-
تعداد ارسال ها
2494 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط قاصدکــــــــ
-
نميدونم منظورت دقيقا از سوفيست چيه؟ ولي بقول دكتر ميري در همين متن بالا، الان بيشتر از اينكه فيلسوف داشته باشيم، كارمند فلسفه داريم. يعني بجاي اينكه فلسفلي بيانديشيم، دنبال آموختن انديشههاي فلسفي هستيم. در واقع بجاي اينكه فلسفه رو يك هنر (و بنوعي يك فرايند) بدونيم، مثل يك علم داريم باهاش برخورد مي كنيم. شايد بشه اينطوري گفت : بجاي تفلسف (فلسفيدن، يا انديشيدن) داريم به فلسفه (بعنوان يك غايت) ميپردازيم!
-
نه. منظور "دوستدار دانش" هست. اصل يوناني واژه فيلسوف يا فيلاسوفيا، يعني دوستدار سوفيا، يا دوستدار دانش. منظور از حب حكمت همين معناي اصلي اين كلمه هست.
-
آیا همه باید اجازه ی تولید مثل داشته باشند ؟
قاصدکــــــــ پاسخی برای Waffen ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
مشخصاً موضوعي كه مد نظر استارتر و شركتكنندگان اين تاپيك هست "عدم صلاحيت" برخي خانوادهها در داشتن فرزند هست. و به زعم دوستان، علت صدور چنين حكمي درباره اين خانوادهها «ناآگاهي» اونهاست. (ناآگاهي از عواقب بدنيا آوردن فرزند با وجود شرايط خاص اون خانواده، يا ناآگاهي از چگونگي تربيت صحيح يك انسان) اما راه حلي كه پيشنهاد و بحث شد، بجاي هدف قرار دادن ريشهي اصلي اين مشكل كه وجود "ناآگاهي" در جامعه است (و تربيت فرزند ناسالم يكي از مصداقهاي اون هست) صرفاً به صورت موردي، در پي درمان همين يك مصداق بود. در حالي كه بنظر من "پيشگيري"، كه در واقع پرداختن به ريشهي اصلي مساله هست، بسيار كارآمدتر خواهد بود. بصورت عيني، ميتونيد جوامعي رو ببينيد كه چون فرهنگ متعاليتري دارند، به اين معنا كه افراد جامعه عمدتاً انسانهايي «آگاه» هستند، با چنين مسالهاي مواجه نيستند و بطور طبيعي و آگاهانه به توليد مثل و تربيت با كيفيت ميپردازند. سوال : آيا تصويب قانون ميتواند جاي فرهنگ را بگيرد ؟ بنظر من، قانون بخاطر ماهيت جبرياي كه داره، هميشه مولد ضدقانون و قانونگريزي و انواع تقلب هست. در حالي كه فرهنگ، بخاطر خودجوش بودن، اين چنين مشكلي پيش نمياره. بنابراين بنظرم، گذشته از نكتهاي كه در بالا عرض كردم (كه پرداختن به ريشه كارآمدتر از پرداختن به مورد است)، باز هم چنانچه روش پيشنهاي استارتر، به صورت يك قانون تحكمي و بمنظور ساخت يك جامعهي سالم بكار گرفته بشه، احتمال موفقيت اين طرح چندان زياد نيست. و همونطور كه عرض شد، دربرابر اين قانون، قانونگريزيهاي فراواني مطرح خواهد شد. ضمن اينكه در مواردي (بمنظور غرض ورزيهاي شخصي دولتهاي مختلف از جمله اهداف سياسي، نژادي، مذهبي و ...) از اين قانون سوءاستفادههايي هم صورت خواهد گرفت، كه بجاي رسيدن به هدف خير ابتدايي كه حمايت از حقوق بشر و سلامت جوامع بوده، به ابزاري براي اهداف مخالف اين آرمان تبديل ميشود. نتيجه گيري : پرداختن به ريشه مساله مفيد تر از پرداختن به خود مساله است. مادامي كه قانون هماهنگ با فرهنگ جامعه نباشد، محكوم به شكست خواهد بود. (يا بصورت مستقيم خود قانون شكست ميخورد، يا اينكه قانونگريزي در قالب ديگري سر باز ميكند.) متشكر و آرزوي موفقيت- 96 پاسخ
-
- 4
-
-
دكتر سیدجواد میری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، معتقد است امروزه فلسفه به فلسفه آکادمیک بدل شده و از معنای اصلی خود که همان حب حکمت است، دور شدهاست. همچنین تفکر فلسفی نیز به افراد آموزش داده نشده است. میری درباره چگونگی کاربردی کردن فلسفه در زندگی، گفت: برای انجام این کار ابتدا باید بدانیم که فلسفه چیست و هدف تفکر فلسفی را بدانیم. وی با اشاره به برخی از سخنان لائوتسه، حکیم چینی، ادامه داد: او میگوید که «وقتی ابرهای تیره جلو چشمانتان را گرفت و شما را از حرکت بازداشت و نتوانستید مسیر خود را پیدا کنید بهترین کار این است که بایستید و به اصول حرکت خود برگردید.» دانشیار حوزه جامعهشناسی و تاریخ ادیان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: جهان امروز، جهان چندصدایی است و معماها و امور متناقض و متضاد زیادی در آن وجود دارد. امروزه جوامع به جای مسابقه برای دوستی، صلح و محبت جهانی به سمت نابودی هم حرکت میکنند. سووالی که پیش میآید این است که هدف از زندگی چیست؟ این سووال یکی از اساسیترین سووالات فلسفه و تفکر فلسفی است که از آغاز تا امروز وجود داشتهاست. میری اضافه کرد: فلسفه به ما کمک میکند تا مختصات زندگی را در بعد فردی و اجتماعی آن پیدا کنیم. اگر با همان محوریت لائوتسه به فضای غبارآلود و پرابهام نگاه کنیم، میبینیم که انسان باید به اصول خود برگردد. ما نیز میتوانیم به اصول اولیه که فلسفه را شکل دادهاند، برگردیم. این دانشآموخته دانشگاههای سوئد و انگلستان با بیان اینکه فلسفه به معنای حب حکمت و دوستدار حکمت بودن است، گفت: فیلسوف کسی است که به دنبال راههایی میگردد تا انسان را به حیات معقول برساند و همانگونه که علامه جعفری میگوید، مختصات حیات معقول به سعادت انسان میانجامد. اکنون این سووال مطرح میشود که در فضای امروزی جامعه باید چه کرد و فلسفه در این زمینه میتواند چه کمکی بکند؟ میری در پاسخ به این سووال گفت: تعلیم و تربیت در این زمینه یکی از مسایل اساسی است. بشر به گونهای وارد مدرسه میشود و برخی نیز میتوانند مراتب عالیه را طی کنند. یکی از مشکلات تربیت و تعلیم کنونی این است که به جای انسان چندساحتی، انسان تکساحتی را میسازد و در واقع، قدرت اندیشیدن را از انسان میگیرد. متاسفانه تعلیم و تربیت در مراکز آموزش عالی امروز به شدت منکوب و به حاشیه رانده شدهاست. وی که کتابهای متعددی را به زبان انگلیسی درباره چهرههای شاخصی مانند علامه جعفری و آیتالله شهید بهشتی نگاشته است، با طرح این سووال که «نگاه فلسفی چیست؟» ادامه داد: این نگاه سعی میکند به انسان تصویری را از جهان ارایه دهد که در آن رابطه انسان با انسان و انسان با جهان صحیح است و غبارآلود و پرابهام نیست اما گفتمانهای تعلیم و تربیت امروز این موهبت را به صورت خواسته یا ناخواسته از انسان گرفته است. انسان امروز نیاز به نگاه فلسفی دارد. به گفته میری، وقتی صحبت از نگاه فلسفی پیش میآید این سووالات مطرح میشوند که مقصود از فلسفه چیست؟ آیا مقصود فلسفه قارهای است یا فلسفه پراگماتیستی؟ آیا مقصود فلسفه سینوی است یا فلسفه فارابی؟ آیا مقصود فلسفه اگزیستانسیالیستی است یا حکمت؟ وی یادآور شد: یکی از مشکلات تفکر فلسفی این است که معنای فلسفه از معنای حقیقی آن دور شده است. گاهی هدف از اندیشیدن، ساختن یک هویت صادق یا کاذب است. متاسفانه یکی از شاخصههای تفکر مدرن این است که دنبال هویتسازی است در حالی که وظیفه اصلی تفکر و اندیشیدن، رسیدن به حقیقت است، چه اینکه حقیقت در دست ما باشد یا نباشد. این استاد فلسفه علم و ادیان با اشاره به حدیثی از امام جواد(ع) که میفرمایند؛ «حکمت، گمشده مومن است» گفت: اگر حکمت در دست کافر هم باشد مومن آن را به دست میآورد. بنابراین حقیقت، هویتی و جغرافیایی نیست و فرامکان و فرازمان است. حقیقت چیزی است که جان انسان را بزرگ میکند و باعث تحول عظیم در روح انسان میشود و تغییر و تحول ماهوی او به سمت حیات معقول است. نتیجه حیات معقول نیز به بهبود جامعه و سالمسازی آن میانجامد. این مدرس فلسفه با بیان اینکه امروزه فلسفه تبدیل به فلسفه آکادمیک شده است، اظهار کرد: ما به جای اینکه فیلسوف داشته باشیم کارمند فلسفه داریم. به این معنا که افراد به صورت حرفهای علم فلسفه را میآموزند اما غرض از تفکر فلسفی را نمیدانند. وی افزود: تفکر فلسفی، شرق و غرب و شمال و جنوب نمیشناسد و فیلسوف به دنبال حقیقت است و معیارهای حقیقت را از تاریخ، ایدئولوژی و فرهنگ نمیگیرد. به همین دلیل میان مکاتب فلسفی و مکاتب سیاسی و ایدئولوژیک تفاوت وجود دارد. وی با اشاره به آموختن فلسفه از دوران کودکی و نوجوانی گفت: یکی از دورانهایی که انسان از آن تاثیر اساسی میگیرد، دوره کودکی و نوجوانی است و میتوان از این دوره تفکر فلسفی را به کودک یاد داد. پیش از اینكه ذهن کودک در بزرگسالی از تصاویر و روشهای مختلف پُر شود، میتوان به او فلسفیدن و اندیشیدن را آموزش داد. به گفته دکتر میری، آموزش و پرورش ما از تفکر فلسفی دور است و سعی میکند یک نگاه خاص را بازتولید کند. همانگونه که میلتون اریکسون، فیلسوف آمریکایی نیز مطرح میکند، به جای اینکه به افراد اندیشیدن را یاد بدهیم تنها ذهن آنها را از اطلاعات پرمیکنیم. این استاد فلسفه، نقد منصفانه آموزش و پرورش را پیشنهاد کرد و افزود: 150 سال از تاسیس آموزش و پرورش میگذرد. باید این دوره بازنگری و نقد منصفانه شود و به سووالاتی از این قبیل که مسایل آموزش و پرورش چیست و چه روحیهای باید بر آن حاکم باشد، پاسخ داده شود. وی تاکید کرد: باید در آموزش و پرورش خلاقیت و نوآوری بهوجود آید و فیلسوفان ایران و جهان در یک تعامل فکری، راههای اندیشیدن خلاق را استخراج کنند. منبع : خبرگزاری کتاب ایران پ.ن: رزومه دكتر سيد جواد ميري را در اينجا ببينيد.
-
قطعا در نگاه كلي و از نظر ذاتي هيچ انساني بر ديگري برتري نداره. اما تعيين ارزش و ارزشگذاريها فقط براي شناخت مسير درست و متناسب، و بعد ترغيب به حركت در اين مسير هست. و اگر چنين نظام ارزشگذاري و داورياي حاكم نباشه، بقول قرآن، آيا كسي كه كار نيكو ميكنه با كسي كه نميكنه يكسان هست؟ اگر ما مجريان خوبي نيستيم، ايراد كار از ماست كه بايد با دريافت تذكرهاي شما دوستان اين را اصلاح كنيم. اما اساساً اين همه تقدير و مدال و حتي دكمه سپاس كه فرموديد، همگي براي تقدير از كار درست و راه خير هست. وگرنه ما هرگز قصد برتريجويي يا ارزشگذاري روي انسانها رو نداريم.
- 34 پاسخ
-
- 4
-
-
فراخوان جهت شرکت در مسابقه شطرنج نواندیشان
قاصدکــــــــ پاسخی برای Just Mechanic ارسال کرد در موضوع : دهکده ورزشی
اسم من رو هم بنويس لطفا :mrsbeasley:- 154 پاسخ
-
- 5
-
-
هه مينا، اينجور... (اشاره به كاربر فعال ) حالا ميتوني 5 دقيقه بيشتر چرت صبحگاهي بزني هرروز :mornincoffee:
- 714 پاسخ
-
- 1
-
-
تشکر و قدردانی از زحمات خانوم Mina Yousefi
قاصدکــــــــ پاسخی برای Just Mechanic ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
بخاطر زحماتت در اين سمت ممنون و متشكرم اميدوارم از دوران بازنشستگي تابستانهات حسابي لذت ببري و از مزاياش متنفع بشي!! خوش بگذره- 17 پاسخ
-
- 10
-
-
پس به چاي و كيك بعدازظهر فكر كن :cakesmileyf:
- 714 پاسخ
-
- 5
-
-
كنكور؟؟ شيب؟ بام؟! :ydm47612zsesgift969 بيا به چيزاي خوب فكر كنيم مثلا به افطار :(87): كنكور هم بد نبود،ولي كاش بهتر ميبود :4chsmu1:
- 714 پاسخ
-
- 3
-
-
بچهها اگر تيم ترجمه دوباره راه افتاد و كنار هم جمع شديم من هم سعي ميكنم باشم. لطفا بهم خبر بديد
- 107 پاسخ
-
- 5
-
-
پس وسط هفته وقت چيه سودهبانو؟
- 714 پاسخ
-
- 2
-
-
عرض سلام مجدد و وقت بخير درباره ملاكهاي ارزيابي كار كاربران، اولين نمود عيني براي كانديدا نمودن افراد «فعاليت» هست. و در مراحل بعد بين افراد كانديد شده، «ملاكهاي ارزشي» وارد ارزيابي شده و «فعاليت ارزشمندتر» انتخاب ميشود. ( البته گاهي قيود روانشناسي سازماني و مديريت منابع انساني هم در انتخاب دخيل ميشوند- مثلا در موارد نزديك به هم، ممكن است بجاي كاربر يا مديري كه چند مرتبه متوالي انتخاب شده است، فرد ديگري كه ممكن است امتياز كمي كمتري هم داشته باشد انتخاب شود و...) حق با شماست. و من هم موافقم كه اينچنين گفتگويي است كه منجر به «رشد» ميشود. در حالي كه اغلب، افراد مايلند در گروهها و مكالمههايي كه شركتكنندگان همرأي خود او هستند شركت كنند. به بيان ديگر يكي از چالشها و عوامل منجر به تنزل گفتگوها (در اينجا منظور از گفتگو مكالمه و ارتباط است) اين است كه در گفتگو بجاي رشد، بيشتر در پي تأييد گرفتن از ديگران درباره آراي خود باشيم. در حالي كه تمام افراد موفق جهان، ببش از اينكه دنبال تاييد نظريات خود باشند، در پي يافتن مصداقهاي نقض نظريات خود هستند. (اساساً شيوه علمي كار دانشمندان همين است)
- 34 پاسخ
-
- 4
-
-
آرتاش بانو خيلي مخلصم الان شما دو نفر داريد مسابقات قهرماني برگزار ميكنيد؟
- 714 پاسخ
-
- 2
-
-
آشنایی با کاربران انجمن
قاصدکــــــــ پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : ارتباط با مدیریت
با عرض سلام و احترام خدمت شما به انجمن نوانديشان بسيار خوش اومديد خانوم مهندس اميدوارم ضمن بهرهگيري از تجربيات شما، ما هم بتونيم براي شما مفيد باشيم و حضورتون رو در كنار انجمن و خصوصاً تالار مهندسي برق داشته باشيم. -
الحق مطالبي كه بيان كردي جاي شنيدن و تامل داره. البته اين رو هم اضافه ميكنم كه بعضي نكاتش جاي نقد داره، اما دلسوزي شما كاملا مشهود هست. بعضي از اين نكات قبلا بين مديران و خصوصا مديران ارشد طرح و بحث شده، بعضيش هم از زاويهاي كه شما نگاه كردي تازگي داره. بنابراين حتما از دو مدير ارشد ديگرمون هم دعوت ميكنم تا به اينجا بيان و روي اين نكاتي كه فرمودي تأمل كنند. و بعد اينكه دوباره اين مسائل رو با شيوهاي كارآمدتر طرح ميكنيم و راهحلهاي مختلف رو بررسي ميكنيم. البته شما به بعضي راهحل ها هم اشاره كردي، حتما در ادامه هم دقيقتر نظر خودت رو خواهي گفت، ما هم اونچه بعنوان راهكار بنظرمون برسه رو طرح ميكنيم و به مشورت ميگذاريم. در كل بابت نكاتي كه اشاره كردي ممنون و متشكرم. و مطمئناً هدف از پيشبرد اين تاپيك هم شنيدن همين نقدها در اينچنين بستر سالمي هست.
- 34 پاسخ
-
- 4
-
-
درسته؛ همونطور كه كرواسي انتظارشو نداشت و شكست خورد، و پرتغال هم انتظارشو نداشت ولي پيروز شد. سرت سلامت شيخ، چاي رو بزن كه تا لحظاتي ديگر قوري تحريم ميشه
- 714 پاسخ
-
- 3
-
-
منم داشتم به همين مساله فكر ميكردم. و به اينكه خيلي اوقات اونطوري كه شايسته است و اونطوري كه حقشه كه بشه، نميشه. و در واقع داشتم به طبيعي و عادي بودن اين مساله فكر ميكردم. به اينكه اگر حق به حقدار نرسيد، نبايد تااميد و دلسرد شد و بد و بيراه گفت، بايد باور داشت كه اينم يه قسمت طبيعي از دنياي ماست. كرواتها الان چه حسي دارند ؟ :th_scratchhead:
- 714 پاسخ
-
- 2
-
-
واقعاً كرواسي عالي بازي كرد. خيلي حيفش بود كه حذف شد
- 714 پاسخ
-
- 2
-
-
فكور جان به نكتي درستي اشاره كردي، البته نميدونم اينجا بهتره صحبت كنيم يا در اونجا، اما مسالهاي كه وجود داره اينه كه همونطور كه بعضا اشاره كردي، چيزي كه ما الان از دست دادهيم «روابط انساني» و اساساً روابط گروهي و تيمي. بطور سادهتر، ما الان حتي گفتگو نداريم و همونطور كه گفتي تعداد زيادي جزاير جداي از هم داريم. بنابراين اولين كار، مبارزه با عوامل ايجاد اين جزاير، و بعد دوباره متحد كردن اين سرزمين هست. كه اينها هيچكدوم بدون تقويت احساس همدلي و صميميت تيمي بدست نمياد. و اگر با اين وضعيت از سرزمين چهل تيكهِي خودمون انتظار پيروزي در يك جنگ بزرگتر رو داشته باشيم، انتظار بيجايي هست. بنابراين همونطور كه گفتم هدف از گپ و گفت در اين محفل، بازآفريني گفتگو هست. كه لازمهي آموزشها و اهداف آتي ماست
- 714 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام و شببخير منظورم از 4 سال تحصيل دانشگاهي، زماني هست كه شما ديپلمتون رو گرفتيد و انشاالله اول طي يك دوره 2 ساله، مدرك كارداني (فوقديپلم) رو اخذ خواهيد كرد. بعد از اون با شركت در آزمون كارداني به كارشناسي، و انشاالله قبولي، 2 سال ديگه در مقطع كارشناسيناپيوسته تحصيل خواهد كرد و در پايان با مدرك مهندسي برق از دانشگاه فارغالتحصيل خواهيد شد. (مجموعاً 4 سال) درباره برداشته شدن كنكور و حد نصاب معدل من اطلاعي ندارم و بايد از مسئولان هنرستان يا سازمان سنجش پيگيري كنيد. درباره كنكور همزمان، شما ميتونيد اين كار رو بكنيد، اما تا جايي كه يادمه چون هنرستاني هستيد و دوره پيشدانشگاهي نخواهيد داشت، در صورت تمايل به شركت در آزمون رياضي، تجربي، انساني، هنر و يا زبان، نياز به اخذ مدرك ديپلم مرتبط داريد، كه بنظرم بايد يك سري دروس مربوط به پيشدانشگاهي اون رشتهي مورد نظرتون رو مطالعه كنيد و امتحان بديد (اين رو بايد از مدرسهها بپرسيد). و اما مطئمناً اگر در رشته الكترونيك تحصيل كنيد، و در كنارش به مطالعه از رشتههاي مورد علاقتون در گروه انساني هم بپردازيد قطعا احتمال استفادهي بيشتر از هردوي اينها رو خواهيد داشت. چون كار پژوهشي در حوزه علوم انساني بدون تحصيل آكادميك بمراتب راحتتر از انجام كار فني و تكنيكي بدون گذراندن دورههاي عملي و علمي هست. بنابراين اگر واقعاً مطالعاتتون هدفمند باشه حتما ميتونيد ازش استفاده كنيد. در آخر پرسيديد با چه مدركي در الكترونيك بازار كار بهتري خواهيد داشت. دراينباره منتظر باشيد تا دوستان الكترونيكي به ما بپيوندند و شما رو راهنمايي كنند. چون گرايش من قدرت بوده و شايد نتونم پاسخ دقيقي بهتون بدم.
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
تا قبل از افطار قوريش خاليه ناصر جان تا سحر هم استكان هم قوري پر چاي بود جاي شما خالي
- 714 پاسخ
-
- 4
-
-
سلام معين جان ضمن اينكه ورود شما به انجمن نوانديشان رو خوشآمد ميگم، چند نكته رو خدمتت عرض ميكنم. همونطور كه ميدوني وضعيت كار و اشتغال در كل جامعه و در تمامي رشتهها خراب هست. اما باز هم به مراتب تحصيل در رشتههاي فني امكان بيشتر و سريعتري براي اشتغال ايجاد ميكنه. و چنانچه شما بخواي در رشتههايي مثل جامعهشناسي يا فلسفه تحصيل كني، تا مدت زيادي بايد قيد درآمد رو بزني. در اين رشتهها منبع درآمد شما ممكنه از طريق كار پژوهشي (براي پژوهشكدههاي علوم انساني يا مجلات و روزنامههاي مرتبط) و يا تدريس باشه. اما براي رسيدن به سطح لازم براي انجام كار پژوهشي يا آموزشي، بايد مدت زيادي از عمرت رو پاي اين رشته بگذاري. بنابراين احتمالا حداقل تا 30 سالگي امكان ازدواج و تشكيل زندگي هم نخواهي داشت. و چه بسا براي تامين نيازهاي خودت يا بايد به كار كاملا نامرتبطي مشغول بشي و يا اينكه پدر ثروتمندي داشته باشي. و اما رشته الكترونيك. برخلاف اونچه كه گمان ميكني نيازي به حفظ و درك رياضات عجيبي در اين رشته نيست و با كمي تلاش مطمئناً موفق خواهي بود. اما اين درسته كه بمراتب نسبت به ساير رشتههاي مهندسي، مجموعه مهندسي برق رياضيوارتر هست. اما اين رو هم در نظر بگير كه در پايان 4 سال تحصيل دانشگاهي، شما به مجموعه بزرگ مهندسي برق و بالاترين مرتبه مهندسي ميپيوندي. و گزينههاي بسيار زيادي براي ادامه تحصيل در مجموعه بزرگ برق پيش رو خواهي داشت. (قدرت، مخابرات، كنترل، رباتيك، مهندسي پزشكي، مهندسي هستهاي و... كه هريك چندين و چند شاخه مختلف دارند) در كنار اين مسائل، بخاطر نقطه قوتت در زبان، امكان پيشرفت در مقاطع بعدي اين رشته براي شما بسيار مقدور هست و تا اون زمان چنانچه علاقهي بيشتري در خودت به اين رشته پيدا كردي ميتوني به دانشگاههاي قوي جهان در اين زمينه بپيوندي و تحقيقات روزآمدي مثلا در زمينه نانوفناوري و الكترونيك داشته باشي و در اين حوزه (چه در داخل و چه خارج كشور) كار كني. تا جايي كه ميدونم شما در كنكور فني سال بعدتون امكان تغيير رشته يا گرايش نخواهيد داشت. اما در كنكور كارداني به كارشناسي و كنكور ارشد امكان تغيير رشته يا گرايش كاملا مقدور هست. بطور مثال شما بعد از اخذ مدرك مهندسي برق ميتونيد در كنكور ارشد فلسفه شركت كرده و بطور مثال در دانشگاه تهران قبول بشيد. در پايان من به شما توصيه ميكنم تحصيل در همين رشتهي خوب رو از دست نديد و در صورت تمايل مطالعات جامعهشناسي و فلسفلي رو در كنار درسهاي تخصصي خودتون دنبال كنيد. ضمن اينكه در هردو مورد ميتونيد باز به انجمن تشريف بياريد و از اطلاعات و تجربيات دوستان استفاده كنيد. براي شما در راهي كه پيش گرفتيد آرزوي توفيق ميكنم
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
البته ضمن اينكه در اينجا قصد آوردن نامي از افراد و ...نداريم. ميتونيم به طرح اين موضوع كه چرا اخيراً گفتگوهاي انجمن بيش از اينكه شامل همانديشي و تفكر روشمند و اساسا «گفتگو» باشه، تبديل به تكگويي يا صرفاً محدود به اعلام نظر شده ؟ بنظر شما چه عواملي بايد در پويايي اين محيط و ارتقاي گفتگوها (كه هدف اصلي هر فروم هست) دخيل باشند ؟ لطفاً طوري با هم پيش بريم كه ضمن تحليل مناسب وضعيت، اين گفتگوي ما منجر به نتيجه بشه و از بيرون صرفا شبيه سياهنمايي يا حكايت "لِنگش كن" نباشيم.
- 34 پاسخ
-
- 3
-
-
البته اين كاري كه ميگي قطعا خيلي بهتر و عقلپسندتر هست. اما وقتي به واقعيت قضيه نگاه ميكني، ميبيني كه تا يكي بخواد بجنبه و راهكار عملي مناسبي براي اين بندگان خدا پيدا كنه اونا قبلا از گرسنگي تلف شدند. بنابراين ضمن اينكه بايد به اونها آموزش و پرورش داد،(كه در همين مشهد گروههاي مختلفي رو ميشناسم كه دقيقا اينكار رو ميكنند) تا حدي و در حين اين آموزشها رسيدگي به نيازهايي كه هنوز از پس تامينش برنميان هم لازمه. ولي قطعا حق با شماست و بايد اولويت تمركز رو بر آموزش ايشان گذاشت.
