رفتن به مطلب

قاصدکــــــــ

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2494
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط قاصدکــــــــ

  1. من هم از توضیحات کامل و خیلی خوب شما ممنونم همونطور که گفتید، باید دیالکتیک سقراطی رو الگوی کار قرار داد، و فکر می‌کنم سر زدن به مقاله‌ی مختصر زیر، مخصوصاً برای دوستانی که به این طرح علاقه دارند هم جذاب و در مسیر حرکت به سمت آموختن تفکر انتقادی کارآمد باشه: [h=1]سقراط و مامایی فلسفه[/h]
  2. دراینباره در کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» بقول نویسنده‌ی طناز کتاب، شاید بشه روش سقراطی برای تفکر رو به شیوه‌ی کتاب‌های آشپزی اینطور مکتوب کرد که : 1. گزاره‌ای را پیدا کنید که مطمئناً جزو عُرف عام (عقاید عمومی جامعه) خوانده می‌شود. عمل شجاعانه عقب نشینی در جنگ را شامل نمی‌شود. بافضیلت بودن مستلزم پول داشتن است. 2. یک لحظه فکر کنید که این گزاره، به رغم اطمینان فرد مطرح کننده‌ي آن، نادرست است. پس بدنبال موقعیت‌هایی بگردید که این گزاره در آن‌ها صادق نباشد. آیا می‌توان شجاع بود و با این وجود در جنگ عقب نشینی کرد؟ آیا می‌توان در جنگ پایداری کرد و با این وجود شجاع نبود ؟ آیا می‌توان پول داشت و بافضیلت نبود ؟ آیا می‌توان بی‌پول و بافضیلت بود؟ 3. اگر استثنایی پیدا کردید، تعریف باید نادرست، و یا حداقل غیردقیق باشد. می‌توان شجاع بود و عقب‌نشینی کرد. می‌توان در جنگ پایداری کرد و با این وجود شجاع نبود. می‌توان پول داشت و کلاهبردار بود. می‌توان فقیر و بافضیلت بود. 4. گزاره اولیه را باید مختصری تغییر داد تا شامل استثنا نیز بشود. شجاعانه عمل کردن ممکن است هم عقب نشینی و هم پیشروی در جنگ را شامل شود. افراد پول‌دار را قط در صورتی می‌توان بافضیلت شمرد که پول را از راهی فضیلتمندانه بدست آورده باشند. و بعضی افراد کاملاً بی‌پول را می‌توان بافضیلت دانست اگر در شرایطی زیسته باشند که بافضیلت بودن و پول درآوردن (تواماً) غیرممکن بوده است. 5. اگر کسی بعداً برای گزاره‌های اصلاح شده استثناهای دیگری بیابد باید این فرایند را تکرار کرد. حقیقت تاجایی که برای انسان در دسترس است، در گزاره‌ای نهفته که ابطال آن ناممکن بنظر می رسد.
  3. البته بیشتر از این، باید متاسف بود برای کسی که طرز تفکرش درباره اونچه بعنوان فرهنگ غرب میشناسه، این هست. :164: وضعیت فکری این افراد، بمراتب برای جامعه خطرناک‌تر و مضرتر از اون دو جوان نوعی هست.
  4. چقدر عالی. خیلی دوست دارم اگر فرصتی بود و مایل بودید، درباره این دوره و سرفصل مطالبی که برای مربیان این برنامه مطرح شده چند خطی از شما بشنوم.
  5. دوستان من، بطور خلاصه تا اینجا 4 ترفند کلی داریم. که 2 تا از اونها رفتارهایی بیرونی هستند که دربرابر شخص توهین کننده میشه اتخاذ کرد. و 2 روش دیگه، راه‌هایی درونی هستند که به ما کمک می‌کنند بعد از دریافت توهین رفتار و احساسات ناخوشایند رو از خودمون دور کنیم : 2 روش بیرونی : سکوت کردن با شوخی و به طنز جواب دادن 2 روش درونی : بررسی اینکه شاید حقیقتی در پشت توهین باشه، و اصلا چرا این توهین بمن صورت گرفت؟ تمرین برای خشمگین نشدن از کلمات! (در واقع اینجا هم بررسی می‌کنیم که آیا پشت این توهین حقیقتی هست یا نه؟ و اگر نیست، پس از دست کلمات که نباید عصبانی شد!) صمیمانه از حضور و هم‌اندیشی شما عزیزان تا به اینجا ممنونم
  6. کاملاً درسته. و همونطور که اشاره کردید این یکی از مشکلات سکوت هست. همین خشم سرکوفته‌ای که احتمالا با سکوت در درونمون ظاهر میشه. و خب اینچنین نتیجه‌ای چندان دور از ذهن هم نیست. چرا که سکوت فقط یک رفتار بیرونی هست. نکته‌ای که الان بهش رسیدیم هم همینه که باید روشی درونی، برای مقابله با توهین پیدا کنیم. تا الان یکی از نکات، یک لحظه تفکر درباره چرایی این توهین بود؟ البته هنوز باید روش‌های دیگری هم پیدا کنیم آفرین، به نکته‌ی خیلی مهمی اشاره کردی. یک فیلسوف خیلی قدیمی یونانی به اسم اپیکتتوس هم همین نظر رو داره، میگه : « توهین کننده، فردی نیست که ضرب و شتم می‌کند، بلکه قضاوت ماست؛ این قضاوت که آنها دارند توهین‌ می‌کنند.... هیچ‌کس به شما آزار نخواهد رساند، مگر اینکه خودتان بخواهید؛ فقط زمانی آزار می‌بینید که خودتان خود را آسیب پذیر کنید.» خیلی خوبه اگر اونقدر قوی بشیم که صرفاً از بار منفی کلمات نرنجیم. آفرین. هم تو و هم آرتاش در اولین پست تاپیک، به یک روش خیلی جالب اشاره کردید: با شوخی جواب دادن بنظر می‌رسه که اگر بتونیم پاسخ به توهین رو با شوخی جواب بدیم، در واقع دو مزیت داره : هم جلوی بار منفی و نیش توهین ایستادیم، و هم اینکه با شوخی و طنز، خشم‌ خودمون و هم خشم طرف مقابل رو از بین می‌بریم. یعنی بجای بار منفی، بار مثبت اضافه می‌کنیم. البته همیشه و همه‌جا نمیشه با شوخی جواب اهانت ها رو داد. اما در جاهایی که مقدور باشه و حضور ذهن داشته باشیم، مطمئناً یکی از بهترین ترفند‌هاست. مثلا فرض کنید کسی پشت سر شما حرف‌های بدی زده (چیزی که برای خیلی‌هامون پیش میاد) وقتی از این موضوع مطلع میشیم میشه اینطور جواب داد که : اگر فلانی اونقدر که باید من رو برای نقد کردنم می‌شناخت، بجای پرداختن به این‌‌ها دست روی نقاط ضعف بدتری می گذاشت و... :4chsmu1:
  7. احتمالاً منظورت همون بُز عمو آلبرته که بعنوان صبحانه روزنامه‌های صبح فیزیک رو نوش‌جان می‌نموئه نه؟
  8. خیلی خیلی خوش اومدی خانوم مهندس. انشاالله قبول قبول بشی خبرشو بدی بهمون اینجا
  9. من عاشق اون «عموم»ی هستم که چگال بوز انیشتین و چگان فرمیونی جز اطلاعات روتین زندگی‌شون محسوب میشه محمد است دیگر
  10. دوستان عزيز، سلام بسيار خوشبختم كه به اطلاع برسونم از امروز عطيه خانم گرامي (Tamana73) به سمت مديريت روابط عمومي انجمن منصوب شدند و انشاالله از اين به بعد در اين پست جديد در خدمتشون خواهيم بود. اميدوارم با بهره‌گيري از توانايي‌هاي ويژه‌ي ايشون در اين مسئوليت مهم، شاهد پويايي و بالندگي هرچه بيشتر انجمن باشيم. همچنين به نمايندگي از جانب كادر مديريت انجمن، از زحمات ايشون براي انجمن، و بخصوص تالار معماري بسيار سپاسگزارم و انشاالله مدير جديد اين تالار بزودي همزمان با اولين اطلاعيه‌ي كاري عطيه‌خانوم خدمت شما اعلام خواهند شد. :4chsmu1: براي ايشون و يكايك اعضاي خانواده بزرگ نوانديشان آرزوي موفقيت و بركت در تمام جوانب زندگي‌ رو دارم.
  11. دوستان عزيز اهالي نوانديشان، سلام امروز و در اين تاپيك ضمن قدرداني و تشكر ويژه، از تلاش‌هاي يكي ديگر از مديران بسيار خوب و قديمي انجمن، سهند عزيز (ENG.SAHAND )، به پاس 2 سال كوشش و تلاش بعنوان مدير تالار گفتگوي آزاد، كه همواره يكي از سخت‌ترين و پرزحمت‌ترين بخش‌هاي انجمن بوده، به ايشون خسته‌نباشيد و خداقوت عرض مي‌كنيم و خبر بازنشستگي ايشون از اين مسئوليت رو به اطلاع شما عزيزان مي‌رسونيم. اميدوارم كه در تمامي لحظات زندگي شاد و موفق و سعادتمند باشند و انجمن نوانديشان رو از حضور و بهره‌گيري از تجربه‌هاي خودشون خالي نگذارند. چه اينكه اين بازنشستگي‌هاي مجازي، صرفاً فرصتي براي استراحت و تجديد قوا است و انجمن بيش از هر چيز در انتظار همكاري دوباره‌ي اين مهره‌هاي ارزشمند و باتجربه‌ي خود هست. به نيابت از تيم مديريت انجمن نوانديشان، از ايشون ممنون و متشكرم و انشاالله تا انتصاب مدير جديد، مديريت تالار گفتگوي‌ آزاد برعهده‌ي مديران ارشد انجمن خواهد بود. به اميد رشد و بالندگي خانواده بزرگ نوانديشان
  12. نكته‌اي كه بايد براي ما مهم باشه، و باعث بشه از اين شبيه‌سازي چيزي بياموزيم رفتن به عمق موضوع هست. چطور ميشه همونطور كه گفتيد دربرابر اهانت خشمگين نشد و سعه صدر داشت ؟ ببينيد، بعضي رفتارها اصطلاحا "بازتابي" (Reflexive) هستند. همونطور كه در برابر ترس، احتمالا بصورت ناخودآگاه از جا مي‌جهيم! در برابر مسائلي كه ما رو خشمگين مي‌كنند هم، خشمگين شدن يك عكس‌العمل بازتابي هست. اما سوال اينجاست كه من و شما چطور مي‌تونيم مثلا وقتي بهمون توهين ميشه، خشمگين نشيم. تا اينجا اكثر دوستان گفتند سكوت يكي از راه‌هاي مقابله با توهين‌كننده هست. در واقع از طريق ناديده‌گرفتن فرد، اولا جوابي كوبنده بهش داديم، دوماً از ادامه‌ي بحث جلوگيري كرديم (به استثناي اوقاتي كه فرد جسورتر مي‌شه و ديگه سكوت جايز نيست، بلكه بايد طور ديگه‌اي تنبيه‌ش كرد) اما حتي در عين همين سكوت، تلخي توهين هنوز در كام ذهن ما هست كه يا باعث ناراحتي دروني‌ما ميشه، يا در جايي ديگه بيرون مي‌ريزه (مثلا ميريم خونه و با خانواده تلخي مي‌كنيم). حالا شما چه راه‌هايي بنظرتون مي‌رسه كه مي‌تونه در همون ابتدا تلخي زهر توهين رو بگيره و ناراحتي و خشممون فروكش كنه و احساسات طبيعي‌مون بجاي خودشون برگردند.
  13. ميشه 3 حالت ديگه ماده رو بگي ؟ چون من هميشه فكر مي‌كردم غير از اين سه حالت، فقط پلاسما رو بعنوان حالت چهارم مي‌شناسيم. اون دو حالت ديگه چي‌ند ؟
  14. 77. بعضي اوقات، وارد جمع‌هايي ميشم كه حضارش دوستان من هستند، اما موضوع بحثشون برام سطحي‌ه و جالب نيست. بجاي اينكه از جمعشون خارج بشم يا طوري خودم رو بگيرم كه از حضورم احساس معذب بودن كنند، در كنارشون مي‌مونم و باهاشون شوخي‌ مي‌كنم. اينطوري به موقع‌ش اونها هم پاي حرف‌هاي جدي تر من مي‌شينند و با هم گپ مي‌زنيم. باور دارم كه قطع ارتباطم با اون جمع، بهترين رفتار نيست و فقط باعث جدايي و احساس نفهميدن همديگه ميشه. و اين نه براي من خوبه و نه براي اونها. ====>>> بیشتر می بینن====>>> بیشتر عمل میکنن=====>> بهتر میشیم :4chsmu1:
  15. باهات موافقم كه سكوت يكي از عكس‌العمل‌هاي خيلي خوب در برابر توهين هست. اما با مهناز هم موافقم كه هميشه هم نبايد سكوت كرد. اگر در جايي اين سكوت، توهين كننده رو جسورتر كرد، بايد رفتار ديگه‌اي در پيش گرفت. در مقياس كلان مي‌شه جامعه‌اي رو تصور كني كه مسئولينش مردم رو احمق تصور مي‌كنند. و همه‌ي رفتارهاشون با مردم اين ديدگاهشون رو مشخص مي‌كنه. بنظرت اين مردم بايد سكوت كنند؟ باز هم اين نكته رو اضافه مي‌كنم، كه حتي اگر دربرابر توهين سكوت اختيار مي‌كنيم، نبايد اين سكوت يك بي‌تفاوتي محض باشه. بلكه عاقلانه‌ اينه كه همراه با تأمل درباره چرايي دريافت اون رفتار اهانت آميز باشه. اون بدبده‌ها به ذرات ريز زيراتمي تبديل شدن و احتمالاً الان در كيهان سرگردانند شيخ يورگن اين بخش از ديدگاهت خيلي جالب بود، ميشه لطفاً كمي بشكافيش؟
  16. خب گاهي اوقات فاصله‌ي اونچه كه هستيم، با اونچه كه مي‌خوايم باشيم بيشتر از حد معموله. و باتوجه به اينكه عمر و وقت ما، براي تبديل شدن به "اونچه كه مي‌خواييم باشيم" محدود هست، اينجاست كه «اراده كردن» به كمكمون مياد تا كمي به اين فرايند سرعت بديم. مثلا كسي دوست داره قهرمان بدن‌سازي بشه. خب يقيناً اين فرد نمي‌تونه فقط به رشد طبيعي بدنش اكتفا كنه. بنابراين بايد اراده كنه، بره به باشگاه، تمرين كنه، رژيم‌هاي خاصي رو رعايت كنه و ...
  17. صد در صد همينطوره . و من ابداً قصد تبرئه كردن فرد توهين‌كننده رو ندارم سوالم اينه كه آيا پرسيدن اينچنين سوالي از خودمون، قبل از نشون دادن هر واكنشي، لازم هست، يا لازم نيست ؟ اون فرد، حتي اگر حق باهاش باشه و حرف درستي رو بزنه، به اين خاطر كه در قالبي زشت اون رو ارائه كرده، قطعاً مستحق اعتراض هست. اما سوال اينجاست كه رفتار ما بعنوان يك آدم عاقل‌تر، بايد چه باشه؟ و آيا اگر اين سوال رو اول از خودمون بپرسيم، باعث نميشه كه كمتر به ديگران اجازه‌ي تجاوز به آرامش‌مون رو بديم و بعبارتي كمي خشممون فرو بنشينه و رفتار بهتري بروز بديم؟ آيا بخاطر قسمت زشت رفتار طرف مقابل، ما هم مستحق رفتار زشت هستيم ؟ يا رفتار زيباتري هم وجود داره. سوال ما اينه
  18. كي بايد تشخيص بده كه ما شايسته‌ي اون رفتار بوديم يا نه ؟ يقيناً خود ما بايد اين رو بررسي كنيم. اگر از قبل مي‌دونستيم شايسته‌ي اون رفتار هستيم كه اصلا احساس اهانت نمي‌كرديم و بعبارتي بهمون بَر نمي‌خورد، موضوع از وقتي شروع مي‌شه كه تصور مي‌كنيم شايسته‌ي اون‌چنين رفتاري نيستيم. پس هميشه : 1. به ما توهين مي‌شه (در اين مرحله همين كه احساس تحقير مي‌كنيم اون رفتار يا گفتار ناخوشايند رو «توهين» تلقي مي‌كنيم، نه چيز ديگه) 2. بررسي مي‌كنيم كه آيا شايسته‌ي چنين رفتاري بوديم يا نه؟ (در اينجاست كه مشخص ميشه، اون حركت واقعاً توهين بوده يا نه) 3. باتوجه به جواب مرحله قبل عكس العمل مناسبي نشون ميديم. مثال مي‌زنم : اگر شما طبق اون مثالي كه گفتي، فرضا به من بگي بي‌شعور، و خودم اين رو بدونم و قبول داشته باشيم كه بي‌شعورم، پس اهانتي در كار نيست. همه‌ي مساله از جايي شروع ميشه كه شما در من قرايني مبني بر بي‌شعوري مي‌بيني، در حالي كه خودم اينچنين تصوري ندارم! اينجاست كه مي‌گم، چرا فكر نمي‌كنم كه شايد حق با شما باشه ؟
  19. از همگي شما براي جواب‌هاي خيلي خوبي كه داديد ممنونم. اما يك نكته‌ي مهم اينجا هست : در اين شبيه‌سازي ذهني، تقريباً هيچ‌يك از شما اين سوال رو از خودتون نپرسيديد كه: شايد من صد در صد بر حق نباشم! و شايد اگر من هم از بيرون به خودم و رفتاري‌م كه منجر به دريافت اين اهانت شده نگاه كنم، عيبي كه توهين كننده اشاره كرده رو در خودم ببينم. شايد اگر بمن احترام گذاشته نشده، بازتاب رفتار خودم بوده. قبول كنيد كه همگي در اين موقعيت خودتون رو حق به جانب تصور كرديد. و آيا اين درست همون كاري نيست كه بصورت اتوماتيك در رويارويي واقعي با اين قبيل موقعيت‌ها، بروز مي‌ديم؟ و حالا بنظرتون وقتي هر اهانتي بهمون وارد ميشه، پيش از بروز دادن هر عكس‌العمل احساسي‌اي(كه بقول شما، بسته موقعيت‌هاي مختلف متفاوت‌ه)، آيا پرسيدن اين سوال و بررسي اون (در هر موقعيت مفروضي) اولويت نداره ؟
  20. دوستان عزيز سلام همه‌ي ما در تعامل‌هاي اجتماعي، كم و بيش با انواع مختلف «توهين» (Insults) مواجه مي‌شيم. اجازه بديد تا همين ابتدا بگم كه منظورم از توهين، خيلي وسيع‌تر از "اهانت لفظي" و "فحاشي" هست. هر گفتار، رفتار و حتي انديشه‌اي كه از جانب ديگران نسبت به ما سر مي‌زنه، و اون رو توهيني به خودمون قلمداد مي‌كنيم در اين حيطه قرار مي‌گيره. اين توهين مي‌تونه يك تعرض فيزيكي باشه، يا دريافت نكردن احترامي كه گمان مي‌كنيم شايسته‌ي اون هستيم، و خلاصه هر نوع تحقيري كه با گفتار يا رفتار به يك انسان وارد ميشه. حالا سوال اينه كه : شما در برابر اين توهين‌ها، معمولا چه رفتاري داريد ؟ و مهم‌تر اينكه،‌ بنظر شما چه رفتاري در برابر توهين، درست هست ؟ پ.ن: در نگاه اول، شايد پرداختن به اين موضوع سطحي بنظر برسه. اما عميقاً بر اين باورم كه اگر هركس از قبل تأمل و درك درستي درباره همين جزئيات حقيقي زندگي روزمره داشته باشه، در هنگام مواجهه با اين اتفاقات، رفتار بهتر و سنجيده‌تري از خودش بروز مي‌ده. بنابراين، در اين تاپيك به شبيه‌سازي ذهني توهين مي‌پردازيم :texc5lhcbtrocnmvtp8 و از اين طريق رفتارهاي خودمون رو مي‌سنجيم و در آخر بدنبال رفتار صحيح و احسن مي‌گرديم. اميدوارم با حضور شما و فرصتي كه براي اين شبيه‌سازي ذهني مي‌گذاريد،‌ تاپيك مفيدي بشه
  21. بايد به خاطر داشته باشيم كه هر آن چيزي را كه دوست داريم و هركسي را كه به او عشق مي‌ورزيم، روزي از دست خواهيم داد. نهايت آنكه مرگ خودمان به اين برخورداري پايان خواهد داد. كلي‌تر بگويم، يادمان باشد هر كنش انساني پاياني دارد ... روزي آخرين غذاي خود را خواهيد خورد و كمي بعد از آن، آخرين نفستان را خواهيد كشيد. كتاب «فلسفه‌اي براي زندگي» - اثر ويليام بي. اروين عنوان فرعي كتاب : روش‌هاي كهن رواقي براي زندگي امروز پ.ن : گمان نكنيد كه اين يك كتاب مايوس كننده و القاگر غمگيني و منفي‌نگري و... هست، بلكه كاملاً برعكس، كتابي است پر از شور زندگي و ترغيب به اين شور. اما اونچه انتخاب كردم، تنها بريده‌اي از يكي از درس‌هاي اين كتاب بود، كه بدون بيان درس، فقط دوست داشتم همين قسمتش رو با تاكيد اينجا بنويسم! و گرنه كتاب بعد از بيان اين نكته، يكي از مهم‌ترين درس‌هاش رو عنوان مي‌كنه كه بسيار هم انرژي بخشه :4chsmu1:
  22. رسالت اول اين تاپيك معرفي طرح P4C در خلال همين گفتگو بود. رسالت دوم، آشنايي با ايده‌هاي همين آقاي سعيد ناجي درباره اين نوع فعاليت بود. رسالت سوم، رسيدن به اين سوال بود كه : حالا ما چطور مي‌تونيم از اين طرح استفاده كنيم ؟ بنظر مي‌رسه پاسخ اينه كه اول خودمون بايد اين نوع تفكر فلسفي رو ياد بگيريم، و بعد ببينيم چطور مي‌تونيم مثلا در اجراي يك طرح P4C قدمي برداريم ؟ اگر با من موافقيد، حالا بايد ببينيم من و شما كه كوهي از پيش‌فرض‌ها و عادات و هنجارهاي ذهني و فكري رو از جامعه گرفتيم، چطور مي‌تونيم در برابر تمام اينها، اون نوع تفكر پرسشگرانه و فلسفي رو دوباره در خودمون احيا كنيم ؟ بياييد تصور كنيم كه ما، گرفتار عصر يخبندان شديم! و دور تا دور ذهنمون رو كوه‌هاي يخ انديشه‌هاي ديگران، هنجارها و ارزشهاي جامعه و تاريخ فرا گرفته. پس اولين چالش ما مواجهه با عصر يخبندان هست!
  23. سلام جزوه‌ي كلاسي يا كتاب آقاي احد كاظمي ؟ كتاب تاليف آقاي احد كاظمي يا كتاب ترجمه‌ شده توسط ايشون (كتاب هادي سعادت) ؟ بررسي سيتم‌هاي قدرت 1 يا 2 ؟
  24. شعر از : بيتا اميري دفتر : ارديبهشت چشم‌هايم شعر : زير باراني كه نيست موسيقي : Origen - Rendezvous in the Pachelbel’s Fantasy بشنويد
  25. خب. اول ممنون از وقتي كه گذاشتي :4chsmu1: همونطور كه گفتي، يك گفتگو بود؛ اما در حين گفتگو مي‌شد با اين طرح، دغدغه‌ها و بعضي مسائلش آشنا شد. اگر منظورت از اينكه از طريق عمل به بچه‌ها پرسشگري ياد داده بشه، اينه كه با خود بچه‌ها اين كار تمرين بشه، خوب بنظرم همين اتفاق ميوفته. مثلا اول يك داستان خونده مي‌شه، بعد بچه‌ها به كمك مربي شروع مي‌كنن به گفتگو و پرسشگري. پس مواد لازم براي P4C : تعدادي كودك 1 عدد مربي ( كه كارش فقط هدايت سوالات هست) 1 داستان سوال برانگيز حالا بومي‌سازي و اين حرف‌ها، بنظر بيشتر حاشيه و فشارهاي ناشي از مسئولين هست تا اينكه اهميتي در موضوع داشته باشه! چيزي كه مشخصه اينه، اگر قرار هست از ابتدا تفكر فلسفي آموزش داده بشه، اين راهشه. موافقي ؟
×
×
  • اضافه کردن...