رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

کمی باید از خود فاصله گرفت

و جای بیننده نشست

شاید سوتفاهمی شده باشد

تا دیر نشده این کار و باید کرد

  • Like 15
ارسال شده در

همیشه، زیاد، تقصیر من نیست

 

حال و هوایم، مثل آهنگ Lament شده امروز

 

خدایا، امیدوارم بتونی روزی خودت رو ببخشی

  • Like 5
ارسال شده در

دلم سردی هوا

خیابانی بی انتها

و پالتویی با جیب های بزرگ

میخواهد!

تا با سوت هایی ممتد

زندگیم را

از سوت و کوری نجات دهم!

  • Like 11
ارسال شده در

یکی نیست به بعضیا بگه عاخه یه چیزی رو بلد نیستی هی نپیچونش...:banel_smiley_4:

خیلی راحت بگو بلد نیستم:vahidrk:

  • Like 13
ارسال شده در

هیچ وقت زود قضاوت نکنید چون بعضی اشتباها قابل جبران نیستن:w16:

  • Like 16
ارسال شده در

دلتنگی نوشتنی نیست........

 

فقط باید صبور بود تا شب برسه راحت دراز بکشیو از چشمات بیرونشون کنی بدون اینکه کسی بگه چی شده

  • Like 14
ارسال شده در

.

خــــد ا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمیشودو تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه كردن. خـــــــــــدا را برایتان آرزودارم......کاش از خدا بیاموزیم ..

.

  • Like 14
ارسال شده در

این تصویر حرف های زیادی برای گفتن داره به اندازه یک کتاب 1000 صفحه ای:ws37:

 

7vrdezv510p97iiwqrh.jpg

  • Like 12
ارسال شده در

امروزم باز به دست اوردن دل چند ادم به قیمت از دست دادن فرصتای خودم....

شاید خوب و شاید بد!!!

هیچ کس نمیدونه:ws52:

اما امیدوارم فقط تو...خود تو ...راضی باشی

تا من اسوده باشم:ws37:

خدایا هزاران بار شکر

 

  • Like 16
ارسال شده در

قلمهایتان را چک کنید ...شاید در بعضی آنها جای جوهر باروت است ...هنوز چند خطی ننوشتم ...همه چیز آتش شد ..:whistle:

  • Like 11
ارسال شده در

دل بعضیا رو باید با کبریت سوزوند:banel_smiley_4:

  • Like 12
ارسال شده در

هر وقت خواستم یه چیزی رو تغییر بدم تلاش کردم برا تغییرش الان وقت یه تلاش بزرگه:ws37:

همیشه تفاوت آنچه را که بدست می آوری و آنچه را که سزاوارش هستی را بدان . ..

  • Like 14
ارسال شده در

دلم براي هواي سرد تنگ شده

 

نم بارون و قله مه گرفته ...

 

يك خيابون و درخت هاي تنومدنش

 

و من ...

 

و من با پالتوي بلند سياهم قدم بزنم ... با يك سيگار ... سيگاري كه هيچ وقت كشيده نشد

 

...........

 

پا ييز فصل احساس :hanghead:

  • Like 15
ارسال شده در

ای کاش هنوز همون سارا کوچولو بودم که دغدغه هام عروسکام بود . . .

  • Like 11
ارسال شده در

این موقع ها ا اا داشتیم کتابامونو جلد میگرفتیم ...

یادش بخیر ...

IMAGE634838363556074219.jpg

  • Like 11
ارسال شده در

شکر که دل تو سینه ندارم

 

 

که اگه داشتم الان مثل بقیه باید غمباد می‌گرفتم یه گوشه‌ی اتاقم و غمباد غمباد غمباد....

 

دل ندارم و دلدارم نمی‌خوام

 

شکر

  • Like 9
ارسال شده در

برا خودم گاه نوشته نمینویسم

چون گاه نوشته ی من اینجاست:w16:

  • Like 8
ارسال شده در

عجب روزی بود امروز:ws37:

 

یه روز پر از اتفاق...

 

از 5 صبح که از خواب بیدار شدم اتفاقات جالبناک رخ داد تا همین چند دقیقه پیش...

 

کلی فکر کردم.. به اینکه باید به یه سری ترسا غلبه کنم ... باید از چیزای کوچیک شروع کنم...

 

 

به این منظور برای خاتمه دادن به تَرس هام 1 تصمیم انتحاری گرفتم....

 

 

اولیش رو امشب عملی کردم و اون اینکه امشب توی شهربازی تمام بازیهای ارتفاعی چرخشی رو انجام دادم... کوچیک بود اما خوب بود

 

1 شروع بود برای غلبه به ترس... 1 شروعی برای اینکه ترسهایی مثل ترس از انتخاب کردن رو از خودم دور کنم:ws37:

  • Like 16
ارسال شده در

آدم تا خودش مریض نشه نه اونطور که باید قدر سلامتیشو میدونه و نه میتونه حال یه مریضو درک کنه:ws37:

  • Like 14
ارسال شده در

بابا بعضیا عجب دلای بزرگی دارن....

یه حرفی که میخوان بت بزنن چندوقت کشش میدن..میپیچوننش...ادم میزارن تو آمپاس....بعدشم که میخان بگن ...پشیمون میشن:4564:

بابا این کار با من یکی نکنید...:icon_pf (34):روانی شدم...

تازه اخرشم خودم موضوعو حدس زدم

ولی خبر خوبی بود

خیلی خوشحال شدم

خدایا شکرت:hapydancsmil:

منتظر یه همچین روزی بودم:w12:

  • Like 14
×
×
  • اضافه کردن...