رفتن به مطلب

قاصدکــــــــ

مدیر تالار
  • تعداد ارسال ها

    2,489
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    23

تمامی مطالب نوشته شده توسط قاصدکــــــــ

  1. چقدر عالی. خیلی دوست دارم اگر فرصتی بود و مایل بودید، درباره این دوره و سرفصل مطالبی که برای مربیان این برنامه مطرح شده چند خطی از شما بشنوم.
  2. دوستان من، بطور خلاصه تا اینجا 4 ترفند کلی داریم. که 2 تا از اونها رفتارهایی بیرونی هستند که دربرابر شخص توهین کننده میشه اتخاذ کرد. و 2 روش دیگه، راه‌هایی درونی هستند که به ما کمک می‌کنند بعد از دریافت توهین رفتار و احساسات ناخوشایند رو از خودمون دور کنیم : 2 روش بیرونی : سکوت کردن با شوخی و به طنز جواب دادن 2 روش درونی : بررسی اینکه شاید حقیقتی در پشت توهین باشه، و اصلا چرا این توهین بمن صورت گرفت؟ تمرین برای خشمگین نشدن از کلمات! (در واقع اینجا هم بررسی می‌کنیم که آیا پشت این توهین حقیقتی هست یا نه؟ و اگر نیست، پس از دست کلمات که نباید عصبانی شد!) صمیمانه از
  3. کاملاً درسته. و همونطور که اشاره کردید این یکی از مشکلات سکوت هست. همین خشم سرکوفته‌ای که احتمالا با سکوت در درونمون ظاهر میشه. و خب اینچنین نتیجه‌ای چندان دور از ذهن هم نیست. چرا که سکوت فقط یک رفتار بیرونی هست. نکته‌ای که الان بهش رسیدیم هم همینه که باید روشی درونی، برای مقابله با توهین پیدا کنیم. تا الان یکی از نکات، یک لحظه تفکر درباره چرایی این توهین بود؟ البته هنوز باید روش‌های دیگری هم پیدا کنیم آفرین، به نکته‌ی خیلی مهمی اشاره کردی. یک فیلسوف خیلی قدیمی یونانی به اسم اپیکتتوس هم همین نظر رو داره، میگه : « توهین کننده، فردی نیست که ضرب و شتم می‌کند، بلکه قضا
  4. احتمالاً منظورت همون بُز عمو آلبرته که بعنوان صبحانه روزنامه‌های صبح فیزیک رو نوش‌جان می‌نموئه نه؟
  5. خیلی خیلی خوش اومدی خانوم مهندس. انشاالله قبول قبول بشی خبرشو بدی بهمون اینجا
  6. من عاشق اون «عموم»ی هستم که چگال بوز انیشتین و چگان فرمیونی جز اطلاعات روتین زندگی‌شون محسوب میشه محمد است دیگر
  7. دوستان عزيز، سلام بسيار خوشبختم كه به اطلاع برسونم از امروز عطيه خانم گرامي (Tamana73) به سمت مديريت روابط عمومي انجمن منصوب شدند و انشاالله از اين به بعد در اين پست جديد در خدمتشون خواهيم بود. اميدوارم با بهره‌گيري از توانايي‌هاي ويژه‌ي ايشون در اين مسئوليت مهم، شاهد پويايي و بالندگي هرچه بيشتر انجمن باشيم. همچنين به نمايندگي از جانب كادر مديريت انجمن، از زحمات ايشون براي انجمن، و بخصوص تالار معماري بسيار سپاسگزارم و انشاالله مدير جديد اين تالار بزودي همزمان با اولين اطلاعيه‌ي كاري عطيه‌خانوم خدمت شما اعلام خواهند شد. :4chsmu1: براي ايشون و يكايك اعضاي خانواده بزرگ
  8. دوستان عزيز اهالي نوانديشان، سلام امروز و در اين تاپيك ضمن قدرداني و تشكر ويژه، از تلاش‌هاي يكي ديگر از مديران بسيار خوب و قديمي انجمن، سهند عزيز (ENG.SAHAND )، به پاس 2 سال كوشش و تلاش بعنوان مدير تالار گفتگوي آزاد، كه همواره يكي از سخت‌ترين و پرزحمت‌ترين بخش‌هاي انجمن بوده، به ايشون خسته‌نباشيد و خداقوت عرض مي‌كنيم و خبر بازنشستگي ايشون از اين مسئوليت رو به اطلاع شما عزيزان مي‌رسونيم. اميدوارم كه در تمامي لحظات زندگي شاد و موفق و سعادتمند باشند و انجمن نوانديشان رو از حضور و بهره‌گيري از تجربه‌هاي خودشون خالي نگذارند. چه اينكه اين بازنشستگي‌هاي مجازي، صرفاً فرصتي براي استر
  9. نكته‌اي كه بايد براي ما مهم باشه، و باعث بشه از اين شبيه‌سازي چيزي بياموزيم رفتن به عمق موضوع هست. چطور ميشه همونطور كه گفتيد دربرابر اهانت خشمگين نشد و سعه صدر داشت ؟ ببينيد، بعضي رفتارها اصطلاحا "بازتابي" (Reflexive) هستند. همونطور كه در برابر ترس، احتمالا بصورت ناخودآگاه از جا مي‌جهيم! در برابر مسائلي كه ما رو خشمگين مي‌كنند هم، خشمگين شدن يك عكس‌العمل بازتابي هست. اما سوال اينجاست كه من و شما چطور مي‌تونيم مثلا وقتي بهمون توهين ميشه، خشمگين نشيم. تا اينجا اكثر دوستان گفتند سكوت يكي از راه‌هاي مقابله با توهين‌كننده هست. در واقع از طريق ناديده‌گرفتن فرد، اولا جوابي كوبنده بهش دا
  10. ميشه 3 حالت ديگه ماده رو بگي ؟ چون من هميشه فكر مي‌كردم غير از اين سه حالت، فقط پلاسما رو بعنوان حالت چهارم مي‌شناسيم. اون دو حالت ديگه چي‌ند ؟
  11. 77. بعضي اوقات، وارد جمع‌هايي ميشم كه حضارش دوستان من هستند، اما موضوع بحثشون برام سطحي‌ه و جالب نيست. بجاي اينكه از جمعشون خارج بشم يا طوري خودم رو بگيرم كه از حضورم احساس معذب بودن كنند، در كنارشون مي‌مونم و باهاشون شوخي‌ مي‌كنم. اينطوري به موقع‌ش اونها هم پاي حرف‌هاي جدي تر من مي‌شينند و با هم گپ مي‌زنيم. باور دارم كه قطع ارتباطم با اون جمع، بهترين رفتار نيست و فقط باعث جدايي و احساس نفهميدن همديگه ميشه. و اين نه براي من خوبه و نه براي اونها. ====>>> بیشتر می بینن====>>> بیشتر عمل میکنن=====>> بهتر میشیم :4chsmu1:
  12. باهات موافقم كه سكوت يكي از عكس‌العمل‌هاي خيلي خوب در برابر توهين هست. اما با مهناز هم موافقم كه هميشه هم نبايد سكوت كرد. اگر در جايي اين سكوت، توهين كننده رو جسورتر كرد، بايد رفتار ديگه‌اي در پيش گرفت. در مقياس كلان مي‌شه جامعه‌اي رو تصور كني كه مسئولينش مردم رو احمق تصور مي‌كنند. و همه‌ي رفتارهاشون با مردم اين ديدگاهشون رو مشخص مي‌كنه. بنظرت اين مردم بايد سكوت كنند؟ باز هم اين نكته رو اضافه مي‌كنم، كه حتي اگر دربرابر توهين سكوت اختيار مي‌كنيم، نبايد اين سكوت يك بي‌تفاوتي محض باشه. بلكه عاقلانه‌ اينه كه همراه با تأمل درباره چرايي دريافت اون رفتار اهانت آميز باشه. اون بدب
  13. خب گاهي اوقات فاصله‌ي اونچه كه هستيم، با اونچه كه مي‌خوايم باشيم بيشتر از حد معموله. و باتوجه به اينكه عمر و وقت ما، براي تبديل شدن به "اونچه كه مي‌خواييم باشيم" محدود هست، اينجاست كه «اراده كردن» به كمكمون مياد تا كمي به اين فرايند سرعت بديم. مثلا كسي دوست داره قهرمان بدن‌سازي بشه. خب يقيناً اين فرد نمي‌تونه فقط به رشد طبيعي بدنش اكتفا كنه. بنابراين بايد اراده كنه، بره به باشگاه، تمرين كنه، رژيم‌هاي خاصي رو رعايت كنه و ...
  14. صد در صد همينطوره . و من ابداً قصد تبرئه كردن فرد توهين‌كننده رو ندارم سوالم اينه كه آيا پرسيدن اينچنين سوالي از خودمون، قبل از نشون دادن هر واكنشي، لازم هست، يا لازم نيست ؟ اون فرد، حتي اگر حق باهاش باشه و حرف درستي رو بزنه، به اين خاطر كه در قالبي زشت اون رو ارائه كرده، قطعاً مستحق اعتراض هست. اما سوال اينجاست كه رفتار ما بعنوان يك آدم عاقل‌تر، بايد چه باشه؟ و آيا اگر اين سوال رو اول از خودمون بپرسيم، باعث نميشه كه كمتر به ديگران اجازه‌ي تجاوز به آرامش‌مون رو بديم و بعبارتي كمي خشممون فرو بنشينه و رفتار بهتري بروز بديم؟ آيا بخاطر قسمت زشت رفتار طرف مقابل، ما هم مستحق رفتار زشت هستيم
  15. كي بايد تشخيص بده كه ما شايسته‌ي اون رفتار بوديم يا نه ؟ يقيناً خود ما بايد اين رو بررسي كنيم. اگر از قبل مي‌دونستيم شايسته‌ي اون رفتار هستيم كه اصلا احساس اهانت نمي‌كرديم و بعبارتي بهمون بَر نمي‌خورد، موضوع از وقتي شروع مي‌شه كه تصور مي‌كنيم شايسته‌ي اون‌چنين رفتاري نيستيم. پس هميشه : 1. به ما توهين مي‌شه (در اين مرحله همين كه احساس تحقير مي‌كنيم اون رفتار يا گفتار ناخوشايند رو «توهين» تلقي مي‌كنيم، نه چيز ديگه) 2. بررسي مي‌كنيم كه آيا شايسته‌ي چنين رفتاري بوديم يا نه؟ (در اينجاست كه مشخص ميشه، اون حركت واقعاً توهين بوده يا نه) 3. باتوجه به جواب مرحله قبل عكس العم
  16. از همگي شما براي جواب‌هاي خيلي خوبي كه داديد ممنونم. اما يك نكته‌ي مهم اينجا هست : در اين شبيه‌سازي ذهني، تقريباً هيچ‌يك از شما اين سوال رو از خودتون نپرسيديد كه: شايد من صد در صد بر حق نباشم! و شايد اگر من هم از بيرون به خودم و رفتاري‌م كه منجر به دريافت اين اهانت شده نگاه كنم، عيبي كه توهين كننده اشاره كرده رو در خودم ببينم. شايد اگر بمن احترام گذاشته نشده، بازتاب رفتار خودم بوده. قبول كنيد كه همگي در اين موقعيت خودتون رو حق به جانب تصور كرديد. و آيا اين درست همون كاري نيست كه بصورت اتوماتيك در رويارويي واقعي با اين قبيل موقعيت‌ها، بروز مي‌ديم؟ و حالا بنظرتون وقت
  17. دوستان عزيز سلام همه‌ي ما در تعامل‌هاي اجتماعي، كم و بيش با انواع مختلف «توهين» (Insults) مواجه مي‌شيم. اجازه بديد تا همين ابتدا بگم كه منظورم از توهين، خيلي وسيع‌تر از "اهانت لفظي" و "فحاشي" هست. هر گفتار، رفتار و حتي انديشه‌اي كه از جانب ديگران نسبت به ما سر مي‌زنه، و اون رو توهيني به خودمون قلمداد مي‌كنيم در اين حيطه قرار مي‌گيره. اين توهين مي‌تونه يك تعرض فيزيكي باشه، يا دريافت نكردن احترامي كه گمان مي‌كنيم شايسته‌ي اون هستيم، و خلاصه هر نوع تحقيري كه با گفتار يا رفتار به يك انسان وارد ميشه. حالا سوال اينه كه : شما در برابر اين توهين‌ها، معمولا چه رفتاري داريد ؟ و مهم‌تر اي
  18. بايد به خاطر داشته باشيم كه هر آن چيزي را كه دوست داريم و هركسي را كه به او عشق مي‌ورزيم، روزي از دست خواهيم داد. نهايت آنكه مرگ خودمان به اين برخورداري پايان خواهد داد. كلي‌تر بگويم، يادمان باشد هر كنش انساني پاياني دارد ... روزي آخرين غذاي خود را خواهيد خورد و كمي بعد از آن، آخرين نفستان را خواهيد كشيد. كتاب «فلسفه‌اي براي زندگي» - اثر ويليام بي. اروين عنوان فرعي كتاب : روش‌هاي كهن رواقي براي زندگي امروز پ.ن : گمان نكنيد كه اين يك كتاب مايوس كننده و القاگر غمگيني و منفي‌نگري و... هست، بلكه كاملاً برعكس، كتابي است پر از شور زندگي و ترغيب به اين شور. اما اونچه انتخاب كردم، تنه
  19. رسالت اول اين تاپيك معرفي طرح P4C در خلال همين گفتگو بود. رسالت دوم، آشنايي با ايده‌هاي همين آقاي سعيد ناجي درباره اين نوع فعاليت بود. رسالت سوم، رسيدن به اين سوال بود كه : حالا ما چطور مي‌تونيم از اين طرح استفاده كنيم ؟ بنظر مي‌رسه پاسخ اينه كه اول خودمون بايد اين نوع تفكر فلسفي رو ياد بگيريم، و بعد ببينيم چطور مي‌تونيم مثلا در اجراي يك طرح P4C قدمي برداريم ؟ اگر با من موافقيد، حالا بايد ببينيم من و شما كه كوهي از پيش‌فرض‌ها و عادات و هنجارهاي ذهني و فكري رو از جامعه گرفتيم، چطور مي‌تونيم در برابر تمام اينها، اون نوع تفكر پرسشگرانه و فلسفي رو دوباره در خودمون احيا كنيم ؟
  20. سلام جزوه‌ي كلاسي يا كتاب آقاي احد كاظمي ؟ كتاب تاليف آقاي احد كاظمي يا كتاب ترجمه‌ شده توسط ايشون (كتاب هادي سعادت) ؟ بررسي سيتم‌هاي قدرت 1 يا 2 ؟
  21. شعر از : بيتا اميري دفتر : ارديبهشت چشم‌هايم شعر : زير باراني كه نيست موسيقي : Origen - Rendezvous in the Pachelbel’s Fantasy بشنويد
  22. خب. اول ممنون از وقتي كه گذاشتي :4chsmu1: همونطور كه گفتي، يك گفتگو بود؛ اما در حين گفتگو مي‌شد با اين طرح، دغدغه‌ها و بعضي مسائلش آشنا شد. اگر منظورت از اينكه از طريق عمل به بچه‌ها پرسشگري ياد داده بشه، اينه كه با خود بچه‌ها اين كار تمرين بشه، خوب بنظرم همين اتفاق ميوفته. مثلا اول يك داستان خونده مي‌شه، بعد بچه‌ها به كمك مربي شروع مي‌كنن به گفتگو و پرسشگري. پس مواد لازم براي P4C : تعدادي كودك 1 عدد مربي ( كه كارش فقط هدايت سوالات هست) 1 داستان سوال برانگيز حالا بومي‌سازي و اين حرف‌ها، بنظر بيشتر حاشيه و فشارهاي ناشي از مسئولين هست تا اينكه اهميتي در
  23. سلام دقت كن كه رمز عبور دوتا a پشت سر هم داره. بهتره خود رمزي كه محمد فرستاده رو عيناً Copy و Paste كني كه مشكلي پيش نياد.
  24. منم شركت كردم؛ 110 شد امتيازم صداي تيك تاك ساعتش هم خيلي باحال بود
  25. بر اساس سخنان شما به نظر می رسد اجرای برنامه فلسفه برای کودکان در نظام سنتی عملی نیست و نیازمند نظام متفاوتی هستیم؟ لیپمن می گوید، جان دیویی یک انقلابی در زمینه آموزش و پرورش بود. دیویی بر این نظر بود که نظام آموزشی حافظه محور باید از میان برداشته شود. افراد بسیاری هم به عقاید دیویی علاقمند شدند ولی آنگاه که خواستند برنامه های دیویی را در نظام آموزشی سابق اجرا کنند به تدریج برنامه های دیویی منحل شد. زیرا پایه های نظام آموزشی مشکل داشتند. بر مبنای ویژگی های نظام سنتی آموزشی کشور ما و همین طور تفاوت آن با خصوصیت های برنامه p4c به نظر می رسد تعارض های بعضا جدی می تواند میان این دو برنامه در سطح
×
×
  • اضافه کردن...