رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

حوصله ام ته گرفته است

 

بفرمایید . . .

 

ته دیگ

 

با طعم ِزهر ِمار !!!

  • Like 16
  • پاسخ 1.4k
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

این بار شاید دزدیدی نگاهت را..

که ندیدی...دائم چشمانش دو دو می زد...

شاید فکر کردی این گونه برایش بهتر است...

شاید حق با تو باشد....شاید..

 

اما این حس در خاکستری ترین رنگ...به سیاهی می زند...حتی اگر نیت تو سفید باشد...

  • Like 9
ارسال شده در

فرق داری...

هنوز با خیلی ها فرق داری

بی منی ...

با اینکه دنیا دنیا درد داری

شمال و جنوب بهونست

بگو از غرب ...

گله هایی که از شرق داری

سر به سرم با تنهایی ...

بگو به من هر چه غم داری

باز بغض کردی و رفتی...

این همه زخم، عجب دلی داری؟!

.

.

.

ع.د

 

{تقدیم به ممول عزیز}:icon_gol:

همیشه منتظریم...

  • Like 8
ارسال شده در

دلم با تو بود

تو ولی سرد شدی

آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم

و تو به من تهمت سرد شدن زدی !

  • Like 9
ارسال شده در

دو وقــت دلــم مــي گــيــرد ..

 

يكــي وقتــي بــا "بــــلــــه" جــواب مــي دهــي

يــكــي وقــتــي "شــــمــــا" صــدايم مــي كــنــي ..!!!

 

چــگــونه صــدايــت كنــم كـه بــا "جــــانــم" جــواب دهــي؟

و "تــــو" صــدايــم كــنــي؟!!

  • Like 10
ارسال شده در

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

 

نه نه! چه می گویم فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست...

 

منظور من این که شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

 

ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

 

حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

 

از دور می آید صدای پا

حتا همین پا و صدا را دوست...

 

این بار دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم من شما را دوست...

  • Like 6
  • 4 هفته بعد...
ارسال شده در

تو هم می دانی

 

با گلوی لبریز از بغض

 

و نگهداشتن باران پشت چشم ها

 

لبخند زنان در میان جمع نشستن

 

چقدر دشوار است...!

  • Like 10
ارسال شده در

چه خبر ای همه کابوس پریشانی من؟

دیدی آخر به سر آمد شب بارانی من؟

 

خنده غمزده خشکید به روی دو لبم

آه از بغض غم و گریه پنهانی من

 

درج یک بوسه ات ای خواب دلم را سوزاند

داغ عشق است که وامانده به پیشانی من

 

رخت اندوه فراق تو که آویزان است

روی بند دل فرسوده ز حیرانی من!

 

کاشکی سنگ دلت رحم به جانم میکرد

نشکن این آینه را ساحت ویرانی من!!

  • Like 5
ارسال شده در

خوبم...

درست مثل مزرعه ای که

محصولش را ملخ هاخورده اند

دیگر نگران داس ها نیستم....

  • Like 6
ارسال شده در

کـاش دفتـر خاطراتــم

چراغ جادو بود

تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی

به رویش دست میکشیدم

تــو از درونش

با آرزوی من بیرون می آمدی!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • Like 5
ارسال شده در

15910138846522869829.jpg

درختان به من آموختند:

که پایبندی هردرخت

به اندازه ی ریشه های اوست....

 

به هر درختی نمی توان تکیه کرد!!

  • Like 4
ارسال شده در

گرچه چشم ها باز است ولی باور کن

بیداری با بی خوابی خیلی تفاوت دارد ...

مثل من ، که شاد باشم یا غمگین

لبم خندان است.. !

  • Like 11
ارسال شده در

شاید تو

سکوت میان کلامم بـاشی

دیده نمیشوی

اما مـن، تـو را اِحساس مـیکنم

شاید تو

هیاهـوی قلبم باشی

شنیده نمیشوی

اما من، تـو را نـفس مـیکشم

  • Like 13
  • 4 هفته بعد...
ارسال شده در

تقصیر کسی نیست

که از آب و چای و قهوه هم

فال می گیریم !

قرن هاست

معجزه ای نباریده و ما

تشنه مانده ایم ...

 

بهار منصوری

  • Like 11
ارسال شده در

همه ی رنگ ها دیگه با هم ترکیب شدن،یک جورایی محو شدن تو هم.

معلوم نیست ممکنه یکی پیراهن اون یکی رو قرض کرده باشه ولی زیر پیراهنش یک رنگ دیگه باشه!

چه توقعی داریم ما از واژه ها،وقتی خالقاشون این همه دنبال پیچوندن هستن!

 

حالا هر رنگی دوست داری به این متن نسبت بده:ws37:

  • Like 7
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

دستم بگیر

دارم به یادت

.

.

.

می افتم

 

 

سینا به منش

  • Like 7
ارسال شده در

خداوندا ؛

 

 

 

قیامتت را بر پا کن!!!

 

 

 

تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم ....

  • Like 8
ارسال شده در

تو به احساست بیاموزنفس نکشد

هوای دل ها آلودست

اینجا

فاصله یک عشق تا عشق بعدی

یک نخ سیگار است .. .

 

 

 

 

 

  • Like 7
ارسال شده در

بــرخـی از احـساس هــا را بــایــد ،

مــرد بــاشی ، تــا بـفهمـی !

زن بــاشی تــا ، درک کـنی !

  • Like 7
ارسال شده در

تـــو رفتــــه اي و من مانده ام ؛

 

 

قــصه تـكراري نــوشتن نـدارد.....

  • Like 7

×
×
  • اضافه کردن...