B nam o neshan 12214 ارسال شده در 3 اردیبهشت، 2014 ايستادن پشت پنجره و زل زدن به دونه هاي برفي كه رقص كنان از آسمون ميباره... حالا كه داره برف مياد، فرصت بيرون رفتن ندارم دوست ندارم امسال حسرت برف بازي رو دلم بمونه 13
masi eng 47044 ارسال شده در 3 اردیبهشت، 2014 امروز شوک بدی بهم وارد شد.. خبر فوت دوستم.. منو خیلی بهم ریخت.. خودمم راهی بیمارستان داشت میکرد. ولی به لطف خداوند. و صبری که به بنده هاش اعطا کرده. و به کمک دوستان این اتفاق نیفتاد.. ولی خیلی ناراحتم. خیلی... یکی از عزیزای دل من. دوست مهربونم. اونم خیلی اتفاقی و نمیدونم اسمشو باید گذاشت چی قسمت حکمت.. الکی از دستش دادیم..با یه تصادف پاش شکست.. و به خاطر عمل پاش بیهوش شد و دیگه برنگشت به این دنیا.. خدا به خانوادش صبر بده.. خیلی ناراحتم خیلی... 11
Gandom.E 17805 ارسال شده در 3 اردیبهشت، 2014 آخه کی از الان خونه تکونی عیدو شروع میکنه که مامان من شروع کرده 13
delovan20 1048 ارسال شده در 3 اردیبهشت، 2014 من حالم گرفته ازاینکه نمیتونم برم رو پروف خودم و دوستام اخه مشکل از کجاست نمیدونم :5c6ipag2mnshmsf5ju3 9
MahSa.92 2151 ارسال شده در 3 اردیبهشت، 2014 پدر بزرگم ناراحتی قلبی داره....خبر دادن حالش بد شده بردنش بیمارستان...:5c6ipag2mnshmsf5ju3 خدایا صحیح و سالم برگرده خونه....:ws21::ws21: 14
a_ghadimi 4539 ارسال شده در 4 اردیبهشت، 2014 چقدر خوبه که بالاخره برف بارید :hapydancsmil:خدایا شکرت خیلی حس خوبیه که... روی برفای دست نخورده راه بری سرتو بالا بگیری تا دونه های برف بیفتن روی صورتت آدم برفی درست کنی ......... ...... .... .. . آخرش هم بشینی روی برف و آرزو کنی که کاش همه مردم مثل این برف سفید و پاک باشن... 10
sam arch 55879 ارسال شده در 4 اردیبهشت، 2014 چه خوب که تو هستی تا بر سیاهی آدمک ها بنشینی...برف! سپیدشان کنی..با آنکه این جامه عاریتی ست... در این میان جوانه ای پنهان لابه لای حَلبیِ کهنه بَر دَرِ خانه یِ پاپتی ها چه خوش روییده... باید دید فازش توهم بوده یا اشتباهی آمده!... یا شاید باید می بود تا من می دیدمش... . . . در بین دیدن این همه تصاویر تِکه به تکه...فازِ خستگی می پرد با یک قهوه ی داغ ولی تلخ با یاد همان جوانه... 18
sahar 91 9480 ارسال شده در 4 اردیبهشت، 2014 روزهای برفی را دوست دارم هر کس سرش به کار خودش گرم است همه سر به زیر، تنها به فکر سر نخوردن خودشان هستند روزهای برفی را دوست دارم آن الماس های درخشان رقصنده در هوا را دوست دارم. 13
nasim184 12256 ارسال شده در 4 اردیبهشت، 2014 نمیدونم چرا اینجوریه!!! ولی سر کارم مثلا یه هفته از سوتی خبری نییست بعد میبینی یه روز هر چی سوتی عالمه میریزه سرم!!نه یکی نه دوتا...ای بابا اصلا نمیدونم چرا! خداجون حداقل پخشش کن انقد تابلو نشممنم خوب فقط این شکلیم اصلا خودم نمیبازم کهانسان جایزالخطاست! به قول داداشم یعنی اگر خطا کنی برایت جایزه میخرند!!! خدایا شکرت...:hapydancsmil: 10
VINA 31339 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2014 بدترین حس دنیا اینه ... تو برف از کنار پارک رد شی و بشنوی خنده های عاشقانه و مستانه رو ..ببینی دستای تو هم گره خورده رو و تنهایی خودت 9
masi eng 47044 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2014 حالت من جلوی پنجره است... برفشم درست حسابی نیست....دلمون خوش باشه.. 8
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2014 واسه باغـــمـــون سگ خریدیم بستیم که دزد نیاد , سگو دزدیدن ...!نامردااااا 8
Gandom.E 17805 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2014 حالم از شبا بهم میخوره.. مخصوصا امشب...نمیدونم چه مرگمه اومدم برم تاپیک بزنم رفتم به چندتا تاپیک سر زدم حالمو بد کرد....یه حسی که انگار ازم سوء استفاده کردن باز اومد سراغم من که اینقد حساس و احساساتی نبودم....چرا اینطوری شدم؟؟!!! 7
شقایق31 40377 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2014 امشب 11 ساله که ازدواج کردیم کیک پختم غذا خوشمزه!پختم ولی سر درد خفن دارم دلم تاریکی و سکوت میخواد 12
maryam39 8211 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2014 به طرز عجیبی من و تمام کسانی که دوستشان دارم همه در یک نقطه مشترکیم اینکه همه عاشق مولاناییم پ.ن: کافی هست ولی اصلا لازم نیست! 9
آرتاش 33340 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2014 راستش خدا جون خیلی دوست دارم خدا تنها کسی هست که وقتی باهام قهر میکنه خوشی دنیا میشه عذاب میشه بی تفاوت شدن خدا نسبت بهم:icon_gol:بنده ی خدا بودنم عالمی داره وقتی ثانیه به ثانیه حواسش بهت هست 12
maryam39 8211 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2014 چقدر خوبه میام میبینیم دوستام انقدر ارتباط معنوی قوی ای دارن. خوش بحالتون... گاهی وقتا فکر میکنم خط تلفن من و خدا یه طرفه شده... اما تا به خودم میام می بینم که یه طرفش از طرف اونه نه من... احتمالا اونم داره با خودش میگه نمی دونم چرا هرچی زنگ میزنم این بنده ام گوشی رو بر نمیداره... خدایا من گوشام خییییلی سنگین شده... خیلی 10
nasim184 12256 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2014 امروز روز عجیبی بود...من گریه ابجی گریه! نمیدونم گریه شوق یا از روی ناراحتی! دلم گرفت نه اینکه ناراحت باشم ولی کاش کنارم بود کاش با هم بودیم ... بیخیال میدونم کار خدا بی حکمت نیست امشب دلشورهام دارم!نمیدونم نگران چیم ...ولی نگرانم شاید یه مدت نباشم ...نمیدونم این یه مدت از کی و چه ساعتی شروع شه! ولی امیدوارم که هر کس اینجا ناراحت کردم و رنجوندم منو ببخشه و حلالم کنه خیلی دوستون دارم و خواهم داشت:hapydancsmil:اینجا برام پر از خاطراته....منو یادتون نره هاااامن که اصلا شمارو یادم نمیره . . چه لحظه ی بدیه وقتی میبینی مادری به خاطر بچش دلش میشکنه و جلوت گریه میکنه! خدایا همه مریضارو شفا بده چرا ما شکرگزارت نیستیم چرا همش مینالیم . . . خدا اوج دوست داشتنش بهم نشووون داد!نمیدونم اماده بودم یا نه ولی خوشحالم خیلی:hapydancsmil:!امیدوارم سزاوار این محبتش باشم خدایا مراقب همه باش مراقب منم باشتا بهترین باشم برات انگار غمگین شد.... من تو هر ساعتی که برم تا یه مدت باز با اسپمام برمیگردم فک نکنید از دستم راحت شدید هاااا 12
ارسال های توصیه شده