رفتن به مطلب

صدای سنگین سکوت...!


*Polaris*

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

کاش دهخدا می دانست

 

 

دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی….

 

 

تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”

  • Like 4
  • پاسخ 581
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

خــوب ِ مــن ،

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم

  • Like 6
ارسال شده در

ای همزاد

 

٬ای همراه ای هم سرنوشت ٬

 

هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت ٬

 

شعرهایم رانوشتی ؟

 

دست خوش اشک هایم را کجا خواهی نوشت....؟

  • Like 5
ارسال شده در

آرام ، آرام

گام بردار

و در میان سکوت هایم

قدم بزن

می خواهم ،

مست صدای آمدنت شوم

بیا ...

  • Like 5
ارسال شده در

شکایت و گله ای نیست

اما چرا تقدیر را این گونه رقم زده ای

خداوندا چه کسی جواب این همه سوالهای مرا خواهد داد

خداوندا قسمت و حکمتت چرا اینگونه است

سکوت می کنم تا جوابی رسد

  • Like 4
ارسال شده در

سکوت همیشه از روی رضایت نیست.

گاهی نشانه اعتراض است!

 

گاهی مودبانه خفه شدن است!

 

گاهی فداکاری و از خودگذشتگی است!

 

و گاهی ازروی بی تفاوتی است

 

و چقدرآزاردهنده است این آخری:sigh:

  • Like 4
ارسال شده در

مـی نویسـم ؛

 

تــا مردم از این سکوت مرگبارم

 

شـک نکننــد ،

 

که شایـــد مرده بـاشم ... !!!

:sigh:

  • Like 5
ارسال شده در

[h=3]خیلی وقت است فراموش کرده ام …

کدامیک را سخت تر می کشم … ؟

رنــــج !

انتظار !

یا نفس را …[/h]

  • Like 6
ارسال شده در

حالا که تا اينجا آمدم،

 

حالا که چيزي تا رسيدن به تو نمونده

 

خدا تازه يادش افتاده که ما

 

قسمت هم.....نيستيم.!!!

  • Like 4
ارسال شده در

کاش می شد گاهی،

به زبان سکوت با هم صحبت کرد.

دستور زبان سکوت را کاش همه می دانستند.

آن وقت چقدر سکوت هر شخص معنا داشت.

آنوقت چقدر سکوت می شد داشت در یک چشم.

چقدر دلتنگی می شد کاشت در یک نگاه.

  • Like 3
ارسال شده در

تـــو ، رو برمیگردانی ..

 

بیچـــاره من !

 

زیـــر و رو میشوم !!

  • Like 8
ارسال شده در

نفس تنگی هم بد دردی ست ....

 

ثانیه ها نمی گذارند نفس بکشم ....

  • Like 7
ارسال شده در

به یاد آرزوهایی که می میرند،سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد...

  • Like 8
ارسال شده در

آدمی که بی صدا قهر میکند

می خواهد که بماند

که دوباره بخواهد

که دوباره خواسته شود

وگرنه

رفتن را که بلد است...

  • Like 11
ارسال شده در

بهترین دست همیشه برنده نیست ...

 

در بازی عشق آس هایتان را همان اول بازی نکنید،

 

کمی که بگذرد

 

کس دیگری با یک ورق دو لوی حکم

 

بر این رابطه پادشاهی میکند.....

  • Like 7
ارسال شده در

من سکوتت را

آن گاه که چون زندگان

خیره به سقف اتاق

کنارم خوابیده بودی

می شنیدم

اما تو صدای نفسهایم را

چون مردگان

نمی شنیدی

من میان زندگی و مرگ

مردد بودم

و تو

با خیال راحت مرده بودی

  • Like 7
ارسال شده در

بهار شده اما...

 

ته دل من هنوز زمستان است....!

  • Like 6
ارسال شده در

مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد !

 

ســــر و تـــه ....!

 

شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد ... !!!

  • Like 7
ارسال شده در

رهـایی آرزوی مـــن است

رهــا شــدن از سکــوتی کـــه

هــرگز آن را بــه مرز فریـــاد نـــرســانده ام

معنــای فریــاد را نمیــدانم

بی علت نیست کــه در ایــن سکوت جــا مـــانده ام...

  • Like 6
ارسال شده در

شب آهنگ من

در تنهایی خلاصه شدم ام

زمزمه کردن

نام توست

حسرت کال به دست آوردنت

بالاتر از هر سکوتی

گوش احساسم را کر میکند

تو هم امتحان کن

.. جوابی خواهی گرفت ..

  • Like 4

×
×
  • اضافه کردن...