VINA 31339 ارسال شده در 16 اردیبهشت، 2014 گاهی حق میدم بگن فلانی معتاد شده دلم میخواد یه چیزی باشه که برای چند ساعت از دنیا دورم کنه 6
One gear 7070 ارسال شده در 16 اردیبهشت، 2014 امروز بعد دو روز تلاش بی وقفه تونستم واسه دوماد کوشولوی نازم "خواهرزادم" یه پلیور ببافم... خوجل شد .... کلی داشتم پز میدادم تو خونه که فهمیتم مامانم همینو تو 14 سالگیش می بافته !!! عجب مامانایی بشیم ما!!!! 13
wat 1607 ارسال شده در 16 اردیبهشت، 2014 چرا همیشه تو شادیت باید ضدحال بخوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ینی همیشه چیزی واسه ضدحال زدن بهت هست......... 9
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 16 اردیبهشت، 2014 من دیگر از تکرار مکررات خسته ام...دلم حرف های تازه میخواهد... حرف هایی که بوی تعفن نمی دهند... حرف هایی که نه دروغ است و نه ریا... و نه از جنس آن حرفهایی که یک...ن ا م ر د...میزد...دلم حرف میخواهد... حرفهایی که حس لطیف بودنم را به بازی نگیرند... 11
hakan_68 2446 ارسال شده در 16 اردیبهشت، 2014 دلم می خواد از تمام عمرم بگذرم از تمام لحظه های که تلاش کزدم و نرسیدم از تمام دقایقی مرا به تلاش می خواندن ولی به نتیجه نه!این روزها دنیا یه کامم نیست حس می کنم باید دنبال دنیای دیگری باشم ...... هیچ کدام از گذرهای زندگی دنیا یه کامم نبود! نمی دانم خودم کردم!یا... این روزها دلیلی برای زندگیم نمی بینم!!!! شاید شاید بخواهم دنبال دنیای دیگری....... 5
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 نفسم عشق من ... چقدر بیتابم در این لحظات که نیستی و یادت را به اغوش میکشم .... چقدر بیتابم ... چقدر بیتابم این لحظات را که دوریت را به رخ عاشقانه های من میکشند ... ای کاش ......می امدی و نمیگذاشتی که روزگار فاصله ها برای عشقمان علم کنند ... ای کاش بیایی و مرا با خود به سرزمین قلبت به حصار زیبای اغوشت بری ... چشمانم خمار و مست از دیدار تو .........تنم گرم از اغوش تو .... من تو را میخواهم .....لحظه های با تو بودن را .... تو را ... عشق من ... 2
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺩﻟﻨﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﯽ... ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎﺳﺖ 7
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 باتو عاشق شدم .......و همه ی ترانه هایم به حقیقت رسید تن سردم در وجود گرم تو حیات بخشیده شد .... من میزبان نفسهای عاشقانه توام .... من مانی ....عاشق توام .... زندگی من 8
Ssara 14641 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 از یک ویژگی خودم خیلی بدم میاد! به جایی رسیدم که دیگه نمی تونم اعتماد کنم! به بعضی ها بیشتر! این باعث میشه حتی کوچک ترین استباه منو عصبانی کنه! بعد خیلی به طرف بپرم!دیگه هی برنجونم...! خب چی میشه همه صاف و ساده باشن تا من با شک به کسی نگاه نکنم؟ بهترین و عزیزترین دوستم رو رنجوندم! اونم خیلی تحمل کرد ولی دیگه نتونست! خب دیگه باید بگم بیخیال چون خسته شد. ایشالا موفق باشه! 9
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 دو شبانه روز آپارتمان ما شده قیامت سیار! طبقه بالایی ما در سه وعده متفاوت همو میزنن و جر میدن و فحش میدن با تمام شدت! خلاصه به لطف خدا بعد از کتک کاری امروز و صدای جیغی که با چاقو میخوای بزنی!و ..الان خانم محترم به این نتیجه رسید که نمیتونه با این آقا زندگی کنه و رفت تا تکلیفش روشن بشه! بعد از دوسال شاید یک روز همسایه هاشون بدون شنیدن جیغ و فحش روز رو به شب برسونن ناراحتی اعصاب گرفتیم 6
mim-shimi 25686 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 مخاطبای خاص ما متاهلا نیستن که بیان یه چیزی هم برا ما بنویسن اما ما که براشون میتونیم بنویسیم، نه؟؟؟؟؟ 7
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 مخاطبای خاص ما متاهلا نیستن که بیان یه چیزی هم برا ما بنویسن اما ما که براشون میتونیم بنویسیم، نه؟؟؟؟؟ نقل قول ممنوعه! بنویس یه نسخشم اس بده بهش! 4
mim-shimi 25686 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 همیشه دلم میخواست میتونستم از این متن های ادبی بنویسم مخصوصا برای مخاطب خاصم(از ته دل باشه، نه از اونا که انقد سختن که طرف نمیفهمه راجع به چیه، مال کیه، برا چی نوشته شده!!!!!) البته خیلی هم تلاش نکردم براش ولی با استعدادی که تو خودم سراغ دارم، اگه برم سمتش، نوشتم میشه پرفروش ترین نوشته طنز سال تا اینکه بشه یه نوشته ادبی حتی پیش پا افتاده عاشقتم - - - - - (اسم خودم بود، هول نشین) 6
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 همیشه دلم میخواست میتونستم از این متن های ادبی بنویسم مخصوصا برای مخاطب خاصم(از ته دل باشه، نه از اونا که انقد سختن که طرف نمیفهمه راجع به چیه، مال کیه، برا چی نوشته شده!!!!!)البته خیلی هم تلاش نکردم براش ولی با استعدادی که تو خودم سراغ دارم، اگه برم سمتش، نوشتم میشه پرفروش ترین نوشته طنز سال تا اینکه بشه یه نوشته ادبی حتی پیش پا افتاده عاشقتم - - - - - (اسم خودم بود، هول نشین) امروز چه اتفاقی اینجا افتاده ................ یهویی.......... 1
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 دوستت دارم ..... چقدر دلم برای لحظاتی که نام مرا میخواندی تنگ شده ........ چقدر دلم برای عاشقانه هایت تنگ شده ...... صدا کن مرا ........ صدایت را دوست دارم ....... نگاه کن مرا ..... نگاهت را دوست دارم ....... تو پر از عاشقانه ای ........ 5
maryam39 8211 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 پیروز یه خانم میانسالی اومده بود دانشگاه بعد از من سراغ یکی از دخترا رو گرفت که نشونش بدم از شانس اون دختره هم نبود بعد دوباره فرداش اومد و کلی با هم حرف زدیم و گرم گرفتیم و اینا بعدم اومد نشست سر یکی از کلاسامون حالا دختره بنده خدا روحش هم خبر نداشت که این خانمه کیه و واسه چه امر خیری اومده ببینتش یه لحظه که خانومه از کلاس رفته بود بیرون استاده رو کرده به من: ایشون هم کلاسیتون بودن؟؟؟ با این قیافه منم امدم جمعش کنم گفتم نه یه رشته دیگه بودن خلاصه این که ماجراهایی داریم ما هم تو دانشگاه 6
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 امشب امشب با تو رازها دارم حرفهای گفتنی بسیار دارم امشب میخواهم تاسحر باتو راز بگویم برای عشق تو تا میتونم شعر بگویم 4
venoos*m 593 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 امشب امشب با تو رازها دارم حرفهای گفتنی بسیار دارم امشب میخواهم تاسحر باتو راز بگویم برای عشق تو تا میتونم شعر بگویم امشب شبیست از عشق ........من به لالایی مهتاب نیارامم این شب را ... چشم در چشم تو سخن دارم ....گویم من هر چه عشق دادند این دردانه اهنگ را .... من ..به بالین تو امشب دعوتم یارم......جانا تو یارم باش امشب را .... 5
mani24 29665 ارسال شده در 17 اردیبهشت، 2014 شاهزاده ی من دلتنگتر از همیشه به اغوشم بکش و مرا از عاشقی برگیر ... عاشقم کن به این عشق ... حرارت بریز بر اغوشم ... صدایم کن تو از عشقت ....که من سخت محو تماشایم ... مرا در برگیر از نسیمی که کلام پرواز عاشقانه را به شمیم قلب های پر از احساس نجوا میکند ... کنارم باش ...ای عشق .... بمان با من ....بریز از حرارت عشق بر دامان بی کسی ها و مرا همدم و یار باش ... بمان با من .... بمان عشقم ... 6
ارسال های توصیه شده