شــاروک 30242 ارسال شده در 23 مهر، 2013 احساس کردم از برج میلاد پرتم کردن پائین !! من چقدر وابسته این بچه ها شدم که 2 روز کارم گریه کردن شده بود و از خدا میخواستم که دلش راضی بشه ... وای خدای من ! گاهی وقتا باید موقتی چیزایی که بهشون وابسته ایم و دوستشون داریم و ازمون بگیرن تا قدرشونو بیشتر بدونیم ! مثل یه سرما خوردگی ســـــاده ! خــــدا جون دوست داررررررررم !! 16
archshaden 1168 ارسال شده در 23 مهر، 2013 چـقـدر خـوبــه بـعـضـی از آدمــا بـدونـن کـه اگـه چـیـزی رو بـه روشـون نـمیــاری از "ســـــادگــــــــی" نـیـسـت ... شـایـد دیـگـه اونـقـدر واسـت مـهـم نیـســتـن کـه روشـون حـــســـــــــاس بـاشــی ...! 14
آریودخت 43941 ارسال شده در 23 مهر، 2013 گاهی تو وضعیتی از زندگی قرار داریم که خودمو هیچ دلمون نمیخواست باشیم ، اما مثل پرنده ایم توی قفس ... پرنده توی قفس کاری نمیتونه بکنه ، از اینکه توی قفسه ضربه میخوره اما ... 9
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 23 مهر، 2013 یه استادی داشتم تو دوران کنکور همیشه میگفت برای زندگی کردن همیشه دل خوشی هست. استاد ادبیاتمون بود الان که چند سال از اون موقع ها میگذره امروز تو خیابون استادمو دیدم، منتظر تاکسی وایساده بود؛ پیاده شدم و سلام علیک کردم ازش خواهش کردم که برسونمش، بهش میگفتیم بابا خیلی استاد خوبی بود؛ اولش نشناختتم ولی بعد که فهمید گفت :اهان تو همون زلزله ی کلاس a ای منم گفتم با اجازتون. (کلا همه جا معروفم) خلاصه تو راه یکم صحبت کردیم بهش گفتم : بابا یادتونه همیشه میگفتین واسه زندگی دلخوشی زیاده؟ گفت: اره دخترم، مگه تو دلخوشی نداری، همینکه شادی ، سلامتی، دوتا پا داری که میتونی کلاج و ترمز بگیری، دو تا دست داری که فرمون و دنده رو گرفتی باهاش، همین چشمات که واسه اینکه افتاب اذیتشون نکنه عینک زدی بهشون دلخوشی عه و مهمتر از همه اون لب خندونت ینی دلخوشی....... یکم فکر کردم دیدم راست میگه. مگه از زندگی چی میخوایم به جز شادی و خوشی؟ واسه چی الکی ناراحتی کنیم؟ وقتی رسوندمش فقط گفتم خیلی دوسِت دارم بابااااااااااااااااااا 25
sasan2007 1323 ارسال شده در 23 مهر، 2013 حس خوبی هست حس بودن این روزا قشنگه این که توی این تاریکی دنیا اون دور دورا یک نوری میبینی هرچند کم اما بازم آرامش داره تو دستم بگیر آرامش یعنی همین خدای بزرگ 14
fargol_2408 3453 ارسال شده در 23 مهر، 2013 چقدر حس بدیه بعد سه هفته بیای و ببینی اکثر بچه ها و دوستات تغییر نام کاربری دادن و آواتاراشونم عوض شده، بعد تو دیگه جز دوستای نزدیکت، بقیه رو نمیشناسی ..... 17
Adel00 5292 ارسال شده در 23 مهر، 2013 به جایی رسیدم خودم به خودم پیام میدم. کجااااااااااااییییی قاصدک من؟؟؟؟؟؟ 11
haniye.a 5626 ارسال شده در 24 مهر، 2013 دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم، آهای جماعت… میشود کمکم کنید؟ شما دقیقا چه رنگی هستید… 11
آریودخت 43941 ارسال شده در 24 مهر، 2013 کاری رو شرو کردم که استارتش خوب بوده خدایا شکرت از همینم که نتیجه بگیرم یه دنیا واسم ارزش داره 13
Lean 56968 ارسال شده در 24 مهر، 2013 طرز تهیه یک فیلم در تلوزیون ضرغام نشان: 1: یک عدد پروژه ترجیحا از نوع تحریم شده در مورد پزشکی یا نفت باشه که چه بهتر 2:یک عدد استاد در نقش مراد ترجیحا محاسن کاملا سفید با دیدگاه های فیلسوفانه 3: چند عدد برادر دانشجوی عرزشی فوق نخبه با محاسن مشکی در نقش مرید 4: یک عدد خواهر عرزشی و با چادر کش دار اکتیو و پی گیر 5: یک عدد برادر در ظاهر عرزشی و در باطن غیر عرزشی پول دوست و پپه 6: چند تن فتنه گر ، عامل صهیونیست ، جاسوس و منحرف 7: چند عدد سرباز گم نام امام زمان بسیار خفن در ابتدا همه این مواد را در قابلمه ریخته هم می زنیم و یک فیلم نامه شلم شوربا تهیه می نماییم ، سپس در مسیر اعتلای نظام و رسیدن به خود کفایی پروژه مذکور را توسط برادران عرزشی تحت نظر استاد فیلسوف نما که حرف های قشنگ قشنگ می زند راه اندازی می نماییم ،در ادامه سر برادر ظاهرا عرزشی و بی بصیرت را توسط عوامل فتنه گول مالیده و یک عدد فرمول بسیار خفن در حد نظریه نسبیت انشتین را به عوامل استکبار تحویل می دهیم ، سپس سربازان گم نام را وارد صحنه میکنیم ، در این راستا یکی از برادران فوق عرزشی و خواهر مذکور را که در تمام صحنه ها با چادر ول و واز خود نمایی میکند به کمک سربازان گم نام فرستاده و کاشف به عمل می آید که برادر فوق عرزشی یک عدد فرمول خفن دیگر در آستین دارد و فرمول دزدیده شده جهت گول مالیدن سر عوامل استکبار طراحی شده ، سپس با تیزهوشی سربازان گم نام برادر بی بصیرت را شناسایی نموده و با رأفت اسلامی به مسیر والای انقلاب بازمیگردانیم با کمک برادر تواب کلیه عوامل صهیونیست را شناسایی و مشت محکمی به دهان استکبار می کوبیم ، در پایان جشن موفقیت پروژه و جشن عروسی برادر فوق عرزشی و خواهر عرزشی را برگزار می نماییم 12
آریودخت 43941 ارسال شده در 24 مهر، 2013 از مرهای اسم نما بیزارم تا کی مردم آزاری دروغ جفا کلک تا کی نامردی ؟ 8
viviyan 12431 ارسال شده در 24 مهر، 2013 یه جمله هست تو سرم وول میخوره ولی یادم نمیاد کجا خووندمش. احتمالا تو یه کتاب خووندمش ولی هیچی از کتابه یادم نمیاد، خیلی وقت نیست خووندم. با این مضمون: تو گروهی عضو نبودم، گروه های دوستی از دور جذابیت داشتن برام، و من وارد یکی از این گروه های دوستی شدم و حسادت ها، کینه ها، دعواهاشون رو با هم دیدم، آنها فقط در حضور دیگران بسیار با هم دوست بودند، شاد بودند و هوای هم رو داشتند و بعد از گروه خارج شدم و دیگر هرگز تو هیچ گروه دوستی ای عضو نشدم، بهشون لبخند زدم ولی دیگر هرگز واردشون نشدم. 12
manjari 2934 ارسال شده در 24 مهر، 2013 واقعا دیگه خسته شدم تا کی آدما فقط فکر خودشون باشند. لعنت به کسانی که میتونند گره از مشکل کسی باز کنند ولی بی توجهی میکنند چقدر بده که خیلی از ارزشهامون از بین رفته. 11
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 25 مهر، 2013 نمی دونم چرا به شدت هوس یه کفش قرمز به سرم زده...... یه لباس مشکی دارم که گل های رزقرمز داره....هی می خوام با اون ست کنم 15
دختر باران 18625 ارسال شده در 25 مهر، 2013 انجمن قراره با دکمه تشکر پیشرفت کنه که 2 روز یکبار اسمش عوض میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 11
ارسال های توصیه شده