دارای حرکت عمودی می شوند لازم و ضروری است که وسیله ای برای تغییر دادن طول به میل گاردان در هنگام تغییر وضع چرخ ها وجود داشته باشد این عمل به وسیله اتصال کشویی انجام می شود حال که به طور خلاصه عملکرد هر یک از اجزای فوق را درک کردید به بررسی کلی هر یک از انها می پردازیم توضیحات جامع در مورد میل گاردان میل گاردان میله ای فولادی تا اندازه ای قطور و بسیار محکم و کاملا صاف و راست می باشد که نیروی گیربکس را به دیفرانسیل منتقل می کند چون گیربکس با دیفرانسیل فاصله دارد و از طرف دیگر در یک سطح مساوی قرار ندارند با بالا و پایین رفتن چرخ های عقب .دیفرانسیل هم بالا و پایین میرود به همین جهت و برای این که اسیبی به میل گاردان نرسد در دو سر میل گاردان دو عدد چهار شاخه که یک سر ان به شفت گیربکس و سر دیگر ان به دنده پیستون دیفرانسیل وصل شده که این مجموعه را میل گاردان و قفل های گاردان می گویند میل گاردان ممکن است توپر یا تو خالی ساخته شده باشند نوع تو خالی برای موتورهای با کارکرد سنگین ارجعیت دارد چون وزن کمتری دارند و در نتیجه دارای قدرت انتقال گشتاور بیشتری میباشند میله های تو خالی معمولا از لوله درزدار ساخته می شوند لوله ها که از ورقه های فولاد کم ذغال تهیه می شوند به وسیله الکتریکی یا گاز جوش داده می شوند ایجاد صدا در زیر میل گاردان به خصوص زمانی که گاز را کم می کنیم و یا که به طور ناگهانی روی پدال فشار می دهیم دلیل ان این است که از ناحیه چهار شاخه لقی به وجود امده است به سبب این که موارد فوق و سایر معایب کم تر شود و برای این که از نیروی گریز از مرکز میل گاردان به موقع گردش جلوگیری شود و سعی شده است که در حد امکان میل گاردان را کوتاه تر بسازند یک مزیت عالی کوتاه بودن میل گاردان این است که از نیروی موتور کاسته نمی شود و به طور کامل به دیفرانسیل منتق می گردد و اتومبیل دارای قدرت بیشتری می باشد به همین دلیل در بسیاری از اتومبیل ها دیفرانسیل را در جلو قرار می دهند و البته در بسیاری دیگر اتومبیل ها دارای دو دیفرانسیل می باشند مثل اتومبیل جیپ . خرابی قفل گاردان گیر کردن کشویی گاردان خوردگی بلبرینگ های چهار شاخه گاردان, تعویض دنده معکوس در دور زیاد و فشار اوردن به اتومبیل در جایی که بکسواد می کند موجب بردین میل گاردان می شود میل گاردان و چهار شاخه های ان نیروی موتور از طریق گیربکس توسط میل گاردان به دیفرانسیل منتقل می شود در ضمن به خاطر حرکت به عقب به سمت بالا و پایین بعلت فنربندی و پستی و بلندی جاده و لرزش اتومبیل و تغییر فاصله بین گیربکس و دیفرانسیل در دو انتهای میل گاردان از چهار شاخه و کشویی گاردان استفاده می شود میل گاردان به صورت میله توخالی ساخته و سپس بالانس کرده و مورد استفاده قرار می گیرد قسمت کشویی گاردان به وسیله روغن گیربکس روغن کاری شده و کاسه وچهار شاخه را هنگام نصب از گیربکس پر می کند و در مواردی از گیربکس خور استفاده می شود انواع میل گاردان میل گاردان را به صورت یک تکه و دو تکه می سازند در اتومبیل هایی که فاصله بین گیربکس و موتور حداکثر 5/ 1 متر باشد از گاردان یک تکه و بیش از این فاصله از گاردان دو تکه استفاده می شود چون اگر طول گاردان یک تکه زیاد بلند باشد در سرعت زیاد دچار اشکال می شود به همین دلیل از نوع دو تکه استفاده می کنند در میل گاردان دو تکه علاوه بر داشتن چهار شاخه در سر و ته ان و کشویی در جلو در ناحیه وسط دارای بلبرینگ و لاستیک ضربه گیر می باشد معایب میل گاردان خرابی و سائیدگی کاسه ساچمه چهار شاخه هنگام حرکت اولیه و رها کردن کلاچ ایجاد تقه می کند و در سرعت زیاد اتاق اتومبیل را به لرزش در می اورد خرابی و سائیدگی کشویی گاردان هنگام حرکت اتومبیل تولید صدا و هنگام حرکت تولید تقه می کند معمولا میل گاردان نیازی به بازرسی و نگهداری به خصوص ندارد و فقط هر چند وقت یک بار باید چهار شاخه گاردان را مورد بررسی قرار داد کشویی گاردان حرکت اکسل روی فنرها به طور مداوم فاصله بین جعبه دنده و دیفرانسیل را کم می کند بنابراین محور گاردان نیز باید طول خود را کاهش دهد این عمل به وسیله کشویی گاردان امکان پذیر است در ضمن کشویی گاردان در هر 5000 کیلومتر بهتر است گریس کاری شود هزار خار در اتومبیل های اکسل جلو یا اتومبیل های موتور عقب و اکسل عقب گاردان به کار نرفته است و نیروی محرکه از جعبه دنده و دیفرانسیل به چرخ ها منتقل می شود و نیم شفت ها به چهار شاخ مجهزند و به وسیله اتصال های کشویی (هزار خار) به دیفرانسیل متصل هستند گرفتن ضربه های شدید در اکسل جلو یا عقب هنگامی که اتومبیل موتور جلو با اکسل عقب حرکت در میاید ضربه وارده به جعبه دنده به وسیله محور گاردان بلند گرفته می شود بدین ترتیب کمی پیچیده و دوباره به جای اول خود باز می گردد در اتومبیل ای اکسل جلو با موتور و اکسل عقب نیم شفت ها که نیروی محرکه را انتقال می دهند برای پیچیدگی خیلی کوتاه هستند در اینجا عمل ضربه گیر به وسیله چهار شاخ متصل می شود این بوش ها عمل ضربه گیری را انجام می دهند منبع: اولین دایره المعارف جامع اتومبیل در ایران جلد3(حسین منوچهر پارسا)
  18. Amin

    ژیان

    مشخصات فني خودروي ژيان توليد ژيان از دهه 30 اغاز و با گذشت زمان تغييراتي در شکل ظاهري و قسمتهاي فني ان ايجاد شد که باعث ادامه روند توليد ان و عرضه در مدلهاي گوناگون گشت. از مدلهاي ان ميتوان dyane ، 2CV ، Ami ، Mehari و SM را نام برد که مدل مورد بحث ما و موجود در کشورمان Dyane است که در دهه 70 ميلادي توليد شد. مشخصات فني : · حجم موتور اين ماشين 602 سي سي هواخنک ، شامل 2 سيلندر و 4 زمانه مي باشد که قدرتي معادل 35 اسب بخار در دور موتور 5750 و بيشترين سرعت 118 کيلومتر در ساعت را داراست. · وزن آن هم معادل 570 کيلوگرم است و حدود 30 ليتر سوخت را هم ميتواند حمل کند. مصرف بنزين حدود 5 ليتر در 100 کيلومتر است. · 4 دنده در جلو و يکي عقب · ديفرانسيل جلو است و ترمز دستي هم بر روي چرخهاي جلو قرار دارد. اما تعليقي که در ژيان استفاده شده است، نسبت به زمان خود بی نظیر است: تعلیق (Suspention) این خودرو بصورت دو استوانه است که در زير خودرو قرار دارد ، در واقع نوعی کمک فنر که در طول خودرو قرار ميگيرد و هر كدام از ميله ها به يكي از چرخ ها متصل ميشود. ضربه گيرهم يك واحد مجزاست. جالب است بدانید که يک مهره در آن وجود دارد که با شل و سفت کردن آن (بصورت دستي) می توان ارتفاع خودرو را تنظيم کرد. ( به اين نوع سيستم تعليق هيدرونيوماتيک ميگویند ( بخاطر استفاده از همين سيستم تعليق است که در موانع و دست اندازها تا این حد نرم و راحت است. ژیان داراي ترمزهايي بصورت کاسه اي ، حتي در جلو است و عجيب اين است که لنت و طبق هاي آن به جای پشت چرخها، روی پلوس ها و در کاپوت قرار دارد. امکانات رفاهي : · بخاري که از هوای گرم داخل موتور تغذیه می شود. · یک هندل در جلو ماشین که در مواقعی که استارت کار نمی کند می توان با چرخاندن آن به صورت دستی موتور ماشین را روشن کرد. · ارتفاع چراغهاي جلوی ژیان توسط پيچي که در زير داشبورد قرار دارد از داخل کابین خودرو قابل تنظیم است، مثل خودرو پژو 206 · سانروف تمام چرم که حتي قابليت جمع کردن کل سقف را دارا می باشد منبع : انجمن علمي مهندسي مكانيك دانشگاه شهركرد
  19. Amin

    مشخصات فني لگسز is110) is300)

    سز IS110) IS300) مدل فول آپشن 2009 مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر - 3000 سی سی - 24 سوپاپ - 6 دنده اتوماتیک امکانات ترمز ABS - کنترل هوشمند پدال گاز - - سیستم کمکی ترمز - سیستم توزیع نیروی ترمز - ESP- کنترل هرزگردی - ترمزهای دیسکی جلو و عقب - رینگ 17 اینچی - شستشوی چراغ جلو - سیستم ضد سرقت - کمربند های ایمنی پیش کشنده - سنسور پارک جلو و عقب - ایزوفیکس - ایربگ کامل - سیستم ورود و استارت هوشمند - سیستم اطلاع رسانی چند منظوره - کروز کنترل - تهویه هوای دوگانه اتوماتیک - خروجی تهویه عقب - شیشه های برقی ضد اشعه UV - سانروف برقی - پرده برقی شیشه عقب - سنسور باران - فرمان با قابلیت تنظیم برقی در عمق و ارتفاع - آینه عقب الکتروکرومیک - بال عقب . امکانات ویژه اهرم های تعویض دنده پشت فرمان- کمک شروع حرکت در سربالایی - چراغ زنون دوگانه هوشمند تطبیقی با روشنایی خودکار- آینه های جانبی برقی الکتروکرومیک با گرمکن و حافظه و قابلیت تاشوندگی خودکار - راهنمای LED روی آینه های جانبی - سیستم پیشگیری از تصادف - بلوتوت - صندلی های برقی جلو با تنظیم در 10 جهت و تنظیم برقی گودی کمر- تهویه صندلی راننده و سرنشین جلو - حافظه صندلی راننده و سرنشین - نویگیشن با صفحه نمایش 7 اینچی + راهنمای صوتی عربی و انگلیسی - دوربین عقب - صفحه نمایش چند منظوره - سیستم صوتی مارک لوینسون با 14 اسپیکر و قابلیت پخش DVD، mp3 و WMA و ورودی کمکی و iPod . [Hidden Content]
  20. Amin

    مشخصات فنی وانت دو کابين کاپرا

    مشخصات فنی وانت دو کابين کاپرا ابعاد و اندازه 5080mm طول 1750mm عرض 1735mm ارتفاع 2900mm فاصله محور ها 1472mm فاصله چرخهای جلو 1477mm فاصله چرخهای عقب 1720kg وزن خودرو بدون بار و سرنشين 2345kg حداکثر وزن خودرو با بار و سرنشين 4 ظرفيت سرنشين 500kg ظرفيت بار 1505mm عرض اتاق بار 1400mm طول اتاق بار 480mm ارتفاع اتاق بار موتور 4G69 S4N / چهار سيلندر خطی-بنزينی نوع/مدل 2378cc حجم موتور 9.8:1 نسبت تراکم 127ps@5252rpm حداکثر توان 205N.m@2500-3000rpm حداکثر گشتاور سيستم سوخت رسانی انژکتوری نوع بنزين بدون سرب اکتان93 نوع سوخت 74 ظرفيت باک (ليتر) سيسستم انتقال قدرت پنج سرعته - دستی نوع 4.452 نسبت دنده اول 2.398 نسبت دنده دوم 1.414 نسبت دنده سوم 1 نسبت دنده چهارم 0.802 نسبت دنده پنجم 4.4725 نسبت دنده عقب 2WD/4WD قابليت ويژه ترمز ديسکی ترمز جلو کفشکی ترمز عقب سيستم تعليق جناقي-با ميله پيچشی تعليق جلو فنر تخت تعليق عقب مشخصات عمومی راديو پخش CD شيشه بالابر برقی آينه های جانبی برقی قفل مرکزی و ريموت کنترل سيستم تهويه مطبوع فرمان قابل تنظيم مه شکن جلو وعقب مشخصات ويژه ترمز ضد قفل و سيستم کنترل پايداری خودرو ايربگ راديو پخش شش ديسک سنسور دنده عقب گارد ريل استيل
  21. Amin

    مشخصات فني هيونداي ازرا

    مشخصات فني هيونداي ازرا هیوندای آزرا AZ120 مدل مدل 2010 - فول آپشن - سفارش اروپا مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر 3300 سی سی - 5 دنده اتوماتیک امکانات فرمان هیدرولیک با قابلیت تنظیم برق در عمق و ارتفاع - زیر سیگاری با طراحی جدید - محافظ گل و لای عقب و جلو - شیشه های برقی چهار درب - سیستم صوتی Infinity با هشت بلندگو و ورودی iPod و AUX و قابلیت کنترل از روی فرمان و چنجر 6 تایی و قابلیت پخش mp3 - سیستم تهویه هوای اتوماتیک دوگانه - طراحی چراغ سقف به شکل خطی - آینه های بغل با راهنما - کمک فنرهای گازی - کروز کنترل خودکار - زه روی سپر عقب - شیشه های مجهز به سیستم کاهش نور آفتاب - کامپیوتر سفری Trip Computer امکانات ویژه رینگ 17 اینچی - 8 عدد ایربگ - صندلیهای راننده و سرنشین جلو با تنظیم الکتریکی در 10 جهت - 2حافظه برای صندلیهای جلو ، آینه ها و فرمان - سیستم کنترل پایداری ESP - سیستم ضد قفل ترمز ABS - سیستم کمکی ترمز BAS - سان روف برقی دو حالته - صندلی و تودوزی چرم ( درب و کنسول ) - سنسور پارک عقب - فرمان و دسته دنده چوب و چرم - آینه الکتروکرومیک - آینه های جانبی برقی تاشو با گرمکن و راهنما و تغییر زاویه هنگام پارک - شستشوی چراغهای جلو - روشنایی خودکار چراغهای جلو - گرمکن صندلی راننده و سرنشین جلو - چراغ زنون - پرده عقب الکتریکی با جمع شوندگی خودکار هنگام پارک - برف پاک کن حساس به باران و قابلیت یخ زدایی - DVD ، مانیتور، نویگیشن، TV، دوربین عقب هیوندای آزرا AZ115 مدل شاسی 2009 - GLS سفارش خلیج فارس مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر 3300 سی سی - 5 دنده اتوماتیک امکانات فرمان تلسکوپی و بشکن برقی - زیر سیگاری با طراحی جدید - تکنولوژی الکترونیکی شکست نور در آینه های بغل - محافظ گل و لای عقب و جلو -ریموت ضبط در فرمان - طراحی چراغ سقف به شکل خطی - آینه های بغل با راهنما - کمک بلند مخصوص جاده های ناصاف - کروز کنترل - زوار روی سپر عقب – امکانات ویژه رینگ 17 - ایربگهای کامل (جلو- عقب - پرده ای) - صندلیهای برقی راننده و سرنشین جلو - حافظه برای صندلیهای جلو + آینه ها + فرمان - ESP+BAS+ABS - سان روف برقی - صندلی چرم ( درب و کنسول ) - سنسور پارک عقب - فرمان چوب - چراغ زنون - پرده عقب الکتریکی - برف پاک کن حساس به باران - DVD + دوربین عقب + TV نصبی به همراه نویگیشن فعال در ایران هیوندای آزرا AZ116 مدل شاسی 2009 - GLS سفارش خلیج فارس مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر 3300 سی سی - 5 دنده اتوماتیک امکانات فرمان تلسکوپی و بشکن برقی - زیر سیگاری با طراحی جدید - تکنولوژی الکترونیکی شکست نور در آینه های بغل - محافظ گل و لای عقب و جلو -ریموت ضبط در فرمان - طراحی چراغ سقف به شکل خطی - آینه های بغل با راهنما - کمک بلند مخصوص جاده های ناصاف - کروز کنترل - زوار روی سپر عقب – امکانات ویژه رینگ 17 - ایربگهای کامل (جلو- عقب - پرده ای) - صندلیهای برقی راننده و سرنشین جلو - حافظه برای صندلیهای جلو + آینه ها + فرمان - ESP+BAS+ABS - سان روف برقی - صندلی چرم ( درب و کنسول ) - سنسور پارک عقب - فرمان چوب - چراغ زنون - پرده عقب الکتریکی - برف پاک کن حساس به باران - GPS نویگیشن + DVD + دوربین عقب + [Hidden Content]
  22. کارايي مدل موتور : XU7JP/L3 حد اکثر سرعت : 185 KM/HR نسبت تراکم : 9.3:1 تعداد سيلندر : خطي 4 حجم موتور : 1761cc سيستم سوخت رساني : انژکتوري پاششي (MPFI) حداکثر توان موتور : 100 HP در6000 دور بر دقيقه حداکثر گشتاور: 153 Nm در 3000 دور در دقيقه قطر سيلندر : 83mm کورس پيستون : 81.4mm گيربکس گيربکس : دنده اي نسبت دنده 1 : 0.2894 نسبت دند ه 2 : 0.5384 نسبت دنده 3 : 0.7812 نسبت دنده 4 : 1.0512 نسبت دنده 5 : 1.3428 دنده عقب :0.3 کلاچ كلاچ نوع كلاچ : تك صفحه اي خشك قطر خارجي کلاچ : 200mm قطر داخلي كلاچ : 132mm ديفرانسيل : ديفرانسيل جلو و دنده خورشيدي سوخت ظرفيت مخزن سوخت: 70 ليتر عدد اکتان : 95 RON درجه آلودگي : Euro II مصرف خارج از شهر : براساس استاندارد : 9.2 ECE R84 ترکيبي بر اساس استاندارد : 8.5 ECE R101 با سرعت ثابت 90 : 6.8Lit با سرعت ثابت 120 : 9.2Lit آلودگي منواکسيد کربن با کاتاليست کانورتور : %0.5 سيستم فرمان شعاع چرخش با هيدروليک 5.5 متر جعبه فرمان هيدروليک - شانه اي زاويه چرخش چرخها به سمت داخل/ به سمت خارج : 6.0-5.0 mm زاويه چرخش چرخها به سمت داخل : 5.43mm سيستم الکتريکي باطري : 12 V 35 Ah دينام : 80A استارت : 0.9 KW نوع باطري : اسيد سرب وزن (kg) وزن خودرو : 1200 (KG) وزن روي اکسل جلو : 716 (KG) وزن روي اکسل عقب : 468 :(KG) تعليق مستقل از نوع مک فرسون : جلو مستقل از نوع فنر پيچشي : عقب ترمز دو مداره تحت کنترل با بوستر : سيستم ترمز ديسکي با پره هاي خنک کننده : ترمز جلو توپي : ترمز عقب سيستم ترمز ضد قفل ABS : انتخابي توع سيستم ضد قفل :4 کانال با سيستم قدرتي EBD توزيع ترمز الکترونيکي مدل : MK 20E (Continental Teves) ABS چرخها تاير : 65/185 88H R15 چرخهاي استاندارد : فولادي 6J15 چرخهاي انتخابي : آلومينيومي 6.5J15 ECU (واحد کنترل الکترونيکي): S2000 · ECU (واحد کنترل الکترونيکي): S2000 · سيستم خنک کننده : 7.4 · روغن گيربکس : 2 · روغن سيستم فرمان : 1 منبع : [Hidden Content]
  23. Amin

    مشخصات فنی پرادو

    پرادو کد PR110 - چهار درب 4 سیلندر مدل GX8 SAF SPL 2009 مشخصات موتور و دنده 4 سیلندر - 2700 سی سی - 4دنده اتوماتیک - 16 سوپاپ - VVT/DOHC امکانات سی دی چنچر با MP3 - سیستم ABS- سوکت برق اضافی - کیسه ایمنی هوا بای سرنشینان جلو ( سر - زانو و پرده ای شیشه ها ) - کولر دو عدد اتوماتیک - رینگ 17 آلومینیومی - آنتن مخفی - سیستم ضد سرقت - بلوتوث - موکت کف - چراغ جلو با لنز چند جهته - برف پاک کن جلو تناوبی - سیستم ورودی بدون کلید - روکش صندلی پارچه ای - برف پاککن توانبی عقب - سنسورهای پارک عقب - شیشه ها با فیلتر UV - فرمان بشکن و تاشو - فرمان چوب و چرم - جلو داشبورد طرح چرم - سردنده طرح چوب پرادو کد PR111 - چهار درب 4 سیلندر مدل GX8 SAF SPL 2009 مشخصات موتور و دنده 4 سیلندر - 2700 سی سی - 4دنده اتوماتیک - 16 سوپاپ - VVT/DOHC امکانات سی دی چنچر با MP3 - سیستم ABS- سوکت برق اضافی - کیسه ایمنی هوا بای سرنشینان جلو ( سر - زانو و پرده ای شیشه ها ) - کولر دو عدد اتوماتیک - رینگ 17 آلومینیومی - آنتن مخفی - سیستم ضد سرقت - بلوتوث - موکت کف - چراغ جلو با لنز چند جهته - برف پاک کن جلو تناوبی - سیستم ورودی بدون کلید - روکش صندلی پارچه ای - برف پاککن توانبی عقب - سنسورهای پارک عقب - شیشه ها با فیلتر UV - فرمان بشکن و تاشو - فرمان چوب و چرم - جلو داشبورد طرح چرم - سردنده طرح چوب ** ریموت استارت ** پرادو کد PR112 چهار درب 6 سیلندر مدل VX8 S.SPL 2009 مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر - 4000 سی سی- 5 دنده اتوماتیک - 24 سوپاپ - VVT/DOHC امکانات سی دی چنچر با MP3 - سیستم ABS- سوکت برق اضافی - کیسه ایمنی هوا بای سرنشینان جلو ( سر - زانو و پرده ای شیشه ها ) - کولر دو عدد اتوماتیک - رینگ 17 آلومینیومی - آنتن مخفی - سیستم ضد سرقت - بلوتوث - موکت کف - چراغ جلو با لنز چند جهته - برف پاک کن جلو تناوبی - سیستم ورودی بدون کلید - روکش صندلی پارچه ای - برف پاککن توانبی عقب - سنسورهای پارک عقب - شیشه ها با فیلتر UV - فرمان بشکن و تاشو - فرمان چوب و چرم - سردنده طرح چوب سیستم کنترل ارتفاع فعال - بلوتوث - یخچال - کروز کنترل - صندلی های برقی راننده و سرنشین جلو - چراغ جلو با لنز چند جهته - سان روف - روکش صندلی فابریک - تنظیم کننده عمودی صندلی - جلوداشبورد طرح چوب پرادو کد PR113 چهار درب 6 سیلندر مدل VX8 S.SPL 2009 مشخصات موتور و دنده 6 سیلندر - 4000 سی سی- 5 دنده اتوماتیک - 24 سوپاپ - VVT/DOHC امکانات سی دی چنچر با MP3 - سیستم ABS- سوکت برق اضافی - کیسه ایمنی هوا بای سرنشینان جلو ( سر - زانو و پرده ای شیشه ها ) - کولر دو عدد اتوماتیک - رینگ 17 آلومینیومی - آنتن مخفی - سیستم ضد سرقت - بلوتوث - موکت کف - چراغ جلو با لنز چند جهته - برف پاک کن جلو تناوبی - سیستم ورودی بدون کلید - روکش صندلی پارچه ای - برف پاککن توانبی عقب - سنسورهای پارک عقب - شیشه ها با فیلتر UV - فرمان بشکن و تاشو - فرمان چوب و چرم - سردنده طرح چوب سیستم کنترل ارتفاع فعال - بلوتوث - یخچال - کروز کنترل - صندلی های برقی راننده و سرنشین جلو - چراغ جلو با لنز چند جهته - سان روف - روکش صندلی فابریک - تنظیم کننده عمودی صندلی - جلوداشبورد طرح چوب *ریموت استارت + منبع : وب سایت رسمی شرکت سرمایه گذاری پیشگامان ایرانیان
  24. Amin

    تاریخچه فراری

×
×
  • اضافه کردن...